آرشام می‌گوید: – Telegram
آرشام می‌گوید:
287 subscribers
381 photos
69 videos
6 files
29 links
مستی بهانه کردم و چندان گریستم...تا کس نداندم که
گرفتار چیستم...
@arsham76

ناشناس:
https://news.1rj.ru/str/BiChatBot?start=sc-6a4df3052e

توییتر:
Sad_Rend
Download Telegram
اولین مرحله ی صمیمی شدن یا هرگونه ارتباط دوستانه اینه که شناختی شکل بگیره. ازونجایی که اولین چیزایی که شما از طرف مقابلتون میشناسید معمولا اسمشه و ظاهرش، انتظار نداشته باشید بنده تفاوتی بین کسی که پروفایلش عکس و اسم داره و یه اموجی که عکس امین حیایی گذاشته قائل نشم.

و خب این که شما خیلی راحت به من میگید که کجا بودی و چکار کردی و ...اما من نمیتونم هم دلیلش همون شناخته.
چرا که شما نه تنها اسم منو میدونید و ممکنه عکسم رو دیده باشید که حتی میدونید دیشب ترسیده بودم و چه ساعتی کجا بودم و ...
میدونید چجوری فکر میکنم درمورد خیلی چیزا یا چه کارا میکنم و ....

پس این که من چندان صمیمانه جواب پی ام رو ندم یا برخوردم با شما مثل برخورد شما با من نباشه، دلیلش بداخلاقی یا یبس بودن من نیست.

،صرفا اینه که شما برای من کاملا غریبه اید.
(اگرچه ممکنه بداخلاق باشم واقعا)

@abitpsycho
از این پل براتون بگم.
عرضم به خدمتتون که ۱۰-۱۵ نفر آدم اشتباها از این پل رد شدیم و مسیری رو توی جنگل ادامه دادیم تا جایی که رسیدیم به یه دیوار بلند.

مجبور شدیم بریم توی آب تا از دیوار رد بشیم. وقتی اومدیم توی خشکی متوجه شدیم که توی باغ یا ملک شخصی کسی هستیم و هیچ راه خروجی نیست.

در شرایطی که لباسهامون گلی و خاکی بود و گیر افتاده بودیم توی یه باغ با دیوارهای بلند و جریان آب نمیزاشت دوباره برگردیم به مسیری که ازش اومدیم، با کیسه های سیمان پله و ... درست کردیم و از دیوار رد شدیم.

خسته شدم.
@abitpsycho
یه صحبتی بود درمورد نحوه ی تعریف کردن.

ماها این مدلی ایم که اگه مریخ هم رفته باشیم یه جوری تعریف میکنیم که انگار چیز خاصی نبوده.
یه توک پا رفتیم مریخ و برگشتیم دیگه.

اما یه عده هستن که تا عوارضی قم هم اگه رفتن وقتی تعریف میکنن ماها میگیم: پشماااام! رفته عوارضی قم!!!

این داستانای عجیبی که من ازین محل فعلی اسکانمون تعریف کردم هم مثل همون مریخ رفتنه!

رسما عکس اجنه گذاشتم تو چنل و شب تا صبح با شلوار خیس خوابیدم، اونوقت یه جوری باهاش برخورد شده انگار یه عکس بوده مثل همه عکسای دیگه.

@abitpsycho
آرشام می‌گوید:
اینجایی که هستیم جای عجیبیه. یه روستای کوچیکه که ظاهرا هیچ ساکنی نداره. ساعت ۱ شب پا شدم رفتم توی روستا چرخیدم و چیزای عجیبی دیدم. اول یه توضیح بدم که موقعیت ها چجوریه. زاینده روده که یه طرفش نزدیک به صد متر در حاشیه باغ و جنگل طوره، بعد یه خیابونه و این…
بعد از جستجوی فراوان در روستا به دنبال یک بومی، در پس کوچه ای مردی را در حال سیگار کشیدن پیدا کردیم.

پرسیدیم که ساکن این روستاست؟
جواب داد که بله.

پیش از هرچیز درمورد خانه های متروکه پرسیدیم. گفت معمولا از روستا رفته اند، چرا که کار و شغل در روستا کم است!
خودش هم از قدیمی های اینجاست که مانده است.

پرسیدم چرا در روستا از درخت سی دی آویزان میکنند؟
گفت: کجا؟!
آدرس دادیم
گفت چنین کاری نمیکنند.
گفتم برویم نشانت بدهم
بعد از انکار این اتفاق، ناگهان نظرش تغییر کرد و گفت برای مقابله با گنجشک و کلاغ است و چیز خاصی نیست.

نکته ی جالب این بود که من در یک شب متوجه سی دی ها شدم و او که از قدیمی ها بود، چنین چیزی ندیده بود!

عکس عجیب را نشانش دادیم و پرسیدیم که نظرش در این مورد چیست؟
آیا جانور خاصی به این شکل دیده است؟
گفت عکس شبیه به یک زن است.
پرسیدیم زن بیخانمان یا چنین چیزی در روستا هست؟
گفت خیر.
اعتراف کرد که نمیداند چیست و ممکن است اجنه باشد!

مرد عجیبی بود. ترسیده بنظر میرسید.

@abitpsycho
از عوارضی قم که صحبت کرده بودیم، درسته؟
@abitpaychog
آرشام می‌گوید:
از عوارضی قم که صحبت کرده بودیم، درسته؟ @abitpaychog
حقیقت اینه که دیشب ساعت ۱۲، زودتر از موعد پیش بینی شده، از روستا خارج شدیم.

و هرکس به سوی مقصدی عازم شد.
کسی اصفهان. کسی تهران، کسی شهرکرد و ...

سفر هیجان انگیز و جالبی بود. بکترین و دست نخورده ترین طبیعت را در جایی که هم کوه داشت و هم رود و هم جنگل دیدم.
جایی که قدم زدن در جنگلش روی چوب و برگ و خاشاک بود و نه روی بطری نوشابه و سفره ی یکبار مصرف.
آب و هوای تمیز و پاک.
خنکی مطبوع هوا.
میوه های تر و تازه.
سکوت.
صدای جیرجیرک ها درجنگل.
صدای آب روان.

بیشتر خواهم گفت.


حالا اما از عوارضی قم هم گذشتم و نزدیک تهرانم

@abitpsycho
ایستگاه بعد، میدان انقلاب اسلامی...
آن چه به یادم میماند.
@abitpsycho
اگه توی یادگار امام شمال دیدید کثافت وسط اتوبانه، ببخشید.
من بالا اوردم وسط اتوبان
@abitpsycho
Forwarded from آرشام می‌گوید: (arsham)
تو ندانی که خود، که تمامِ منی؟
یا چی؟
@abitpsycho
فاجعه یعنی وقتی که اگر سختی ای میکشی، قرار نباشه بعدش به نتیجه ای برسه...
@abitpsycho
Forwarded from Under Exposed
و‌حقیقتا
جا داره لعنت و الفاظ رکیک بسیاااار فرستاد
به زندگی ای که همه مشکلاتش یا با پول حل میشه
یا با خیلی پول !!
یادم بیارید داستان دانشگاه اومدنمو براتون بگم.
آرشام می‌گوید:
از عوارضی قم که صحبت کرده بودیم، درسته؟ @abitpaychog
عوارضی قم-تهران برای من چیزیست شبیه به آن لحظه ای که در میانه ی یک رویای شیرین چشمانم را باز میکنم و متوجه میشوم خواب میدیده ام.

همانقدر غم انگیز.
همانقدر احساس سنگینی دارد.
همانقدر تلخ.
همانقدر همراه کرختی

همانقدر واقعیست.

@abitpsycho
متاسفانه یه "محمد صادق" وقتی داره از ایران میره، گودبای پارتی نمیگیره.
@abitpsycho
روز عکاس و روز عکاسی رو به هرکس که یه dslr داره تبریک نگید.
@abitpsycho
"کله غازی" یک رنگ است.
@abitpsycho