𝐑𝐢𝐩𝐭𝐢𝐝𝐞 🏳🌈
اگه بعد مرگم برام 89 تا نامه ننویسه چی؟
اگر بعد از ناپدید شدن و پاک شدنم تنها کسی نباشه که من رو به یاد میاره چی؟
اگه بخاطرم آدم نکشه و نخوره و بعدش خودش رو تحویل اف بی ای نده که من چیزیم نشه چی؟
😭6
هربار کارهاتو میبینم یادم میاد که چقدر دوست داشتم نقاشی یاد بگیرم و هیچ وقت سراغش نرفتم
🤝4
یه چیزی بگم و برم بخوابم فردا باید برم سرکار.
این هفته یه کتاب خوندم
درمورد یه فضانورد بود و کپ کامش.
کپ کام چیه؟ Capsule Communicator
کسیه که از روی زمین فضانوردها رو هدایت میکنه. علائم حیاتیشون رو چک میکنه و حواسش هست همهچی سرجاش باشه و درست پیش بره.
روز اولی که هرمس یک به فضا فرستاده میشه کپکام اصلیشون حین برقراری ارتباط سکته میکنه. و از اون جایی که از سیستم جدیدی استفاده میکردن که بتونن بدون تاخیر با فضانوردها صحبت کنن و هنوز جای کار داشته، آدمهای زیادی نیستن که کاملا با سیستم تعلیم داده شده باشن.
و اینجا ما پاتریک رو داریم. نابغهی ۲۷ سالهای که سیستم رو طراحی کرده و ساعت سه نصفه شب باهاش تماس گرفته میشه که خودش رو به پایگاه ناسا توی هیوستون برسونه چون ارتباط با هرمس ۱ باید حفظ بشه.
نیمهی اول کتاب توی ۲۵ روز اتفاق میفته. رابطهای که بین کپکام و رهبر اون تیم شکل میگیره درحالی که اون رهبر فقط صدای کپکام رو میشنوه و کپکام فقط صدا داره و دوربینی که کیفیت خیلی جالبی هم نداره.
احساسات بینشون سریعتر و شدیدتر از حالت عادی شکل میگیره ولی شما تک تک ثانیههای اون ۲۵ روز رو باهاشون زندگی میکنید و به این فکر میکنید که اگر جای اونها بودید شاید به همین شکل قلبتون رو به طرف مقابل میدادید.
خیلی خیلی نرم بود و بعد از دیدن اون همه نویسندهای که جز صحنههای جنسی و خشن چیزی برای ارائه ندارن واقعا چسبید. واقعا واقعا چسبید.
این هفته یه کتاب خوندم
درمورد یه فضانورد بود و کپ کامش.
کپ کام چیه؟ Capsule Communicator
کسیه که از روی زمین فضانوردها رو هدایت میکنه. علائم حیاتیشون رو چک میکنه و حواسش هست همهچی سرجاش باشه و درست پیش بره.
روز اولی که هرمس یک به فضا فرستاده میشه کپکام اصلیشون حین برقراری ارتباط سکته میکنه. و از اون جایی که از سیستم جدیدی استفاده میکردن که بتونن بدون تاخیر با فضانوردها صحبت کنن و هنوز جای کار داشته، آدمهای زیادی نیستن که کاملا با سیستم تعلیم داده شده باشن.
و اینجا ما پاتریک رو داریم. نابغهی ۲۷ سالهای که سیستم رو طراحی کرده و ساعت سه نصفه شب باهاش تماس گرفته میشه که خودش رو به پایگاه ناسا توی هیوستون برسونه چون ارتباط با هرمس ۱ باید حفظ بشه.
نیمهی اول کتاب توی ۲۵ روز اتفاق میفته. رابطهای که بین کپکام و رهبر اون تیم شکل میگیره درحالی که اون رهبر فقط صدای کپکام رو میشنوه و کپکام فقط صدا داره و دوربینی که کیفیت خیلی جالبی هم نداره.
احساسات بینشون سریعتر و شدیدتر از حالت عادی شکل میگیره ولی شما تک تک ثانیههای اون ۲۵ روز رو باهاشون زندگی میکنید و به این فکر میکنید که اگر جای اونها بودید شاید به همین شکل قلبتون رو به طرف مقابل میدادید.
خیلی خیلی نرم بود و بعد از دیدن اون همه نویسندهای که جز صحنههای جنسی و خشن چیزی برای ارائه ندارن واقعا چسبید. واقعا واقعا چسبید.
💘8❤6