بله. اون روز ساعت ۵-۶ صبح رسیدم خونه و خوابیدم تا ساعت ۲-۳ که مامانم صدام کرد واسه ناهار.
با هزار بدبختی در حالتی که هنوز خواب بودم و لود نشده بودم تونستم توضیح بدم که مادرم، تاج سرم، نمیخوام ناهار بخورم. صرفا میخوام بخوابم تا زمانی که خودم خسته شم از خوابیدن و بیدار شم!
در حالتی که هنوز لود نشده بودم خیلی سخت بود توضیح بدم که بعد از یه مدت طولانی که مجبور بودم یه ساعتی بیدار شم یا کسی بیدارم کرده، میخوام یه بار با خیال راحت بخوابم و کسی بیدارم نکنه.
نتیجتا این که دو ساعت بعد دوباره مادر گرامی اومد بالای سرم که بیدارم کنه و فهمیدم که توضیحاتم کارگر نیفتاده بوده است.
بیدار شدم.
.@abitpsycho
با هزار بدبختی در حالتی که هنوز خواب بودم و لود نشده بودم تونستم توضیح بدم که مادرم، تاج سرم، نمیخوام ناهار بخورم. صرفا میخوام بخوابم تا زمانی که خودم خسته شم از خوابیدن و بیدار شم!
در حالتی که هنوز لود نشده بودم خیلی سخت بود توضیح بدم که بعد از یه مدت طولانی که مجبور بودم یه ساعتی بیدار شم یا کسی بیدارم کرده، میخوام یه بار با خیال راحت بخوابم و کسی بیدارم نکنه.
نتیجتا این که دو ساعت بعد دوباره مادر گرامی اومد بالای سرم که بیدارم کنه و فهمیدم که توضیحاتم کارگر نیفتاده بوده است.
بیدار شدم.
.@abitpsycho
او که تک پسر خانواده است، به شهود معتقد است. اعلام گزاره میکند اما استدلالی برای آن ندارد.
@abitpsycho
@abitpsycho
شیرینی زندگی همون توت سرخیه که دستت میرسه از درخت بچینیش. حتی اگه ترش باشه...
@abitpsycho
@abitpsycho
مردم ساده میپذیرند. هنر این است که احمقانه ترین کارها را هم اگر انجام میدهی، بنظر برسد دلیل یا هدف با ارزشی داری.
پسری که با شورت به خیابان می آید میتواند ضد اجتماعی، دیوانه، منحرف یا فعال اجتماعی باشد.
در حالت ساده تر و شخصی تر همین که اطرافیانت و دوستانت را قانع کنی که کارهایت دلیل دارند کفایت میکند. ولو احمقانه باشند. همانچه را درمورد تو تحسین میکنند ممکن است در دیگری تمسخر کنند.
خواه ریش یا مویی دارای مدل و رنگ خاص باشد، لباس پوشیدن یا آرایش باشد یا در پیش گرفتن مسلکی متفاوت در زندگی.
گاه نبوغ کافکایی میخوانندش.
زمانی که در دسته ای متفاوت قرار گرفتی، خواه روشن فکر، خواه دیوانه یا هر چیز دیگر. با همان نگاه دیگر رفتارهایت را هم تحلیل میکنند. اگر روشنفکر بدانندت، خاراندن خشتک در جمع را هم این گونه برداشت میکنند که: احتمالا حرفی در پشت این عملش بود. احتمالا میخواست سوالی ایجاد کند. شاید حرکتی اعتراضی بود.
اند سو آن.
@abitpsycho
پسری که با شورت به خیابان می آید میتواند ضد اجتماعی، دیوانه، منحرف یا فعال اجتماعی باشد.
در حالت ساده تر و شخصی تر همین که اطرافیانت و دوستانت را قانع کنی که کارهایت دلیل دارند کفایت میکند. ولو احمقانه باشند. همانچه را درمورد تو تحسین میکنند ممکن است در دیگری تمسخر کنند.
خواه ریش یا مویی دارای مدل و رنگ خاص باشد، لباس پوشیدن یا آرایش باشد یا در پیش گرفتن مسلکی متفاوت در زندگی.
گاه نبوغ کافکایی میخوانندش.
زمانی که در دسته ای متفاوت قرار گرفتی، خواه روشن فکر، خواه دیوانه یا هر چیز دیگر. با همان نگاه دیگر رفتارهایت را هم تحلیل میکنند. اگر روشنفکر بدانندت، خاراندن خشتک در جمع را هم این گونه برداشت میکنند که: احتمالا حرفی در پشت این عملش بود. احتمالا میخواست سوالی ایجاد کند. شاید حرکتی اعتراضی بود.
اند سو آن.
@abitpsycho
رامبد فکر میکرد برابری جنسیتی به ضرر اوست. خود را فمنیست میدانست و این را از خود گذشتگی.
@abitpsycho
@abitpsycho
من اون جایی از رشته ام ناامید شدم که خالم با ذوق دخترخاله ی 4 ساله ام رو صدا کرد و گفت: بیا، آرشام طراحی صنعتی میخونه. کاغذ و خودکارت رو ببر پیشش بهت نقاشی یاد بده.
@abitpsycho
@abitpsycho
گفتم ظاهرا امشب طولانی ترین ماه گرفتگی قرنه، یا همچین چیزی.
پوزخندی زد و گفت: کارِ خودشونه.
@abitpsycho
پوزخندی زد و گفت: کارِ خودشونه.
@abitpsycho
Forwarded from ناپیرو
اینکه توقع دارید با آغوش باز پاسخگوی مسیجهای شما دوستان عزیزی که عکس پروفایلتون گل و بوته و باغ و بوستان و سوسمار و تکستهایی نظیر چرا رفتی چرا من بیقرارم و ای داد باز شب شد دل تنگ شد یار نیومد و من خاصم چون خودم خواسم و تصاویر سلبرتیهایی همچون نیوشا ضیغمی و حامد پهلان و کیتاروویچه، و اسمتون رو با حروف اسکاندیناویایی تایپ کردین باشم، منطقی نیست حقیقتاً! یه نکتهی خیلی واضح و مبرهنی که ظاهراً شما واقف نیستید بهش اینه که رابطهی من با شما کاملاً یک طرفهست؛ شما به واسطهی خوندن نوشتههای بنده احساس نزدیکی میکنید با من، چون خب در جریان امور روزمرهی زندگیم و افکارم قرار میگیرین کم و بیش و یه شناخت اگر چه به درد نخور، ولی نسبی دارید ازم، ولی من چی؟! من هیچی عزیزانم! من هیچی! هیچ حس و شناخت و زهرماری نسبت به، و از شما ندارم! از این گذشته، اصلاً راحت نیست همکلام شدن با آدمی که نه تنها نمیشناسیش، بلکه ابتداییترین آیتمهای اولیه و حیاتی شناخت رو هم ازت دریغ کرده، مثه اسم و چهره! بنابراین نه! من اصلاً آدم فرندلی و مهربونی نیستم وقتی با یه هویت نامشخص و با یه دلیل نامشخص تشریف میارین پیوی! در ادامه باید عرض کنم که بنده در آستانهی سی سالهگی هستم و اصول آداب و معاشرتی که باهاش بزرگ شدم بسیار فاصله داره با فضای ذهنی اکثرتون؛ دوم شخص جمع برای من بسیار کاربرد داره هنوز من باب مثال، و استفاده میکنم از پسوند آقا و خانم! احساس صمیمت دکمه نیست که با فشار ایجاد شه، نیازمند معاشرت بلندمدت و حضوریه به عقیدهی حقیر! خواهش میکنم، قبل از ارتباط برقرار کردن با هر آدمی، در نظر داشته باشید که احتمال داره اولاً، نخواد باهاتون ارتباط برقرار کنه طرف، دوماً، نحوهی ارتباط برقرار کردنش با نحوهی ارتباط برقرار کردن شما متفاوت باشه خیلی! یه مسالهی دیگه رو هم مطرح کنم حالا که سر بحث بازه، من کفتر نامهبر نیستم یک، دو، ارغوان و نیما و دوستان دیگر بنده که کانال هم دارن از قضا و آیدی نه، اگر میخواستن آیدیشون رو در اختیار شما قرار بدن، میدادن؛ خستهم از سوراخ ارتباطی شما با باقی دوستان بودن!
این پست اگر حمل بر خودستایی بشه، میذارمش به حساب ذهن ناپختهتون و آشنا نبودن با کانسپتی به اسم حریم شخصی! خستهم کرده این حجم از مراعات نکردن و بیملاحظهگی!
این پست اگر حمل بر خودستایی بشه، میذارمش به حساب ذهن ناپختهتون و آشنا نبودن با کانسپتی به اسم حریم شخصی! خستهم کرده این حجم از مراعات نکردن و بیملاحظهگی!
من اگه پستی رو فوروارد میکنم از جایی یا کسی، معنیش این نیست که لزوما با اون فرد دوستم یا رفاقتی دارم یا اون فرد رو تایید میکنم یا هرچی ...
اما قطعا این معنی رو میده که با بخشی یا تمام اون حرف موافقم.
@abitpsycho
اما قطعا این معنی رو میده که با بخشی یا تمام اون حرف موافقم.
@abitpsycho
بزرگوار نوشته بود:
"خوشبختی چیزی نیست جز تماشای لبخندهای نشسته بر صورت دختری، که بهجان دوستش داری. و چه خوشبخت است آن که میتواند در این بحبوحه اندوه، خندهای بر لبهای محبوبش بنشاند.
خوشبختی، دختری است که میخندد؛ و غرور، حس آن لحظهایست که تو لبخندآفرین او باشی."
@abitpsycho
"خوشبختی چیزی نیست جز تماشای لبخندهای نشسته بر صورت دختری، که بهجان دوستش داری. و چه خوشبخت است آن که میتواند در این بحبوحه اندوه، خندهای بر لبهای محبوبش بنشاند.
خوشبختی، دختری است که میخندد؛ و غرور، حس آن لحظهایست که تو لبخندآفرین او باشی."
@abitpsycho
مترجم ها یک مدل خاصی مینویسند. حتی زمانی که ترجمه نمیکنند.
@abitpsycho
@abitpsycho
بعد از 22سال نتوانسته ام مادرم را توجیه کنم که زمانی که از خواب بیدار شده ام، نهایتا میتوانم چیزی شبیه به صبحانه یا صرفا یک لیوان چای یا قهوه بخورم و اصرار او برای این که وقتی هنوز صورتم را نشسته ام، 1 کیلوگرم سبزی پلو را با ترکیبی از میگو و پیاز و سیب زمینی که در رب و انواع ادویه ها طبخ شده بخورم، برایم شدیدا زجرآور است.
@abitpsycho
@abitpsycho
آرشام میگوید:
بعد از 22سال نتوانسته ام مادرم را توجیه کنم که زمانی که از خواب بیدار شده ام، نهایتا میتوانم چیزی شبیه به صبحانه یا صرفا یک لیوان چای یا قهوه بخورم و اصرار او برای این که وقتی هنوز صورتم را نشسته ام، 1 کیلوگرم سبزی پلو را با ترکیبی از میگو و پیاز و سیب زمینی…
مادرم احتمالا اگر کانال داشت، نوشته بود:
بعد از ۲۲ سال نتوانسته ام پسرم را توجیه کنم که زمانی که از خواب بیدار شده است، غذا نخوردنش سبب میشود دچار زخم معده شود.
@abitpsycho
بعد از ۲۲ سال نتوانسته ام پسرم را توجیه کنم که زمانی که از خواب بیدار شده است، غذا نخوردنش سبب میشود دچار زخم معده شود.
@abitpsycho
اگر اسپانیولی نمیدانید و عبری نیز نمیدانید، با بلندترین صدای ممکن، هندزفری در گوش، یاسمین لوی گوش بدهید و با آن همخوانی کنید.
@abitpsycho
@abitpsycho
تایپ کردن با گوشی در هوای مرطوب سخت که نه، اصولا بازی متفاوتی است.
@abitpsycho
@abitpsycho
در بهترین دانشگاه ایران درس بخوانید تا گروه برایتان به گونه ای برنامه ریزی کند که با ۹ واحد درس اصلی، هرروز هفته تان پر شود.
@abitpsycho
@abitpsycho
درحالی که باید حجم زیادی کار عقب افتاده تان را انجام دهید و زندگیتان را از فلاکتی که در آن قرار دارد نجات دهید، یک جا بنشینید، مردم را نگاه کنید و به فکر تولید محتوا برای کانال ۳۰۰ ممبری تلگرامتان باشید.
@abitpsycho
@abitpsycho
Forwarded from سَبيدو
گاهی حال ابراهیمیرو دارم که چاقو بهدست آمادهی بریدنه اما خداش هیچی نمیگه
میخواستم برایش مثالی بزنم.
پرسیدم تجربه ی بانجی جامپینگ داری؟
گزینه ی بعدی دایو از روی صخره بود.
بعد از آن سکس دهانی.
ترجیح میدادم مثالم را با بانجی جامپینگ بزنم اما جوانک نه تجربه ی بانجی جامپینگ داشت و نه پریدن از صخره.
مثال شنیعی بود.
@abitpsycho
پرسیدم تجربه ی بانجی جامپینگ داری؟
گزینه ی بعدی دایو از روی صخره بود.
بعد از آن سکس دهانی.
ترجیح میدادم مثالم را با بانجی جامپینگ بزنم اما جوانک نه تجربه ی بانجی جامپینگ داشت و نه پریدن از صخره.
مثال شنیعی بود.
@abitpsycho
استارتاپ چیز خوبیست.
خانواده فکر میکنند فرزندانشان در حال راه اندازی کار و آینده ای هستند.
خوشحال میشوند.
جوان ها اعتماد به نفس پیدا میکنند و حسِ مفید بودن.
خوشحال میشوند.
شکست میخورند.
به سراغ زندگی واقعی میروند یا استارت آپ بعدی.
@abitpsycho
خانواده فکر میکنند فرزندانشان در حال راه اندازی کار و آینده ای هستند.
خوشحال میشوند.
جوان ها اعتماد به نفس پیدا میکنند و حسِ مفید بودن.
خوشحال میشوند.
شکست میخورند.
به سراغ زندگی واقعی میروند یا استارت آپ بعدی.
@abitpsycho