در دنیای هر کس یک نفر وجود داره که میتونه حالش رو خیلی خوب کنه...
و همینطور یک نفر هست که میتونه حالش رو بد کنه...
خب چیزی که این موضوع رو پیچیده و آزار دهنده میکنه اینه که معمولا هر دوی این ها یک نفر باشن..
@abitpsycho
و همینطور یک نفر هست که میتونه حالش رو بد کنه...
خب چیزی که این موضوع رو پیچیده و آزار دهنده میکنه اینه که معمولا هر دوی این ها یک نفر باشن..
@abitpsycho
یاد گرفتم این بار که دستانم یخ کرد، دستان کسی را نگیرم!
جیب هایم مطمئن ترند.!!
دنیا رو می بینی؟ حرف حرف میاره، پول پول میاره، خواب خواب میاره.ولی 'محبت'، "خیانت" میاره! کاش همه میدانستن دل بستن به "کلاغی که "دل" دارد، بهتر است از "طاوسی که زیبایی" دارد!!
کاش میشد انگشت را تا ته حلق فرو کرد و بعضی دلبستگی ها را یکجا بالا آورد!!!!وفاداری آدم ها رو "زمان" اثبات می کنه نه "زبان"!!!
زندگى به من آموخت: که"هيچ چيز از هيچ كس بعيد نيست"!!!!
این جمله رو هرگز فراموش نکن : "برای دوستت دارم بعضی ها؛ "مرسی" هم زیاد است!!
#حسین_پناهی
@abitpsycho
جیب هایم مطمئن ترند.!!
دنیا رو می بینی؟ حرف حرف میاره، پول پول میاره، خواب خواب میاره.ولی 'محبت'، "خیانت" میاره! کاش همه میدانستن دل بستن به "کلاغی که "دل" دارد، بهتر است از "طاوسی که زیبایی" دارد!!
کاش میشد انگشت را تا ته حلق فرو کرد و بعضی دلبستگی ها را یکجا بالا آورد!!!!وفاداری آدم ها رو "زمان" اثبات می کنه نه "زبان"!!!
زندگى به من آموخت: که"هيچ چيز از هيچ كس بعيد نيست"!!!!
این جمله رو هرگز فراموش نکن : "برای دوستت دارم بعضی ها؛ "مرسی" هم زیاد است!!
#حسین_پناهی
@abitpsycho
یجوری دارید زندگی میکنید که انگار نه انگار هممون قراره تهش بمیریم...
@abitpsycho
@abitpsycho
Forwarded from توییتر فارسی
همیشه اونی که حالتو نمیپرسه معنیش این نیست دلش تنگ نشده, گاهی فقط میترسه سیریش به نظر بیاد
× عذرا به ندرت برگرد ×
@OfficialPersianTwitter
× عذرا به ندرت برگرد ×
@OfficialPersianTwitter
به چه زبانی بگویم من اشتباهی آمده ام سالها بعد از جایی که باید باشم؟
من آدم همان فیلم های سیاه و سفید اکشن-عاشقانه ام ،
همان گرامافونی كه گوشه انباری خانه مان خاک میخورد...
همان استخر کثیف پر از برگِ ساکنی كه كسي به سمتش هم نمیرود...
همان پاییز نارنجی و زمستان سفیدی که همه از آن فراری اند...
یک جایی نازی ها حمله کنند یا همچین چیزی و جیغ بکشی و به سمت خانه ی من بیایی...
از همان معشوقه های باوفای فرانسوی...
اما واقعيش ... من اصلن آدم اين جهان و این مدرنيسم نيستم ...
من بايد در ایستگاهی در سال ها قبل و در جایی دیگر پیاده میشدم...
اما به کجا آمده ام؟
جایی که نه فیلم هایش آن گونه اند و نه دنیایش...
زمانی که جای گرامافون گوشی موبایل و هندزفری همدم آدم میشود...
خانه ها شبیه به سلول اند...
پاییز و زمستان هر دو خاکستریست...
و نه کسی حمله میکند آن طور که تو فراری شوی و نه جیغ کشان به خانه ی من می آیی...
نه حتی شباهتی به آن معشوقه ی باوفای فرانسوی داری...
و من این جا در گوناگونی زمان خود سردرگمم...
کسی به من نگفت که باید در ایستگاه آخر پیاده شوم...
قطار ایستاد و پرتم کردند به این دنیایی که همه اش غریب است...
@abitpsycho
من آدم همان فیلم های سیاه و سفید اکشن-عاشقانه ام ،
همان گرامافونی كه گوشه انباری خانه مان خاک میخورد...
همان استخر کثیف پر از برگِ ساکنی كه كسي به سمتش هم نمیرود...
همان پاییز نارنجی و زمستان سفیدی که همه از آن فراری اند...
یک جایی نازی ها حمله کنند یا همچین چیزی و جیغ بکشی و به سمت خانه ی من بیایی...
از همان معشوقه های باوفای فرانسوی...
اما واقعيش ... من اصلن آدم اين جهان و این مدرنيسم نيستم ...
من بايد در ایستگاهی در سال ها قبل و در جایی دیگر پیاده میشدم...
اما به کجا آمده ام؟
جایی که نه فیلم هایش آن گونه اند و نه دنیایش...
زمانی که جای گرامافون گوشی موبایل و هندزفری همدم آدم میشود...
خانه ها شبیه به سلول اند...
پاییز و زمستان هر دو خاکستریست...
و نه کسی حمله میکند آن طور که تو فراری شوی و نه جیغ کشان به خانه ی من می آیی...
نه حتی شباهتی به آن معشوقه ی باوفای فرانسوی داری...
و من این جا در گوناگونی زمان خود سردرگمم...
کسی به من نگفت که باید در ایستگاه آخر پیاده شوم...
قطار ایستاد و پرتم کردند به این دنیایی که همه اش غریب است...
@abitpsycho
شاید آن وقت که بودی ندیدمت که حال که نیستی هرجا و هر لحظه میبینمت...
@abitpsycho
@abitpsycho
حالمان شده است طوری که در میان جمعیم و دلمان جای دیگریست.
چقدر دلتنگیهای شبانهی چشم ترکن داشت یادمان میرفت و بیخبر بودیم.
چقدر انقلاب را دوست داشتم.
چقدر این روزها سرمان داغ درس و امتحان و نمره و گرفتاریست؛اما دلمان سخت در یاد روزهای رفته ست.
چقدر اسپرسوها تلخ نبود وقتی روبرویمان قهوهی فرانسه با شیر مینوشیدند و چقدر زمستان سرد نیبود وقتی در یک شب بهمن ماه،دلمان گرمِ بودنی بود!
الغرض؛پشت این چشمهای خسته ی خواب،هزار هزار حرف است که پشت بغض گلومان سد شده است.نباش خسیس؛تو بیا!
@abitpsycho
چقدر دلتنگیهای شبانهی چشم ترکن داشت یادمان میرفت و بیخبر بودیم.
چقدر انقلاب را دوست داشتم.
چقدر این روزها سرمان داغ درس و امتحان و نمره و گرفتاریست؛اما دلمان سخت در یاد روزهای رفته ست.
چقدر اسپرسوها تلخ نبود وقتی روبرویمان قهوهی فرانسه با شیر مینوشیدند و چقدر زمستان سرد نیبود وقتی در یک شب بهمن ماه،دلمان گرمِ بودنی بود!
الغرض؛پشت این چشمهای خسته ی خواب،هزار هزار حرف است که پشت بغض گلومان سد شده است.نباش خسیس؛تو بیا!
@abitpsycho
راستش را بخواهید همیشه از اینستاگرام ترسیده ام.
باری همه ترس من،از فضایی است،که در آن عکس کاربر،بر مغز اش برتری دارد!
#اینستا
@abitpsycho
باری همه ترس من،از فضایی است،که در آن عکس کاربر،بر مغز اش برتری دارد!
#اینستا
@abitpsycho
آرشام میگوید:
راستش را بخواهید همیشه از اینستاگرام ترسیده ام. باری همه ترس من،از فضایی است،که در آن عکس کاربر،بر مغز اش برتری دارد! #اینستا @abitpsycho
اینستاگرام فضاییست که در آن گاها صفحات خصوصی چند هزار فالوور دارند...
اگر خصوصیت، چه حریم خصوصی وسیعیست...
#اینستا
@abitpsycho
اگر خصوصیت، چه حریم خصوصی وسیعیست...
#اینستا
@abitpsycho
اینستاگرام فضاییست که بسیاری را دیوانه کرده...
باید جایی میبود تا اگر لحظه ای ثبت شد بتوانند در آن به اشتراک بگذارند نه این گونه که لحظاتی را بسازند و ثبت کنند تا چیزی برای به اشتراک گذاشتن در آن داشته باشند...
#اینستا
@abitpsycho
باید جایی میبود تا اگر لحظه ای ثبت شد بتوانند در آن به اشتراک بگذارند نه این گونه که لحظاتی را بسازند و ثبت کنند تا چیزی برای به اشتراک گذاشتن در آن داشته باشند...
#اینستا
@abitpsycho