کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
بهمن یزدی صمدی
#تقویم_فرهنگی امروز، ۹ آبان ۱۳۹۷
۸۱ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۱۶، بهمن یزدی صمدی ـ دکتر در دانش ژنتیک و اصلاح نباتات، استاد ممتاز دانشگاه تهران، عضو پیوسته در فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران و چهرهی ماندگار عرصهی علوم کشاورزی ـ به دنیا آمد.
بهمن یزدی صمدی در ۹ آبان ۱۳۱۶ در قصر شیرین متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در کرمانشاه به پایان رساند و در سال ۱۳۳۶ وارد دانشکدهی کشاورزی دانشگاه تهران شد. پس از دریافت دانشنامهی لیسانس در رشتهی کشاورزی عمومی، در سال ۱۳۴۱ برای ادامهی تحصیل به آمریکا رفت و در دانشگاه کالیفرنیا دورهی فوق لیسانس و دکتری را به ترتیب در رشتههای «اگرونومی» و «ژنتیک و اصلاح نباتات» در سالهای ۱۳۴۳ و ۱۳۴۶ به پایان رساند. یک سال بعد به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران (دانشکدهی کشاورزی) به عنوان استادیار مشغول کار شد و در ۱۳۵۲ به مرتبهی دانشیاری ارتقا یافت.
دکتر یزدی صمدی در سالهای ۱۳۵۳ و ۱۳۵۵ دوباره به آمریکا رفت و این بار یک سال در دانشگاه ایلینوی دورهی فوق دکتری را طی کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در سمت معاون تحقیقاتی و آموزشی وزارت کشاورزی، از ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۲، و سپس در سمت رئیس دانشگاه تهران تا سال ۱۳۶۴ خدمت نمود. وی سرپرستی گروه برنامهریزی کشاورزی شورای عالی انقلاب فرهنگی را هم در کارنامهی فعالیتهای علمی خود دارد و از سال ۱۳۶۹ نیز به عنوان عضو پیوستهی فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی در گروه علوم کشاورزی مشغول خدمت است.
دکتر یزدی صمدی در نخستین همایش چهرههای ماندگار در سال ۱۳۸۰، در عرصهی علوم کشاورزی برگزیده شد. از فعالیتهای این استاد و پژوهشگر علوم کشاورزی، حدود ۱۵ مقالهی علمی به زبان فارسی و ۱۵ مقاله نیز به زبان انگلیسی در مجلات بینالمللی، تهیهی جزوات درسی در ژنتیک، اصلاح نباتات و طرحهای آزمایشی برای دانشجویان، راهنمایی و مشاورهی بیش از ۴۰ رسالهی فوق لیسانس و دکتری در رشتههای کشاورزی و تألیف کتاب «اصلاح نباتات زراعی» است.
دکتر یزدی صمدی در ۴۰ کنگره، سمینار و سمپوزیوم علمیِ داخلی و خارجی شرکت کرده و مقاله ارائه داده است؛ تعداد زیادی طرحهای تحقیقاتی را به پایان رسانده و جوائز بهترین تحقیق و بهترین مقاله را نیز از وزارت فرهنگ و آموزش عالی و از دانشگاه تهران دریافت نموده و عنوان استاد ممتاز دانشگاه تهران را نیز داراست.
دکتر بهمن یزدی صمدی امروز ۸۱امین شمع زندگانیاش روشن میشود.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۸۱ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۱۶، بهمن یزدی صمدی ـ دکتر در دانش ژنتیک و اصلاح نباتات، استاد ممتاز دانشگاه تهران، عضو پیوسته در فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران و چهرهی ماندگار عرصهی علوم کشاورزی ـ به دنیا آمد.
بهمن یزدی صمدی در ۹ آبان ۱۳۱۶ در قصر شیرین متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در کرمانشاه به پایان رساند و در سال ۱۳۳۶ وارد دانشکدهی کشاورزی دانشگاه تهران شد. پس از دریافت دانشنامهی لیسانس در رشتهی کشاورزی عمومی، در سال ۱۳۴۱ برای ادامهی تحصیل به آمریکا رفت و در دانشگاه کالیفرنیا دورهی فوق لیسانس و دکتری را به ترتیب در رشتههای «اگرونومی» و «ژنتیک و اصلاح نباتات» در سالهای ۱۳۴۳ و ۱۳۴۶ به پایان رساند. یک سال بعد به ایران بازگشت و در دانشگاه تهران (دانشکدهی کشاورزی) به عنوان استادیار مشغول کار شد و در ۱۳۵۲ به مرتبهی دانشیاری ارتقا یافت.
دکتر یزدی صمدی در سالهای ۱۳۵۳ و ۱۳۵۵ دوباره به آمریکا رفت و این بار یک سال در دانشگاه ایلینوی دورهی فوق دکتری را طی کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در سمت معاون تحقیقاتی و آموزشی وزارت کشاورزی، از ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۲، و سپس در سمت رئیس دانشگاه تهران تا سال ۱۳۶۴ خدمت نمود. وی سرپرستی گروه برنامهریزی کشاورزی شورای عالی انقلاب فرهنگی را هم در کارنامهی فعالیتهای علمی خود دارد و از سال ۱۳۶۹ نیز به عنوان عضو پیوستهی فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی در گروه علوم کشاورزی مشغول خدمت است.
دکتر یزدی صمدی در نخستین همایش چهرههای ماندگار در سال ۱۳۸۰، در عرصهی علوم کشاورزی برگزیده شد. از فعالیتهای این استاد و پژوهشگر علوم کشاورزی، حدود ۱۵ مقالهی علمی به زبان فارسی و ۱۵ مقاله نیز به زبان انگلیسی در مجلات بینالمللی، تهیهی جزوات درسی در ژنتیک، اصلاح نباتات و طرحهای آزمایشی برای دانشجویان، راهنمایی و مشاورهی بیش از ۴۰ رسالهی فوق لیسانس و دکتری در رشتههای کشاورزی و تألیف کتاب «اصلاح نباتات زراعی» است.
دکتر یزدی صمدی در ۴۰ کنگره، سمینار و سمپوزیوم علمیِ داخلی و خارجی شرکت کرده و مقاله ارائه داده است؛ تعداد زیادی طرحهای تحقیقاتی را به پایان رسانده و جوائز بهترین تحقیق و بهترین مقاله را نیز از وزارت فرهنگ و آموزش عالی و از دانشگاه تهران دریافت نموده و عنوان استاد ممتاز دانشگاه تهران را نیز داراست.
دکتر بهمن یزدی صمدی امروز ۸۱امین شمع زندگانیاش روشن میشود.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
کتاب "تاریخ بیهقی " که نزدیک هزار سال از عمرآن می گذرد ،گنجینه ای گرانبها ازواژگان، اصطلاحات، تعبیرها ومثل های شیرین زبان فارسی است .کتاب "تاریخ بیهقی" دارای ارزش ادبی، تاریخی، جغرافیایی، جامعه شناسی ، نامه نگاری، پندواندرز و... است .
کتاب موجود، فرهنگ گونه ای است درموضوع شرح اعلام واسامی خاص تاریخی ،جغرافیایی وقبایل در کتاب "تاریخ بیهقی"که میتواند راهنما وراهگشای دانشجویان وپژوهشگران در این زمینه باشد .
کتاب موجود، فرهنگ گونه ای است درموضوع شرح اعلام واسامی خاص تاریخی ،جغرافیایی وقبایل در کتاب "تاریخ بیهقی"که میتواند راهنما وراهگشای دانشجویان وپژوهشگران در این زمینه باشد .
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
سلمان هراتی
#تقویم_فرهنگی امروز، ۹ آبان ۱۳۹۷
۳۲ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۶۵، سلمان هراتی ـ شاعر برجستهی عرصهی انقلاب و جنگ تحمیلی ـ درگذشت.
سلمان هراتی در سال ۱۳۲۸ در روستایی از توابع شهر تنکابن زاده شد. تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش گذراند، اما از ابتدای جوانی، به دلیل فقر مادی، برای گذران زندگی به شاگردی هم پرداخت. با چوپانان محلی نیز به چوپانی میرفت. سلمان هراتی از سال ۱۳۵۲ به نوشتن روی آورد و سرودن شعر را آغاز کرد. در سال ۱۳۶۲ در رشتهی هنر فوق دیپلم گرفت و در روستاهای تنکابن به تدریس هنر پرداخت. او در اشعارش «آذرباد» تخلص میکرد و شعرهایش متأثر از سهراب سپهری و فروغ فرخزاد بود. بیشتر اشعار سلمان، مستقیم یا غیر مستقیم، بازگویی جهانبینی، اعتقادات و برداشتهای اجتماعی و سیاسی اوست. او شعر را وسیلهای برای تعهدات اجتماعی و حتی گاه سیاسی خود میدانست. دو مجموعهی «از آسمان سبز» و «دری به خانهی خورشید» در دههی ۶۰ از او منتشر شد. او همچنین جزء ۱۵ شاعر برگزیدهی ۲۰ سال شعر جنگ است که در سال ۱۳۷۹ معرفی شدند.
سلمان هراتی در ۹ آبان ۱۳۶۵ در ۳۷ سالگی در لنگرود شمع وجودش خاموش گشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۳۲ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۶۵، سلمان هراتی ـ شاعر برجستهی عرصهی انقلاب و جنگ تحمیلی ـ درگذشت.
سلمان هراتی در سال ۱۳۲۸ در روستایی از توابع شهر تنکابن زاده شد. تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش گذراند، اما از ابتدای جوانی، به دلیل فقر مادی، برای گذران زندگی به شاگردی هم پرداخت. با چوپانان محلی نیز به چوپانی میرفت. سلمان هراتی از سال ۱۳۵۲ به نوشتن روی آورد و سرودن شعر را آغاز کرد. در سال ۱۳۶۲ در رشتهی هنر فوق دیپلم گرفت و در روستاهای تنکابن به تدریس هنر پرداخت. او در اشعارش «آذرباد» تخلص میکرد و شعرهایش متأثر از سهراب سپهری و فروغ فرخزاد بود. بیشتر اشعار سلمان، مستقیم یا غیر مستقیم، بازگویی جهانبینی، اعتقادات و برداشتهای اجتماعی و سیاسی اوست. او شعر را وسیلهای برای تعهدات اجتماعی و حتی گاه سیاسی خود میدانست. دو مجموعهی «از آسمان سبز» و «دری به خانهی خورشید» در دههی ۶۰ از او منتشر شد. او همچنین جزء ۱۵ شاعر برگزیدهی ۲۰ سال شعر جنگ است که در سال ۱۳۷۹ معرفی شدند.
سلمان هراتی در ۹ آبان ۱۳۶۵ در ۳۷ سالگی در لنگرود شمع وجودش خاموش گشت.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
کارگاه آموزشی شنبه 12 آبان 97/08/12 آشنایی با پایگاه اطلاعاتی ISC پایگاه استنادی علوم جهان اسلام است . این پایگاه مجموعه ای غنی از مجلات علمی فارسی به همراه رتبه بندی نشریات پژوهشی است.
کارگاه از ساعت 13:30 الی 15در کتابخانه مرکزی، زیرزمین کتابخانه- سالن شورا برگزار می گردد .
کارگاه آموزشی شنبه 12 آبان 97/08/12 آشنایی با پایگاه اطلاعاتی ISC پایگاه استنادی علوم جهان اسلام است . این پایگاه مجموعه ای غنی از مجلات علمی فارسی به همراه رتبه بندی نشریات پژوهشی است.
کارگاه از ساعت 13:30 الی 15در کتابخانه مرکزی، زیرزمین کتابخانه- سالن شورا برگزار می گردد .
📝 سلسله یادداشت های دکتر رضا منصوری درباره علم نوین
What is Science? علم چیست؟
🔸بخش دوم: علم در جامعه های بدون اجتماع علمی
II. Science in the societies withou scientific community
🔸یادداشت ششم:
🔹نتایج نامنظورِ واجفت شدگی
Unintended consequences of the decoupling
بهنگام حضور اجتماع علمي در يك جامعه، دانشگران پس از كسب اعتبار علمي روزافزون شهرت در جامعه پيدا ميكنند و از آن طريق به قدرت سياسي، دستكم در امور سياستگذاري علم و فناوري و سمتهاي مديريتي، دست پيدا ميكنند. اما در كشوري كه جامعه به معناي عام در مسند اجتماع علمي مينشيند رابطهها و ضابطههاي سياسي دست بالا را ميگيرد و تشخيص اهل اجتماعِ علمي كم رنگ ميشود. دليل ناهنجاريهاي تشخيصي در علم و فناوري که در كشور ما فراوان ديده می شود همین است: انواع مرد علمي سال و قرن، دانشمندان رسانهاي، فرزانگان بفرمودة حكومتي، مدرك گرايي، مصادرة سياسي مدارك دانشگاهي، تلقي سياسي- و نه حتي مديريتي- از سمتهاي علمي مانند رئيس دانشگاه و مراكز پژوهشي. در همين نبودِ اجتماع علمي است كه متوجه ميشويم نهادهايي به وجود آمدهاند كه با استفاده از خلاء نبود اجتماع علمي از روشهاي مرسوم در مافياي سياسي دنيا براي كسب وجهه و قدرت استفاده ميكنند. مثلاً «خريدن» قدرت سياسي از طريق «فروش» مدرك تحصيليِ مقطعهاي مختلف به جاه طلبان سیاسی يكي از اين گونه پديدههاي ناهنجار است كه شدت آن بستگي به ضعف اجتماع علمي در كشور دارد.
وقتي اجتماع علمي در كشوري حضور ندارد، دانشگران يا بايد به فكر اعتبار در اجتماع علمي بينالمللي باشند، و يا به اين سو متمايل شوند كه اعتبار در داخل كشور از سوي نهادهاي غير علمي، چه سياسي و چه مذهبي، كسب كنند. پس براي كسب اعتبار روشهايي ابداع ميشود كه در اجتماع علمي پيشرفته بيگانه است و ويژگي محلي پيدا ميكند. در اين ابداعهاي محلي براي كسبِ منفعتِ بيشتر انواع روشهاي مصادرة احساسات مذهبي، ملي، و عاطفهاي ديده شده است. مثلاً مصادرة احساس عقب ماندگي تاريخي كشورمان باعث شده است بسياري ادعاهاي عجيب و ناسالم علمي بكنند و از طريق رسانهها يا مديران ارشد سياسي كشور اعتبار «علمي» كسب بكنند.
🔹 این سلسله یادداشتها هرهفته جمعه ها در همین صفحه منتشر می شود.
@UT_Central_Library
yon.ir/oYrou
What is Science? علم چیست؟
🔸بخش دوم: علم در جامعه های بدون اجتماع علمی
II. Science in the societies withou scientific community
🔸یادداشت ششم:
🔹نتایج نامنظورِ واجفت شدگی
Unintended consequences of the decoupling
بهنگام حضور اجتماع علمي در يك جامعه، دانشگران پس از كسب اعتبار علمي روزافزون شهرت در جامعه پيدا ميكنند و از آن طريق به قدرت سياسي، دستكم در امور سياستگذاري علم و فناوري و سمتهاي مديريتي، دست پيدا ميكنند. اما در كشوري كه جامعه به معناي عام در مسند اجتماع علمي مينشيند رابطهها و ضابطههاي سياسي دست بالا را ميگيرد و تشخيص اهل اجتماعِ علمي كم رنگ ميشود. دليل ناهنجاريهاي تشخيصي در علم و فناوري که در كشور ما فراوان ديده می شود همین است: انواع مرد علمي سال و قرن، دانشمندان رسانهاي، فرزانگان بفرمودة حكومتي، مدرك گرايي، مصادرة سياسي مدارك دانشگاهي، تلقي سياسي- و نه حتي مديريتي- از سمتهاي علمي مانند رئيس دانشگاه و مراكز پژوهشي. در همين نبودِ اجتماع علمي است كه متوجه ميشويم نهادهايي به وجود آمدهاند كه با استفاده از خلاء نبود اجتماع علمي از روشهاي مرسوم در مافياي سياسي دنيا براي كسب وجهه و قدرت استفاده ميكنند. مثلاً «خريدن» قدرت سياسي از طريق «فروش» مدرك تحصيليِ مقطعهاي مختلف به جاه طلبان سیاسی يكي از اين گونه پديدههاي ناهنجار است كه شدت آن بستگي به ضعف اجتماع علمي در كشور دارد.
وقتي اجتماع علمي در كشوري حضور ندارد، دانشگران يا بايد به فكر اعتبار در اجتماع علمي بينالمللي باشند، و يا به اين سو متمايل شوند كه اعتبار در داخل كشور از سوي نهادهاي غير علمي، چه سياسي و چه مذهبي، كسب كنند. پس براي كسب اعتبار روشهايي ابداع ميشود كه در اجتماع علمي پيشرفته بيگانه است و ويژگي محلي پيدا ميكند. در اين ابداعهاي محلي براي كسبِ منفعتِ بيشتر انواع روشهاي مصادرة احساسات مذهبي، ملي، و عاطفهاي ديده شده است. مثلاً مصادرة احساس عقب ماندگي تاريخي كشورمان باعث شده است بسياري ادعاهاي عجيب و ناسالم علمي بكنند و از طريق رسانهها يا مديران ارشد سياسي كشور اعتبار «علمي» كسب بكنند.
🔹 این سلسله یادداشتها هرهفته جمعه ها در همین صفحه منتشر می شود.
@UT_Central_Library
yon.ir/oYrou
قابل توجه دانشجویان گرامی
🔸کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران آموزش پایگاه های اطلاعاتی را در کتابخانه مرکزی و دانشکده ها به طور رایگان برگزار میکند. دانشجویان محترم تحصیلات تکمیلی جهت اطلاع می توانند به وب سایت کتابخانه مرکزی به آدرس library.ut.ac.ir مراجعه نمایند. (در همین کانال هم اطلاع رسانی انجام می شود).
🔸به اطلاع متقاضیان کتابهای چاپ سنگی و قدیمی هم می رساند اعضای کتابخانه مرکزی می توانند دسترسی رایگان به این منابع داشته باشند.
🔸دانشجویان متقاضی متن کامل پایان نامه های ارشد و دکتری -که دو سال از تاریخ دفاع آن گذشته باشد -با تعهد عدم به اشتراک گذاری - می توانند با مراجعه حضوری به کتابخانه فایل عناوین درخواستی را بدون محدودیت -مطابق با تعرفه کاهش یافته -دریافت دارند
🔸کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران آموزش پایگاه های اطلاعاتی را در کتابخانه مرکزی و دانشکده ها به طور رایگان برگزار میکند. دانشجویان محترم تحصیلات تکمیلی جهت اطلاع می توانند به وب سایت کتابخانه مرکزی به آدرس library.ut.ac.ir مراجعه نمایند. (در همین کانال هم اطلاع رسانی انجام می شود).
🔸به اطلاع متقاضیان کتابهای چاپ سنگی و قدیمی هم می رساند اعضای کتابخانه مرکزی می توانند دسترسی رایگان به این منابع داشته باشند.
🔸دانشجویان متقاضی متن کامل پایان نامه های ارشد و دکتری -که دو سال از تاریخ دفاع آن گذشته باشد -با تعهد عدم به اشتراک گذاری - می توانند با مراجعه حضوری به کتابخانه فایل عناوین درخواستی را بدون محدودیت -مطابق با تعرفه کاهش یافته -دریافت دارند
مراسم افتتاحيه تالار البرز در كتابخانه مركزي و مركز اسناد دانشگاه تهران، روز شنبه مورخ ٩٧/٠٨/١٢ با حضور آقايان دكتر رحيميان" معاون پژوهشي"، دكتر جعفريان" رئيس كتابخانه مركزي و مركز اسناد" ، دكتر نوربخش " رئيس پرديس البرز " و تعدادي از اساتيد و كاركنان كتابخانه مركزي برگزار شد. در اين مراسم، دكتر رسول جعفريان ضمن عرض خير مقدم به مدعوين و حاضرين در جلسه و تقدير از كتابهاي اهدايي به اين مجموعه از تلاشها و زحمات دكتر رحيميان و دكتر نوربخش قدر داني نموده و در خصوص ادامه همكاري اظهار اميدواري نمودند، در پايان اين نشست هم آقايان دكتر رحيميان و دكتر نوربخش در سخنان كوتاهي ضمن ابراز خرسندي، بر تعامل و همكاريهاي متقابل تاكيد ورزيدند.
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
احمد بهمنیار
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۲ آبان ۱۳۹۷
۶۳ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۳۴، احمد بهمنیار ـ ادیب، محقق و مصحح ـ درگذشت.
احمد بهمنیار در سال ۱۲۶۲ در کرمان به دنیا آمد. پدرش ـ محمدعلی معلم ـ مردی فاضل بود و به دانشهای ریاضی و فنون ادبی تسلط داشت. بهمنیار تحصیلات خود را در محضر پدر آغاز کرد و پس از مدتی کوتاه، چنان در زبان و ادب عرب تسلط یافت که خود مدرس بنامی شد. در آن روزگار که بهمنیار سرگرم درس و بحث در حوزههای علمی کرمان بود، نهضت مشروطهخواهی در کشور گسترش یافت. بهمنیار به حزب دموکرات کرمان پیوست و در سال ۱۲۹۰ «روزنامهی هفتگی دهقان» را که ارگان آن حزب بود، انتشار داد. در کشاکش جنگ جهانگیر اول، از شهر و دیار خود به فارس رانده شد و در آن جا به زندان افتاد و ۱۴ ماه در شیراز زندانی بود، تا اینکه مستوفیالممالک به زمامداری رسید و دستور آزادی او را صادر کرد.
بهمنیار در اوقاتی هم که سرگرم سیاست بود، از تحصیل و تدریس دست برنداشت و در همان اوان، زبانهای انگلیسی و ترکی استانبولی را فراگرفت. پس از آزاد شدن از زندان فارس، به تهران آمد و وارد وزارت دارایی شد و مأمور به خراسان گردید. ۷ سال در آن جا بود و در شهر مشهد با شاعران و سخنوران بزرگ خراسان آمد و شد داشت.
استاد احمد بهمنیار در خراسان «روزنامهی فکر آزاد» را منتشر کرد. در ۱۳۰۵ نیز به خدمت وزارت معارف در آمد و ریاست دارالمعلمین تبریز را به عهده گرفت. این استاد علوم قدیمه، پس از تأسیس دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳، استاد زبان و ادبیات عرب در دانشکدهی ادبیات بود و از آن پس تا پایان عمر، ۲۱ سال یکسره در محیط دانش و ادب به سر برد، تا اینکه پس از ۷۲ سال زندگی، در ۱۲ آبان ۱۳۳۴ در خانهی شخصی خود در تهران، خیابان عینالدوله روی در نقاب خاک کشید. پیکر استاد احمد بهمنیار طبق وصیتش به کربلا حمل گردید و در وادی ایمن به خاک سپرده شد. «مقدمه و تصحیح اسرارالتوحید»، «مقابله و تصحیح التوسلُ الی الترسّل»، «شرح حال صاحب بن عَبّاد» و «تحفهی احمدیه در شرح الفیهی ابن مالک»، در کارنامهی فرهنگی وی وجود دارد.
استاد احمد بهمنیار شعر هم میگفت و «دهقان» تخلص میکرد، از این رو او را «احمد دهقان» نیز میگفتند. از اشعار زیبای او مسمطی است مفصل که در صفت انقلاب خراسان و قیام کلنل محمدتقی خان پسیان سروده است با این مطلع: «مژده که دنیای پیر از سر نو شد جوان، به جسمش اندر دمید روح تکامل روان».
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۶۳ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۳۴، احمد بهمنیار ـ ادیب، محقق و مصحح ـ درگذشت.
احمد بهمنیار در سال ۱۲۶۲ در کرمان به دنیا آمد. پدرش ـ محمدعلی معلم ـ مردی فاضل بود و به دانشهای ریاضی و فنون ادبی تسلط داشت. بهمنیار تحصیلات خود را در محضر پدر آغاز کرد و پس از مدتی کوتاه، چنان در زبان و ادب عرب تسلط یافت که خود مدرس بنامی شد. در آن روزگار که بهمنیار سرگرم درس و بحث در حوزههای علمی کرمان بود، نهضت مشروطهخواهی در کشور گسترش یافت. بهمنیار به حزب دموکرات کرمان پیوست و در سال ۱۲۹۰ «روزنامهی هفتگی دهقان» را که ارگان آن حزب بود، انتشار داد. در کشاکش جنگ جهانگیر اول، از شهر و دیار خود به فارس رانده شد و در آن جا به زندان افتاد و ۱۴ ماه در شیراز زندانی بود، تا اینکه مستوفیالممالک به زمامداری رسید و دستور آزادی او را صادر کرد.
بهمنیار در اوقاتی هم که سرگرم سیاست بود، از تحصیل و تدریس دست برنداشت و در همان اوان، زبانهای انگلیسی و ترکی استانبولی را فراگرفت. پس از آزاد شدن از زندان فارس، به تهران آمد و وارد وزارت دارایی شد و مأمور به خراسان گردید. ۷ سال در آن جا بود و در شهر مشهد با شاعران و سخنوران بزرگ خراسان آمد و شد داشت.
استاد احمد بهمنیار در خراسان «روزنامهی فکر آزاد» را منتشر کرد. در ۱۳۰۵ نیز به خدمت وزارت معارف در آمد و ریاست دارالمعلمین تبریز را به عهده گرفت. این استاد علوم قدیمه، پس از تأسیس دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳، استاد زبان و ادبیات عرب در دانشکدهی ادبیات بود و از آن پس تا پایان عمر، ۲۱ سال یکسره در محیط دانش و ادب به سر برد، تا اینکه پس از ۷۲ سال زندگی، در ۱۲ آبان ۱۳۳۴ در خانهی شخصی خود در تهران، خیابان عینالدوله روی در نقاب خاک کشید. پیکر استاد احمد بهمنیار طبق وصیتش به کربلا حمل گردید و در وادی ایمن به خاک سپرده شد. «مقدمه و تصحیح اسرارالتوحید»، «مقابله و تصحیح التوسلُ الی الترسّل»، «شرح حال صاحب بن عَبّاد» و «تحفهی احمدیه در شرح الفیهی ابن مالک»، در کارنامهی فرهنگی وی وجود دارد.
استاد احمد بهمنیار شعر هم میگفت و «دهقان» تخلص میکرد، از این رو او را «احمد دهقان» نیز میگفتند. از اشعار زیبای او مسمطی است مفصل که در صفت انقلاب خراسان و قیام کلنل محمدتقی خان پسیان سروده است با این مطلع: «مژده که دنیای پیر از سر نو شد جوان، به جسمش اندر دمید روح تکامل روان».
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
آیتالله الوالحسن شعرانی
#تقویم_فرهنگی امروز، ۱۲ آبان ۱۳۹۷
۴۵ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۵۲، آیتالله ابوالحسن شَعرانی درگذشت.
علامهی ذوالفنون، حاج میرزا ابوالحسن شعرانی فرزند مرحوم حاج شیخ محمد و از نوادگان ملا فتحالله کاشانی، در سال ۱۲۹۷ در تهران متولد گردید. در کودکی و نوجوانی، قرآن، تجوید و ادبیات عرب را نزد پدر فراگرفت و کتب رایج در رشتههای مختلف را در محضر علمای قم و تهران به ویژه مدرّسان مدرسهی فخریه (مدرسهی مروی کنونی) آموخت. وی از معدود افراد جامع بین معقول و منقول در قرن اخیر و صاحبنظر در علومی چون فلسفه و حکمت و عرفان، ریاضیات و محاسبات، ستارهشناسی، طب، شعر و ادبیات فارسی و عربی، تاریخ، ترجمه و تفسیر قرآن، حدیثشناسی، فقه و اصول بود، و در مسائل علمی و آیات قرآن و روایات اهل بیت علیهمالسلام دقت و تعمق فراوان داشت. آیتالله شعرانی نمونهی جامعیت در علوم مختلف و تعلیم آن به دیگران بود. وسعت و عمق دانش او به عنوان نمونه موجب شد که «هیأت فلاماریون» را از فرانسوی به فارسی ترجمه کند. همچنین سید حسن مدرس از او خواست که در مدرسهی عالی سپهسالار (مدرسهی عالی شهید مطهری کنونی)، ریاضی تدریس کند. او افزون بر تدریس فقه و اصول و حدیث و حکمت و فلسفه و کلام و تفسیر و تجوید و نجوم و طب و ریاضی برای خواص، به بیان اصول و احکام و اخلاق دینی و رفع شبهات برای عامهی مردم نیز میپرداخت.
آیتالله ابوالحسن شعرانی بر چند زبان زندهی دنیا، از جمله عربی و عبری و ترکی و انگلیسی و فرانسه تسلط داشت. برخی او را «خواجه نصیر عصر» و استاد جلالالدین همایی او را «شیخ بهایی عصر» لقب دادهاند. علامه حسنزادهی آملی دربارهی تبحر و گستردگی معلومات استادش ـ علامه شعرانی ـ میگوید: «آقای شعرانی ذوالفنون بودند. بنده هیچ یک از استادانم را به تبحر در منقول مثل ایشان ندیدم. یکی از کتابهای دورهی شفا، علم موسیقی است و مرحوم آقای شعرانی، موسیقی هم میدانست. فرانسه را به اندازهی عربی میدانست و مسلط بود. جناب علامه شعرانی در ادبیات هم قلم توانایی داشت. فارسی را خیلی سنگین و قوی و فصیح مینوشت. در ریاضیات عالیه، در نجوم. من بارها این مطلب را به عرض رساندهام که در میان علمای روحانی ما، در عصر خودم بنده کسی را به تبحر در ریاضیات از ایشان بهتر و برتر ندیدم».
علّامه آیتالله ابوالحسن شعرانی در ۱۲ آبان ۱۳۵۲ در ۷۳ سالگی شمع وجودش خاموش گشت و پیکرش در شهر ری در جوار حضرت عبدالعظیم حسنی به خاک سپرده شد.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
۴۵ سال پیش در چنین روزی در سال ۱۳۵۲، آیتالله ابوالحسن شَعرانی درگذشت.
علامهی ذوالفنون، حاج میرزا ابوالحسن شعرانی فرزند مرحوم حاج شیخ محمد و از نوادگان ملا فتحالله کاشانی، در سال ۱۲۹۷ در تهران متولد گردید. در کودکی و نوجوانی، قرآن، تجوید و ادبیات عرب را نزد پدر فراگرفت و کتب رایج در رشتههای مختلف را در محضر علمای قم و تهران به ویژه مدرّسان مدرسهی فخریه (مدرسهی مروی کنونی) آموخت. وی از معدود افراد جامع بین معقول و منقول در قرن اخیر و صاحبنظر در علومی چون فلسفه و حکمت و عرفان، ریاضیات و محاسبات، ستارهشناسی، طب، شعر و ادبیات فارسی و عربی، تاریخ، ترجمه و تفسیر قرآن، حدیثشناسی، فقه و اصول بود، و در مسائل علمی و آیات قرآن و روایات اهل بیت علیهمالسلام دقت و تعمق فراوان داشت. آیتالله شعرانی نمونهی جامعیت در علوم مختلف و تعلیم آن به دیگران بود. وسعت و عمق دانش او به عنوان نمونه موجب شد که «هیأت فلاماریون» را از فرانسوی به فارسی ترجمه کند. همچنین سید حسن مدرس از او خواست که در مدرسهی عالی سپهسالار (مدرسهی عالی شهید مطهری کنونی)، ریاضی تدریس کند. او افزون بر تدریس فقه و اصول و حدیث و حکمت و فلسفه و کلام و تفسیر و تجوید و نجوم و طب و ریاضی برای خواص، به بیان اصول و احکام و اخلاق دینی و رفع شبهات برای عامهی مردم نیز میپرداخت.
آیتالله ابوالحسن شعرانی بر چند زبان زندهی دنیا، از جمله عربی و عبری و ترکی و انگلیسی و فرانسه تسلط داشت. برخی او را «خواجه نصیر عصر» و استاد جلالالدین همایی او را «شیخ بهایی عصر» لقب دادهاند. علامه حسنزادهی آملی دربارهی تبحر و گستردگی معلومات استادش ـ علامه شعرانی ـ میگوید: «آقای شعرانی ذوالفنون بودند. بنده هیچ یک از استادانم را به تبحر در منقول مثل ایشان ندیدم. یکی از کتابهای دورهی شفا، علم موسیقی است و مرحوم آقای شعرانی، موسیقی هم میدانست. فرانسه را به اندازهی عربی میدانست و مسلط بود. جناب علامه شعرانی در ادبیات هم قلم توانایی داشت. فارسی را خیلی سنگین و قوی و فصیح مینوشت. در ریاضیات عالیه، در نجوم. من بارها این مطلب را به عرض رساندهام که در میان علمای روحانی ما، در عصر خودم بنده کسی را به تبحر در ریاضیات از ایشان بهتر و برتر ندیدم».
علّامه آیتالله ابوالحسن شعرانی در ۱۲ آبان ۱۳۵۲ در ۷۳ سالگی شمع وجودش خاموش گشت و پیکرش در شهر ری در جوار حضرت عبدالعظیم حسنی به خاک سپرده شد.
@UT_Central_Library
بازنویسی و تنظیم: #آرش_امجدی
Audio
نقش دانشگاه در جامعه، دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه رازی، دوشنبه ۲۳ مهر ماه ۱۳۹۷
@UT_Central_Library
@UT_Central_Library