Part one: Absence of Father
هسته شکلگیری شخصیت ادی یا… دیواری که دور شخصیت واقعیش کشیده شد.
اثراتی که نبود یک مدل مذکر توی خانواده میتونه روی یک نفر که تنها شخص مذکر اون جمعه، به جز خود پدر، داشته باشه روی نحوهی شکلگیری شخصیت اون فرد تاثیر میذاره. به چه صورت؟
مرد همیشه به عنوان کسی دیده میشه که خانواده رو سرپا نگهمیداره. نقشی که جامعه بهش داده به صورتیه که نباید جا بزنه، نباید خسته بشه، نباید اعتراض کنه و نباید خودش باشه چون جامعه به خود واقعیش نیاز نداره. فرض کنید این مسئولیت توی سنین کم روی دوش شما بیفته. بدون پدری که بتونه همراهی یا حداقل آماده تون کنه. شما اجازه ندارید بچگی کنید چون مادرتون بهتون نیاز داره. اجازه ندارید یک برادر ده ساله باشید چون خواهرتون به چیزی بیشتر از یک برادر نیاز داره. و محیطی که توش بزرگ شدید طوری تربیتتون کرده که شما تمام این ها رو وظیفه میدونید و اگر جز این عمل کنید فرزند خوبی نیستید. برادر خوبی نیستید. حتی انسان خوبی نیستید.
پسرها عمدتا الگوهای رفتاریشون رو توی سنین پایین از پدر میگیرن. یاد میگیرن چطوری به عنوان یک مرد وارد جامعه بشن. و وقتی پدری برای این مدلسازی وجود نداشته باشه مجبور تکهها رو از مردان اطرافشون بگیرن. و اگر باز هم کسی نباشه و جامعهی دورش رو زنها تشکیل بدن کار اون بچه سختتر میشه.
حالا این چه مشکلاتی میتونه ایجاد کنه؟
ما اینجا وارد اختلالات روانی نمیشیم. فعلا خیلی زوده که بخواد همچین چیزی شکل بگیره ولی ریسک فاکتورها از همینجا شروع میشن. چیزهایی که اگر الان توی این سن (کودکی تا نوجوانی) توسط خانواده برطرف یا کنترل نشن در آینده مشکل ساز و به اختلال تبدیل میشن. اضطراب، ایزوله شدن، دلبستگی و عدم پایداری روانی از ریسکهاییه که میتونن در سنین بالا تبدیل به اختلال شده و زندگی روزانهی شخص رو تحت تاثیر قرار بدن.
شخصیت پسری که بدون حضور فعال پدر بزرگ شده مجبوره نقش پدر رو بگیره. مجبور قوی باشه، گریه نکنه و یاد بگیره احساسات خودش در اولویت نیستن. وقت نداره ناراحت باشه چون مادرش ازش خواسته کاری رو انجام بده. وقت نداره حتی خودش رو بشناسه چون قبل از اینکه بخواد انجامش بده نقشش توی جامعه و خانواده رو انتخاب کردن. اضطراب کافی نبودن و ایزوله کردن احساسات و با طرز فکر "عواطف من فعلا مهم نیستن، نشون دادنشون فقط ضعیت بودنم رو ثابت میکنه"
😭7💔1
Part Two: Partner’s unplanned pregnancy at a young age
اینجا شروع رفتارهای تکانشی ادی رو داریم. وقتی متوجه بارداری شنن میشه میترسه. طبیعیه که بترسه. کسی که تمام عمرش سعی در قایم کردن خود واقعیش داشته و زیر مسئولیت هایی که حتی برای خودش نبودن نتونسته کودکی سالمی داشته باشه و شاید تنها راهش برای پیدا کردن خود واقعیش فرار از اون زندگی بوده، به خودش میاد و میبینه توسط یک موجود دیگه به اونجا زنجیر شده. پدر شدن توی اون سن چیزی نبود که خودش انتخابش کنه. وقتی شنید پارتنرش بارداره خوشحال نشده و فقط مغزش بوده که ناباورانه تکرار میکرده " نه نه نه نه". چون با وجود یک فرزند مجبوره تا آخر عمر نقشی که به از بچگی بهش تحمیل شده رو با خودش به دوش بکشه. دیگه عملا یک پدره. باید حتی قویتر از قبل باشه. ولی نمیخواد، نمیتونه. تحمل پذیرشش رو نداره. نیاز داره فاصله بگیره و برای مدتی برای خودش باشه. ولی از اون طرف الان یک همسره، یک پدره. باید نیازها خانوادهش رو براورده کنه.
و حالا در نظر بگیرید این آدم با این حجم از فشار روانی شبکه حمایتی سالمی هم نداشته باشه. خواهرهایی که ما چیزی ازشون ندیدیم. پدری که سرزنشش میکنه و هر روز اشتباهات رو توی صورتش میکوبه و مادری که گریه میکنه و ازش میخواد آبروی ریخته شدهشون رو جمع کنه.
😭6💔1
Part Three: Military service/Enlistment
اگر سریال رو دیده باشید متوجه میشید که ادی شخصیتی با مرزهای اخلاقی مشخصی داره. درست و غلط رو برای خودش به شکل خاصی تعریف کرده و عوض کردن طرز فکرش نسبت به این درست و غلطها اگر غیرممکن نباشه خیلی خیلی کار سختیه.
وارد نیروی زمینی ارتش شدن به عنوان یه پزشک خیلی از اون مرزهای اخلاقی رو زیر سوال میبره. ارتش به محض ورودتون شخصیت شما رو پاک و به شکل یه صفحهی سفید جلوی خودش میگیره و طوری پرش میکنه که بتونه بیشترین استفاده رو ازش ببره. توی ارتش آمریکا morality یه پیشنهاده. آره تو مجبوری یه زن رو بکشی آره تو مجبوری قتل عام کنی آره تو مجبوری یه روستا رو بمبارون کنی بدون اینکه برات مهم باشه کی توی زندگی میکنه چون یک نفر یک جایی بهت اطلاعات داده که فردی که دنبالشی اینجاست و همزمان زندگی همرزمانت به عنوان پزشک ارتش توی دستای توئه حتی اگه باعث مرگ خودت بشه.
اینجا شروع آسیب اخلاقی (moral injury) ادی دیاز رو داریم.
آسیب اخلاقی چیه؟ آسیبیه که به وجدان، ارزش های اخلاقی و فردی یک شخص وارد میشه.
دقت کنین یه اختلال روانی نیست. یه کانسپته روانشناختیه که ممکنه تعداد زیادی از اختلالات رو در بر بگیره یا حتی باعثشون بشه.
توی چه شرایطی اتفاق میفته؟
-کاری رو انجام بده که بر اخلاف ارزشهای اخلاقیه
-کاری رو انجام نده در صورتی که ارزش های اخلاقیش طوری که شکل گرفتن که باید اون کار رو انجام میداد.
-شخصیتی بالاتر از خودش (مقامات بالاتری مثل فرمانده یا…) بر خلاف این ارزش ها عمل و احساس خیانت به ارزشهای اخلاقی فرد رو منتقل کنن.
این آسیب بیشتر توی سربازها، پرستارها، آتشنشانها و دکترها دیده میشه.
نتیجهی این آسیب چیه؟
خشم (با توجه به موقعیت ممکنه سرکوب شده یا انفجاری باشه). که درمورد ادی بیشتر مواقع خشم سرکوب شدهش رو شاهد بودیم.
احساس گناه. خود سرزنشگری. انزوا. اختلالات خواب. اضطراب. شرم.
کسی که دچار آسیب اخلاقی شده خشمگینه چون تمام ارزشهاش فروخته ریختن و هیچ کاری نتونسته بکنه. خودش رو سرزنش میکنه چون فکر میکنه میتونسته جلوشون رو بگیره و انجامش نداده. وسواس گونه درموردشون فکر میکنه. چی میتونست عوض بشه؟ چی میتونست بهتر باشه؟ کجای راه رو اشتباه رفته.
ادی برای تمام کارهایی که کرده و نکرده شرمگینه. بهشون افتخار نمیکنه، درموردشون صحبت نمیکنه چون به نظرش افتخار نداره و برعکس، باید بخاطرشون تنبیه بشه. ممکنه تمام تلاشش رو بکنه که جبراشون کنه و هربار که شکست میخوره یک تکه از روحش میشکنه و بیشتر توی خودش فرو میره چون نه لیاقت بخشیده شدن و دیده شدن نداره.
😭5💔1
Part Four: Near-death experience during service
تا مرز مرگ رفتن و زنده موندن بدترین اتفاقی که از چشم یک سرباز میتونه برای خودش بیفته. اینکه شاهد مرگ همرزمانت باشی و هیچ کاری نتونی بکنی با این حال تنها کسی باشی که زنده مونده. همسران، فرزندان و پدران و مادرانشون رو ببینی که پرچم کشورت رو در آغوش گرفتن و گریه میکنن ولی تو زنده موندی و باید تا آخر عمرت این احساس گناه رو به دوش بکشی. نه تو اونقدر ارزش نداشتی که زنده بمونی. یکی از تو باهوش تر بود. یکی از تو مهربون تر بود. یکی مادر مریض داشت. یکی تازه قرار بود ازدواج کنه. یکی داشت بچه دار میشد. مهم نیست که تو هم شامل تمام اون داشتهها باشی یا نه. مهم اینه لیاقتش رو نداری.
تو الان چی داری؟ Survivor guiltی که حتی نمیدونی وجود داره.
و فقط این نیست. همراه باهاش combat stress reaction داری حتی با اینکه خودت انکارش میکنی. بیش از حد خستهای. مغزت کندتر از حالت عادی کار میکنه. خاطراتت رو درست به یاد نمیاری. خشم خشم خشم خشم. نفست بالا نمیاد چرا اینجایی چرا زنده ای که تا کی قراره زنده بمونی چی میشه اگر فقط نباشی؟
و حتی نمیتونی درست سوار ماشین بشی چون ماشین پشت سرت بوق زده و تو با پلک بعدی دیدی وسط منطقهی جنگی هستی و داره به سمتت شلیک میشه. چرا هیچ حسی نداری؟ الان باید ناراحت میشدی چرا هیچ حسی نداری؟ چیزی نبود که بخاطرش ناراحت بشی چرا لیوان رو شکوندی؟ نمیتونی بخوابی؟ بمیر. نمیتونی توی جشن چهارم جولای شرکت کنی؟ بمیر. نمیتونی صدای جیغ دوستهای پسرت توی تولدش رو بشنوی؟ بمیر بمیر بمیر چون تو PTSD داری.
😭6💔1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📹 Soldiers at War: Grey-Haired Boy (English subs) / Солдаты о войне - Седой Парнишка (текст) →
👤 #Omnistar_East →
@youtubabot: 📹480p
👤 #Omnistar_East →
@youtubabot: 📹480p
بچهها اگه دیدین خیلی دیر دارم جوابتونو میدم یکمش بخاطر اینه که جدا وقت نمیکنم و انرژی ندارم.
بقیهش بخاطر اینه که حس میکنم خیلی وقته جواب ندادم بعد خجالت میکشم جواب ندادم بعد همچنانبخاطر خجالته جواب نمیدم و به خودم میام میبینم سه هفتهست جواب ندادم چون خجالت کشیدم بعد یه هفته جواب بدم
بقیهش بخاطر اینه که حس میکنم خیلی وقته جواب ندادم بعد خجالت میکشم جواب ندادم بعد همچنانبخاطر خجالته جواب نمیدم و به خودم میام میبینم سه هفتهست جواب ندادم چون خجالت کشیدم بعد یه هفته جواب بدم
💘3
اونجایی فهمیدم مووآن کردن بلد نیستم که دو ماه پیش یه دختره که دم مترو موچی میفروخت یهو رفت من هنوز هربار از همون سمت میزنم بیرون شاید یه روز ببینمش حالشو بپرسم
😭7🤝1
Forwarded from شهاب پارسا
شما دیگه بزرگ شدید، بذارید راستشو بهتون بگم؛ آدما هم آنلاینن، هم وقتشون آزاده، اگه دیر به دیر سین میکنن یعنی حوصلهتو ندارن.
👍2
شهاب پارسا
شما دیگه بزرگ شدید، بذارید راستشو بهتون بگم؛ آدما هم آنلاینن، هم وقتشون آزاده، اگه دیر به دیر سین میکنن یعنی حوصلهتو ندارن.
خیلی حرف ناجالبیه
مردم میتونن آنلاین باشن و با کسی حرف نزنن. حالا یا انرژیشو ندارن یا حوصلهشو ندارن یا جفتش.
دوسال پیش من با هر کلمهای که تایپ میشد گریه میکردم. انقدر چت کردن و صحبتکردن برام سخت بود و ازم انرژی میگرفت.
نمیخوام جواب کسی رو بدم که فقط داده باشم و از سر خودم بازش کنم.
آره قبول دارم بعضی وقتها بیش از حد میشه ولی همیشه گفتم و توضیح دادم و عذرخواهی کردم
مردم میتونن آنلاین باشن و با کسی حرف نزنن. حالا یا انرژیشو ندارن یا حوصلهشو ندارن یا جفتش.
دوسال پیش من با هر کلمهای که تایپ میشد گریه میکردم. انقدر چت کردن و صحبتکردن برام سخت بود و ازم انرژی میگرفت.
نمیخوام جواب کسی رو بدم که فقط داده باشم و از سر خودم بازش کنم.
آره قبول دارم بعضی وقتها بیش از حد میشه ولی همیشه گفتم و توضیح دادم و عذرخواهی کردم
👍12
Forwarded from دُری گمشده
بازهم یادآوری میکنم: حواس بقیه رو سر امتحان بهخاطر تقلب پرت نکنید.
دُری گمشده
بازهم یادآوری میکنم: حواس بقیه رو سر امتحان بهخاطر تقلب پرت نکنید.
تقلب توی دانشگاه خیلی کار حقارتآمیزیه =)
یعنی چی با این سن هرکاری خواستی کردی جز درس خوندن سر امتحان هم جوابا رو از یکی دیگه میخوای. راهنمایی بودی میگفتیم سنش کمه سر به هواست عیب نداره درس مهمی هم نیست ولی دانشگاه بخون دیگه متاسفانه حتی کماهمیتترین درسها میتونن معدلت رو ببرن وسط جهنم
یعنی چی با این سن هرکاری خواستی کردی جز درس خوندن سر امتحان هم جوابا رو از یکی دیگه میخوای. راهنمایی بودی میگفتیم سنش کمه سر به هواست عیب نداره درس مهمی هم نیست ولی دانشگاه بخون دیگه متاسفانه حتی کماهمیتترین درسها میتونن معدلت رو ببرن وسط جهنم
👍12
استاد بده؟ واسه همه بده
با کسی که شرایط خاص داشته کاری ندارم ولی در اکثر مواقع وضعیت کاملا یکسانه
با کسی که شرایط خاص داشته کاری ندارم ولی در اکثر مواقع وضعیت کاملا یکسانه
👍3
یا باید پولدار باشی
یا پارتی داشته باشی
یا انقدر درس بخونی تا حالت بهم بخوره چون بخوای نخوای حتی اسم دانشگاه توی آیندهت تاثیر داره تک تک نمراتی که گرفتی توی این کشور تاثیر داره من دارم به چشم میبینم
یا پارتی داشته باشی
یا انقدر درس بخونی تا حالت بهم بخوره چون بخوای نخوای حتی اسم دانشگاه توی آیندهت تاثیر داره تک تک نمراتی که گرفتی توی این کشور تاثیر داره من دارم به چشم میبینم
👏10