سفید کاملاً برتری دارد و گلفاند در نهایت این آخر بازی را به پیروزی رساند.
ایلسکاس با قضاوتی درست تصمیم میگیرد ستون a را بسته نگه دارد و به این ترتیب کنترل تنها ستون باز، یعنی c، را حفظ کند.
1...Rxa7 2.Rxc4 b5 3.Rc6!
تبدیل برتریهای پوزیسیونی! حالا سیاه باید تصمیم بگیرد که یا کنترل ستون را از دست بدهد، یا اجازه بدهد سفید صاحب یک پیادهٔ رونده شود.
تبدیل برتریهای پوزیسیونی! حالا سیاه باید تصمیم بگیرد که یا کنترل ستون را از دست بدهد، یا اجازه بدهد سفید صاحب یک پیادهٔ رونده شود.
یک اشتباه، هرچند قابلدرک از دید انسانی. سیاه قصد دارد کنترل خانهٔ c7 را به دست بگیرد، اما این تصمیم از نظر استراتژیک نادقیق است. در این ساختار، سیاه باید قطر a7–g1 را باز نگه میداشت تا وزیر بتواند حداقل شانسهایی برای ضد حمله ایجاد کند.
بهخاطر کنترل ستون c ،سفید برتری واضحی دارد، . حالا یک طرح ممکن نفوذ به خانههای c6–c7 است.
Unity Chess کانال فارسی
Zbynek Hracek Zoltan Almasi Odorheiu 1995 نوبت سفید
به ساختار پیادهه ای با دقت نگاه کنید. کدام سوارها را میخواهیم روی صفحه نگه داریم؟
اسب تهدید داشت به c4 یا a4 برود و پیادههای ما را در a3 و c3 را بهشدت آزار دهد. با حذف آن، سفید به وضعیتی بسیار شبیه بازی پولگار–آناند میرسد؛ جایی که اسبی میتواند در d5 مستقر شود و در برابر فیلی دستوپاگیر و منفعل برتری روشنی داشته باشد.
وقتی اسب به d4 برسد، هم از پیادهٔ c3 دفاع میکند و هم خانههای مهمی مثل b6 و f6 را تحت کنترل میگیرد. پس از آن، سفید میتواند به ادامهٔ فشار در جناح وزیر فکر کند یا نیروهایش را به ستون h منتقل کرده و به شاه حمله ببرد.
طبیعی است که نکتهٔ کلیدی این وضعیت، درکِ وجودِ خانهٔ ضعیف d5 است. در حال حاضر این خانه بهخوبی توسط اسبِ f6 کنترل میشود، بنابراین نمیتوان فوراً به آن جهش کرد، چون پس از تعویض، سفید مجبور میشود با پیادهٔ e بگیرد و این مطلوب نیست، زیرا ضعفِ خانهٔ d6 از بین میرود. به همین دلیل باید توجه کرد که اسبِ b3 قابل بهبود است و مسیر مناسبی برای رسیدن به d5 در اختیار دارد.