⁦🇮🇷⁩ وکیل مدافع ایران ⁦🇮🇷⁩ – Telegram
🇮🇷⁩ وکیل مدافع ایران ⁦🇮🇷
130 subscribers
2.05K photos
159 videos
80 files
327 links
بی‌طرف نیستم، طرف کشورم ایستاده‌ام!
Download Telegram
🇮🇷⁩ وکیل مدافع ایران ⁦🇮🇷
آزادی یا کارآمدی؟ وحید داروگری علت اصلی نارضایتی‌های مزمن و پایان‌ناپذیر ایرانیان از حکومت‌های خود در صد و پنجاه سال اخیر که گاه حادّ و شدید شده و شکل انقلاب نیز به خود گرفته و دوباره هم با همان شدّت قبل از انقلاب ادامه یافته است، زورگویی و استبداد این…
آیا در ایران دیکتاتوری حاکم است؟

هفته‌نامه‌ی راه توده، شماره‌ی ۸۶۳، ۷ دی‌ماه سال ۱۴۰۱

اپوزیسیون ایران در شعارهای خود از جمله خواهان مقابله با حکومت دیکتاتوری در ایران یا دیکتاتور حاکم است. گاه به نظر می‌رسد که اصطلاح دیکتاتوری به عنوان یک شعار تبلیغی و هیجانیِ اثرگذار در نظر گرفته می‌شود. گاه ظاهراً کسانی واقعاً باور دارند یا وانمود می‌کنند که باور دارند که در ایران امروز حکومتی مانند رژیم شاه وجود دارد که باید در برابر آن «جبهه‌ی ضدّ دیکتاتوری» تشکیل داد. این جمع معلوم می شود که نه معنای دیکتاتوری را می‌دانند و نه از جامعه و حکومت ایران خبر دارند و البته احتمالاً چیزی هم از دوران شاه به یاد ندارند که وضع کنونی را با آن دوران مقایسه می‌کنند و هم‌سان می‌دانند.
به طور عرفی، دیکتاتوری اشاره به حکومتی است که یک نفر در آن تصمیم می‌گیرد و دیگران فرمانبردار هستند. در حالی‌که در ایران وضع معکوس است و اصلاً تصمیم‌گیرنده‌ای که دیگران از او اطاعت کنند وجود ندارد. آقای خامنه‌ای که تصمیماتش در بیت او نیز جدی گرفته نمی‌شود چه رسد توسط دولت و مجلس و رسانه‌ها و بیش از همه مردم. لازم نیست برای فهم این موضوع به خیابان‌ها و تاکسی‌ها نگاه کرد بلکه کافی‌ست به صحبت‌ها یا مواضع او درباره‌ی نگاه به شرق یا جنگ اوکراین نگاه کنیم و آن را با رسانه‌های ایران که همگی طرفدار ناتو و پیروزی غرب بر روسیه و چین هستند مقایسه کنیم.
آن‌چه امروز ایران از آن رنج می‌برد نه دیکتاتوری که نوعی بلبشو و خان‌خانی و عدم وجود یک حکومت قوی است که بتواند تصمیم بگیرد و سیاست‌های خود را پیاده کند. هیچ دستگاهی در این کشور دیگری را قبول ندارد و هر امام جمعه‌ای برای خود حکومتی تشکیل داده که در قلمرو آن مثلاً کنسرت موسیقی نباید برگزار شود یا می‌شود جلوی دوچرخه‌سواری زنان را گرفت. هر وزیر و هر مدیری برای خودش یک حاکم و فرماندار است. هر صاحب بانک خصوصی می تواند از بانک مرکزی بخواهد که روزانه برایش چند هزار میلیون تومان پول چاپ کند و کشور را به تورّم دچار کند و گلوی هشتاد میلیون نفر را در چنگال خود بفشارد و هیچ‌کس نیست که جرأت مقابله با او را داشته باشد، حتی اگر اراده‌ای هم در این جهت وجود داشته باشد.
واقعیت این است که در جامعه ایران یک تعادل قوا وجود دارد که در این تعادل قوا عده‌ای دست بالا را دارند و مصون از هر نوع مجازاتی هستند. این عده نه ولی فقیه را به حساب می‌آورند، نه دولت و نه حکومت را. آن‌ها هریک برای خود یک الیگارش و مافیای قدرت و ثروت هستند که وزیر و وکیل مجلس تعیین می‌کنند. هر کس را هم که با آن‌ها همراه نباشد از سر راه خود بر می‌دارند. نان آن‌ها در بلبشو و بی‌حکومتی است. هرقدر این بلبشو بیشتر باشد آن‌ها دست بازتری در خالی کردن بودجه‌ی دولت و انتقال دلارهای خود به خارج از ایران را دارند. در هیچ «دموکراسی» دنیا این همه آزادی به یک اقلیت برای ضربه زدن به منافع ملّی و محکوم کردن اکثریت مردم به فقر و فلاکت مردم داده نشده که در ایران داده شده است.
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«شما کافیه که بحث فدرالیسم را در ایران مطرح کنید تا تهران تبدیل به بیروت [زمان جنگ داخلی لبنان] شود.»

منصور حکمت


«عقیده» واقعاً اهمیت زیادی ندارد، صداقت و دانش و شعور مهم است. یک تار موی چنین مارکسیستی به کلّه‌های تهی همه‌ی لیبرال‌ها و مسلمانان جاهل یا مغرض می‌ارزد.
👍4👏1
مسأله‌ی اصلی این نیست که «نظرات» مردم درست است یا غلط؛ این‌که عموم افراد، شامل «اساتید» و مشاهیر و روشنفکران بی‌سواد، بدون هیچ علم و آگاهی و از پیش خود و سرشار از غرض در همه چیز صاحب «نظر» شده‌اند مشکل اصلی است.
مطّلعان و متفکّران نباید برای دانشمند کردن همه و فهماندن مسائل تخصصی به آنان تلاش کنند بلکه وظیفه‌ی آنان این است که این اصل را به ایشان بفهمانند که در هر زمینه‌ای که علم و آگاهی ندارند، مطلقاً نباید وارد معقولات شوند و «نظر» دهند!
دانش امری پیچیده و گسترده و صعب‌الوصول است و دانش انسانی و سیاسی از همه پیچیده‌تر و گسترده‌تر و صعب‌الوصول‌تر. چیزی که عموم انسان‌ها، به‌ویژه در حوزه‌ی سیاست، به آن نیاز دارند و دست‌یابی به آن برای‌شان ممکن است، دانش سیاسی نیست بلکه خِرَد میهن‌پرستی است.

#دینداری_و_میهن_پرستی_جدایی_ناپذیرند
👍3
از فرقانیسم تا لیبرالیسم

وحید داروگری، ۱۴۰۱/۱۱/۳

ماتیو آرنولد، منتقد انگلیسی در قرن نوزدهم، معتقد بود که بین بنیادگرایی مذهبی و فهم بی‌واسطه و نصّ‌گرایانه از کتاب مقدّس از یک سو و بنیادگرایی اقتصادی و فهم کوته‌بینانه و صرفاً مبتنی بر ثروت از خوشبختی از سوی دیگر، نوعی پیوند انتخابی وجود دارد. از نظر آرنولد، «عبرانی‌گری» دینی مساوی «بی‌فرهنگی» اقتصادی و سیاسی است و جزمیّت مکانیکی اقتصاد لیبرال چیزی نیست جز شکلی از جزمیّت مذهبی بنیادگرایان.
در واقع، بنیادگرایی اقتصادی روی دیگر سکّه بنیادگرایی دینی است. این‌که تندروترین چپ‌گرایان مذهبی دهه‌ی شصت ایران، این‌گونه خوار و ذلیل منطق بازار و رویکرد جهان‌وطنی و التماس به امپریالیسم و به اصطلاح «غرب‌گدایی» شده‌اند، گذشته از جنبه‌های منافع شخصی عینی، ریشه‌های قابل ردّیابی ذهنی دارد که به انکار ایدئولوژیک زمان_مکان و فقه و دین و فرهنگ تاریخی به نفع بنیادگرایی و پروتستانتیسم به مثابه مادر لیبرالیسم می‌رسد.
این «غرب‌گدایی» در ایران فقط شامل «اصلاح‌طلبان» نیست بلکه به‌ویژه بین اهل سیاست یک اصل عمومی است و در میان بسیاری از «اصول‌گرایان» و کسانی که دیگران را غرب‌گدا می‌نامند نیز رایج و در برخی موارد شدیدتر است.

#زمان_مکان #اصلاح_طلبان
🇮🇷⁩ وکیل مدافع ایران ⁦🇮🇷
«هیچ حکومت مدرنی نمی‌تواند بدون اقتصاد تولیدی و فقط با تکیه بر واسطه‌گری (دلّالی) شکل بگیرد.» پیتر اندرسون
مبنای دولت مدرن (state)، وضعیت (status) و مکان است و تجارت مکان‌مند نیست. بنابراین هیچ دولت مدرنی بدون تولید و صرفاً بر پایه‌ی تجارت شکل نمی‌گیرد. مارکس به درستی می‌گوید: «ملّیت اهل تجارت، امری است موهوم.»
لیبرالیسم جهان‌وطن است و لیبرال‌های ایرانی که مبنایی جز تجارت رانتی ندارند، وطن‌فروش.

وحید داروگری، ۱۴۰۱/۱۱/۳

#اصلاح_طلبان
شاهزاده رضا پهلوی درخواست گرفتن وکالت از مردم ایران برای انجام چه کاری دارد؟ مذاکره با دولت‌های خارجی! همین یک عنوان، تمام اندرون «معتبرترین» و قانونی‌ترین اپوزیسیون ایران را بیرون می‌ریزد.
حالا با دولت‌های خارجی مذاکره کند که آنان محض رضای خدا چه کاری برای ما انجام دهند؟ سرباز و لشکر زرهی و هواپیما به شاهزاده بدهند که بر ایران بتازد؟ خیر در این حد حمایت لازم نیست! اگر ممکن است خودشان حمله کنند و ایران را اشغال نموده و تحویل شاهزاده دهند و اگر هم چنین جرأتی ندارند، تحریم دیگری که باقی نمانده، لااقل مقدار پول واریزی به جیب اعلی‌حضرت رضاشاه دوّم را افزایش دهند.
👍1
🇮🇷⁩ وکیل مدافع ایران ⁦🇮🇷
«هرکس پول و نفوذ بیشتری دارد می‌تواند هر عقیده‌ای را به افکار عمومی بدل سازد.» فریدریش نیچه
«این اجازه را به یک شخص بدهید که دوازده ماه سال، صبح و شب داستانش را برای‌تان تعریف کند؛ خواهید دید که سرور شما خواهد شد.»

ادموند برک
🇮🇷⁩ وکیل مدافع ایران ⁦🇮🇷
عقل، احساسات و آزادی آزادی، میوه‌ و نتیجه‌ی زندگی عقلانی است. این‌که هر کاری دل‌مان (یعنی همان غرایز و احساسات‌مان) می‌خواهد انجام دهیم، مقدمه‌ی بردگی است و انسانی که دلبخواهی و غریزی و «طبیعی» زندگی می‌کند، نه تنها برده‌ی طبیعت است و هرگز نمی‌تواند تغییری…
«انسان عادی خود را تنها وقتی آزاد می‌داند که مجاز باشد هرگونه دلخواهش است و بدون دلایل محکم عقلی زندگی کند اما نفس این دلبخواهی بودن نشان می‌دهد که او یک بَرده است؛ بَرده‌ی غرایز طبیعی»

گئورگ ویلهلم فریدریش هگل
انقباض مکان و انبساط زمان

وحید داروگری، ۱۴۰۱/۱۱/۳

جهان سرمایه‌داری فاصله‌های مکانی را کوتاه و نزدیک و جغرافیا و مکان را منقبض و فشرده کرد. راهی که قبلاً در گذر سال‌ها طی می‌شد اکنون یک ساعته پیموده می‌شود و پیام‌هایی که سابقاً ماه‌ها در راه رسیدن می‌ماندند حالا در ثانیه‌ای رد و بدل می‌شوند. اما از سوی دیگر، سرمایه‌داری وقایع و تغییرات را سرعت و تاریخ و زمان را بسط و گسترش داد و فاصله‌های زمانی را دور و عمیق کرد. میان زندگی دو نفر که یکی در زمان ساسانیان و دیگری در عصر مغولان می‌زیست تفاوت کمتری وجود داشت تا زندگی یک فرد در سال ۱۹۸۰ و سال ۲۰۲۰.
عصر دیجیتال، فاصله‌ی مکانی را به نقطه‌ی صفر نزدیک کرده است. تمدّن در این مکانِ به هم فشرده در حال یکسان و یکنواخت شدن است و بر سرعت کنش‌گری و تاریخ‌مندی و انبساط زمان می‌افزاید و در نتیجه، فرهنگ در این تضاد میان مکان منسجم و زمان متورّم به سوی تنوّع و تکّه‌پاره شدن هرچه بیشتر پیش می‌رود.
این انقباض و تجمّع هسته‌ی تمدّن و مکان از یک سو و انبساط و تورّم پوسته‌ی فرهنگ و زمان از سوی دیگر می‌تواند به گسست زمان_مکان و فروپاشی فرهنگ و تمدّن و تاریخ منجر شود.

#زمان_مکان
«سایا ای مانتو»؛ حجاب و چادر سنّتی زنان اسپانیا با پوشش درونی ساتن سفید و پوشش بیرونی مخمل سیاه

جنسیّت مجسّم است!
هرچه پوشیدگی بیشتر، جنسیّت بارزتر و متبلورتر و آشکارتر. هدف غایی و نهایی ترویج برهنگی، بی‌حجابی و حتی روابط آزاد زن و مرد نیست، پایان جنسیّت و آغاز هم‌جنس‌گرایی است.
در دنیای سرمایه‌داری به مثابه دین خدای پول، انسان هیچ موضوعیتی ندارد جز ایفای نقش ماشین زنده‌ی تولید و مصرف. تولید انبوه، نیازی به ذهن و مهارت و فرهنگ ندارد بلکه فقط پیچ و مهره‌ی کارخانه و مصرف‌کننده‌ی انبوه و یکنواخت می‌طلبد.
در جهان تولید انبوه، همه باید شبیه هم باشند و هر تفاوتی مزاحم و مانعی برای گسترش هرچه بیشتر مصرف استاندارد همگانی است.
سرمایه‌داری، جهان‌وطن و مبلّغ دهکده شدن جهان و جهانی‌شدن فرهنگ و به دنبال در هم کوبیدن همه‌ی فرهنگ‌ها، ادیان، ملّیت‌ها و حتی جنسیّت‌ها برای قالب‌ریزی شدن در الگوی بردگان انسان‌واره‌ی کلّه‌قندی و یکسان و یک‌شکل است.

وحید داروگری، ۱۴۰۱/۱۱/۴

#حجاب
فیلم ویل هانتینگ خوب

محصول سال ۱۹۹۷

فیلمی درخشان درباره‌ی تضاد نظم و نبوغ

در دنیای پیش از سرمایه‌داری، حتی جنون نیز شکلی از نبوغ محسوب می‌شد اما در دنیای کمّی و حساب‌گر کنونی، نبوغ فقط اگر در قالب نظم مدرن جای بگیرد و قابل تبدیل به پول باشد ارزشمند است و در غیر این صورت، درخشش نبوغ چیزی جز علامت جنون و مایه‌ی تحقیر و تمسخر نیست.
یک نابغه پیش از هر چیز فردی تنها است.‌ او ارزشی برای محیط مدعی و میان‌مایه و حوصله‌سربر آکادمیک و دانشگاهی قائل نیست ولی با افراد معمولی که نه دانشی دارند و نه ادعایی، اما عینیت زندگی واقعی آنان برای ذهن انتزاعی‌اش جالب و سرگرم‌کننده است، احساس صمیمیت می‌کند.
چیزی که میان‌مایه‌گی و ذهن استانداردشده‌ی مدرن درک نمی‌کند و آن را به لاابالی‌گری یا جنون نابغه نسبت می‌دهد، بی‌نظمی و آشفتگی خلّاق فکری است که در سمت مقابل مسیر موفقیت آکادمیک حرکت می‌کند اما زیربنای نبوغ را شکل می‌دهد.

پانوشت: هر نبوغی نوعی بی‌نظمی است اما هر بی‌نظمی نبوغ نیست. هر نوع بی‌نظمی را نباید نبوغ محسوب کنیم! 😉
1👍1
فقط یک ابله می‌تواند خطاها و اشتباهات پیشینیان خود را مسخره و تحقیر کند زیرا فقط یک ابله هرگز متوجه خطاها و اشتباهات پیشین خودش نمی‌شود.
👏1
«میل شدید به تصاحب و تملّک، به خودی خود ویژگی سرمایه‌داری نیست زیرا انسان‌ها همیشه حرص و طمع داشته‌اند. سرمایه‌داری به این معنا نیست که گرایش آدم‌ها به لذّت دنیوی یا خوشبختی فردی نسبت به دوران‌های پیشین افزایش یافته است. ویژگی سرمایه‌داری این است که آدم‌هایی را به وجود می‌آورد که چنان گرفتار دنبال کردن و به دست آوردن وسایل هستند که از هرگونه هدف و غایت ذاتی غافل می‌مانند. سرمایه‌داری موجب شده که انسان‌ها پول را نه به عنوان وسیله‌ی رسیدن به خوشبختی، بلکه به قیمت از دست دادن خوشبختی و مطلوبیت شخصی دنبال می‌کنند. ثروت دیگر برای استفاده‌ی انسان نیست بلکه انسان تحت سلطه‌ی ثروت‌اندوزی قرار می‌گیرد. تصرّف و تملّک ثروت، تبدیل به مقصد و منظور نهایی زندگی شده و پول دیگر در خدمت بشر و فقط وسیله‌ای برای برآورده کردن آرزوها و نیازهای مادّی او نیست.
با این حال، به نظر می‌رسد که در دنیای مدرن هیچ جایگزین مطلوبی برای سرمایه‌داری وجود ندارد. سوسیالیسم به لحاظ قدرت تولید و سرزندگی از سرمایه‌داری پائین‌تر است و همه‌ی معایب سرمایه‌داری را خواهد داشت بدون آن‌که بسیاری از مزایای آن را داشته باشد.»

ماکس وبر
🇮🇷⁩ وکیل مدافع ایران ⁦🇮🇷
متأسفانه و علی‌رغم ظواهر گمراه‌کننده و شعارهای پوچ، نظام پهلوی تفکر ایران‌گرایی و حتی باستان‌گرایی نداشت و جمهوری اسلامی نیز تفکر شرعی و شیعی ندارد. پهلوی «غرب‌زده» بود و جمهوری اسلامی «غرب‌زده‌ی مضاعف». #اندیشه @VakilModafeeIran
جمهوری اسلامی یک نظام اندیشه‌ای غرب‌زده و غرب‌زده‌ی مضاعف است که در هوای شبه‌مدرن نفس‌های عمیق می‌کشد بدون آن‌که تصوّری از این جهالت مرکّب و موقعیت رقّت‌بار خود داشته باشد.
به عنوان یک مثال جزئی اما بسیار مهم، نظام آموزشی که ادعاهای صد من یک غاز و پوچش برای ترویج فرهنگ ایرانی_اسلامی به مرحله‌ی مضحکه و ابتذال رسیده، در یک اقدام انتحاری، دو درس زبان و ادبیات فارسی و فرهنگ و معارف اسلامی را از کنکور، یعنی تنها آزمونی که نوجوانان اندک انگیزه‌ای برای آموختن درس‌های مربوط به آن دارند حذف کرده است. در حالی‌که اگر ذرّه‌ای شعور و نیّت واقعی برای ترویج مذهب و فرهنگ ملّی منبعث از آن وجود داشت، در شرایطی که برای خزعبلاتی مانند فیزیک و شیمی و ریاضی که از صدها هزار نفر کنکوری فقط به کار موفقیت دو سه هزار نفر می‌آیند و در باقی مراحل زندگی آن دو سه هزار نفر هم راهی زباله‌دان خواهند شد، مثلاً ضریب ۴ در نظر گرفته می‌شد، باید به فارسی و دینی که اساس تمدّن و فرهنگ گذشته و آینده‌ی جامعه هستند ضریب ۲۰ اختصاص می‌یافت.
در زمانی نه چندان دور، برای ورود به دانشگاه‌های «تمدّن‌ساز» آکسفورد و کمبریج حتی در رشته‌ی مثلاً پزشکی، تسلّط به اصول مذهب انگلیکان و ادبیات انگلیسی که سهل است، حتی دانستن زبان یونانی باستان نیز جزء شرایط اوّلیه و ضروری پذیرش دانشجو بود.

وحید داروگری، ۱۴۰۱/۱۱/۵

#علوم_انسانی
😢1
«فلسفه» به کمتر از نابودی زمان و حذف کامل روح و تبدیل انسان به جسد یا روبات رضایت نمی‌دهد و «عرفان» تا نابودی مکان و حذف کامل جسد و تبدیل انسان به روح یا رؤیا از پای نمی‌نشیند.

وحید داروگری، ۱۴۰۱/۱۱/۵

#زمان_مکان
فلسفه معمولاً در تحلیل و شناخت گذشته‌ی تاریخ که متصلّب شده موفّق است اما در شکل‌دهی به آینده‌ی تاریخ‌مند به دام ایدئولوژی می‌افتد.
عرفان معمولاً در شکل‌دهی به آینده‌ی جغرافیا که هنوز سیّال است موفق است اما در تحلیل و شناخت تاریخ مکان‌مند به دام اسطوره می‌افتد.

وحید داروگری، ۱۴۰۱/۱۱/۵

#زمان_مکان #تاریخ #جغرافیا #علوم_انسانی
«کسانی که از اقتصاد لیبرالی در ایران دفاع می‌کنند اقتصاد را خوب شناخته‌اند اما ایران را خوب نشناخته‌اند.»

سعید لیلاز
👍3
«برخلاف مثلاً آمریکا، علّت تورّم در اقتصاد ایران افزایش نقدینگی نیست زیرا نقدینگی ایران عموماً بانکی و انباشته در حساب افراد محدود است و موجب افزایش گسترده‌ی تقاضا نمی‌شود. عامل اصلی تورّم در ایران، افزایش قیمت دلار و وابستگی مصرف و تولید به واردات دلاری است.
افزایش قیمت دلار و تورّم، منافع سرمایه‌داران رانت‌خوار تولیدی و صادراتی (که از دونرخی بودن ارز در جهت گرفتن ارز ارزان برای واردات موادّ اوّلیه و بازگرداندن و فروختن ارز حاصل از صادرات بر اساس ارز گران آزاد حمایت می‌کنند) و دلّالان رانت‌خوار تجاری و وارداتی (که از دو‌نرخی بودن ارز در جهت گرفتن ارز ارزان دولتی برای واردات کالا و فروختن کالا بر اساس ارز گران آزاد پشتیبانی می‌کنند) را تأمین می‌کند و به همین سبب گفتمان نولیبرالی در اقتصاد را بدون توجه به شرایط ایران تبدیل به گفتمان مسلّط کرده‌اند.»

یاسر جبرائیلی
👍3
«مهمترین مانعِ شناخت، آشنایی است و شناختِ راستین همیشه نوعی «آشنایی‌زدایی» است. دانش و شناختِ حقیقی، بدون طغیان علیه «دانسته‌ها» و «شناخته‌ها»، یعنی آشنایی‌های پیشین، ممکن نیست.»

گئورگ ویلهلم فریدریش هگل

#تجدیدنظر