آرشام میگوید:
با مجموعا يك ساعت و ٥٠ دقيقه مطالعه، هردو امتحان رو كامل نوشتم. و اين از معدود خوش شانسي هاي من است. @abitpsycho
يعني ميخوام بگم هميشه هرچي كمتر خوندم بهتر شده نمره هاي درساي عمومي و پايه ام
رياضي ١ رو فك كنم يه ساعت خوندم، ١٩.٥
فيزيك ١ نخوندم ١٨.٥
فيزيك دو رو دو سه ساعت خوندم، ١٩.٧٥
مواد ١ رو ٤٠ دقيقه خوندم صبح امتحان، ١٧.٥
انديشه ١ رو نخوندم، ٢٠
مثلا اونايي كه خوندم بخوام بگم ميشه انقلاب كه ٤-٥ ساعت خوندم، ١٣
@abitpsycho
رياضي ١ رو فك كنم يه ساعت خوندم، ١٩.٥
فيزيك ١ نخوندم ١٨.٥
فيزيك دو رو دو سه ساعت خوندم، ١٩.٧٥
مواد ١ رو ٤٠ دقيقه خوندم صبح امتحان، ١٧.٥
انديشه ١ رو نخوندم، ٢٠
مثلا اونايي كه خوندم بخوام بگم ميشه انقلاب كه ٤-٥ ساعت خوندم، ١٣
@abitpsycho
بله، لولاي لپتاپم شكسته بود و براي تعميرش بايد قاب ال سي دي و كاور آلمينيومي پشتش تعويض بشه كه قيمت همين دو قطعه ١ ميليون و ٢٤٩ هزار فاكينگ تومن ميشه. و خب يه مقداري هم به عنوان دست مزد مياد روش و نهايتا غمگينم.
@abitpsycho
@abitpsycho
Moonlight
اینا پر از حرفن، پر از دردن! T.me/moonliight🥀🖤
احتمالا نه ساله از كتسفس :))))
میگفت اینجوری مینویسم چون طرفدار داره!
گفتم اشتباهه. چرا؟
چون من اینجوری نگاه میکنم به مخاطب یا ممبر یا سابسکرایبر یا ... که:
این مسئله که همه ی شما محترمید و ارادتمندتون هستم به هیچ عنوان من رو در قبال شما مسئول نمیکنه که الزاما آنگونه که شما پسندتان شود بنویسم.
و خب اگه آدم برای کسب درآمد و ممبر بالا بردن و فروختن مینویسه که هیچی ولی در غیر اون صورت بنظرم ایده آل اینه که تو هر آن چه از تجربه ی زیسته ی خودت برمیاد رو بنویسی و حتی اگر دنبال طرفدار جمع کردن هستی، طرفدارهای "خودت" رو جمع کنی
این شیوه از نوشتن که موضوعی رو انتخاب کنی که طرف دار داره،نهایتا باعث نمیشه که تو طرفدارای خودت یا رویکردت به زندگی یا همسوهایی با جریانات فکری خودت رو توی کانال جمع کنی!
صرفا فضایی رو فراهم میکنی که ایده ای با علاقه به متونی که ممکنه مورد تایید و سلیقه ی خودت هم نباشه رو دور خودت جمع کنی و این مسئله درنهایت باعث میشه که تو حتی نتونی با مخاطب دیالوگ برقرار کنی، چرا که در واقع از دو دریچه ی متفاوت وقایع رو میبینید، اما در جامعه ای یکسان، زندگی میکنید، که از قضا این اجتماع رو خودت بوجود آوردی!
و این احمقانه است!
@abitpsycho
گفتم اشتباهه. چرا؟
چون من اینجوری نگاه میکنم به مخاطب یا ممبر یا سابسکرایبر یا ... که:
این مسئله که همه ی شما محترمید و ارادتمندتون هستم به هیچ عنوان من رو در قبال شما مسئول نمیکنه که الزاما آنگونه که شما پسندتان شود بنویسم.
و خب اگه آدم برای کسب درآمد و ممبر بالا بردن و فروختن مینویسه که هیچی ولی در غیر اون صورت بنظرم ایده آل اینه که تو هر آن چه از تجربه ی زیسته ی خودت برمیاد رو بنویسی و حتی اگر دنبال طرفدار جمع کردن هستی، طرفدارهای "خودت" رو جمع کنی
این شیوه از نوشتن که موضوعی رو انتخاب کنی که طرف دار داره،نهایتا باعث نمیشه که تو طرفدارای خودت یا رویکردت به زندگی یا همسوهایی با جریانات فکری خودت رو توی کانال جمع کنی!
صرفا فضایی رو فراهم میکنی که ایده ای با علاقه به متونی که ممکنه مورد تایید و سلیقه ی خودت هم نباشه رو دور خودت جمع کنی و این مسئله درنهایت باعث میشه که تو حتی نتونی با مخاطب دیالوگ برقرار کنی، چرا که در واقع از دو دریچه ی متفاوت وقایع رو میبینید، اما در جامعه ای یکسان، زندگی میکنید، که از قضا این اجتماع رو خودت بوجود آوردی!
و این احمقانه است!
@abitpsycho
آرشام میگوید:
بله، لولاي لپتاپم شكسته بود و براي تعميرش بايد قاب ال سي دي و كاور آلمينيومي پشتش تعويض بشه كه قيمت همين دو قطعه ١ ميليون و ٢٤٩ هزار فاكينگ تومن ميشه. و خب يه مقداري هم به عنوان دست مزد مياد روش و نهايتا غمگينم. @abitpsycho
چیزی که ناراحتم میکنه اینه که هزینه ی تولید این دو قطعه توی تعداد به 100 هزارتومن هم نمیرسه!
یعنی اون کاور آلمینیومی احمقانه روش ساختش با سینی یکیه!
حال آن که با اون پول میشه سینی نقره خرید احتمالا!
@abitpsycho
یعنی اون کاور آلمینیومی احمقانه روش ساختش با سینی یکیه!
حال آن که با اون پول میشه سینی نقره خرید احتمالا!
@abitpsycho
در شرايطي كه زندگي افراد به هم گره ميخورد، سختترين روزها روزهاييست كه يكي ازين افراد دچار مشكل، ناراحتي يا مسئله ي باشد و روزهاي سختي را بگذراند...
در اين ميان اگر نتوان قدم مثبتي را براي بهبود وضعيت فرد برداشت، مسئله براي ديگري نيز بغرنج شده و همه چيز، سخت و سختتر ميشود.
اين وضعيت، تلخ، سخت و غم انگيز است..
@abitpsycho
در اين ميان اگر نتوان قدم مثبتي را براي بهبود وضعيت فرد برداشت، مسئله براي ديگري نيز بغرنج شده و همه چيز، سخت و سختتر ميشود.
اين وضعيت، تلخ، سخت و غم انگيز است..
@abitpsycho
براي شروع بدونيد كه درحال حاضر:
his name is jeff
he had a horse...
تا بعدا توجهتون رو به بقيش جلب كنم.
@abitpsycho
his name is jeff
he had a horse...
تا بعدا توجهتون رو به بقيش جلب كنم.
@abitpsycho
یه خصوصیتی دارم و اونم اینه که گاهی روی یه مودی قرار میگیرم که کلمات و عبارت عربی رو بیشتر از معمول در جمله هام به کار میبرم.
فلذا
مع الاسف
فبهاالمراد
علی ای حال
و ...
یه جای نسبتا رسمی داشتم حرف میزدم و آخر جمله ام "قص علی هذا" بکار بردم.
یهو با صدای بلند گفتم:
قص علی هذا چیه؟
امثالهم!
@abitpsycho
فلذا
مع الاسف
فبهاالمراد
علی ای حال
و ...
یه جای نسبتا رسمی داشتم حرف میزدم و آخر جمله ام "قص علی هذا" بکار بردم.
یهو با صدای بلند گفتم:
قص علی هذا چیه؟
امثالهم!
@abitpsycho
یکی از مشکلات من با فضای مجازی و چیزی مثل کانال یا پیج اینستاگرام اینه که مثلا یکی مثل من با چرند نوشتن، از یه تریبون استفاده میکنه با 300 و اندی مخاطب!
که شما نادیده بگیرید این مسئله رو و یه همت کنید، 4جا فوروارد کنید و به 4 نفر توصیه کنید، تریبون رو گسترش بدیم :))
@abitpsycho
که شما نادیده بگیرید این مسئله رو و یه همت کنید، 4جا فوروارد کنید و به 4 نفر توصیه کنید، تریبون رو گسترش بدیم :))
@abitpsycho
بله. غصه آدمو خفه ميكنه. مو رو سفيد ميكنه و انشالله ادم رو ميكشه.
@abitpsycho
@abitpsycho
Forwarded from Gabbro
شدم یه نمیدونم، یه نميدونم بزرگ.
نمیدونم دارم چیکار میکنم.
نميدونم باید چیکار بکنم.
نمیدونم دارم چیکار میکنم.
نميدونم باید چیکار بکنم.
گاهی چند شب بیخوابی و چند روز افسردگی، همون چیزیه که باعث میشه آدم توی زندگیش تصمیمای مهمی بگیره...
یه وقتی رو داریم زندگی میکنیم که همه چیز اونقدر پیچیده و متزلزل شده که سخت میشه تصمیم گرفت.
ریسک کردن کار خیلی سختی شده و در محتاطانه ترین حالت ممکن داریم زندگی میکنیم.
این چیزیه که باعث میشه به مرور شجاعتمونو از دست بدیم.
برای من که حداقل از دیدگاه اطرافیانم همیشه آدم شجاع و ریسک پذیری بودم، این مدل زندگی کردن از یه جایی به بعد جواب نمیده.
این که بتونم بپذیرم که سرتاپای وجودمو ترس از آینده فراگرفته و چهار ستون بدنمو داره میلرزونه، صرفا به این خاطر که آینده ی پیش روم، در هاله ای از ابهام قرار گرفته و من نمیتونم تصمیم قاطعانه ای بگیرم، چیزیه که باعث میشه در افسرده ترین و مستاصل ترین حالتِ خودم قرار بگیرم.
چیزی که بهش نیاز داشتم تا کمی به خودِ شجاع و قاطع و ریسک پذیرم برگردم، فقط چند شب بیخوابی بود.
چند روز افسردگی و نهایتا "تصمیم گرفتن".
@abitpsycho
یه وقتی رو داریم زندگی میکنیم که همه چیز اونقدر پیچیده و متزلزل شده که سخت میشه تصمیم گرفت.
ریسک کردن کار خیلی سختی شده و در محتاطانه ترین حالت ممکن داریم زندگی میکنیم.
این چیزیه که باعث میشه به مرور شجاعتمونو از دست بدیم.
برای من که حداقل از دیدگاه اطرافیانم همیشه آدم شجاع و ریسک پذیری بودم، این مدل زندگی کردن از یه جایی به بعد جواب نمیده.
این که بتونم بپذیرم که سرتاپای وجودمو ترس از آینده فراگرفته و چهار ستون بدنمو داره میلرزونه، صرفا به این خاطر که آینده ی پیش روم، در هاله ای از ابهام قرار گرفته و من نمیتونم تصمیم قاطعانه ای بگیرم، چیزیه که باعث میشه در افسرده ترین و مستاصل ترین حالتِ خودم قرار بگیرم.
چیزی که بهش نیاز داشتم تا کمی به خودِ شجاع و قاطع و ریسک پذیرم برگردم، فقط چند شب بیخوابی بود.
چند روز افسردگی و نهایتا "تصمیم گرفتن".
@abitpsycho
اگر در من چيزي وجود داشته باشد كه درصورتي كه دختر بودم، جذب آن ميشدم، به احتمال بالايي تصميمات ناگهاني و ريسك پذيري ام بود.
@abitpsycho
@abitpsycho