به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد
که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد
لب تو میوه ی ممنوع ولی لبهایم
هرچه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد
با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس ، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد
هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد
خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند : نشد !
#فاضل_نظری
#تو
@abitpsycho
که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد
لب تو میوه ی ممنوع ولی لبهایم
هرچه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد
با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر
هیچ کس ، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد
هر کسی در دل من جای خودش را دارد
جانشین تو در این سینه خداوند نشد
خواستند از تو بگویند شبی شاعرها
عاقبت با قلم شرم نوشتند : نشد !
#فاضل_نظری
#تو
@abitpsycho
تا به حال به دست های معشوقه تان دقت کرده اید؟
دست های معشوقه ها همیشه متفاوت است...
#معشوقه
#تو
@abitpsycho
دست های معشوقه ها همیشه متفاوت است...
#معشوقه
#تو
@abitpsycho
آدما اشتباهاتشون رو میبینن و کارای بدشون رو کامل میدونن
اما معمولا دوست ندارن به چیزایی که اونارو از خودشون متنفر میکنه فکر کنن..
@abitpsycho
اما معمولا دوست ندارن به چیزایی که اونارو از خودشون متنفر میکنه فکر کنن..
@abitpsycho
_شما مرتکب قتل عمد شدید، چه دفاعی دارید؟
+نه آقای قاضی قتل عمد نبوده.
_اما دوربین اون کافه کاملا نشون میده که به طرف اون آقا و خانوم حمله کردید و با ضربه ی چاقو دخلشونو آواردید
+نه آقای قاضی به همین سادگی هم نبوده، من فقط از خودم دفاع کردم!
داشت با اون یارو اونم جلوی اون کافه دل میداد قلوه میگرفت .همش به جهنم
بارونم میومد اقای قاضی؛میفهمی؟!
داشت موهای بارون خوردشو بو میکرد.
بعد شما میگی قتل عمد؟
#علی_سلطانی
@abitpsycho
+نه آقای قاضی قتل عمد نبوده.
_اما دوربین اون کافه کاملا نشون میده که به طرف اون آقا و خانوم حمله کردید و با ضربه ی چاقو دخلشونو آواردید
+نه آقای قاضی به همین سادگی هم نبوده، من فقط از خودم دفاع کردم!
داشت با اون یارو اونم جلوی اون کافه دل میداد قلوه میگرفت .همش به جهنم
بارونم میومد اقای قاضی؛میفهمی؟!
داشت موهای بارون خوردشو بو میکرد.
بعد شما میگی قتل عمد؟
#علی_سلطانی
@abitpsycho
میدانی ستاره ی من؟
برای رسیدن به تو تا آسمان رفتم...
اما...
اما وقتی به آسمان رسیدم، صبح شده بود...
@abitpsycho
برای رسیدن به تو تا آسمان رفتم...
اما...
اما وقتی به آسمان رسیدم، صبح شده بود...
@abitpsycho
یک روز صبح
خودت را در آینه نگاه میکنی
ناخودآگاه دستت میرود
برای یک غریبه سیگاری روشن کنی
و بی مقدمه باورت میشود
کسی که با خودش هم به زبان بیگانه حرف میزند
جز عکسی از سالیانِ دور ... هیچ آشنائی ندارد . دیوانه!! ... اینها تفاوت است ، تناقض نیست ... خودخوری نکن !!
@abitpsycho
خودت را در آینه نگاه میکنی
ناخودآگاه دستت میرود
برای یک غریبه سیگاری روشن کنی
و بی مقدمه باورت میشود
کسی که با خودش هم به زبان بیگانه حرف میزند
جز عکسی از سالیانِ دور ... هیچ آشنائی ندارد . دیوانه!! ... اینها تفاوت است ، تناقض نیست ... خودخوری نکن !!
@abitpsycho
چون صاعقه اى بر من فرود آمدى
و دو نيمم كردى!
نيمى كه دوستت دارد
و
نيمى ديگر كه رنج مى برد،
به خاطرِ نيمه اى كه دوستت دارد!
@abitpsycho
و دو نيمم كردى!
نيمى كه دوستت دارد
و
نيمى ديگر كه رنج مى برد،
به خاطرِ نيمه اى كه دوستت دارد!
@abitpsycho
آدمهاىِ مريض را ديده ايد؟
اول درد ميكشند و شكايت ميكنند،
بيخودى بند ميكنن به همه چيز و همه كَس،بعدتر آرام ميشوند، گله شان را فقط پيشِ دكتر ميبرند.
مريضى شان كه خيلى طول بكشد و درد كه خيلى نامرد بشود روو مى آورند به ناله.
آدمهاىِ روو به احتضار را چه ؟ ديده ايد ؟
ساعتها و روزها هيچ صدايى ازشان نميشنوى .
نه كه دردى نباشد.
هست...
اما انقدر درد قوى و قالب است كه هيچ ناله و شكايتى راه به جايى نميبرد.
ناچار آدم سكوت ميكند،
درد را قورت ميدهد
و منتظر ميماند....
@abitpsycho
اول درد ميكشند و شكايت ميكنند،
بيخودى بند ميكنن به همه چيز و همه كَس،بعدتر آرام ميشوند، گله شان را فقط پيشِ دكتر ميبرند.
مريضى شان كه خيلى طول بكشد و درد كه خيلى نامرد بشود روو مى آورند به ناله.
آدمهاىِ روو به احتضار را چه ؟ ديده ايد ؟
ساعتها و روزها هيچ صدايى ازشان نميشنوى .
نه كه دردى نباشد.
هست...
اما انقدر درد قوى و قالب است كه هيچ ناله و شكايتى راه به جايى نميبرد.
ناچار آدم سكوت ميكند،
درد را قورت ميدهد
و منتظر ميماند....
@abitpsycho
هیچوقت نمیتونم بفهمم چرا هر چیزی باید منو یاد تو بندازه!
چطور همه چیز میتونن جایی تو خاطرات ما بوده باشن؟
@abitpsycho
چطور همه چیز میتونن جایی تو خاطرات ما بوده باشن؟
@abitpsycho
میدانی؟ در قطعا در آن حوالی آب پیدا میشد...
اما تو آنقدر سراب زیبایی بودی كه برای رسیدن به تو در راه از تشنگی جان دادم...
@abitpsycho
اما تو آنقدر سراب زیبایی بودی كه برای رسیدن به تو در راه از تشنگی جان دادم...
@abitpsycho
مكالمه های كوتاهمان تا كی؟
كفاف گلایه های بلند مرا نمیدهد...
تا كی بگوییم سلام؟
حال هم را بپرسیم و جواب بدهیم خوبیم؟
دروغ بگوییم كه خوبیم...
ما فقط دروغمان به هم میرسد...
من خوب نیستم...
اصلا...
@abitpsycho
كفاف گلایه های بلند مرا نمیدهد...
تا كی بگوییم سلام؟
حال هم را بپرسیم و جواب بدهیم خوبیم؟
دروغ بگوییم كه خوبیم...
ما فقط دروغمان به هم میرسد...
من خوب نیستم...
اصلا...
@abitpsycho
میدانی عزیزم؟ یك روز صبح از خواب بلند میشی و متوجه میشی هیچ حسی به گذشته و آدم های گذشته نداری، دیگه می تونی واسه همشون آرزوی خوشبختی کنی؛
یك جور رهایی و بی احساسی کامل، از اون به بعد با کسی جر و بحث نمی کنی، به همه لبخند می زنی و از همه چیز ساده می گذری.
مردم بهش میگن قوی شدن، اما من میگم سِر شدگی
@abitpsycho
یك جور رهایی و بی احساسی کامل، از اون به بعد با کسی جر و بحث نمی کنی، به همه لبخند می زنی و از همه چیز ساده می گذری.
مردم بهش میگن قوی شدن، اما من میگم سِر شدگی
@abitpsycho
یه سری آدما كشنده ان...
اونایی كه یه وقتی یه احساس خاص در شما بوجود میارن و یه وقتی شما رو تبدیل میكنن هیچ...
@abitpsycho
اونایی كه یه وقتی یه احساس خاص در شما بوجود میارن و یه وقتی شما رو تبدیل میكنن هیچ...
@abitpsycho
چقدر سخت است دوست داشتنِ كسى از راهِ دور....
اينكه نتوانى هر وقت دلت خواست او را ببينى...!
نتوانى در چشمانِ زيبايش نگاه كنى
و
دوستت دارم را فرياد بكشى!
چقدر سخت است....
اينكه نتوانى وقتى دلت هوايش را كرد
محكم بغلش كنى
و طعمِ شيرينِ لبهايش را بچشى!
شبها نباشد تا سر روىِ سينه اش بگذارى
و در آغوشش به كهكشانها سفر كنى...!
چقدر سخت است.....
@abitpsycho
اينكه نتوانى هر وقت دلت خواست او را ببينى...!
نتوانى در چشمانِ زيبايش نگاه كنى
و
دوستت دارم را فرياد بكشى!
چقدر سخت است....
اينكه نتوانى وقتى دلت هوايش را كرد
محكم بغلش كنى
و طعمِ شيرينِ لبهايش را بچشى!
شبها نباشد تا سر روىِ سينه اش بگذارى
و در آغوشش به كهكشانها سفر كنى...!
چقدر سخت است.....
@abitpsycho