╳Red Winston╳ – Telegram
╳Red Winston╳
3 subscribers
58 photos
14 videos
1 file
162 links
Winred


Admin: @AliShah110
Id: T.me/Winred
Chnnl2: @Navrmqzi
Download Telegram
دوستان اخرین خبر از اینه که روحانی افشا گری کرده
ظریف مجبور شده بر گرده
مشروح نامه محرمانه این بوده

بسم تعالی

جواد جان جانم برایت بگویید میخواستم این موضوع رو خیلی وقت پیش برایت باز گو کنم
تو سفری که واشنگتن داشتیم من ازت باردار شدم
برگرد تا دوباره زندگی عاشقانه خودمان رو ادامه بدیم
با تچکر. روحی جون 🙃

T.me/Jaqqii 💦
طبق تحقیقات من دلیل اضافه وزن ایرانیا حذف آفتابه مسیه. قدیما موقع بلند کردن آفتابه مسی یه بار دیگه میریدن و هیچگونه چربی اضافه ای در بدن انباشته نمیشد.

T.me/Jaqqii 💦
یارو معلوم نیس پورشه خریده یا عصای موسی
به هرکی اشاره میکنه لاش باز میشه

T.me/Jaqqii 💦
" تقویم 98 رو باز کردم
بالاش نوشته بود
چرب کنید دارم میام."

T.me/Jaqqii 💦
نامه ی دردناک يک کودک به رئیس جمهور :

آقاي رئيس جمهور ،
من بارها پدرم را دیده ام از شدت گرسنگی مادرم را لیس میزد!
چند شب پیش دیدم مادرم به پدرم شیر میداد!
دیشب شنیدم پدرم مادرم را مجبور به دزدی میکرد و به او ميگفت فردا شب باید ساک بزنی!

از شدت فقر دیگر امنیت ندارم، امروز پدرم به مادرم میگفت امیر که خوابید بخورش!

آقای رییس جمهور لطفا یارانه را قطع نکنید اینا منو میخورن

T.me/Jaqqii 💦
یارو ﻣﯿﺮﻩ ﺩﮐﺘﺮ، ﺑﻐﻞ ﺩﺳﺘﯿﺶ ﮐﻪ ﻟﮑﻨﺖ ﺯﺑﻮﻥ ﺩﺍﺷﺘﻪ
ﻣﯿﮕﻪ : ﺵ ﺵ ﺷﻤﺎ ﭺ ﭼﻪ ﻧﺎﻧﺎﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﺩﺍﺭﯾﺪ؟
یارو ﻣﯿﮕﻪ : ﭘﺮﻭﺳﺘﺎﺕ !
ﻣﯿﮕﻪ : ﭖ ﭖ ﭘﺮﻭﺳﺘﺎﺕ ﺩﺩﺩﯾﮕﻪ ﭺ ﭼﯿﻪ؟ !












یارو ﻣﯿﮕﻪ : ﻫﻤﯿﻦ ﻣﺪﻟﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﯽ ﻣﻦ ﻣﯿﺸﺎﺷﻢ😐😂

T.me/Jaqqii 💦
Forwarded from Deleted Account
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‏اختلاف طبقاتی یعنی ما نگران گرون شدن غذای خودمون هستیم، یکی نگران گرون شدن غذای سگش

آورده اند روزی شیخ با جمعی از مریدان ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩند ﯾﮑﯽ از مریدان ﮔﻔﺖ : یا شیخ ﯾﻪ ﮐﻢ ﮐﺲ
ﺑﮕﻮ ﺑﺨﻨﺪﯾﻢ
شیخ گفت ؛ ﮐﺲ ﻧﻨﺖ

ﺗﺎ ﺷﻌﺎﻋﻪ 50 ﻣﺘﺮﯼ ﻫﻤﻪ مریدان ﺧﻨﺪﯾﺪﻥ و خشتک پاره کردن
بنظر شیخ اعصابش کیری بود ...
T.me/Jaqqii💦
خوبه بازم تو ماه رمضون زیاد اهمیتی به گیاهخوارا نمیدن وگرنه پارکارو هم تعطیل میکردن که یه وقت اینا چمن نبینن گشنشون نشه

@Jaqqii 💦
خوب كه نگاه ميكنم، ميبينم اونقدر قشنگ و بي نقص تو زندگيم ريدم كه انگار شابلون گذاشتم


@Jaqqii 💦
الان ما باید روزه بگیریم که حالِ خودمون رو بفهمیم؟ عجب وضع عجیبیه :/
@Jaqqii 💦
‏این 14،236 نفرو زنده میخوام :)))

@Jaqqii
شاید باورتون نشه که بدونید ولی بِلا رمزی بازیگر 16 ساله سریال بازی تاج و تخت خودش اجازه نداره سریال رو ببینه چون پدر مادرش معتقدن هنوز بچست و برای سنش مناسب نیست!
‌ ‌

@Jaqqii
حرکت‌های بی‌ریا و خودجوش سلبریتی‌های جهادیمون، آقا دمتون گرم، قبول باشه :))

@Jaqqii
روزی روباهی با موبایل داشت شماره میگرفت،
زاغ گفت اونجا آنتن نمیده ...
بده بالای درخت برات بگیرم!
روباه گوشی رو انداخت بالا!
زاغ گفت: این جای پنیری که دوم ابتدایی ازم دزدیدی چاقال ...

#حکایت_کی_ری

@Jaqqii 💦
شما بودین نمیکردینش ببخشید عاشقش نمیشدین

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ @Jaqqii 💦
ﺩﺧﺘﺮﯼ ﺯﯾﺒﺎ ﺑﻮﺩ ﺍﺳﯿﺮ ﭘﺪﺭﯼ ﻋﯿﺎﺵ، ﮐﻪ ﺩﺭﺁﻣﺪﺵ ﻓﺮﻭﺵ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺩﺧﺘﺮﺵ ﺑﻮﺩ !
ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺭﻭﺯﯼ ﮔﺮﯾﺰﺍﻥ ﺍﺯ ﻣﻨﺰﻝ ﭘﺪﺭﯼ ﻧﺰﺩ ﺣﺎﮐﻢ ﭘﻨﺎﻩ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻗﺼﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﺎﺯﮔﻮ ﮐﺮﺩ .
ﺣﺎﮐﻢ ﺩﺧﺘﺮ ﺭﺍ ﻧﺰﺩ ﺯﺍﻫﺪ ﺷﻬﺮ ﺍﻣﺎﻧﺖ ﺳﭙﺮﺩ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﻣﺎ ﺟﻨﺎﺏ ﺯﺍﻫﺪ ﻫﻢ ﻫﻤﺎﻥ ﺷﺐ ﺍﻭﻝ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻧﻤﻮﺩ .
ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﯿﻤﻪ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﺑﻪ ﺟﻨﮕﻞ ﮔﺮﯾﺨﺖ ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﺴﺮ ﻣﺴﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﻃﺮﺍﻑ ﮐﻠﺒﻪ ﺧﻮﺩ ﯾﺎﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻭﺿﻊ، ﺍﯾﻦ ﺯﻣﺎﻥ، ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﻣﺎ، ﺍﯾﻨﺠﺎ ﭼﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ ؟!!
ﺩﺧﺘﺮ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺑﯿﺸﻪ ﻭ ﺟﺎﻧﺶ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺁﺭﯼ ﭘﺪﺭﻡ ﺁﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺯﺍﻫﺪ ﺍﺯ ﺧﯿﺮ ﺣﺎﮐﻢ ﭼﻨﺎﻥ، بی پناه ﻣﺎﻧﺪﻡ .
ﭘﺴﺮﻫﺎ ﺑﺎ ﮐﻤﯽ ﻓﮑﺮ ﻭ مکث ﻭ ﺩﯾﺪﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﯿﻤﻪ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ گفتند ﺗﻮ ﺑﺮﻭ ﺩﺭ ﻣﻨﺰﻝ ﻣﺎ
ﺑﺨﻮﺍﺏ ﻣﺎ ﻧﯿﺰ ﻣﯿﺂﯾﯿﻢ .
ﺩﺧﺘﺮ ﺗﺮﺳﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﺴﺮ ﻣﺴﺖ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﮕﺬﺭﺍﻧﺪ ﺩﺭ ﮐﻠﺒﻪ ﺧﻮﺍﺑﺶ ﺑﺮﺩ .
ﺳﭙﺲ ﭘﺴﺮﻫﺎ ﯾﮏ ﺑﻪ ﯾﮏ ﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ .
ﺩﺧﺘﺮ ﮔﻔﺖ : ﺁﯾﺎ ﻃﺒﻖ ﺍﺻﻞ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﺒﻮﺩ ﺷﻤﺎ کصکشا ﺑﻪ ﻣﻦ ﮐﺎﺭﯼ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻦ ﺑﻌﺪ ﻣﻦ ﺑﮕﻢ ﻣﺴﺖ ﺍﺯ ﺯﺍﻫﺪ ﺑﻬﺘﺮﻩ؟
ﭘﺴﺮﻫﺎ ﭘﺎﺳﺦ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﮐﺼﺨﻠﯿﻢ ﻛُﺺ ﻣﻔﺖ ﺭﻭ ﻭﻝ ﮐﻨﯿﻢ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺗﺨﻤﯽ ﺗﺨﯿﻠﯽ ؟!
ﻭ ﺍﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺑﮕﺎ ﺭﻓﺖ!

#حکایت_کی_ری

@Jaqqii 💦
‏ما تو شهرستان رو کسی کراش نمیزنیم،
روش شق میکنیم

@Jaqqii 💦
شیر به ابر گفت: ﺑﺒﺎﺭ ﺍﻣﺸﺐ ﺗﺎ ﮐﻔﺘﺎﺭﻫﺎ ﺍﺷﮑﻢ ﺭﺍ ﻧﺒﯿﻨﻨﺪ!

ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺭﻋﺪ ﻭ ﺑﺮﻕ ﺯﺩ خارشو گایید و ﺷﯿﺮ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺖ ﻗﻤﺒﻞ ﺧﺸﮏ ﺷﺪ! ﻭ ﮐﻔﺘﺎﺭ ﻫﺎ ﯾﮑﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ ﮐﻮﻥ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺁﺑﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﯾﺎﻝ ﺷﯿﺮ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩﻧﺪ و ﺑﻪ ﻗﯿﺎﻓﻪ ﮐﯿﺮﯾﺶ ﺧﻨﺪﯾﺪﻧﺪ!

ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺍﺧﻼﻗﯽ: ﺑﻪ ﺍﺑﺮ ﻫﺎ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﻧﺪﻫﯿﺪ!

#داستان

@Jaqqii 💦
ﺭﻭﺯﯼ مُریدی نزد شیخ آمد ﮔﻔﺖ :
ﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﺍﻧﮕﻮﺭ ﺑﺨﻮﺭﻡ، ﺁﯾﺎ ﺣﺮﺍﻡ ﺍﺳﺖ؟
شیخ: نه
مُرید : ﺍﮔﺮ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺍﻧﮕﻮﺭ ﺯﯾﺮ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﺩﺭﺍﺯ ﺑﮑﺸﻢ، ﺁﯾﺎ ﺣﺮﺍﻡ
ﺍﺳﺖ؟
شیخ : ﻧﻪ !
مرید : ﭘﺲ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺍﻧﮕﻮﺭ رﺍ ﺩﺭ ﺧﻤﺮﻩ ﺍﯼ ﺑﮕﺬﺍﺭﯾﻢ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺯﯾﺮ ﻧﻮﺭ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﯿﻢ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻨﻮﺷﯿﻢ ﺣﺮﺍﻡ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ؟!

شیخ ﮔﻔﺖ: ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻦ! ﻣﻦ ﻣﻘﺪﺍﺭﯼ ﺁﺏ تو ﺳﻮﺭﺍﺥ ﮐﻮﻥ ﺗﻮ ﻣﯽ ﭘﺎﺷﻢ آﯾﺎ دﺭﺩﺕ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ؟
ﮔﻔﺖ: ﻧﻪ!
شیخ : ﺣﺎﻝ ﻣﻘﺪﺍﺭﯼ ﺧﺎﮎ ﻧﺮﻡ
ﺗﻮﺳﻮﺭﺍﺥ ﮐﻮﻧﺖ ﻣﯽ ﭘﺎﺷﻢ . ﺁﯾﺎ ﺩﺭﺩﺕ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ؟
ﮔﻔﺖ: ﻧﻪ!
ﺳﭙﺲ شیخ ﺧﺎﮎ ﻭ ﺁﺏ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻣﺨﻠﻮﻁ ﮐﺮﺩ ﻭ دیلدویی سفالی ﺳﺎﺧﺖ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﺤﮑﻢ ﺩﺭ ﺳﻮﺭﺍﺥ ﮐﻮﻥ ﻣﺮﺩ ﻓﺮﻭ ﮐﺮﺩ!

ﻣﺮﺩ ﻓﺮﯾﺎﺩﯼ ﮐﺸﯿﺪ ﻭﮔﻔﺖ :وﻭﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍﯼ ﮐــﻮﻧﻢ .. ﺁﯼ ﮐـــﻮﻧﻢ ...ﮐﻮﻧﻢ ﭘﺎﺭﻩ ﺷﺪ لاشی

شیخ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﮔﻔﺖ : ﭼﺮﺍ؟ ﻣﻦ ﮐﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﻧﮑﺮﺩﻡ! ﺍﯾﻦ دیلدو سفالی ﻫﻤﺎﻥ ﻣﺨﻠﻮﻁ ﺁﺏ ﻭ ﺧﺎﮎ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺗﻮ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺩﺭﺩ ﮐﻨﯽ، ﺍﻣﺎ ﻣﻦ ﮐﻮﻧﺘﻮ ﭘﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩﻡ ﺗﺎ ﺗﻮ ﺩﯾﮕﺮ ﺟﺮﺍﺕ ﻧﮑﻨﯽ
ﺍﺣﮑﺎﻡ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﺸﮑﻨﯽ ﮐ. ﺲ ﻧﻨﻪ .... !!

#حکایت_ک_یری
@Jaqqii 💦
عجیب است که در کشورهای اسلامی،
دنبال روزه خوار میگردند تا خشک خشک بکننش،

اما دنبال گرسنه نمی گردند تا سیرش کنند...

@Jaqqii 💦