آرشام می‌گوید: – Telegram
آرشام می‌گوید:
286 subscribers
381 photos
69 videos
6 files
29 links
مستی بهانه کردم و چندان گریستم...تا کس نداندم که
گرفتار چیستم...
@arsham76

ناشناس:
https://news.1rj.ru/str/BiChatBot?start=sc-6a4df3052e

توییتر:
Sad_Rend
Download Telegram
Such a lonely day
And it's mine
The most loneliest day of my life
Such a lonely day
Should be banned
It's a day that I can't stand

The most loneliest day of my life
The most loneliest day of my life

Such a lonely day
Shouldn't exist
It's a day that I'll never miss
Such a lonely day
And it's mine
The most loneliest day of my life

And if you go
I wanna go with you
And if you die
I wanna die with you
Take your hand
And walk away

The most loneliest day of my life
The most loneliest day of my life
The most loneliest day of my life

Such a lonely day
And it's mine
It's a day that I'm glad I survived
هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم...
اندوه بزرگیست چه باشی٫ چه نباشی...
روزهای خوب خیلی روزهای بدی هستند...

روزهای خوبیست که خاطرات خوب میسازند و بعد از مدتی تمام میشوند و همان خاطرات خوب عذابتان میدهد...
تو فقط کار بدی کردی عزیزم...
این که یک وقت هایی یک حرف هایی باشد که شما روی آن ها حساب کنید...
که شما به آن ها دل ببندید...
که شما بخاطر آن ها حرفهایی بزنید و قول هایی بدهید و کارهایی بکنید...

این که یک اتفاق هایی بیفتد که ناگهان حس کنید که شاید همه ی آن ها چرندیاتی بوده اند که فقط مربوط به یک دوره ی خاص بوده است...
این که حرفها را به خودتان یادآوری کنید با خود بگویید: هوووف...مگر میشد دروغ باشند؟
مگر میشد اشتباه باشند؟

آنوقت مگر میشود حال شما خوب باشد؟
Forwarded from ExDa
امشبم گذشت و کسی نکشت مارو.
@ExDaaa
کیفیت معشوق است که مهم است نه کمیت آن ...
تصور کنید که شما یک معشوقه ی ۵۰کیلوگرمی دارید که در بهترین حالت حضور او بر ترشحات هورمونی و جریان اتیل فنیل آمین و دوپامین در بدن شما تاثیر میگذارد و یک روز میرود و همه چیز را بر هم میزند..
آن موقع شما میتوانید با قرصهای سرترالین و داروهای دیازپینی و اینجور چیزها دوباره به حالت قبلیتان برگردید یا شاید هم بی تفاوت شوید...
و آن وقت این قرص ها کاری را که معشوق برا شما انجام میداد انجام میدهند...
چیزی که مهم است کیفیت است و نه کمیت...
درنهایت به این نتیجه میرسید که کنار آمدن با قرص هایی که مجموعا ۵۰ میلی گرم هم نمیشوند بسیار راحتتر و منطقی تر از یک قرص ۵۰کیلوگرمی است!
اما اگر روزهای خوب یک عشق را برداشتی و رفتی هیچ پیگردی ندارد...
تو فقط کار بدی کردی...
میدانی عزیزم؟ همیشه میگفتم میبخشم ولی فراموش نمیکنم...
اما نمیتوانم ببخشم...شاید فراموش هم نکنم...

میدانی عزیزم؟ شاید همه چیز را بتوانم ببخشم اما این ک کسی را ک دوستش دارم حرف هایی بزند که به آن ها دل ببندم و یک روز بیاید و حرفهایی بزند که واضح باشد حرفهای گذشته را یا فراموش کرد یا دروغ بوده اند...
نمیتوانم ببخشم...
Forwarded from توییتر فارسی
بدترین نوع بلاتکلیفی هم اینکه نمیدونی فراموش کنی یا منتظر بمونی.

»خانم فعال«

@OfficialPersianTwitter
بیخوابی...
وقتی احساس میكنید كسی به شما حرفهای دروغی زده است، خیلی بدتر از این است كه واقعا دروغی در كار باشد، در اینصورت هم دروغ شما را عذاب میدهد و هم عذاب وجدان این كه شاید احساس شما اشتباه است...
متن های خود را در كانال @aBitPsycho به اشتراك بزارید...ادمین: @arsham76
Forwarded from Amir
@amir_sanayee
فنجانی قهوه وسپس بیداری...هر روز ...هردم
لعنتی ، حتی خواب هم با من غریبگی میکند...
این پادشاه ستمگر زمان، بر این نعشه ی حقیر تلو تلو خور من ایستاده ، و حرکت نمیکند؛
زمان برای من ، ایستاده است. نه میرود ..نه می آید
دلم برای تیک تیک ساعتم تنگ شده است.
گویی که امروز من همان فردای من و دیروز من همان امروز من است.
(تکرار) واژه ای تلخ تر از زهر، که این روح خفته را به بندی از جنس خار کشیده است
هزاران نفر همچون من در بیست و اندی سالگی میمیرند، و تنها پنجاه سال بعدی را با نفس کشیدن سر میکنند
نفسی از جنس خستگی، از جنس پوچی زندگی
از جنس تکرار هر روز زندگی
چند دهه باید بر روی سن یک سیناریو را اجرا کنیم،
هر روز ...هردم..
اهههه که چقدر مزخرف است
بیست سال گذشت
و من همچنان تنها یک صفحه را مینوشتم.
(تا)های زیادی که گذشتند
و من(اما)ها را نادیده گرفتم
که به (شاید)ها امیدوار باشم
و (از)هارا پشت سر گذاشتم
و درانتها به تنها چیزی که رسیدم
یک (ای کاش) بود.
(امیر صنایعی)
حس عجیبی بود، امروز كه حدود ساعت 4 باتری موبایلم تمام شد بعد از مدت ها برای رسیدن به خانه عجله كردم! حتی قسمت هایی از مسیر را دویدم! استرس كودكانه ای بود مثل وقت هایی كه برای بازی با كودكان هم محله ای میرفتم و مادرم ساعتی را مشخص میكرد كه باید در حانه میبودم و با عجله تا خانه میدویدم كه از ساعت مقرر دیرتر نشود...همانقدر كودكانه و همانقدر با استرس...نرسیدم...
هرشب متنی از یكی از اعضای كانال... @arsham76
چشمانت را ببند لعنتی...
تنها جرقه ی برق چشمانت لازم است تا جانم را به آتش کشد...
Zj
Forwarded from #یاوه_نوشت
"زمان همه چیزو پاک میکنه"
مضخرفه.. مضخرف..
هنوزم که هنوزه تصاویر اونروز مثه یه فیلم جلو چشامه...
ا.س
@yavenesht
شب هایی كه تا صبح قدم میزنم خیلی خسته میشوم....
از راه رفتن خسته نمیشوم...
از فكر كردن خسته میشوم، از دلتنگی خسته میشوم و از همه ی خستگی هایم...
و اویی که نبود را درآغوش فشردم...لبخند تلخی زد و بی هیچ احساسی شروع به محو شدن کرد...
شد یک آدم نامرئی...
میدانید؟ شما نمیتوانید به یک آدم نامرئی اعتراضی کنید چون معتقدند که وجود دارند...
میدانید درد کجاست؟ آ جایی که آدمی که برای شما نامرئیست برای دیگری نامرئی نیست...
بوسه هایی که جای لبانت دلت را زخم میکنند...
زخم هایی که اگر خوب شوند هم در یادت میمانند...
شب ها پرسه زنت میکنند...
در گوشه ای خاطراتت کز میکنی...
یک تکه چوب باران خورده میشوی و موریانه های خیالت از درون تو را میخورند...
گریه هایت بی صدا میشوند...
فراموش میشوی و فراموش نمیکنی...
با تمام وجود فریاد میزنی و شاید مدت کوتاهی فراموش شدنت را بتوانی سخت کنی...
باید اویی را که نیست از یاد برد...
او دیگر مرئی نمیشود...
برای تو مرئی نمیشود...

آغوشم خالیست...