آرشام می‌گوید: – Telegram
آرشام می‌گوید:
287 subscribers
381 photos
69 videos
6 files
29 links
مستی بهانه کردم و چندان گریستم...تا کس نداندم که
گرفتار چیستم...
@arsham76

ناشناس:
https://news.1rj.ru/str/BiChatBot?start=sc-6a4df3052e

توییتر:
Sad_Rend
Download Telegram
کار خاصی نداشتم و کمی زودتر از همیشه رفتم سر کلاس نشستم و منتظر موندم تا استاد بیاد...
استاد اومد و تا همه ی بچه ها برسن سرگم سلام و احوالپرسی بود و داشت لپتاپش رو واسه پرزنت اسلایداش آماده میکرد و برق پروژکتور رو وصل میکرد و ...
استاد داشت درسش رو شروع میکرد...
در کلاس باز شد و اون اومد تو!
اومد توی کلاس و صاف اومد کنار من نشست...
بعد از همه ی اون مدت منطقی بود که از روی عطرش یا سبکی راه رفتنش بتونم تشخیصش بدم...
داشتم آخرین جمله رو نوشتنش رو تموم میکردم و تمام ذهنم متمرکز روی این سوالا بود که چرا پا شده اومده سر کلاس ما...
اصلا از کجا میدونست من امروز کلاس دارم؟
چرا بهم خبر نداد که میاد دانشکده؟
چی باعث شده وقتی سر کلاسم بخواد بیاد؟
شاید در واقعیت چند ثانیه بیشتر طول نکشید که دست از نوشتن کشیدم اما حجم زیادی سوال توی ذهنم بود و خب از بوی آشنا و دوست داشتنی برایت کریستالش کلی حس و خاطره و ... توی ذهنم جوونه میزد...
چند وقتی میشد که اون عطر به مشامم نرسیده بود...
و من به همه ی اینا فکر میکردم...
و سرمو آوردم بالا و چرخیدم که بهش سلام کنم و ببینم که چیه قضیه و خب همه ی سوالام جوابشون داده شد.
خودش نبود.
حتی آدم آشنای دیگه ای هم نبود.
اصلا نمیشناختمش و اصلا آشنا نبود برام و حتی نیومده بود پیش من بشینه.
صرفا یه غریبه بود که نزدیکترین صندلی رو برای نشستن انتخاب کرده بود.

و دو ساعت اون عطر رو از سمت غریبه ای که کنارم نشسته بود حس میکردم و ذهنم به هزارسو میرفت و هیچ چیز از اطرافم نمیدیدم جز این که این عطر مربوط به یک غریبه است و نه اون.
بعد از دو ساعت استاد آنتراک داد و تنها کاری که کردم این بود که همچنان مدهوش، وسایلم رو برداشتم و جای دورتری از کلاس رو انتخاب کردم برای نشستن.
و کم کم همه چیز به حالت نرمال برگشت برام.

یه غریبه بود که یه کلاس مشترک باهاش داشتم و عطرش برایت کریستال ورساچی بود...
همین.

@abitpsycho
گاهی غیر منطقی دلتنگت میشوم...
آدم ها در زندگی ام کم نیستند...
شاید هرروز بارها لبخند میزنم اما دلتنگی ای پنهانی در من زندگی میکند که همیشه و همه جا حضور دارد...

برخلاف آن چه بنظر میرسد اما واقعا نمیدانم زندگی ات چگونه میگذرد...
حتی نمیدانم تو هم دلتنگ هستی یا نه...یا شاید ندانستن را ترجیح میدهم...
شاید نشنوی و اگر بشنوی هم نفهمی که چقدر این دلتنگی برایم کشنده است...
آن ها گاهی میگویند چقدر خوب است که ساده میگذری...
و تنها خودم از تاری دیدگانم و اندوه نفس هایم میدانم...

بنویسم از بغل هایی که برایم گرمی ندارند یا خنده هایی که شادم نمیکنند؟ از آدمهایی که نمیخواهم بدانمشان؟
اگر خواندی تصور کن برخواسته از زمان بوده و تمام شدن های نیمه شبانه ام...

@abitpsycho
توصیه ی من به شما اینه که هیچوقت اجازه ندید "« راجع به یه موضوع مھمی " باهاتون صحبت کنه...
به جای خوبی ختم نمیشه...
@abitpsycho
یه تنهایی هست...
وقتی تا نزدیک خونه اش میرسونیش که تنها نره و اونوقت تویی که باید تنها بری...
@abitpsycho
وقتی سعی میکنید یه نفرو به زندگی برگردونید و بهش انگیزه بدید و بهش میگید به خودت برس و ... میدونید چجوری بهتون نگاه میکنه؟

مثل نگاه آدمی که رفته بالای یه ساختمون بلند که خودشو پرت کنه پایین تا بمیره و میبینه آتشنشانی اون پایین تشک پهن کرده و مردم دارن جیغ میکشن...
@abitpsycho
یه جوری دارم پیش میرم که صبح انشاءالله 20تا ریزش رو داشته باشیم...
@abitpsycho
نه به انتظار یاری، نه ز یار انتظاری...
@abitpsycho
خوابم نمیاد با خوابم نمیبره خیلی فرق داره...
@abitpsycho
ده دقیقه آهنگ با کیفیت براتون آپلود میکنم، باهاش پاره شید.
@abitpsycho
وقتی میخواید چای درست کنید، توی آبی که گذاشتید بجوشه سیب بندازید، چای خوبی میشه.
@abitpsycho
ولی یه روز یه وانت آجر بار میکنم میرم هرجا کسیو دیدم که دوربین دستش یا دور گردنشه ولی معلومه نمیخواد عکسی بگیره رو با آجر میزنم.
@abitpsycho
چنین حالی...
@abitpsycho
من فکری درموردت نمیکنم
Adama fekr mikonan daste khodeshoon nis
میتونم برداشت کنم الان رسما بهم گفتی آدم نیستم

@abitpsycho
فقط من دربی به هیچجام نیست؟
@abitpsycho
چرا متوجه نمیشین این دریا مال منه؟
@abitpsycho
وقتی حوصله و اعصاب هیچ کاری نداری بازم چیپس و پنیر خوردن بذت بخشه
@abitpsycho
تو پایان هر جستجوی منی...
@abitpsycho
از وقتی اومده تو کانال دلم آشوبه...

چهره اش کیوته و موهاش تقریبا نارنجی...
چتری طور...
ادم جالبیه...
چشمای خماری داره...

این که میگم آدم جالبیه رو بر اساس قیافه نمیگم، بر اساس نوشته هاش واسه میگم...

بگم زن زندگی و قرمه سبزی و مادر بچه است دروغه...

ولی معلومه ازون مدل آدماییه که میتونه دوست خیلی خیلی خوبی باشه

دوست خوبی نباشه هم بازم جذابه...

از وقتی اومده تو دلم یه تشت گذاشته و تو دلم رخت میشورن...

سکانس بعد: این پستو میخونه و میره

@abitpsycho