جمهوری قاتل – Telegram
جمهوری قاتل
98 subscribers
528 photos
355 videos
655 links
اینجا تمام جنایت های جمهوری قاتل اسلامی رو به اشتراک میذارم.
⚠️خیلی از تصاویر شامل محتوای حساس و آزار دهنده‌اس، اگه به هر نحوی اذیت میشید پست هارو باز نکنید.
تقریبا منبع تمام پست ها زیرشون ذکر شده.
Download Telegram
سو استفاده جمهوری اسلامی از کودکان و نوجوانان!
حال که جمهوری اسلامی جماعت زیادی از جوانان خود را با آگاهی آنان نسبت به جنایت کثیفشان از دست داده است و به کمبود نیروی سرکوب خورده‌اند، دست به دامن کودکانی شدند که هنوز به بلوغ کامل جسمی و فکری هم نرسیده‌اند!

🔗 (@r_tamizkar)
در ادامه فشارهای امنیتی پس از اعتراضات دی‌ماه، پیام‌های رسیده نشان می‌دهد مدارس نیز به یکی از ابزارهای کنترل و رصد دانش‌آموزان تبدیل شده‌اند. به دانش‌آموزان برخی مدارس تکالیفی داده شده که در آن درباره انقلاب ملی مطلب بنویسند.

یک دانش‌آموز کلاس نهم می‌گوید روز چهارشنبه مدیر مدرسه از دانش‌آموزان خواسته انشایی درباره «اتفاقات اخیر ایران» بنویسند، اما پس از کلاس، معلم به او تأکید کرده که این انشاها قرار است به آموزش‌وپرورش تحویل داده شود و هشدار داده «اصلاً چیز بدی در آن ننویسید».

این دانش‌آموز می‌گوید فضای مدرسه به‌گونه‌ای بوده که همه متوجه شده‌اند هدف، سنجش دیدگاه‌ها و شناسایی دانش‌آموزان منتقد است، نه یک تمرین درسی معمولی.

پیش‌تر گزارش‌های متعددی از شهرهایی مانند بندرعباس، ساری، اراک و تهران منتشر شده بود که از حضور مأموران اطلاعاتی در مدارس، گفت‌وگوهای اجباری با دانش‌آموزان، القای روایت رسمی حکومت و تهدید ضمنی نوجوانان خبر می‌داد. در برخی مدارس ماموران امنیتی حاضر شده و علیه شاهزاده رضا پهلوی و انقلاب ملی سخنرانی کرده‌اند.

🔗 @IranIntl
اعتراضات در تهران؛ روایتی از کاربری که پس از فراخوان در روزهای اعتراضات حضور داشته است:

‏«با پسرخاله‌ام در محله‌ی دلاوران رفتیم تظاهرات، منطقه‌ی مبل‌فروش‌ها. یهو نیروهای امنیتی حمله کردند. به یک نفر تیر جنگی شلیک کردند، افتاد زمین. گذاشتیم کمی ماجرا فروکش کند، رفتیم تا مجروح را نجات بدهیم. گلوله به پایش خورده بود. یهو به پسرخاله‌ام شلیک کردند. زیر قلبش تیر زدند. به سختی ماشینی گیر آوردیم و او را به بیمارستان رساندیم. با بدبختی به درون بیمارستان بردیمش. هنوز نفس می‌کشید. بعضی از نیروها به سر در بیمارستان هم شلیک می‌کردند. توی بیمارستان، آن‌قدر معطل شدیم که پسرخاله‌ام به خاطر خونریزی زیاد سکته‌ی قلبی کرد. اگر بهش رسیدگی می‌شد شاید نمی‌مرد. برادرش به بیمارستان رسیده بود. دکتر گواهی سکته‌ی قلبی نوشت. برادرش داد و فریاد کرد که برادرم گلوله خورده. دکتر گفت دارم بهتون لطف می‌کنم. اما برادرش اصرار داشت دکتر حقیقت را بنویسد. دکتر در نهایت گواهی نوشت که علت مرگ، اصابت گلوله بوده. نیم‌ساعتی طول نکشید که چند نفر با اسلحه آمدند و برادرش را با کتک و فحش بردند. خبری از برادرش هنوز نیست.

دیروز رفتیم به دنبال جنازه‌ی پسرخاله‌ام به بهشت‌زهرا. فقط ۲۸ سالش بود. آنجا گفتند باید برویم کهریزک، جنازه را آنجا تحویل بگیریم. رفتیم کهریزک. آنجا کلی بسیجی و لباس‌شخصی بودند. انواع فحش‌ها را می‌دادند: وطن‌فروش، خائن، بی‌پدرومادر، ولدزنا. دستمان کوتاه بود. کلی خانواده بودند، همه داغدار. بعضی از بسیجی‌ها داد می‌زدند که نباید اجازه بدهیم این‌ها در بهشت‌زهرا خاک شوند، نباید بهشت‌زهرا را آلوده کنند. شنبه تا شب آن‌جا بودیم، هیچ جوابی نگرفتیم. یکشنبه دوباره رفتیم. همانجا جلوی خانواده‌های داغدار، یک آلبوم هزاروپانصدصفحه‌ای گذاشتند. عکس‌های کشته‌شدگان خون‌آلود. بعضی عکس‌ها تیر به سرشان اصابت کرده بود، بعضی را واقعاً به‌سختی می‌شد تشخیص داد. گفتند از بین این عکس‌ها پیدا کنید. نمی‌دونی چقدر با روح و روان خانواده‌ها بازی می‌کردند. یک عده‌ بی‌وجدان هم آنجا بودند که می‌آمدند و از خانواده‌ها «شیتل» می‌خواستند، مبالغ بالا، تا جنازه‌ی عزیزانشان را پیدا کنند. یکشنبه هم جنازه را پیدا نکردیم. امروز صبح باز رفتیم، همان بساط و یک آلبوم جدید. بالاخره در این آلبوم بود. ببین، جنازه را که تحویل گرفتیم، حتی چشم‌های پسرخاله‌ام را هم نبسته بودند. نمی‌دونی چقدر داغ دارد. حتی خون‌ها و جای پانسمان‌ها را هم برنداشته بودند، بعد از سه روز، همچنان روی شکم و سینه‌اش بود.»
«س» دوباره گریه می‌کند و این‌بار گریه‌اش بند نمی‌آید. «مردنش به کنار، این همه تحقیر و خشونت واقعاً خانواده را نابود کرد.»
از او جدا می‌شوم و در خیابان‌های تهران به راه می‌افتم. به ظاهر، حکومت کنترل اوضاع را به دست گرفته است. اما بوی خون در هوای سرد هم به مشامم می‌رسد. این خیابان‌های فلسطین و سوریه نیست؛ این خیابان‌های تهران است. یاد خوانده‌هایم از هولوکاست و آشوویتس می‌افتم. خودم را شبیه بازماندگان یک جنایت بزرگ احساس می‌کنم. این اولین بار است که از زنده بودن خودم شرمگین هستم.

🔗 @NashrAasoo
روایت از طرف یکی از بچه ها که ۱۸ و ۱۹ توی اعتراضات بود:

یه دختره بود به اسم یلدا.
توی تجمعات قبل از فراخوان هم میدیدمش همیشه.
توی کافه کار میکرد ظاهرا. یه دختر ۱۷.۱۸ ساله ناز و پر انرژی.
شب اول فراخوان ما از ساعت ۵ بیرون بودیم. میچرخیدیم یلدا هم بود. یه مسیری رو با هم همراه شدیم، من یه لحظه گوشیمو در آوردم ببینم مامانم زنگ زده این بچه گوشی منو دید و کلی ذوق کرد، ذوقشو یادم نمیره،گفت حاجی پشمام چه خوشگله!
گرفت دستش یکم باهاش کار کرد گفت آرزومه آیفون بخرم😭😭
کلا ۳ تا آرزو دارم،خریدن آیفون،خریدن یه پراید و بردن مامان و بابام به سفر.
هرروز میام بیرون،اینا برن آیفون قد حقوقم میشه؟آزاد بشیم به رفاه میرسیم دیگه. من دیگه به فکر کرایه خونه نمیفتم،حقوقم بالا میره و میشه دیگه دو شیفت کار نکنم و درس بخونم اونم موسیقی.
یه زندگی عادی میخوام مثل مردم جاهای دیگه.خیلی حرف زدیم.
گفتم تنهایی با من و بابام بیا،از ما جدا نشو. همراهمون بود خیلی شلوغ شده بود، از همه جهت میزدن بی شرفا.
بابای منو که زدن یلدا همینطور مرگ بر خامنه ای میگفت و میرفت جلو با خیلی‌های دیگه، هرچی جیغ زدم صداش زدم نمیشنید.
نمیدونم چند نفر جلو چشمام زمین خوردن اما دیدم که اون کاپشن سبز کمرنگ کامل خون شد😭
من بی شرف نتونستم برم جلو و تن بی جون بچه رو بیارم عقب😭نه از ذهنم میره نه میتونم آروم شم.
خیلی از بچه هامون آرزوهای کوچیکی داشتن که این بی پدرا گرفتن.
عاقل بودن، میدونستن چی میخوان اما این حرومزاده‌ها همه رو کشتن. خیلی کشتن، خیلی.


#IranMassacre
🔗 @Clintlicher95
ما هم همین سوال رو از شما داریم! (:
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دست‌های باز مقابل سلاح ماموران؛

ویدیوی رسیده به ایران‌اینترنشنال نشان می‌دهد در جریان اعتراضات ۱۹ دی‌ماه #مشهد یک شهروند با رفتن در مسیر لیزر هدف‌گیری ماموران مسلح حکومت، دست‌های خود را باز کرده است.

🔗(@IranIntl)
❤‍🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💢صدای بلند آزاردهنده تیراندازی مداوم

ویدیوی دریافتی از 'فلکه دوم صادقیه (آریاشهر)، خیابان ستارخان #تهران، پنجشنبه ۱۸ دی'

🔗 Vahid Online (@Vahid)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"اون کامیونه رو ببین جنازه آورده. از اون ور می‌بره داخل، می‌ریزه اونجا..."
ویدیوی دریافتی: 'مرکز پزشکی قانونی #کهریزک #تهران از زاویه بالا، شنبه ۲۰ دی'

🔗 Vahid Online (@Vahid)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"آقا پسر...!"
#رضا_طاووسی، ۱۶ ساله در #شاهین_ویلا
هدف گلوله یک بسیجی موتور‌سوار قرار گرفت و جان سپرد.

🔗 (@DamDami)
تصاویری از مادر و دیگر اعضای خانواده #عارف_میرموسوی در سردخانه، هنگام تحویل گرفتن پیکر فرزندشان و مراسم خاکسپاری او. عارف اصالتاً اهل دهشال در آستانه اشرفیه بود که در آریاشهر تهران با حمله وحشیانه ماموران و ضربات قمه مجروح و در نهایت با شلیک گلوله کشته شد

🔗 (@VOAfarsi)
۸۰ ساچمه فقط در یک کلیه؛
روایت جان‌باختن #جهان_حصارفیروزه‌ در شیراز با شلیک نیروهای حکومتی از فاصله نزدیک

جاویدنام جهان حصارفیروزه‌، ۷۱ ساله و اهل فیروزآباد استان فارس، در پی اصابت گلوله ساچمه‌ای در شهر شیراز جان باخت.
بر اساس اطلاعات رسیده، او در شب نوزدهم دی‌ماه در چهار راه شریف‌آباد شیراز، در حالی که به یک فرد مجروح کمک می‌کرد، هدف تیراندازی قرار گرفت. گلوله به کلیه سمت راست او اصابت کرد و به دلیل شدت جراحت، کلیه تخلیه شد. روز بعد وی بار دیگر تحت عمل جراحی قرار گرفت و بخشی از روده‌ها نیز برداشته شد. همچنین کلیه سمت چپ او از کار افتاد.
به گفته پزشکان، بیش از ۸۰ ساچمه از کلیه راست او خارج شده و شلیک از فاصله بسیار نزدیک انجام شده است. جهان حصارفیروزه‌ سرانجام صبح سه‌شنبه ۲۳ دی‌ماه حوالی ساعت ۸ صبح جان خود را از دست داد.
یک منبع مطلع می‌گوید اجازه مشاهده محل اصابت گلوله به خانواده داده نشد و تنها اجازه دیدن صورت را داشتند. مراسم خاکسپاری او نیز با حضور چهار نیروی امنیتی و تحت محدودیت برگزار شد.
آقای جهان حصارفیروزه، کامیون‌دار بودند و این اواخر مغازه لوازم یدکی داشتند.

🔗 @Tavaana
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
حسن عباسی: انقدر می کشیم تا دیگر فتنه ای نباشد!

+بچه شیعه بارها گفته اگر قراره بریم ایرانو با خاک یکی می‌کنیم بعد می‌ریم، علنا گفت سر زن و بچه‌مونو شده می‌بریم، گفته کشورو ۳۰ میلیونی تحویل گرفته، مشکلی نداره همون ۳۰ میلیونی تحویل بده، بعد یه سری از حمله‌ی آمریکا می‌ترسن! چیزی از این هیولاها ترسناک‌تر هست؟؟

🔗 (@pirouzimm)
#کوهدشت پدر #امیرحسام_خدایاری : «پسر من بسیجی نبود دروغ نگویید!»

افشای دروغ رژیم؛ درحالی که در روزهای قبل رژیم تلاش کرده بود او را مصادره کرده و مدعی شود که بسیجی بوده و به دست مردم کشته شده، پدر امیرحسام خدایاری اعلام کرد فرزندم بسیجی نبود.

🔗 (@mah242456)
‏۳ سال پیش حیدرحیدر کنان به پسرش شلیک کردند، امروز سنگ مزارش را شکستند!

امروز رفتن سنگ مزار سیاوش محمودی رو شکستن، مادرش سر مزارش فریاد میزنه: «به صورت بچه‌م به پیشونیش تیر زدین،
الانم اومدین با سنگ کوبوندین تو صورتش.
به جون سیاوشم قسم یه قدم عقب نمیشینم»
#لیلی_مهدوی
#سیاوش_محمودی

🔗 (@shimababaeii)
💔2
اطلاعات رسیده به ایندیپندنت فارسی نشان می‌دهد #نازنین‌زهرا_صالحی، نوجوان ۱۳ ساله اهل کرمانشاه، شامگاه جمعه ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات خیابانی انقلاب ملی ایرانیان، با شلیک مستقیم گلوله جنگی نیروهای وابسته به جمهوری اسلامی کشته شده است؛ شلیکی که بنا بر روایت نزدیکانش، پس از تعقیب هدفمند و در حالی انجام شد که او در حال فرار و بدون هیچ‌گونه امکان دفاع از خود بود.

🔗 (@indypersian)
💔1