من واقعاً دلم برای لمیز چهارراه ولیعصر تنگ شده.
مخصوصاً وقتایی که شدیداً دلم قهوه میخواست و از جلوش رد میشدم تا سریعتر برم و یه جایی جز لمیز قهوه بخورم!
@abitpsycho
مخصوصاً وقتایی که شدیداً دلم قهوه میخواست و از جلوش رد میشدم تا سریعتر برم و یه جایی جز لمیز قهوه بخورم!
@abitpsycho
برای اولین بار در این چندسال ترک کردن خانه به مقصد تهران، برای همراه با دلتنگی فراوان بود.
بخشی به این دلیل که کمی ناگهانی بود و خداحافظی ام با خانواده ۱۰ دقیقه هم طول نکشید و بخشی به این دلیل که از وضعیت زندگی در تهران اطمینان کاملی نداشتم.
تیر خلاص را اما مادرم بعد از ترک خانه به من زد.در یک پیام.
نوشته بود: « باز رفتی.
همش میری. »
همینقدر ساده و صادقانه و مادرانه و پر از دلتنگی.
@abitpsycho
بخشی به این دلیل که کمی ناگهانی بود و خداحافظی ام با خانواده ۱۰ دقیقه هم طول نکشید و بخشی به این دلیل که از وضعیت زندگی در تهران اطمینان کاملی نداشتم.
تیر خلاص را اما مادرم بعد از ترک خانه به من زد.در یک پیام.
نوشته بود: « باز رفتی.
همش میری. »
همینقدر ساده و صادقانه و مادرانه و پر از دلتنگی.
@abitpsycho
😢1
خاله، از بسته شدن پیج تتلو خوشحال بود. میگفت چرت و پرت میخواند و بدآموزی دارد.
پسر من هم که عقلش نمیرسد، گوش میدهد به «دو تا شات بزن و اول فلان، بعد کتاب».
معتقد بود روی تربیت بچه تاثیرگذار است.
موافقت کردم و نگفتم آن کسی که «شات» را توصیه میکند «ساسی» است و «تتلو» آن یکی است که میزند، نفت در بیاید.
@abitpsycho
پسر من هم که عقلش نمیرسد، گوش میدهد به «دو تا شات بزن و اول فلان، بعد کتاب».
معتقد بود روی تربیت بچه تاثیرگذار است.
موافقت کردم و نگفتم آن کسی که «شات» را توصیه میکند «ساسی» است و «تتلو» آن یکی است که میزند، نفت در بیاید.
@abitpsycho
Forwarded from Under Exposed
طراحی صنعتی خوندن فقط اونجاش که به هیچکدوم از استاداش نمیشه اعتماد کرد!
باید یه تحقیق جامع انجام بشه که چرا از شروع قرنطینه مردم خواب هایی که میبینن همینطور داره عجیب و عجیبتر میشه!
@abitpsycho
@abitpsycho
🔥1
رساله مموسیاه
احسان عبدی پور
هر ماجرای مهم و هیجانآوری هم که برایش تعریف میکردی، تهش مکث میکرد و توی چشمهایت نگاه میکرد و میگفت: «ارزششِ نداره!»
کلا عقیدهاش این بود که ارزش ندارد!
«هیچ تلاش و تقلایی در زندگی ارزش نتیجهای که میدهد را ندارد.»
@abitpsycho
کلا عقیدهاش این بود که ارزش ندارد!
«هیچ تلاش و تقلایی در زندگی ارزش نتیجهای که میدهد را ندارد.»
@abitpsycho
یه زمانی که دنبال فضای کار اشتراکی میگشتم، مهمترین فاکتورم واسه انتخاب این بود که چای دارن یا نه؟
@abitpsycho
@abitpsycho
حواسش پرت بود. گم کرده بود و در جست و جو بود.
به دنبالی فندکی که در دستش بود میگشت و سیگاری که روی لبش بود.
@abitpsycho
به دنبالی فندکی که در دستش بود میگشت و سیگاری که روی لبش بود.
@abitpsycho
Forwarded from ExDa
دیدید وقتی بچه هارو میخوان ببرن دکتر گولشون میزنن و میگن داریم میریم پارک یا براشون یه چیزی میخرن تا با ناراحتی و گریه نرن تو مطب؟ چون در هر صورت میبرنشون.
حالا ما هم هرسال پیرتر میشیم و به مردن نزدیک تر ولی خب هرسال جشن تولد میگیریم که با ناراحتی نریم.
حالا ما هم هرسال پیرتر میشیم و به مردن نزدیک تر ولی خب هرسال جشن تولد میگیریم که با ناراحتی نریم.
ExDa
دیدید وقتی بچه هارو میخوان ببرن دکتر گولشون میزنن و میگن داریم میریم پارک یا براشون یه چیزی میخرن تا با ناراحتی و گریه نرن تو مطب؟ چون در هر صورت میبرنشون. حالا ما هم هرسال پیرتر میشیم و به مردن نزدیک تر ولی خب هرسال جشن تولد میگیریم که با ناراحتی…
درست است که چند روزی تا تولدم مانده است و من هم در اکثر این سال ها تولدم را جشن نگرفته ام یا برایش برنامه ریزی ای نکرده ام و عموماً در نظرم اتفاقی فرخنده و میمون نبوده است یا شاید به عنوان یک روز خاص در نظرش نداشته ام، اما این حوالی که میرسد کمی دلم میگیرد. نه که یکهو در آن روز بخصوص افسرده شوم یا چیز مشابهی.
اما کمی بیشتر توجهم به این مسئله جلب میشود که زندگی ام در این روزها کمتر از انتظارم شبیه به چیزیست که یک سال قبل میتوانستم متصور شوم.
و شاید هم همین تفاوت است که این گذر زمان و وقایع را تحت عنوان چیزی به نام «زندگی» تعریف میکند!
@abitpaycho
اما کمی بیشتر توجهم به این مسئله جلب میشود که زندگی ام در این روزها کمتر از انتظارم شبیه به چیزیست که یک سال قبل میتوانستم متصور شوم.
و شاید هم همین تفاوت است که این گذر زمان و وقایع را تحت عنوان چیزی به نام «زندگی» تعریف میکند!
@abitpaycho