گزارش اقلیت.pdf
4 MB
📑گزارش اقلیت
🖌محمود فرجامی
این گزارش حاصل گردآوری و بررسی ۳۰ روایت مستقل از شاهدان عینی در شهرهای مختلف ایران است؛ شامل ۱۲ زن، ۱۴ مرد و ۴ روایت با جنسیت اعلامنشده. گستره جغرافیاییِ گزارش، تهران، مشهد، قزوین، اهواز، بابل، شهری در استان مرکزی، ارومیه، گناباد، شهری در مازندران، تربتجام، شهری در استان یزد، کرمان، دزفول، اصفهان و قم را در بر میگیرد. دادهها حاصل دهها پیام دریافتی بوده که پس از غربالگری (بدون دخالت جهتگیری سیاسی) انتخاب شدهاند تا تصویری متکثر از تجربههای میدانی ارائه شود. هدف، بازتاب مشاهدات مستقیم و توصیف فضای رخدادهاست، نه تأیید یا رد روایتها. از فایلهای صوتی، عکسها و ویدیوهای ارسالی استفاده نشد. ذکر این نکته ضروری است که با همه دقت و وسواسی که در انتخاب و پیرایش و صحتسنجی صورت گرفته، این گزارش تمام واقعیت نیست؛ چه از آنجا که هیچ انسانی نمیتواند صددرصد آنچه که شاهد بوده را نقل کند و چه آنکه گاه حتی در یک شهر در دو مکان متفاوت اتفاقات به شکلی متفاوت روی دادهاند (مثلا رواداری نسبی در جایی و خشونت فراوان در جایی دیگر). ...
#محمود_فرجامی
@W_I_Lenin
🌹💐🌹💐
🖌محمود فرجامی
این گزارش حاصل گردآوری و بررسی ۳۰ روایت مستقل از شاهدان عینی در شهرهای مختلف ایران است؛ شامل ۱۲ زن، ۱۴ مرد و ۴ روایت با جنسیت اعلامنشده. گستره جغرافیاییِ گزارش، تهران، مشهد، قزوین، اهواز، بابل، شهری در استان مرکزی، ارومیه، گناباد، شهری در مازندران، تربتجام، شهری در استان یزد، کرمان، دزفول، اصفهان و قم را در بر میگیرد. دادهها حاصل دهها پیام دریافتی بوده که پس از غربالگری (بدون دخالت جهتگیری سیاسی) انتخاب شدهاند تا تصویری متکثر از تجربههای میدانی ارائه شود. هدف، بازتاب مشاهدات مستقیم و توصیف فضای رخدادهاست، نه تأیید یا رد روایتها. از فایلهای صوتی، عکسها و ویدیوهای ارسالی استفاده نشد. ذکر این نکته ضروری است که با همه دقت و وسواسی که در انتخاب و پیرایش و صحتسنجی صورت گرفته، این گزارش تمام واقعیت نیست؛ چه از آنجا که هیچ انسانی نمیتواند صددرصد آنچه که شاهد بوده را نقل کند و چه آنکه گاه حتی در یک شهر در دو مکان متفاوت اتفاقات به شکلی متفاوت روی دادهاند (مثلا رواداری نسبی در جایی و خشونت فراوان در جایی دیگر). ...
#محمود_فرجامی
@W_I_Lenin
🌹💐🌹💐
خبر روی خط
⚠️«همین حالا ایران را ترک کنید» — آمریکا وارد حالت حمله نظامی شد
سفارت مجازی آمریکا در تهران هشدار امنیتی گستردهای صادر کرد و از شهروندان آمریکایی خواست فوراً ایران را ترک کنند، هشدار داد که ممکن است اینترنت قطع شود و حملونقل مختل گردد و توصیه کرد از طریق زمینی از ارمنستان یا ترکیه خارج شوند.
📌 آخرین باری که آمریکا همین سناریو را اجرا کرد — ۱۴ ژانویه — پس از آن تهدیدها افزایش یافت و آمریکا به طور فعال برای حملات به ایران تحت پوشش «اعتراضات» و «نگرانیهای امنیتی» آماده میشد.
♦️ همان چکلیست.
♦️همان زبان هشداردهنده.
♦️همان «ما نمیتوانیم امنیت شما را تضمین کنیم.»
📌 آیا حملات آمریکا در آستانه آغاز مذاکرات آمریکا و ایران — دوباره — در راه است؟
@W_I_Lenin
🌹💐🌹💐
⚠️«همین حالا ایران را ترک کنید» — آمریکا وارد حالت حمله نظامی شد
سفارت مجازی آمریکا در تهران هشدار امنیتی گستردهای صادر کرد و از شهروندان آمریکایی خواست فوراً ایران را ترک کنند، هشدار داد که ممکن است اینترنت قطع شود و حملونقل مختل گردد و توصیه کرد از طریق زمینی از ارمنستان یا ترکیه خارج شوند.
📌 آخرین باری که آمریکا همین سناریو را اجرا کرد — ۱۴ ژانویه — پس از آن تهدیدها افزایش یافت و آمریکا به طور فعال برای حملات به ایران تحت پوشش «اعتراضات» و «نگرانیهای امنیتی» آماده میشد.
♦️ همان چکلیست.
♦️همان زبان هشداردهنده.
♦️همان «ما نمیتوانیم امنیت شما را تضمین کنیم.»
📌 آیا حملات آمریکا در آستانه آغاز مذاکرات آمریکا و ایران — دوباره — در راه است؟
@W_I_Lenin
🌹💐🌹💐
سفارت مجازی ایالات متحده آمریکا
هشدار امنیتی ایران - گذرگاههای مرزی زمینی (۱۳ ژانویه ۲۰۲۶) - سفارت مجازی ایالات متحده آمریکا
کتابخانه انقلابی لنین
📑بیانیه مشترک تشکل های مستقل خیزش دی ماه، قتل عام مردم و درس ها آخر چگونه این همه رویای نو نهال نگشوده گل هنوز ننشسته در بهار می پژمرد به جان من و خاک می شود؟🔻🔻ادامه🔻
📑بیانیه مشترک تشکل های مستقل
خیزش دی ماه، قتل عام مردم و درس ها
آخر چگونه این همه رویای نو نهال
نگشوده گل هنوز
ننشسته در بهار
می پژمرد به جان من و خاک می شود ؟
در دی ماه امسال اعتراضات عظیمی از سوی مردم رنجدیده و به ستوه آمده از ظلم و استثمار رخ داد. این اعتراضات به سرعت به خیزشی فراگیر و سراسری تبدیل شد. در مدتی کوتاه بیش از ۱۹۰ شهر بزرگ و کوچک و همچنین بسیاری از مناطق روستایی نیز به پا خاستند و با خشم نفرت علیه حاکمیت سیاسی و مسئولان کشور شعار دادند. مردم به خیابان آمدند، میدان ها و معابر عمومی شهر را به عرصه اعتراض خود بدل ساختند و یک صدا سیاست های حاکم و نظام جمهوری اسلامی را محکوم کردند و خواهان تغییر اساسی اوضاع سیاسی و اقتصادی کشور گردیدند.
جمهوری اسلامی حکومتی است استثمارگر و حامی استثمارگران، حکومتی که تشدید کنندۀ فقر و سیه روزی اکثریت عظیم مردم، عامل اصلی تورم افسار گسیخته و گردانندۀ دستگاه سرکوب و کشتاری است که دست کم هزاران نفر را در همین دی ماه به خاک و خون کشید و سرکوب و بگیر و ببندها همچنان ادامه دارد. چنین حکومتی نه می خواهد و نه می تواند حتی شرایط حداقل زندگی را برای کارگران و دیگر توده های زحمتکش شهر و روستا تأمین کند. اعتراض کنندگان حق طبیعی خود را فریاد می زدند و تغییر سرنوشت خود را می خواستند. سرنوشتی که در ۴۷ سال گذشته چیزی جز فقر، نابرابری، تبعیض، ستم و سرکوب و مرگ نبوده است. مردم می دانند و یقین حاصل کرده اند عامل اصلی و حامی این همه جرم و جنایت غارت و استثمار، حاکمیتی است که همه چیز را فدای بقای خود می کند. مردم حق دارند که خواهان خلع ید از حکومتی باشند که رفاه و آسایش و آزادی را برایشان به آرزویی دست نیافتنی بدل کرده است. پاسخ رژیم به این اعتراضات که بر اساس خواست مردم صورت گرفت، قتل عام، کشتار، خون ریختن و گلوله باران بود. مردم رنج دیده با چشم خود نظاره گر کشتار و جنایتی بزرگ بودند و دیدند که خون هزاران عزیز در سنگفرش خیابان به زمین ریخته می شد و چه خانواده هایی که از غم پر پر شدن فرزندان و نور چشمان خود داغ دار شدند. می بینیم که هزاران نفر دستگیر و به زندان انداخته شده و شکنجه و مرگ را به انتظار نشسته اند.
ما تشکل های مستقل، این کشتار وحشیانه و این جنایت آشکار و بی حد و مرز را محکوم می کنیم. خود را ملزم می دانیم که شریک غم سوگواران و عزیز از دست دادگان باشیم. خواهان درمان بدون محدودیت مجروحان و حادثه دیدگان و آزادی بی قید و شرط همه زندانیان سیاسی، معترضان و دستگیر شدگان هستیم. ما دیدیم و همه انسانهای آگاه و وجدان بیدار جهان نیز مشاهده کردند و بیش از پیش آگاه شدند که در اینجا جنایتی عظیم به دست جمهوری اسلامی رخ داد و جان انسان ها وثیقه بقای قدرت حاکمان فاسدی گشت که با اتکا به قدرت سیاسی و و نظام سرمایه داری، رفاه و آسایش و موقعیت برتر طبقاتی خود را بر قتل عام و به آتش کشیدن هستی جامعه و جان انسان ها ترجیح می دهد.
واقعیت این است که قدرت لایزال توده های مردم، بویژه قدرت کارگران که ستون فقرات جامعه را تشکیل می دهند، برقدرت رژیم، که آن را بارها و با سبعیت تمام طی نزدیک پنج دهه با سرکوب و کشتار توده های مردم، معترضان و دگراندیشان به کار گرفته و می گیرد، غلبه خواهد کرد. قدرت رژیم در مقابل قدرت توده ها، اگر آن را آگاهانه و به چشم اندازی روشن سازماندهی کنند، قدرتی پوشالی خواهد بود و بی تردید زمین زیر پای صاحبان قدرت کنونی به لرزه در خواهد آمد. هم اکنون شکاف و گسل بین حکومت و مردم وسیع تر و عمیق تر شده است. این گسل نه با سرکوب، نه با رفرم، نه با معامله و دیپلماسی دروغ و پنهانی و نه با شیخ و شاه و پهلوان پنبه های تاریخ مصرف گذشته و نه با چشم دوختن به قدرت های بزرگ - که خود عامل کشتار و به آتش کشیدن بخش بزرگی از دنیا هستند- ترمیم و پر نمی گردد. شکاف بسیار عمیق است و هیچ معجزهای بحران های حکومت را درمان نمی کند. گره مشکلات مردم و کارگران و زحمتکشان بدست خود آنها گشوده می شود. تکیه گاه اصلی تغییر سرنوشت مردم زحمتکش و تحول بنیادی در جامعه قدرت جمعی ستمدیدگان و محرومانی است که نیروی کار و تفکر و تلاش آنها اساس سازندگی و آفریننده جامعه و جهان است.
اما تغییر اساسی جامعه که شرط نخستین آن در به زیر کشیدن قدرت های فاسد و سرکوبگر است به سادگی و بدون در اختیار داشتن ابزار مبارزه و تشکیلات و دانش مبارزاتی به دست نخواهد آمد. کاری صبورانه و تاکتیک ها و شیوه های متناسب با شرایط خاص و توانایی و توازن قوا و اتکا به سیل عظیم توده های کارگر و زحمتکش مورد نیاز است. اهرم های قدرتمند و گسترده ای لازم اند تا توده های جدا ازهم را به یکدیگر پیوند زنند و چرخی را که برمدار ستم و استثمار می چرخد از حرکت باز دارند.🔻🔻ادامه🔻
خیزش دی ماه، قتل عام مردم و درس ها
آخر چگونه این همه رویای نو نهال
نگشوده گل هنوز
ننشسته در بهار
می پژمرد به جان من و خاک می شود ؟
در دی ماه امسال اعتراضات عظیمی از سوی مردم رنجدیده و به ستوه آمده از ظلم و استثمار رخ داد. این اعتراضات به سرعت به خیزشی فراگیر و سراسری تبدیل شد. در مدتی کوتاه بیش از ۱۹۰ شهر بزرگ و کوچک و همچنین بسیاری از مناطق روستایی نیز به پا خاستند و با خشم نفرت علیه حاکمیت سیاسی و مسئولان کشور شعار دادند. مردم به خیابان آمدند، میدان ها و معابر عمومی شهر را به عرصه اعتراض خود بدل ساختند و یک صدا سیاست های حاکم و نظام جمهوری اسلامی را محکوم کردند و خواهان تغییر اساسی اوضاع سیاسی و اقتصادی کشور گردیدند.
جمهوری اسلامی حکومتی است استثمارگر و حامی استثمارگران، حکومتی که تشدید کنندۀ فقر و سیه روزی اکثریت عظیم مردم، عامل اصلی تورم افسار گسیخته و گردانندۀ دستگاه سرکوب و کشتاری است که دست کم هزاران نفر را در همین دی ماه به خاک و خون کشید و سرکوب و بگیر و ببندها همچنان ادامه دارد. چنین حکومتی نه می خواهد و نه می تواند حتی شرایط حداقل زندگی را برای کارگران و دیگر توده های زحمتکش شهر و روستا تأمین کند. اعتراض کنندگان حق طبیعی خود را فریاد می زدند و تغییر سرنوشت خود را می خواستند. سرنوشتی که در ۴۷ سال گذشته چیزی جز فقر، نابرابری، تبعیض، ستم و سرکوب و مرگ نبوده است. مردم می دانند و یقین حاصل کرده اند عامل اصلی و حامی این همه جرم و جنایت غارت و استثمار، حاکمیتی است که همه چیز را فدای بقای خود می کند. مردم حق دارند که خواهان خلع ید از حکومتی باشند که رفاه و آسایش و آزادی را برایشان به آرزویی دست نیافتنی بدل کرده است. پاسخ رژیم به این اعتراضات که بر اساس خواست مردم صورت گرفت، قتل عام، کشتار، خون ریختن و گلوله باران بود. مردم رنج دیده با چشم خود نظاره گر کشتار و جنایتی بزرگ بودند و دیدند که خون هزاران عزیز در سنگفرش خیابان به زمین ریخته می شد و چه خانواده هایی که از غم پر پر شدن فرزندان و نور چشمان خود داغ دار شدند. می بینیم که هزاران نفر دستگیر و به زندان انداخته شده و شکنجه و مرگ را به انتظار نشسته اند.
ما تشکل های مستقل، این کشتار وحشیانه و این جنایت آشکار و بی حد و مرز را محکوم می کنیم. خود را ملزم می دانیم که شریک غم سوگواران و عزیز از دست دادگان باشیم. خواهان درمان بدون محدودیت مجروحان و حادثه دیدگان و آزادی بی قید و شرط همه زندانیان سیاسی، معترضان و دستگیر شدگان هستیم. ما دیدیم و همه انسانهای آگاه و وجدان بیدار جهان نیز مشاهده کردند و بیش از پیش آگاه شدند که در اینجا جنایتی عظیم به دست جمهوری اسلامی رخ داد و جان انسان ها وثیقه بقای قدرت حاکمان فاسدی گشت که با اتکا به قدرت سیاسی و و نظام سرمایه داری، رفاه و آسایش و موقعیت برتر طبقاتی خود را بر قتل عام و به آتش کشیدن هستی جامعه و جان انسان ها ترجیح می دهد.
واقعیت این است که قدرت لایزال توده های مردم، بویژه قدرت کارگران که ستون فقرات جامعه را تشکیل می دهند، برقدرت رژیم، که آن را بارها و با سبعیت تمام طی نزدیک پنج دهه با سرکوب و کشتار توده های مردم، معترضان و دگراندیشان به کار گرفته و می گیرد، غلبه خواهد کرد. قدرت رژیم در مقابل قدرت توده ها، اگر آن را آگاهانه و به چشم اندازی روشن سازماندهی کنند، قدرتی پوشالی خواهد بود و بی تردید زمین زیر پای صاحبان قدرت کنونی به لرزه در خواهد آمد. هم اکنون شکاف و گسل بین حکومت و مردم وسیع تر و عمیق تر شده است. این گسل نه با سرکوب، نه با رفرم، نه با معامله و دیپلماسی دروغ و پنهانی و نه با شیخ و شاه و پهلوان پنبه های تاریخ مصرف گذشته و نه با چشم دوختن به قدرت های بزرگ - که خود عامل کشتار و به آتش کشیدن بخش بزرگی از دنیا هستند- ترمیم و پر نمی گردد. شکاف بسیار عمیق است و هیچ معجزهای بحران های حکومت را درمان نمی کند. گره مشکلات مردم و کارگران و زحمتکشان بدست خود آنها گشوده می شود. تکیه گاه اصلی تغییر سرنوشت مردم زحمتکش و تحول بنیادی در جامعه قدرت جمعی ستمدیدگان و محرومانی است که نیروی کار و تفکر و تلاش آنها اساس سازندگی و آفریننده جامعه و جهان است.
اما تغییر اساسی جامعه که شرط نخستین آن در به زیر کشیدن قدرت های فاسد و سرکوبگر است به سادگی و بدون در اختیار داشتن ابزار مبارزه و تشکیلات و دانش مبارزاتی به دست نخواهد آمد. کاری صبورانه و تاکتیک ها و شیوه های متناسب با شرایط خاص و توانایی و توازن قوا و اتکا به سیل عظیم توده های کارگر و زحمتکش مورد نیاز است. اهرم های قدرتمند و گسترده ای لازم اند تا توده های جدا ازهم را به یکدیگر پیوند زنند و چرخی را که برمدار ستم و استثمار می چرخد از حرکت باز دارند.🔻🔻ادامه🔻
کتابخانه انقلابی لنین
📑بیانیه مشترک تشکل های مستقل خیزش دی ماه، قتل عام مردم و درس ها آخر چگونه این همه رویای نو نهال نگشوده گل هنوز ننشسته در بهار می پژمرد به جان من و خاک می شود ؟ در دی ماه امسال اعتراضات عظیمی از سوی مردم رنجدیده و به ستوه آمده از ظلم و استثمار رخ داد.…
🔺🔺🔺این اهرم ها چیزی جز تشکل های مستقل و انقلابی کارگران و زحمتشان نیستند! توده های زحمتکش و در درجۀ اول کارگران باید پشتیبان و متحد هم شوند، غم یک نفر غم همه، تلاش یک نفر تلاش همه و رفاه و آسایش یک نفر رفاه همه باشد. این درس تاریخ و تجربه تمام جنبش های پیروزمند است. ما هم باید بیاموزیم و در زندگی و مبارزه خود بکار ببندیم.
متحد شویم، متشکل شویم و سرنوشت خود را تغییر دهیم.
۱۷بهمن ۱۴۰۴
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
کارگران بازنشسته خوزستان
گروه اتحاد بازنشستگان
@W_I_Lenin
🌹💐🌹💐
متحد شویم، متشکل شویم و سرنوشت خود را تغییر دهیم.
۱۷بهمن ۱۴۰۴
سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه
کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری
کارگران بازنشسته خوزستان
گروه اتحاد بازنشستگان
@W_I_Lenin
🌹💐🌹💐
📺تلویزیون دمکراسی شورایی - جمعه ۱۷ بهمن ۱۴۰۴برابر با ۶ فوریه ۲۰۲۶
گفتگوی اردوان زیبرم با احمد موسوی
- افشاگری وزنامه فیگارو و حسابهای جعلی برای بزرگ نمایی رضا پهلوی
- جشنواره فجر و شرکت سینماگران بر این سفره خون
زنده باد آزادی زنده باد سوسیالیزم
کار، نان، آزادی- حکومت شورایی
@W_I_Lenin
🌹💐🌹💐
گفتگوی اردوان زیبرم با احمد موسوی
- افشاگری وزنامه فیگارو و حسابهای جعلی برای بزرگ نمایی رضا پهلوی
- جشنواره فجر و شرکت سینماگران بر این سفره خون
زنده باد آزادی زنده باد سوسیالیزم
کار، نان، آزادی- حکومت شورایی
@W_I_Lenin
🌹💐🌹💐
YouTube
روزنامه فیگارو افشای حسابهای جعلی برای بزرگ نمایی رضا پهلوی ؛جشنواره فجر و شرکت در این جشنواره
تلویزیون دمکراسی شورایی - جمعه ۱۷ بهمن ۱۴۰۴برابر با ۶ فوریه ۲۰۲۶
افشاگری وزنامه فیگارو و حسابهای جعلی برای بزرگ نمایی رضا پهلوی ؛جشنواره فجر و شرکت سینماگران بر این سفره خون در گفتگوی اردوان زیبرم با احمد موسوی
افشاگری وزنامه فیگارو و حسابهای جعلی برای بزرگ نمایی رضا پهلوی ؛جشنواره فجر و شرکت سینماگران بر این سفره خون در گفتگوی اردوان زیبرم با احمد موسوی
کارگران، زنان، دانشجویان، جوانان، زحمتکشان، مردم مبارز ایران!
جمهوری اسلامی با فروکش کردن نسبی اعتراضات خیابانی، برای انتقام گیری از توده های بپا خاسته مردم ایران به شکنجه و اعدام مخفیانه دستگیر شدگان جنبش اخیر روی آورده است.
جمهوری اسلامی با دریای خونی که به راه انداخته است، رفتنی است.
بیایید متحد و یکپارچه با شعار نه به اعدام، نه به جنایت، در کنار خانواده های بازداشت شدگان باشیم. به یاری شان بشتابیم و با صدایی رسا برای آزادی زندانیان سیاسی مبارزه کنیم.
📌شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
@W_I_Lenin
🌹💐🌹💐
جمهوری اسلامی با فروکش کردن نسبی اعتراضات خیابانی، برای انتقام گیری از توده های بپا خاسته مردم ایران به شکنجه و اعدام مخفیانه دستگیر شدگان جنبش اخیر روی آورده است.
جمهوری اسلامی با دریای خونی که به راه انداخته است، رفتنی است.
بیایید متحد و یکپارچه با شعار نه به اعدام، نه به جنایت، در کنار خانواده های بازداشت شدگان باشیم. به یاری شان بشتابیم و با صدایی رسا برای آزادی زندانیان سیاسی مبارزه کنیم.
📌شورای همکاری نیروهای چپ و کمونیست
@W_I_Lenin
🌹💐🌹💐
📺تلویزیون دمکراسی شورایی - جمعه ۱۷ بهمن ۱۴۰۴ برابر با ۶ فوریه ۲۰۲۶
در ایستگاه شهری از علی صبوری شاعر , پژوهشگر و از اعضای هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران
- در ایستگاه
در باران مهر
در شامگاه پاییزی
بر نیمکت انتظار
با دل بیقرارمم
گوشه ای رفتم
با رنج بیشمارم
که بر شانههایم
سنگینی میکند
و بارانی
که زخمهای
جان بیقرارم را به تماشا میگذارم.
در من چیزی شکسته میشود.
در من چیزی شکسته میشود.
صدای خورد شدن استخوانهایم را میشنوم.
در ایستگاه
زنی میانسال با چهره استخوانی
بر سکوی انتظار نشسته
و با حسرت خیره مانده است...
زنده باد آزادی زنده باد سوسیالیزم
کار، نان، آزادی- حکومت شورایی
@W_I_Lenin
🌹💐🌹💐
در ایستگاه شهری از علی صبوری شاعر , پژوهشگر و از اعضای هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران
- در ایستگاه
در باران مهر
در شامگاه پاییزی
بر نیمکت انتظار
با دل بیقرارمم
گوشه ای رفتم
با رنج بیشمارم
که بر شانههایم
سنگینی میکند
و بارانی
که زخمهای
جان بیقرارم را به تماشا میگذارم.
در من چیزی شکسته میشود.
در من چیزی شکسته میشود.
صدای خورد شدن استخوانهایم را میشنوم.
در ایستگاه
زنی میانسال با چهره استخوانی
بر سکوی انتظار نشسته
و با حسرت خیره مانده است...
زنده باد آزادی زنده باد سوسیالیزم
کار، نان، آزادی- حکومت شورایی
@W_I_Lenin
🌹💐🌹💐
YouTube
در ایستگاه شهری از علی صبوری شاعر , پژوهشگر و از اعضای هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران
تلویزیون دمکراسی شورایی - در ایستگاه شهری از علی صبوری شاعر , پژوهشگر و از اعضای هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران
📑درگرامیداشت نوزده بهمن، پنجاه و پنجمین سالگرد حماسه سیاهکل
آخرین نبرد، آزادی و تقسیم برابر نان سفرههاست
🖌کنشیار
امسال هم برف سرخ بر زمین نشست. فریاد گرسنگان شهرها را لرزاند. خروش تهیدستان، در پسکوچهها، خیابانها، در تمام شهرها و حتی قریهها پیچید. حضور گسترده مردم، مرتجعین و سرمایهداران جنایتکار را سراسیمه کرد. پاسداران متوحش برای دفاع از منافع سرمایه داران توبرههایشان را تکاندند و با هرچه در توبره داشتند به جان مردم گرسنه افتادند. سرب داغ از آسمان بارید. سینهها را شکافت. چشمها کاسه خونشد. شکوفهای بر خاک افتاد. مادری غرق ماتم شد. نهالهای کوچک را باد باخود برد. باغچه خاک سیاه برتن کرد. دختران دشت آزادی صید دست جنایتکاران وحشی شدند. گفته بودند خون گرم است ویخنمیزند، اما خون جوانان روی زمین یخزد.هنوز جمجمههای شکسته زنان و مردان گرم بود که گورهای ژرفی کندند. باضربههای ممتد انگشت جنایتکاران ددمنش برروی ماشه، نبض کودکان از تپش بازماند. سرکوبگران زبونی که از کودکان هم وحشت داشتند. مردم به ستوه آمده از درد و رنج گرسنگی، جوانان بیکار و بدون آینده در خیابان فریاد می زدند. آنان گرسنگان بودند که نان و آزادی میخواستند. رژیم خونخوار جمهوری اسلامی جانشان را گرفت. کارگران و زحمتکشان بودند که با نیروهای مزدور سرکوبگر رژیم جنایتکار پنجه درپنجه جنگیدند و کشته شدند. جوانان مبارزی که هنوز نفس داشتند، پنجه برخاک میکشیدند و در گور میافتادند. بر چشمان مرده و زنده، خاک پاشیدند. دیوارهای شهر از صدای گلوله و ضجه میلرزید. شهر، در خون هزاران سرو جانباخته غوطهور بود.هرگز نمیتوان واقعیت تلخ آن شب شوم را ترسیم کرد. این تنها اشاره کوچکی است ازآنچه بر مردمی گذشت که گرچه نان نداشتند اما بر پیکر نحیفشان هزاران گلوله داشتند. مادران خونینجگر هر لحظه هزاربار مردند.
امسال نوزدهم دیماه برف سرخ بر زمین نشست. برفی به سرخی نوزدهم بهمن پنجاه و پنج سال پیش که شما رفقای فدایی نهال عشق و آزادی را در جنگل کاشتید و با قطره قطره خونتان از آسمان خیس برف سرخ بر زمین بارید. شبی که در آسمان کبود، ستارههای دنبالهدار روشنتر از ماه درخشیدند. یادتان گرامی باد. رفقای فدایی از خاطر زحمتکشان ستمدیده هرگز نرفت روزی که از زیر زمین تا بلندترین بامها صدای به هم خوردن بالهای پرواز شما شنیده شد و رنگ از روی گزمههای حقیر ساواک پرید و بر قدرت پوشالی بارگاه شاهنشاهی رعشهای دهشتناک فرود آمد. همرزمان کارگران و گرسنگان جنگل هنوز سنگینی اندوه غم آنشب را بردوشمیکشد. نام رفیع شما بربرگهای درختان جنگل سیاهکل سبز مانده است. هر شاخه گل سرخی در مقابل سرخی خون شما و راه سرختان سربهزیر میشود .رود سرودیاست که صلابت گامهای استوار شما را در گوش موجهای دریا نجوا میکند.امواج پرتلاطم دریا نام پرآوازهی شمارا تا اوج میبرند و در کنار ستارگان پرفروغ مینشانند. پژواک غریو شما برای رهایی کارگران و مردم ستمدیده در برابر دیکتاتوری شاهنشاهی پهلوی، لحظهایاست که در تاریخ مبارزات جاودان ماند. این واقعیت در بطن خود آنچنان نمایان است که جایی برای هیچ تفسیری باقی نگذاشته است.
خاطره خونین رفقای فدایی اعتراف صریحیاست بر شکستن سکوت جامعهای که هزاران تضاد را درخود نهفته داشت، اما در سکوت غریبی خیره مانده بود. کارگران و زحمت کشانی که زیر یوغ استثمار و فقر و فلاکت زندگیشان سیاه بود. ستمدیدگانی که در بیغولههای ویران، خرابههای آلوده و متعفن اطراف شهرهای بزرگ، در فقرونکبت و بدبختی روزگار را میگذراندند و نظارهگر ریخت و پاش جشنهای درباری بودند. در مقابل زندان، سرکوب وشکنجههای وحشیانه ساواک شاهنشاهی سکوتی غمبار حاکم بود و رویارویی با ساواک مخوف را ناممکن میدیدند. رفقای فدایی با مبارزه متهورانه خود ،سکوت سنگین و خمودگی سیاسی را شکستند.از راههای خیال گذشتند و دل بهدریای عمل زدند. هرگز و هرگز با هیچ برهان و منطقی نمیتوان بر انکار موجیکه از خون پرتلاطم رفقای فدایی کشتی آرام شاهنشاهی پهلوی را متلاطم کرد، پایفشاریکرد. در بهمنی سرد و سرخ، کاخ ستم لزید، اما گرمی خون رفقای فدایی دل کارگران و مردم ستمیده و زحمتکش را گرم کرد.🔻🔻ادامه🔻
آخرین نبرد، آزادی و تقسیم برابر نان سفرههاست
🖌کنشیار
امسال هم برف سرخ بر زمین نشست. فریاد گرسنگان شهرها را لرزاند. خروش تهیدستان، در پسکوچهها، خیابانها، در تمام شهرها و حتی قریهها پیچید. حضور گسترده مردم، مرتجعین و سرمایهداران جنایتکار را سراسیمه کرد. پاسداران متوحش برای دفاع از منافع سرمایه داران توبرههایشان را تکاندند و با هرچه در توبره داشتند به جان مردم گرسنه افتادند. سرب داغ از آسمان بارید. سینهها را شکافت. چشمها کاسه خونشد. شکوفهای بر خاک افتاد. مادری غرق ماتم شد. نهالهای کوچک را باد باخود برد. باغچه خاک سیاه برتن کرد. دختران دشت آزادی صید دست جنایتکاران وحشی شدند. گفته بودند خون گرم است ویخنمیزند، اما خون جوانان روی زمین یخزد.هنوز جمجمههای شکسته زنان و مردان گرم بود که گورهای ژرفی کندند. باضربههای ممتد انگشت جنایتکاران ددمنش برروی ماشه، نبض کودکان از تپش بازماند. سرکوبگران زبونی که از کودکان هم وحشت داشتند. مردم به ستوه آمده از درد و رنج گرسنگی، جوانان بیکار و بدون آینده در خیابان فریاد می زدند. آنان گرسنگان بودند که نان و آزادی میخواستند. رژیم خونخوار جمهوری اسلامی جانشان را گرفت. کارگران و زحمتکشان بودند که با نیروهای مزدور سرکوبگر رژیم جنایتکار پنجه درپنجه جنگیدند و کشته شدند. جوانان مبارزی که هنوز نفس داشتند، پنجه برخاک میکشیدند و در گور میافتادند. بر چشمان مرده و زنده، خاک پاشیدند. دیوارهای شهر از صدای گلوله و ضجه میلرزید. شهر، در خون هزاران سرو جانباخته غوطهور بود.هرگز نمیتوان واقعیت تلخ آن شب شوم را ترسیم کرد. این تنها اشاره کوچکی است ازآنچه بر مردمی گذشت که گرچه نان نداشتند اما بر پیکر نحیفشان هزاران گلوله داشتند. مادران خونینجگر هر لحظه هزاربار مردند.
امسال نوزدهم دیماه برف سرخ بر زمین نشست. برفی به سرخی نوزدهم بهمن پنجاه و پنج سال پیش که شما رفقای فدایی نهال عشق و آزادی را در جنگل کاشتید و با قطره قطره خونتان از آسمان خیس برف سرخ بر زمین بارید. شبی که در آسمان کبود، ستارههای دنبالهدار روشنتر از ماه درخشیدند. یادتان گرامی باد. رفقای فدایی از خاطر زحمتکشان ستمدیده هرگز نرفت روزی که از زیر زمین تا بلندترین بامها صدای به هم خوردن بالهای پرواز شما شنیده شد و رنگ از روی گزمههای حقیر ساواک پرید و بر قدرت پوشالی بارگاه شاهنشاهی رعشهای دهشتناک فرود آمد. همرزمان کارگران و گرسنگان جنگل هنوز سنگینی اندوه غم آنشب را بردوشمیکشد. نام رفیع شما بربرگهای درختان جنگل سیاهکل سبز مانده است. هر شاخه گل سرخی در مقابل سرخی خون شما و راه سرختان سربهزیر میشود .رود سرودیاست که صلابت گامهای استوار شما را در گوش موجهای دریا نجوا میکند.امواج پرتلاطم دریا نام پرآوازهی شمارا تا اوج میبرند و در کنار ستارگان پرفروغ مینشانند. پژواک غریو شما برای رهایی کارگران و مردم ستمدیده در برابر دیکتاتوری شاهنشاهی پهلوی، لحظهایاست که در تاریخ مبارزات جاودان ماند. این واقعیت در بطن خود آنچنان نمایان است که جایی برای هیچ تفسیری باقی نگذاشته است.
خاطره خونین رفقای فدایی اعتراف صریحیاست بر شکستن سکوت جامعهای که هزاران تضاد را درخود نهفته داشت، اما در سکوت غریبی خیره مانده بود. کارگران و زحمت کشانی که زیر یوغ استثمار و فقر و فلاکت زندگیشان سیاه بود. ستمدیدگانی که در بیغولههای ویران، خرابههای آلوده و متعفن اطراف شهرهای بزرگ، در فقرونکبت و بدبختی روزگار را میگذراندند و نظارهگر ریخت و پاش جشنهای درباری بودند. در مقابل زندان، سرکوب وشکنجههای وحشیانه ساواک شاهنشاهی سکوتی غمبار حاکم بود و رویارویی با ساواک مخوف را ناممکن میدیدند. رفقای فدایی با مبارزه متهورانه خود ،سکوت سنگین و خمودگی سیاسی را شکستند.از راههای خیال گذشتند و دل بهدریای عمل زدند. هرگز و هرگز با هیچ برهان و منطقی نمیتوان بر انکار موجیکه از خون پرتلاطم رفقای فدایی کشتی آرام شاهنشاهی پهلوی را متلاطم کرد، پایفشاریکرد. در بهمنی سرد و سرخ، کاخ ستم لزید، اما گرمی خون رفقای فدایی دل کارگران و مردم ستمیده و زحمتکش را گرم کرد.🔻🔻ادامه🔻
کتابخانه انقلابی لنین
📑درگرامیداشت نوزده بهمن، پنجاه و پنجمین سالگرد حماسه سیاهکل آخرین نبرد، آزادی و تقسیم برابر نان سفرههاست 🖌کنشیار امسال هم برف سرخ بر زمین نشست. فریاد گرسنگان شهرها را لرزاند. خروش تهیدستان، در پسکوچهها، خیابانها، در تمام شهرها و حتی قریهها پیچید.…
🔺🔺🔺البتهکه جانفشانی فداییوار و دلاورانه رفقای جان بر کف فدایی در نوزدهم بهمن در مبارزه با رژیم دیکتاتوری شاهنشاهی پهلوی متاعی نبود که بر سر هر کوی و بازاری بتوان یافت. تنها مختص عاشقان راستین فدایی بود. بالهایی فراخ میخواست که در بیکران آسمان عقابوار سینه پهن خود را سپر کنند و پر بگشایند، در مقابل دشمنان مردم زحمتکش دست از جان بشویند بی قرارِ رهایی کارگران از زنجیر استثمار، در اشتیاق وارستگی مردم از استبداد، شعله مبارزه را بر افروزند، که افروختند و این شعله روشن ماند. برخی در انزوای سیاسی و تنهایی خویش، بافتههای ذهن مغشوش خود را در پراکندهگویی و بطالت موهوم ابراز نمودند که یا خود را به خواب زده بودند یا از آن چه در نوزدهم بهمن رفت و آن چه پس از آن به جای ماند، جا ماندند. در برابر کار سترگی که رفقای فدایی در نوزدهم بهمن در مبارزه با استبداد سلطنت پهلوی به انجام رساندند و سیستم پوشالی امنیتی ساواک را در بهت و گیجی فرو بردند، هیچ ادعایی مبنی برنقد و تفسیر راه فدائیان قابل اعتنا نبوده و نیست. قطره قطره خون فدائیان یاد آور کار سترگی است که برقامت تاریخ نقش بست و بر حیات مبارزات ستمدیدگان جان تازهای بخشید. مبارزه سرخ شما دردل درختان انبوه جنگل به امانت مانده است. تصویر قامت استوارتان در شکوفههای آزادی نقش بستهاست.
دشنه های پنهان در آستین سرمایهداری همچنان خونچکاناست. دربندبند خویش میلرزند و خون گرسنگان را میریزند. این دشنه کشتار خونآلود از دیر باز بر سر مردم میکوبد. از حکومت استبدادی سلطنت پهلوی تا اکنون که دیکتاتوری رژیم ارتجاعی جمهوریاسلامی بر سرکار است، سهم مردم مرگ بوده است.ایران کشوری تشنه با مردمی گرسنه که از کارگران، مردم زحمتکش محروم از سرپناه و نان و آب و آزادی، زنان و مردان و حتی کودکان خردسال را از دم تیغ گذرانده و به خاک و خون کشاندند. عمق درد و داغ سوزان خانوادههای داغدار را باید در گورستانهای بیسروته دید. از کشته، پشتهها ساختهاند.دهانهای پر خون جوانان، پیام تلخی برای حاکمیت جنایتکار جمهوری اسلامی دارد، دیگر از شما جز سایهای باقی نمانده است. سایهای که خودتان هم از آن میترسید. خشم و نفرت مادران سینهسوخته برسرتان آوار میشود. هر اندازه شب چیرهتر شود، باگذشت لحظهها به پایان خود نزدیکتر میشود. منتظر میمانیم، در زیر چکمه بیداد اما در آستانه صبح ایستادهایم. ما از تبار فدایی هستیم. چون کوهمحکم واستوار،چون جنگل سبز و پایدار، در خط دید ما، آخرین نبرد، آزادی و رهایی، و تقسیم برابر نان سفرههاست.
بهمن ۱۴۰۴
کنشیار
@W_I_Lenin
🌹💐🌹💐
دشنه های پنهان در آستین سرمایهداری همچنان خونچکاناست. دربندبند خویش میلرزند و خون گرسنگان را میریزند. این دشنه کشتار خونآلود از دیر باز بر سر مردم میکوبد. از حکومت استبدادی سلطنت پهلوی تا اکنون که دیکتاتوری رژیم ارتجاعی جمهوریاسلامی بر سرکار است، سهم مردم مرگ بوده است.ایران کشوری تشنه با مردمی گرسنه که از کارگران، مردم زحمتکش محروم از سرپناه و نان و آب و آزادی، زنان و مردان و حتی کودکان خردسال را از دم تیغ گذرانده و به خاک و خون کشاندند. عمق درد و داغ سوزان خانوادههای داغدار را باید در گورستانهای بیسروته دید. از کشته، پشتهها ساختهاند.دهانهای پر خون جوانان، پیام تلخی برای حاکمیت جنایتکار جمهوری اسلامی دارد، دیگر از شما جز سایهای باقی نمانده است. سایهای که خودتان هم از آن میترسید. خشم و نفرت مادران سینهسوخته برسرتان آوار میشود. هر اندازه شب چیرهتر شود، باگذشت لحظهها به پایان خود نزدیکتر میشود. منتظر میمانیم، در زیر چکمه بیداد اما در آستانه صبح ایستادهایم. ما از تبار فدایی هستیم. چون کوهمحکم واستوار،چون جنگل سبز و پایدار، در خط دید ما، آخرین نبرد، آزادی و رهایی، و تقسیم برابر نان سفرههاست.
بهمن ۱۴۰۴
کنشیار
@W_I_Lenin
🌹💐🌹💐
کتابخانه انقلابی لنین
خبر روی خط ⚠️«همین حالا ایران را ترک کنید» — آمریکا وارد حالت حمله نظامی شد سفارت مجازی آمریکا در تهران هشدار امنیتی گستردهای صادر کرد و از شهروندان آمریکایی خواست فوراً ایران را ترک کنند، هشدار داد که ممکن است اینترنت قطع شود و حملونقل مختل گردد و توصیه…
مذاکرات با فشار حداکثر
پس از آمریکا و آلمان ، چین و پاکستان نیز از شهروندان خود خواستند فورا ایران را ترک کنید.
xxxx
پس از آمریکا و آلمان ، چین و پاکستان نیز از شهروندان خود خواستند فورا ایران را ترک کنید.
xxxx
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺تلویزیون دمکراسی شورائی: گرامی باد نوزدهم بهمن نبرد حماسی سیاهکل
📌با یاد سینه سرخان سیاهکل اشعاری از علی صبوری شاعر و از اعضای کانون نویسندگان ایران
#علی_صبوری
زنده باد آزادی زنده باد سوسیالیزم
کار، نان، آزادی- حکومت شورایی
@W_I_Lenin
🌹💐🌹💐
📌با یاد سینه سرخان سیاهکل اشعاری از علی صبوری شاعر و از اعضای کانون نویسندگان ایران
#علی_صبوری
زنده باد آزادی زنده باد سوسیالیزم
کار، نان، آزادی- حکومت شورایی
@W_I_Lenin
🌹💐🌹💐
منظومه پل - علی صبوری
@W_I_Lenin
📀منظومه پل
🖌علی صبوری
با یاد رفیق قاسمی «عبدی»
روی قوس پل ایستادهام
با داغ روزگاران بر پیشانی،
با عبور پابرهنگان، بر خشت خشت چهار گوش پل که
دندان فشرده، خم شده، در دو سوی رود
با سه ستون در آب
که چکمههای قزلباشان خونریز را در پای دارند....
#علی_صبوری
#یاد_یاران
@W_I_Lenin
🌹💐🌹💐
🖌علی صبوری
با یاد رفیق قاسمی «عبدی»
روی قوس پل ایستادهام
با داغ روزگاران بر پیشانی،
با عبور پابرهنگان، بر خشت خشت چهار گوش پل که
دندان فشرده، خم شده، در دو سوی رود
با سه ستون در آب
که چکمههای قزلباشان خونریز را در پای دارند....
#علی_صبوری
#یاد_یاران
@W_I_Lenin
🌹💐🌹💐
کتابخانه انقلابی لنین
@W_I_Lenin – منظومه پل - علی صبوری
💥منظومه پل
🖌علی صبوری
با یاد رفیق قاسمی «عبدی»
روی قوس پل ایستادهام
با داغ روزگاران بر پیشانی،
با عبور پابرهنگان، بر خشت خشت چهار گوش پل که
دندان فشرده، خم شده، در دو سوی رود
با سه ستون در آب
که چکمههای قزلباشان خونریز را در پای دارند
رود چاقویی که رنج و گرسنگی را،
بیهیچ مضایقهای نصف میکند
رو به چمخاله، که مثل نهنگی به جان آمده،
به خشکی زده،
و چشمان رنجآلودش
به گدایان، تبعیدیان، تورهای تهی و دلدادگان دریا خیره مانده است
پشت به لیلاکوه، که امواج بلند گیسوانش
گویی کپل اسبی را به تازیانه میگیرد،
و چین مواج دامنش
با شلال یالش در باد،
تازان و گدازان به سمت دیلمان
که شتابان
بر شانههای سینه سرخان سیاهکل
آرام میگیرد.
ایستادهام
چشم دوخته
به ازدحام بازار ماهیفروشان،
نفرینشدگان والیان خدایان بر زمین
ـ چوبداران ـ
که عربدهکشان، ماهیان مرده را چوب میزنند.
و به پاچهی گرسنگان تهیدست میگذارند
زیر پایم مورچگان گرسنه
لاشهی عنکبوتی را
در حفرههای تاریک پنهان میکنند
در روزگار تاریک،
سیاه، هولناک
آی دهان پنهان پل!
آی لنگرود هزاران زخم!
آی لنگرود اندوه بیپایان
آی میراثِ شور و شوکت و شیدایی
با ما بگویید
عبدی
چند تابستان ایستاده، بر این پل؟
دستان بلندش را، رو به لیلاکوه سایبان کرده است
چند بهار از این پل عبور کرده؟
چند پاییز بر آن گریسته
و چند زمستان، برفها را از شانههایش تکانده؟
از بهاران
و از یلدای بلند رویاهایش قصه بافته است؟
با ما بگویید
عبدی
در کدام قرار در پناه این پل، با رفیقان جان باختهاش
کپسول سیانور، زیر جهان پنهان زبانش
با مهربانی و چای و آدمی
با مهربانی و نان و عاشقی
شعلهور مانده است؟
با ما بگویید
عبدی
چند دریا بر این رطوبت بیپایان اشک ریخته است؟
چند بهار دستان بزرگش را در باد پرچم کرده؟
و به مردمان گرسنه،
با چشمان، با لبان و با رخسارش لبخند زده است؟
آی… سینهسرخان ماه بهمن
کدام برقعپوش؟
کدام ناپاک؟
در خفیهگاه پل بیتوته کرده، و او را به دام انداخته است؟
کدام دشداشهپوش حقیر، او را رگ زده است؟
یا حلقهی طناب را به گردنش انداخته
به دارش کشیده است؟
و در بارگاه خلیفه
پول گلوله را به حسابش گذاشته و ساکش را، گروگان گرفته است
آی… دهان پنهان پل!
آی…. سحرگاه خم شده در شانههای تابستان!
اینان کیانند که اینگونه در خون کشتگان پارو میکشند؟
اینان کیانند که این گونه درخون کشتگان پارو میکشند؟
رودخانه، تباه شده،
تب زده
خونالوده
سراسیمه
سمت دریاهای سوگوار مشت میکوبد
و سینهکشان با دهان پل سخن گفته
و گدازان دور میشود
سوگواران، ستارگان و ماه،
با یاد کشتگان آن سالها
بر پای پل، زانو زده،
سر بر سینه لنگرود
در اشک فرو میریزند
و دنیا به هیئت قابی،
تمثال کشتگان را در آغوش میکشد
آی…. لنگرود هزاران زخم!
آی…. قصیده نا تمام لیلاکوه!
از میان استخوانهای شعله ور خزر
سر برآرید و رستگارمان کنید!
#علی_صبوری
#یاد_یاران
@W_I_Lenin
🌹💐🌹💐
🖌علی صبوری
با یاد رفیق قاسمی «عبدی»
روی قوس پل ایستادهام
با داغ روزگاران بر پیشانی،
با عبور پابرهنگان، بر خشت خشت چهار گوش پل که
دندان فشرده، خم شده، در دو سوی رود
با سه ستون در آب
که چکمههای قزلباشان خونریز را در پای دارند
رود چاقویی که رنج و گرسنگی را،
بیهیچ مضایقهای نصف میکند
رو به چمخاله، که مثل نهنگی به جان آمده،
به خشکی زده،
و چشمان رنجآلودش
به گدایان، تبعیدیان، تورهای تهی و دلدادگان دریا خیره مانده است
پشت به لیلاکوه، که امواج بلند گیسوانش
گویی کپل اسبی را به تازیانه میگیرد،
و چین مواج دامنش
با شلال یالش در باد،
تازان و گدازان به سمت دیلمان
که شتابان
بر شانههای سینه سرخان سیاهکل
آرام میگیرد.
ایستادهام
چشم دوخته
به ازدحام بازار ماهیفروشان،
نفرینشدگان والیان خدایان بر زمین
ـ چوبداران ـ
که عربدهکشان، ماهیان مرده را چوب میزنند.
و به پاچهی گرسنگان تهیدست میگذارند
زیر پایم مورچگان گرسنه
لاشهی عنکبوتی را
در حفرههای تاریک پنهان میکنند
در روزگار تاریک،
سیاه، هولناک
آی دهان پنهان پل!
آی لنگرود هزاران زخم!
آی لنگرود اندوه بیپایان
آی میراثِ شور و شوکت و شیدایی
با ما بگویید
عبدی
چند تابستان ایستاده، بر این پل؟
دستان بلندش را، رو به لیلاکوه سایبان کرده است
چند بهار از این پل عبور کرده؟
چند پاییز بر آن گریسته
و چند زمستان، برفها را از شانههایش تکانده؟
از بهاران
و از یلدای بلند رویاهایش قصه بافته است؟
با ما بگویید
عبدی
در کدام قرار در پناه این پل، با رفیقان جان باختهاش
کپسول سیانور، زیر جهان پنهان زبانش
با مهربانی و چای و آدمی
با مهربانی و نان و عاشقی
شعلهور مانده است؟
با ما بگویید
عبدی
چند دریا بر این رطوبت بیپایان اشک ریخته است؟
چند بهار دستان بزرگش را در باد پرچم کرده؟
و به مردمان گرسنه،
با چشمان، با لبان و با رخسارش لبخند زده است؟
آی… سینهسرخان ماه بهمن
کدام برقعپوش؟
کدام ناپاک؟
در خفیهگاه پل بیتوته کرده، و او را به دام انداخته است؟
کدام دشداشهپوش حقیر، او را رگ زده است؟
یا حلقهی طناب را به گردنش انداخته
به دارش کشیده است؟
و در بارگاه خلیفه
پول گلوله را به حسابش گذاشته و ساکش را، گروگان گرفته است
آی… دهان پنهان پل!
آی…. سحرگاه خم شده در شانههای تابستان!
اینان کیانند که اینگونه در خون کشتگان پارو میکشند؟
اینان کیانند که این گونه درخون کشتگان پارو میکشند؟
رودخانه، تباه شده،
تب زده
خونالوده
سراسیمه
سمت دریاهای سوگوار مشت میکوبد
و سینهکشان با دهان پل سخن گفته
و گدازان دور میشود
سوگواران، ستارگان و ماه،
با یاد کشتگان آن سالها
بر پای پل، زانو زده،
سر بر سینه لنگرود
در اشک فرو میریزند
و دنیا به هیئت قابی،
تمثال کشتگان را در آغوش میکشد
آی…. لنگرود هزاران زخم!
آی…. قصیده نا تمام لیلاکوه!
از میان استخوانهای شعله ور خزر
سر برآرید و رستگارمان کنید!
#علی_صبوری
#یاد_یاران
@W_I_Lenin
🌹💐🌹💐
🎞فیلم چهرهی سکوت
🎬کارگردان: جاشوا اوپنهایمر
فیلمبرداری لارس اسکری
🎶موسیقی توسط سری بانانگ
⏱️۱۰۳ دقیقه
📌زبان اندونزیایی
💐آدی روکون، یک چشمپزشک میانسال اندونزیایی ، تمام عمرش را در محیطی زندگی کرده است که با غم بیپایان والدینش از قتل وحشیانه برادر بزرگترش در پاکسازی کمونیستهای اندونزی در سال ۱۹۶۵، که دو سال قبل از تولد آدی اتفاق افتاد، شکل گرفته است. او فیلمهای اضافی از پروژه «عمل کشتن» اوپنهایمر را تماشا میکند ، که شامل ویدئویی از مردانی است که برادرش را کشتهاند، و تصمیم میگیرد ضمن آزمایش بینایی آنها، با برخی از قاتلان و همدستانشان - که مشخص میشود عمویش نیز جزو آنهاست - ملاقات و مصاحبه کند. اگرچه هیچ یک از قاتلان ابراز پشیمانی نمیکنند، اما دختر یکی از آنها وقتی ظاهراً برای اولین بار جزئیات قتلها را میشنود، به وضوح متزلزل میشود. در میان درگیریها، صحنههایی از مادر مسن آدی و پدر تقریباً ناشنوا و نابینای او نیز دیده میشود.
📌به دلیل نگرانی از امنیتشان، بسیاری از اعضای گروه اندونزیایی فیلم تنها با عنوان «ناشناس» معرفی شدهاند.
#فیلم
@W_I_Lenin
🌹💐🌹💐
🎬کارگردان: جاشوا اوپنهایمر
فیلمبرداری لارس اسکری
🎶موسیقی توسط سری بانانگ
⏱️۱۰۳ دقیقه
📌زبان اندونزیایی
💐آدی روکون، یک چشمپزشک میانسال اندونزیایی ، تمام عمرش را در محیطی زندگی کرده است که با غم بیپایان والدینش از قتل وحشیانه برادر بزرگترش در پاکسازی کمونیستهای اندونزی در سال ۱۹۶۵، که دو سال قبل از تولد آدی اتفاق افتاد، شکل گرفته است. او فیلمهای اضافی از پروژه «عمل کشتن» اوپنهایمر را تماشا میکند ، که شامل ویدئویی از مردانی است که برادرش را کشتهاند، و تصمیم میگیرد ضمن آزمایش بینایی آنها، با برخی از قاتلان و همدستانشان - که مشخص میشود عمویش نیز جزو آنهاست - ملاقات و مصاحبه کند. اگرچه هیچ یک از قاتلان ابراز پشیمانی نمیکنند، اما دختر یکی از آنها وقتی ظاهراً برای اولین بار جزئیات قتلها را میشنود، به وضوح متزلزل میشود. در میان درگیریها، صحنههایی از مادر مسن آدی و پدر تقریباً ناشنوا و نابینای او نیز دیده میشود.
📌به دلیل نگرانی از امنیتشان، بسیاری از اعضای گروه اندونزیایی فیلم تنها با عنوان «ناشناس» معرفی شدهاند.
#فیلم
@W_I_Lenin
🌹💐🌹💐
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎞فیلم چهرهی سکوت
🎬کارگردان: جاشوا اوپنهایمر
فیلمبرداری لارس اسکری
🎶موسیقی توسط سری بانانگ
⏱️۱۰۳ دقیقه
📌زبان اندونزیایی
💐آدی روکون، یک چشمپزشک میانسال اندونزیایی ، تمام عمرش را در محیطی زندگی کرده است که با غم بیپایان والدینش از قتل وحشیانه برادر بزرگترش در پاکسازی کمونیستهای اندونزی در سال ۱۹۶۵، که دو سال قبل از تولد آدی اتفاق افتاد، شکل گرفته است. او فیلمهای اضافی از پروژه «عمل کشتن» اوپنهایمر را تماشا میکند ، که شامل ویدئویی از مردانی است که برادرش را کشتهاند، و تصمیم میگیرد ضمن آزمایش بینایی آنها، با برخی از قاتلان و همدستانشان - که مشخص میشود عمویش نیز جزو آنهاست - ملاقات و مصاحبه کند. اگرچه هیچ یک از قاتلان ابراز پشیمانی نمیکنند، اما دختر یکی از آنها وقتی ظاهراً برای اولین بار جزئیات قتلها را میشنود، به وضوح متزلزل میشود. در میان درگیریها، صحنههایی از مادر مسن آدی و پدر تقریباً ناشنوا و نابینای او نیز دیده میشود.
به دلیل نگرانی از امنیتشان، بسیاری از اعضای گروه اندونزیایی فیلم تنها با عنوان «ناشناس» معرفی شدهاند.
#فیلم
@W_I_Lenin
🌹💐🌹💐
🎬کارگردان: جاشوا اوپنهایمر
فیلمبرداری لارس اسکری
🎶موسیقی توسط سری بانانگ
⏱️۱۰۳ دقیقه
📌زبان اندونزیایی
💐آدی روکون، یک چشمپزشک میانسال اندونزیایی ، تمام عمرش را در محیطی زندگی کرده است که با غم بیپایان والدینش از قتل وحشیانه برادر بزرگترش در پاکسازی کمونیستهای اندونزی در سال ۱۹۶۵، که دو سال قبل از تولد آدی اتفاق افتاد، شکل گرفته است. او فیلمهای اضافی از پروژه «عمل کشتن» اوپنهایمر را تماشا میکند ، که شامل ویدئویی از مردانی است که برادرش را کشتهاند، و تصمیم میگیرد ضمن آزمایش بینایی آنها، با برخی از قاتلان و همدستانشان - که مشخص میشود عمویش نیز جزو آنهاست - ملاقات و مصاحبه کند. اگرچه هیچ یک از قاتلان ابراز پشیمانی نمیکنند، اما دختر یکی از آنها وقتی ظاهراً برای اولین بار جزئیات قتلها را میشنود، به وضوح متزلزل میشود. در میان درگیریها، صحنههایی از مادر مسن آدی و پدر تقریباً ناشنوا و نابینای او نیز دیده میشود.
به دلیل نگرانی از امنیتشان، بسیاری از اعضای گروه اندونزیایی فیلم تنها با عنوان «ناشناس» معرفی شدهاند.
#فیلم
@W_I_Lenin
🌹💐🌹💐
کمتر از دو ساعت پس از پایان مذاکرات بین ایران و آمریکا، وزارت امور خارجه آمریکا بستهای از تحریمها علیه بخش نفتی ایران را اعلام کرد.
@W_I_Lenin
🌹💐🌹💐
@W_I_Lenin
🌹💐🌹💐
روزنامه عبری هاآرتص:
ایالات متحده درخواستهای خود را برای محدود کردن برنامه موشکهای بالستیک ایران و پایان دادن به حمایت از گروههای منطقهای کنار گذاشته است.
xxxx
ایالات متحده درخواستهای خود را برای محدود کردن برنامه موشکهای بالستیک ایران و پایان دادن به حمایت از گروههای منطقهای کنار گذاشته است.
xxxx