من منکر شرایط موجود و تأیید آن نیستم اما نکته اینجاست که در چنین فضایی نباید دست بر روی دست بگذاریم و بگوییم که محلی برای کار وجود ندارد بلکه باید حرفهای کار کرد و از این شرایط بهرهبرداری حرفهای کرد.
ایکنا - در وضعیت کنونی وظیفه و رسالت روزنامهنگاران چیست؟
روزنامهنگاران تلاش کنند تا وجدان حرفهای خود را تقویت کنند، مطالعه داشته باشند، حوزه خبری خود را بیشتر بشناسند و کمتر وارد مسائل مفسدهانگیزِ رانتخواری شوند. خبرنگار و روزنامهنگار باید فرد سالمی باشد تا بتواند به عنوان یک منبع خبری درست و صادق برای جامعه شناخته شود در غیر این صورت هرچقدر هم تلاش کند جامعه او را پس میزند. ما به روزنامهنگاری سالم، تمیز و پاکیزه نیاز داریم.
متأسفانه روزنامهنگاری امروز تحت تأثیر شرایط مسائل مالی و اقتصادی از حالت پاکیزه خود در حال دور شدن است و رسانهها وارد رانت و باند میشوند؛ این آفتی است که گریبان رسانههای ما را گرفته و به سمت و سویی پیش میبرد که هیچگاه نخواهیم توانست به یک روزنامهنگاری آرمانی و حرفهای دست یابیم.
ایکنا - رسالت اصلی خبرنگاران چیست؟
خبرنگار باید مسئولیت اجتماعی داشته باشد همانطور که یک پدر وقتی تشکیل خانواده میدهد و مسئولیتی را برعهده میگیرد خبرنگار هم وقتی که این مسئولیت را برعهده گرفت باید در این زمینه تلاش کند حتی اگر به نان شب محتاج باشد. متأسفانه خبرنگاری برای به قدرت رسیدن، پرستیژ، رسیدن به منافع شخصی و گروهی به عنوان شغل انتخاب میشود و اگر با همین وضعیت جلو برویم به جایی نخواهیم رسید. اگر میخواهیم در روزنامهنگاری تأثیراتی بگذاریم حتماً باید سعی کنیم تا وجدان و مسئولیت حرفهای خودمان را خوب بشناسیم و رعایت کنیم به این معنا که واقعاً به مسئولیت خبرنگاری اجتماعی دلبستگی پیدا کنیم و با جان و دل کار کنیم. شغل خبرنگاری حقوق پائینی دارد و خبرنگاران نباید این حرفه را به عنوان محلی برای کسب درآمد انتخاب کنند بلکه باید با شور، ذوق و عاشقانه این کار را انجام دهد و در این صورت است که میتوانند در حوزه خود تأثیرگذار باشند.
نکته بعدی این است که خبرنگاران باید تلاش کنند تا هیچگونه وابستگیای به صاحبان زور و زر نداشته باشند؛ اینکه خبرنگاری با فلان شخص مسئول یا فرد ثروتمند اصطلاحاً «فالوده» میخورد افتخاری ندارد که هیچ بلکه اتفاقاً جای تأمل دارد که چطور میشود که یک خبرنگار تا این حد به قدرت نزدیک شود!
خبرنگاران وقتی به قدرت نزدیک میشوند زبان انتقادی خود را از دست میدهند و اگر فردا روزی فسادی در آن حوزه رخ داد نمیتوانند آن را نقد، افشا و مطرح کنند. بنابراین خبرنگاران باید به هرشکل ممکن از صاحبان قدرت و ثروت دوری بجویند و زبان نقد خود را بگشایند و تلاش کنند تا هرجا که مفسدهای وجود دارد آن را مطرح کنند.
خبرنگار نباید از چیزی بترسد؛ وقتی فردی وارد حوزه خبرنگاری شده است باید هزینه دهد و دستگیر شدن، بازداشت شدن و جریمه شدن هزینههای این شغل است تا اگر فسادی را در هر حوزهای میبیند آن را افشا کند و هزینه این افشا را هم پرداخت کند. اگر فردی مرد این میدان است باید از همان ابتدا برای خود تعریف کند که من وارد این حوزه شدم و میخواهم مفاسد، ناکارآمدیها را برملا کنم و هزینه آن را هم پرداخت میکنم.
البته باید به این نکته توجه داشت که پرداخت هزینه نباید به این دلیل باشد که برای دریافت «گیرین کارت»در خارج باشد بلکه باید ماند و هزینه پرداخت کرد؛ باید آزادانه ماند و به این شغل که در آن ورود کردهایم افتخار کرد. بسیاری از افراد مطلبی را منتشر میکنند و به خارج از کشور میفرستند تا «گیرین کارت» خود را دریافت کنند که با این افراد کاری نداریم؛ روزنامهنگار واقعی کسی است که واقعاً بتواند در رفع بخشی از مشکلات این جامعه و مردم کوشش کند.
باید دید که در هر خبرگزاری برای رفع مشکلات و نیازهای مردم چه اقداماتی انجام گرفته است؛ برای مثال در خبرگزاری ایکنا برای رفع مشکلات جامعه قرآنی چه کارهایی رخ داده؟ اگر امروز در جامعه نسبت به جامعه قرآنی و مذهبی بدبینی ایجاد شده برای شفافتر شدن وضعیت و زدودن بدبینی چه کاریهایی صورت گرفته است؟ اگر هر خبرگزاری با توجه به تخصص خود به این سوالات پاسخ دهد بخشی از دغدغههای جامعه رفع میشود؛ اینکه چند خبر از گوشه و کنار کپی و منتشر شود که اهمیتی ندارد.
همه مشکلات این جامعه مالی نیست و بخشی از مشکلات ذهنی است و باید تلاش کرد که بخشی از اشتغالات ذهنی جامعه را پاسخ داد و بخشی از افکار عمومی را نسبت به یک موضوع شفافتر کرد تا مردم در دو دلی، بدبینی و تشکیک نسبت به این موضوعات باقی نمانند. برای مثال زمان انتخابات بزرگترین آزمون برای رسانههاست و میتوان مشاهده کرد که رسانهها چه میزان میتوانند خود را مصون نگه دارند و برای تبلیغ از افراد پول و امتیاز دریافت نکنند.
ایکنا - در وضعیت کنونی وظیفه و رسالت روزنامهنگاران چیست؟
روزنامهنگاران تلاش کنند تا وجدان حرفهای خود را تقویت کنند، مطالعه داشته باشند، حوزه خبری خود را بیشتر بشناسند و کمتر وارد مسائل مفسدهانگیزِ رانتخواری شوند. خبرنگار و روزنامهنگار باید فرد سالمی باشد تا بتواند به عنوان یک منبع خبری درست و صادق برای جامعه شناخته شود در غیر این صورت هرچقدر هم تلاش کند جامعه او را پس میزند. ما به روزنامهنگاری سالم، تمیز و پاکیزه نیاز داریم.
متأسفانه روزنامهنگاری امروز تحت تأثیر شرایط مسائل مالی و اقتصادی از حالت پاکیزه خود در حال دور شدن است و رسانهها وارد رانت و باند میشوند؛ این آفتی است که گریبان رسانههای ما را گرفته و به سمت و سویی پیش میبرد که هیچگاه نخواهیم توانست به یک روزنامهنگاری آرمانی و حرفهای دست یابیم.
ایکنا - رسالت اصلی خبرنگاران چیست؟
خبرنگار باید مسئولیت اجتماعی داشته باشد همانطور که یک پدر وقتی تشکیل خانواده میدهد و مسئولیتی را برعهده میگیرد خبرنگار هم وقتی که این مسئولیت را برعهده گرفت باید در این زمینه تلاش کند حتی اگر به نان شب محتاج باشد. متأسفانه خبرنگاری برای به قدرت رسیدن، پرستیژ، رسیدن به منافع شخصی و گروهی به عنوان شغل انتخاب میشود و اگر با همین وضعیت جلو برویم به جایی نخواهیم رسید. اگر میخواهیم در روزنامهنگاری تأثیراتی بگذاریم حتماً باید سعی کنیم تا وجدان و مسئولیت حرفهای خودمان را خوب بشناسیم و رعایت کنیم به این معنا که واقعاً به مسئولیت خبرنگاری اجتماعی دلبستگی پیدا کنیم و با جان و دل کار کنیم. شغل خبرنگاری حقوق پائینی دارد و خبرنگاران نباید این حرفه را به عنوان محلی برای کسب درآمد انتخاب کنند بلکه باید با شور، ذوق و عاشقانه این کار را انجام دهد و در این صورت است که میتوانند در حوزه خود تأثیرگذار باشند.
نکته بعدی این است که خبرنگاران باید تلاش کنند تا هیچگونه وابستگیای به صاحبان زور و زر نداشته باشند؛ اینکه خبرنگاری با فلان شخص مسئول یا فرد ثروتمند اصطلاحاً «فالوده» میخورد افتخاری ندارد که هیچ بلکه اتفاقاً جای تأمل دارد که چطور میشود که یک خبرنگار تا این حد به قدرت نزدیک شود!
خبرنگاران وقتی به قدرت نزدیک میشوند زبان انتقادی خود را از دست میدهند و اگر فردا روزی فسادی در آن حوزه رخ داد نمیتوانند آن را نقد، افشا و مطرح کنند. بنابراین خبرنگاران باید به هرشکل ممکن از صاحبان قدرت و ثروت دوری بجویند و زبان نقد خود را بگشایند و تلاش کنند تا هرجا که مفسدهای وجود دارد آن را مطرح کنند.
خبرنگار نباید از چیزی بترسد؛ وقتی فردی وارد حوزه خبرنگاری شده است باید هزینه دهد و دستگیر شدن، بازداشت شدن و جریمه شدن هزینههای این شغل است تا اگر فسادی را در هر حوزهای میبیند آن را افشا کند و هزینه این افشا را هم پرداخت کند. اگر فردی مرد این میدان است باید از همان ابتدا برای خود تعریف کند که من وارد این حوزه شدم و میخواهم مفاسد، ناکارآمدیها را برملا کنم و هزینه آن را هم پرداخت میکنم.
البته باید به این نکته توجه داشت که پرداخت هزینه نباید به این دلیل باشد که برای دریافت «گیرین کارت»در خارج باشد بلکه باید ماند و هزینه پرداخت کرد؛ باید آزادانه ماند و به این شغل که در آن ورود کردهایم افتخار کرد. بسیاری از افراد مطلبی را منتشر میکنند و به خارج از کشور میفرستند تا «گیرین کارت» خود را دریافت کنند که با این افراد کاری نداریم؛ روزنامهنگار واقعی کسی است که واقعاً بتواند در رفع بخشی از مشکلات این جامعه و مردم کوشش کند.
باید دید که در هر خبرگزاری برای رفع مشکلات و نیازهای مردم چه اقداماتی انجام گرفته است؛ برای مثال در خبرگزاری ایکنا برای رفع مشکلات جامعه قرآنی چه کارهایی رخ داده؟ اگر امروز در جامعه نسبت به جامعه قرآنی و مذهبی بدبینی ایجاد شده برای شفافتر شدن وضعیت و زدودن بدبینی چه کاریهایی صورت گرفته است؟ اگر هر خبرگزاری با توجه به تخصص خود به این سوالات پاسخ دهد بخشی از دغدغههای جامعه رفع میشود؛ اینکه چند خبر از گوشه و کنار کپی و منتشر شود که اهمیتی ندارد.
همه مشکلات این جامعه مالی نیست و بخشی از مشکلات ذهنی است و باید تلاش کرد که بخشی از اشتغالات ذهنی جامعه را پاسخ داد و بخشی از افکار عمومی را نسبت به یک موضوع شفافتر کرد تا مردم در دو دلی، بدبینی و تشکیک نسبت به این موضوعات باقی نمانند. برای مثال زمان انتخابات بزرگترین آزمون برای رسانههاست و میتوان مشاهده کرد که رسانهها چه میزان میتوانند خود را مصون نگه دارند و برای تبلیغ از افراد پول و امتیاز دریافت نکنند.
علت اینکه مردم نسبت به رسانهها اقبالی ندارند این است که خبرنگاری و رونامهنگاری حرفهای یا وجود ندارد یا ضعیف است و این سبب میشود تا مردم نسبت به رسانه اعتماد نداشته باشند و رسانههای داخلی هم نتوانند با مردم کنار بیایند و مردم به سراغ رسانههای دیگر میروند. باید دانست که خبرنگاری درآمیخته با هزینه است؛ یا باید هزینه پرداخت و یا اصلاً باید شغل خبرنگاری را رها کرد. ما از بدو تولد برای رشد خودمان در حال پرداخت هزینه هستیم و همه مشاغل نیز متناسب با خود هزینههایی دارند که باید برای حضور و ادامه دادن این هزینهها را پرداخت. ممکن است این هزینه در یک حرفه بیشتر و در حرفهای کمتر ولی همه افراد بدون استثنا هزینه میدهند.
ضربالمثلی وجود دارد که میگوید «شما چه بگویید و چه نگویید خواهید مرد، پس بهتر است که بگویید و بمیرید» پس وقتی فردی وارد شغل و حرفه خبرنگاری شد، هزینه میدهد بنابراین باید منصفانه، وجدانی و حرفهای کار را انجام داد نه اینکه برای امتیاز گرفتن از فلان شخص پول و کاری را انجام دهد. این بحث مفصل است اما جان کلام این است که روزنامهنگار از لحظهای که وارد این شغل میشود به شکلهای مختلف درحال پرداخت هزینه است.
اگر به تاریخ مطبوعات مراجعه شود خواهیم دید که چه افرادی حضور داشتند و چه هزینههایی را در راه آزادی و حریّت پرداخت کردهاند و نام آنها در تاریخ ماندگار شده است اما اسامی افرادی که با قدرت ارتباط برقرار کردند و از امتیازات آنجا منتفع شدند در تاریخ مطرح و ماندگار نشده است. افرادی مثل حسین فاطمی، میرزاجهانگیرخان صوراسرافیل و... هزینهها پرداخت کردند و به همین علت نامشان جاودان شد.
ما از دوران مشروطه تا اکنون روزنامهنگار داشتهایم اما جز افرادی که در راستای شغل حرفهای خود جانشان را از دست دادند؛ نام چند نفر مطرح است؟ البته منظور این نیست که خبرنگاران جان خود را از دست دهند بلکه مقصود این است که کسی که وارد این حرفه میشود هزینه آن را پرداخت کند و هنگام پرداخت هزینه با جان و دل این کار را انجام دهد. این صحبتها ممکن است برای برخی غیرقابل هضم باشد اما باید دانست که واقعیت امر اینگونه است.
صحبت از احتیاط و اینکه سری که درد نمیکند را دستمال نمیبندند آسان است ولی وقتی نسبت به چیزی اعتقادی ندارم صحبت نمیکنم. من سالها در مطبوعات کار کردم و هزینه آن را هم پرداخت کردم و اکنون که در دانشگاه تدریس میکنم نیز هزینه آن را میدهم.
ایکنا - سخن پایانی.
آروزی توفیق و موفقیت دارم و امیدوارم که روزی برسد که هر کسی برای رسیدن به قدرت، رسانه ایجاد نکند و کسانی هم که در دولت و سمتهای مختلف هستند، در رسانهها ورود پیدا نکنند و صاحب رسانه نشوند. رسانه را باید به آدمهای حرفهای واگذار کرد و نباید افرادی که صاحب قدرت و ثروت هستند وارد رسانه شوند. برخی افراد از طریق رانت و باند، وارد رسانه میشوند و رسانه را نابود میکنند و اجازه نمیدهند که رسانه رشد پیدا کند.
گفتوگو از سجاد محمدیان
ضربالمثلی وجود دارد که میگوید «شما چه بگویید و چه نگویید خواهید مرد، پس بهتر است که بگویید و بمیرید» پس وقتی فردی وارد شغل و حرفه خبرنگاری شد، هزینه میدهد بنابراین باید منصفانه، وجدانی و حرفهای کار را انجام داد نه اینکه برای امتیاز گرفتن از فلان شخص پول و کاری را انجام دهد. این بحث مفصل است اما جان کلام این است که روزنامهنگار از لحظهای که وارد این شغل میشود به شکلهای مختلف درحال پرداخت هزینه است.
اگر به تاریخ مطبوعات مراجعه شود خواهیم دید که چه افرادی حضور داشتند و چه هزینههایی را در راه آزادی و حریّت پرداخت کردهاند و نام آنها در تاریخ ماندگار شده است اما اسامی افرادی که با قدرت ارتباط برقرار کردند و از امتیازات آنجا منتفع شدند در تاریخ مطرح و ماندگار نشده است. افرادی مثل حسین فاطمی، میرزاجهانگیرخان صوراسرافیل و... هزینهها پرداخت کردند و به همین علت نامشان جاودان شد.
ما از دوران مشروطه تا اکنون روزنامهنگار داشتهایم اما جز افرادی که در راستای شغل حرفهای خود جانشان را از دست دادند؛ نام چند نفر مطرح است؟ البته منظور این نیست که خبرنگاران جان خود را از دست دهند بلکه مقصود این است که کسی که وارد این حرفه میشود هزینه آن را پرداخت کند و هنگام پرداخت هزینه با جان و دل این کار را انجام دهد. این صحبتها ممکن است برای برخی غیرقابل هضم باشد اما باید دانست که واقعیت امر اینگونه است.
صحبت از احتیاط و اینکه سری که درد نمیکند را دستمال نمیبندند آسان است ولی وقتی نسبت به چیزی اعتقادی ندارم صحبت نمیکنم. من سالها در مطبوعات کار کردم و هزینه آن را هم پرداخت کردم و اکنون که در دانشگاه تدریس میکنم نیز هزینه آن را میدهم.
ایکنا - سخن پایانی.
آروزی توفیق و موفقیت دارم و امیدوارم که روزی برسد که هر کسی برای رسیدن به قدرت، رسانه ایجاد نکند و کسانی هم که در دولت و سمتهای مختلف هستند، در رسانهها ورود پیدا نکنند و صاحب رسانه نشوند. رسانه را باید به آدمهای حرفهای واگذار کرد و نباید افرادی که صاحب قدرت و ثروت هستند وارد رسانه شوند. برخی افراد از طریق رانت و باند، وارد رسانه میشوند و رسانه را نابود میکنند و اجازه نمیدهند که رسانه رشد پیدا کند.
گفتوگو از سجاد محمدیان
مدیرگروه روزنامهنگاری دانشگاه علامه طباطبایی در گفتوگو با روزنامه سپهرغرب مطرح کرد:
از انتشار اخبار زرد نباید واهمه داشت
 کد خبر : 72845
تاریخ : 1402/6/1
گروه خبری : فرهنگی
امروزه اصطلاحی به نام خبر زرد به موضوعی تکراری در اذهان عمومی بدل شده با اینکه میدانیم خبر زرد بد نیست و بین خبر زرد و بد تفاوت وجود دارد و بسته به نیاز مخاطبان رسانهها سعی میکنند اخبار زرد را نیز در بین خبرهای خود جای دهند؛ اما برای فهم بهتر موضوع با مدیرگروه روزنامهنگاری دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی، فارغالتحصیل دانشگاه پاریس گفتوگویی داشتیم که در ادامه میخوانید
عباس اسدی با بیان اینکه وقتی از «خبرهای زرد» صحبت میشود لزوماً به معنای «خبر بد» نیست، اظهار کرد: ضرورت دارد خبرهای عامهپسندی که افراد را جذب می کنند منتشر کرد. همیشه نباید خبرهای سطحی و ساده را بهعنوان خبر منفی تلقی کنیم؛
وی ادامه داد: متناسب با مخاطبان و ذائقه آنها اخباری منتشر میشود که میتواند ساده، سطحی و سرگرمکننده باشند؛ زیرا برخی مخاطبان به این نوع خبرها نیاز دارند.
دانشیار روزنامهنگاری دانشکده علوم ارتباطات با بیان اینکه ما بهعنوان یک رسانه میتوانیم طرفداران این گونه اخبار را در نظر بگیریم و این نوع اخبار را در اختیار آنها قرار دهیم، گفت: در میان اخبار زرد ممکن است خبرهای منفی نیز باشند.
اسدی با اشاره به اینکه اگر بخواهیم در مورد اخبار بد صحبت کنیم باید حساب و کتاب اخبار منفی را از اخبار زرد جدا کنیم، افزود: واژه خبر زرد یا روزنامهنگاری زرد، غربی است و وارد کتب روزنامهنگاری شده و هنوز نتوانستیم تعریف روشنی از آن به مخاطبان ارائه دهیم.
به گفته وی، در سراسر دنیا اخبار زرد منتشر میشود؛ زیرا مخاطبان به این نوع اخبار نیاز دارند؛ بنابراین نبایستی انتظار داشته باشیم که همه مخاطبان به اخبار جدی، وزین و سنگین علاقه متد باشند؛ زیرا با توجه به تنوع مخاطبان، اخبار و رویدادها، ذائقه مخاطبان نیز متفاوت است.
این استاد دانشگاه ادامه داد: نباید به اخبار زرد نگاه منفی داشته باشیم البته به معنای آن نیست که ما به سمت انتشار هرچه بیشتر اخبار زرد برویم. از نظر من مخاطبان هر جامعه سلیقهها و ذائقههای متفاوتی و به این نوع اخبار نیز نیاز دارند که نباید نادیده گرفته یا پسزده شوند؛ بنابراین ضرورت دارد به اخباری که زرد هستند توجه نشان داده شود و از انتشار آن هیچ ترس و واهمه ای نداشته باشیم.
اسدی با بیان اینکه باید بین اخبار زرد با اخبار منفی تفکیک قائل شد، گفت: خبر میتواند دارای منبع، فاقد منبع و یا ترکیبی از منابع موثق و غیر موثق باشد که متناسب با نوع مخاطب تهیه میشود و همواره در همه رسانهها وجود دارد.
وی با اشاره به اینکه حساب و کتاب اخبار باید از تبلیغات و آگهیها جدا شود، بیان کرد: ما نمیتوانیم خبرها را مانند تبلیغات یا تبلیغات را مانند خبر بدانیم؛ زیرا این دو موضوع بسیار متفاوت هستند و تفاوت وجود دارد.
این عضو هیئتعلمی دانشگاه علامه طباطبایی تأکید کرد: همانگونه که برای تبلیغ یک کالا از فنون مختلف استفاده میشود در انتشار یک خبر نیز میتوانیم از شگردهای مختلف استفاده کنیم؛ اما باید متناسب با مخاطبان آنها را به کار ببریم.
اسدی افزود: نمیشود همیشه خود را مقید کرد که اخبار با منبع موثق انتشار یابد گاهی اوقات ضرورت دارد یک خبر با منبع غیرموثق منتشر شود. گاهی در شبکههای اجتماعی شایعاتی منتشر میشود که جزء خبرهای فاقد منبع یا دستکاریشده است.
وی افزود: بسته به شرایط، ضرورت دارد اخباری با منابع دستکاریشده، سیاه یا خاکستری منتشر شود؛ مثلاً در دوران جنگ گاهی که نمیتوان اخبار با منبع موثق منتشر کرد ممکن است برای تضعیف روحیه دشمن، انتشار اطلاعات نادرست و به اشتباه انداختن دشمن ضرورت داشته باشد یک خبر نادرست یا ناموثق را انتشار داد. این موضوع که باید متناسب با شرایط زمانی و مکانی اخبار منتشر شود از ضروریات روزنامهنگاری است.
مدیرگروه آموزشی روزنامهنگاری دانشکده علوم ارتباطات گفت: نباید نگران اخبار با منابع ناموثق باشیم؛ زیرا اخبار متناسب با شرایط زمانی، مکانی، مخاطب و نوع رسانه میتواند مورد استفاده قرار گیرد البته به این معنا نیست که رسانهای را تشویق کنیم تا اخبار ناموثق انتشار دهد.
اسدی تأکید کرد: هرچه اخبار ناموثق و فاقد منبع باشد به همان اندازه میتواند به اعتبار رسانه و روزنامهنگار لطمه بزند در نتیجه مخاطبان رسانه را رها کنند، نادیده بگیرند و یا بهدنبال کسب اخبار از منابع دیگر باشند؛ بنابراین متناسب با شرایط مکانی، زمانی و... باید در انتشار اخبار با درنظر گرفتن فنون و روشها مطالب را منتشر کرد.
وی در پاسخ به این سؤال که با توجه به نیاز مخاطب و یا آگاهی دادن به او که بتواند اخبار را از یکدیگر تفکیک کند و تحت تأثیر اخبار کذب قرار نگیرد، مخاطب باید چه کاری انجام دهد، گفت: نخست باید بدانیم مخاطب بهدنبال چه نوع مطلبی است، گاهی اوقات اصلاً خبر را دنبال نمیکند و شاید بهدنبال مطالب سرگرمکننده یا آموزشی باشد. شناسایی هدف مخاطب برای رسانه مهم است بنابراین مخاطب نیز متناسب با نیاز و اهداف خود میتواند به سمت رسانهای برود که میخواهد.
این عضو هیئت علمی دانشگاه علامه گفت: انتخاب نوع رسانه بستگی به هدف مخاطب و میزان استفاده از رسانه دارد اما آن چیزی که امروزه بسیار رواج پیدا کرده، «سواد رسانهای» است یعنی مخاطب و رسانهها باید سواد رسانهای خود را افزایش دهند و در این زمینه تلاش کنند.
اسدی با بیان اینکه مخاطب در استفاده از رسانه اگر بتواند هدف خود را مشخص و زمان را مدیریت کند، بخشی از سواد رسانهای را دریافت کرده افزود: در بسیاری از اوقات ما زمان را مدیریت نمیکنیم و فاقد هدف هستیم بنابراین در استفاده از رسانه دچار افراط و تفریط میشویم و بعد اعتراض میکنیم.
به گفته وی، اگر برای مخاطب، زمان و هدف مهم نباشد و به هر رسانهای سرک بکشد، نشان میدهد که سواد رسانهای ندارد، بسیاری از مردم ایران در استفاده از رسانه دچار افراط و تفریط هستند مخصوصاً زمانی که وارد فضای مجازی و کانالها، سایتها و... مختلف میشویم. اگر زمان از دست برود شاید دچار اعتیاد شویم که این مشکل در جامع ایرانی که یک جامعه شفاهی است، بیشتر مشهود است.
این استاد دانشگاه علامه خاطرنشان کرد: اخبار زرد لزوماً اخبار بد نیست؛ اما باید بین آن با اخبار جعلی تفاوت قائل شویم البته هر خبر زرد به منزله خبر جعلی نیست و هر خبر جعلی نیز به منزله خبر زرد نیست.
اسدی بیان کرد: وقتی در روستایی قتل یا حادثهای رخ میدهد آیا هیچکس به آن توجه نمیکند و میگوید زرد است؟ این خبر برای افراد دارای ارزش خبری است و باید ابعاد شکلگیری موضوع تشریح شود. این خبر با وجود اینکه زرد است؛ اما میتواند توجه بسیاری از افراد حتی استاندار منطقه را به خود جلب کند.
وی با بیان اینکه خبر زرد خبر بدی نیست؛ اما یک خبر ممکن است جعلی باشد گفت: مثلاً در رابطه دو کشور و دیدارهایی که مقامات با یکدیگر نداشتند اگر یک رسانه وزین و سنگین از انجام آن اتفاق خبر دهد، جعلی است؛ اما دعوای دو همسایه خبر جعلی نیست ولی خبر زرد است؛ بنابراین لازم است بین خبر جعلی و زرد تفاوت قائل شویم.
مدیرگروه روزنامهنگاری دانشکده ارتباطات اشاره کرد: همه افراد اخبار جدی نگاه نمیکنند، بخشی از جامعه به اخبار زرد نیاز دارد؛ اما به منزله این نیست که اخبار بد یا جعلی منتشر شود همانگونه که یک نفر دوست دارد کباب بخورد و فرد دیگری آبگوشت دوست دارد.
به گفته اسدی، همانگونه که به اختلاف نظر در خوراک احترام میگذاریم باید به ذائقه خبری افراد نیز احترام بگذاریم. نمیشود خبر مورد علاقه یک جوان را برای یک فرد مسن مطلوب دانست همانگونه که خبر مهم برای یک فرد مسن ممکن است برای آن جوان مطلوب نباشد.
وی ادامه داد: به طور مثال، یک هنرپیشه از مکانی بازدید کرده، این خبر شاید برای یک نوجوان جذاب باشد و میزان رجوع به خبر بالا رود؛ اما برای یک فرد مسن جذابیت نداشته نخواهد داشت همانگونه که افزایش حقوق بازنشستگی برای یک فرد مسن مهم است ولی می تواند برای یک جوان غیر قابل درک باشد.
گفتنی است: در رسانههای زرد بیشتر اخبار منتشر میشود تا تحلیل و تفسیر، در این رسانهها بیشتر عکس کاربرد دارد اما در رسانههای وزین، تحلیل و تفسیر افراد متخصص منتشر میشود.
لینکhttps://sepehrnewspaper.com/Press/ShowNews/72845
این عضو هیئت علمی دانشگاه علامه گفت: انتخاب نوع رسانه بستگی به هدف مخاطب و میزان استفاده از رسانه دارد اما آن چیزی که امروزه بسیار رواج پیدا کرده، «سواد رسانهای» است یعنی مخاطب و رسانهها باید سواد رسانهای خود را افزایش دهند و در این زمینه تلاش کنند.
اسدی با بیان اینکه مخاطب در استفاده از رسانه اگر بتواند هدف خود را مشخص و زمان را مدیریت کند، بخشی از سواد رسانهای را دریافت کرده افزود: در بسیاری از اوقات ما زمان را مدیریت نمیکنیم و فاقد هدف هستیم بنابراین در استفاده از رسانه دچار افراط و تفریط میشویم و بعد اعتراض میکنیم.
به گفته وی، اگر برای مخاطب، زمان و هدف مهم نباشد و به هر رسانهای سرک بکشد، نشان میدهد که سواد رسانهای ندارد، بسیاری از مردم ایران در استفاده از رسانه دچار افراط و تفریط هستند مخصوصاً زمانی که وارد فضای مجازی و کانالها، سایتها و... مختلف میشویم. اگر زمان از دست برود شاید دچار اعتیاد شویم که این مشکل در جامع ایرانی که یک جامعه شفاهی است، بیشتر مشهود است.
این استاد دانشگاه علامه خاطرنشان کرد: اخبار زرد لزوماً اخبار بد نیست؛ اما باید بین آن با اخبار جعلی تفاوت قائل شویم البته هر خبر زرد به منزله خبر جعلی نیست و هر خبر جعلی نیز به منزله خبر زرد نیست.
اسدی بیان کرد: وقتی در روستایی قتل یا حادثهای رخ میدهد آیا هیچکس به آن توجه نمیکند و میگوید زرد است؟ این خبر برای افراد دارای ارزش خبری است و باید ابعاد شکلگیری موضوع تشریح شود. این خبر با وجود اینکه زرد است؛ اما میتواند توجه بسیاری از افراد حتی استاندار منطقه را به خود جلب کند.
وی با بیان اینکه خبر زرد خبر بدی نیست؛ اما یک خبر ممکن است جعلی باشد گفت: مثلاً در رابطه دو کشور و دیدارهایی که مقامات با یکدیگر نداشتند اگر یک رسانه وزین و سنگین از انجام آن اتفاق خبر دهد، جعلی است؛ اما دعوای دو همسایه خبر جعلی نیست ولی خبر زرد است؛ بنابراین لازم است بین خبر جعلی و زرد تفاوت قائل شویم.
مدیرگروه روزنامهنگاری دانشکده ارتباطات اشاره کرد: همه افراد اخبار جدی نگاه نمیکنند، بخشی از جامعه به اخبار زرد نیاز دارد؛ اما به منزله این نیست که اخبار بد یا جعلی منتشر شود همانگونه که یک نفر دوست دارد کباب بخورد و فرد دیگری آبگوشت دوست دارد.
به گفته اسدی، همانگونه که به اختلاف نظر در خوراک احترام میگذاریم باید به ذائقه خبری افراد نیز احترام بگذاریم. نمیشود خبر مورد علاقه یک جوان را برای یک فرد مسن مطلوب دانست همانگونه که خبر مهم برای یک فرد مسن ممکن است برای آن جوان مطلوب نباشد.
وی ادامه داد: به طور مثال، یک هنرپیشه از مکانی بازدید کرده، این خبر شاید برای یک نوجوان جذاب باشد و میزان رجوع به خبر بالا رود؛ اما برای یک فرد مسن جذابیت نداشته نخواهد داشت همانگونه که افزایش حقوق بازنشستگی برای یک فرد مسن مهم است ولی می تواند برای یک جوان غیر قابل درک باشد.
گفتنی است: در رسانههای زرد بیشتر اخبار منتشر میشود تا تحلیل و تفسیر، در این رسانهها بیشتر عکس کاربرد دارد اما در رسانههای وزین، تحلیل و تفسیر افراد متخصص منتشر میشود.
لینکhttps://sepehrnewspaper.com/Press/ShowNews/72845
Forwarded from پایگاه خبری بانیهنر
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 روزنامهنگاری صلح وجود ندارد
💬 گفتوگو با دکتر عباس اسدی/ جام جم
آپارات | اینستاگرام | تلگرام | یوتیوب
#بانی_هنر
@BanieHonar 📽
💬 گفتوگو با دکتر عباس اسدی/ جام جم
آپارات | اینستاگرام | تلگرام | یوتیوب
#بانی_هنر
@BanieHonar 📽
خلاصه یک پژوهش رسانهای؛
تأثیر هوش مصنوعی بر محتوای رسانه ای و آینده روزنامه نگاری
خبرگزاری ایرنا
۷ اسفند ۱۴۰۳، ۹:۰۵
کد خبر: 85758667
حمیدرضا آل محمد و عباس اسدی

تهران- ایرنا- یافتههای پژوهشی که با عنوان «آینده روزنامه نگاری و تأثیر هوش مصنوعی بر محتوای رسانه ای» نشان میدهد که آینده ای پایدار و مطلوب برای روزنامهنگاری، تنها از طریق ترکیب فناوری با ارزشهای انسانی قابل تحقق است.
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر آینده روزنامه نگاری انجام شد. بر اساس مدل پنج عاملی پیلکان، تلاش شد ثوابت، روندها، نااطمینانیها شوکها و تصاویر مطلوب یا ناخواسته آینده در این حوزه شناسایی و تحلیل شوند. روش پژوهش مبتنی بر آینده پژوهی با استفاده از مدل پیلکان بود.
داده ها از طریق تحلیل کیفی مقالات معتبر بررسی گزارشهای صنعتی و تحلیل اسناد مرتبط جمع آوری شدند. هر یک از عوامل پنج گانه مدل پیلکان با استفاده از این داده ها شناسایی و تفسیر شدند.
بررسیها نشان داد که ثوابت مهم در آینده روزنامه نگاری شامل اصول اخلاقی، شفافیت، اعتماد مخاطبان و نقش نظارتی رسانهها است. روندهایی مانند استفاده گسترده از هوش مصنوعی در تولید محتوا، روزنامه نگاری داده محور و شخصی سازی محتوا در حال تقویت است.
نااطمینانیهایی نظیر نحوه قانون گذاری، پذیرش مخاطبان و تأثیرات اقتصادی نیز به عنوان چالشهای پیش رو شناسایی شدند. همچنین شوکهایی نظیر ظهور هوش مصنوعی عمومی یا بحرانهای زیست محیطی مرتبط با فناوری مطرح شدند. در نهایت تصاویر مطلوب شامل بهبود تعامل مخاطبان و دقت محتوا و تصاویر ناخواسته شامل کاهش اعتماد عمومی و تمرکز قدرت در دست شرکتهای بزرگ ارائه شد.
ظرفیت بالای هوش مصنوعی برای تغییر و ارتقای روزنامهنگاری
هوش مصنوعی ظرفیت بالایی برای تغییر و ارتقای روزنامه نگاری دارد؛ اما استفاده مؤثر از این فناوری نیازمند توجه به اصول اخلاقی قوانین مناسب و مدیریت چالشهای پیش رو است.
این پژوهش نشان میدهد که آینده ای پایدار و مطلوب برای روزنامه نگاری تنها از طریق ترکیب فناوری با ارزشهای انسانی قابل تحقق است.
یافته های این پژوهش بر ضرورت مدیریت هوشمندانه این فناوری و تدوین راهبردهایی برای مواجهه با آینده ای پیچیده و چندوجهی تأکید دارد.

اهمیت اعتماد مخاطبان
اعتماد مخاطبان به رسانه ها یکی از پایه های اساسی روزنامه نگاری است که حتی با ورود فناوریهای پیشرفته نیز تغییر نخواهد کرد بدون اعتماد محتوای تولید شده توسط رسانه ها از اعتبار ساقط میشود. حتی اگر این محتوا از نظر فناوری پیشرفته باشد. برای حفظ اعتماد مخاطبان رسانه ها باید شفافیت در استفاده از هوش مصنوعی و روشهای تولید محتوا را تضمین کنند.
به عنوان مثال اگر رسانهای از الگوریتم های هوش مصنوعی برای تولید گزارشهای خبری استفاده کند باید این موضوع را به صورت شفاف به مخاطبان اعلام کند. عدم شفافیت در این زمینه میتواند اعتماد مخاطبان را به شدت تضعیف کند.
چارچوب های قانونی و نظارتی
چارچوبهای قانونی برای کنترل و نظارت بر فعالیت رسانه ها حتی با ورود هوش مصنوعی نیز همچنان یک اصل ثابت باقی خواهد ماند. این قوانین باید برای پوشش جنبه های جدیدی مانند استفاده از هوش مصنوعی توسعه یابند. برای مثال قوانین مربوط به حفاظت از داده ها و حقوق مالکیت معنوی باید به گونه ای تنظیم شوند که از سوء استفاده احتمالی از فناوری های هوش مصنوعی جلوگیری کنند. به عنوان نمونه ممکن است الگوریتم های هوش مصنوعی محتوایی تولید کنند که حقوق مالکیت معنوی دیگران را نقض کند. در چنین شرایطی وجود قوانین جامع و شفاف میتوانـد از وقـوع مشـکلات حقوقـی جلوگیـری کنـد و از کاربـران فنـاوری محافظـت کند.
نقش محوری روزنامه نگاری در نظارت بر قدرت
روزنامه نگاری به عنوان یک ابزار نظارتی در دموکراسیها همچنان به نقش خود در نظارت بر قدرت و پاسخگو نگه داشتن مسئولان ادامه خواهد داد. هوش مصنوعی میتواند این نقش را تقویت کند به ویژه از طریق تحلیل داده های بزرگ و شناسایی الگوهای مشکوک مرتبط با سوء استفاده از قدرت.
فناوریهای هوش مصنوعی میتوانند برای تقویت شفافیت و کشف تخلفات مورد استفاده قرار گیرند. برای مثال، در یک پروژه تحقیقاتی درباره فساد دولتی، الگوریتم های هوش مصنوعی میتوانند هزاران سند مالی را در مدت کوتاهی تحلیل کرده و ناهنجاری ها را شناسایی کنند. در نهایت خبرنگاران میتوانند از این تحلیل ها برای تهیه گزارشهای عمیق استفاده کنند.
نیاز به محتوای انسانی و روایت محور
با وجود پیشرفتهای هوش مصنوعی در تولید محتوا نیاز به روایتهای انسانی همچنان باقی خواهد ماند. انسانها توانایی درک عواطف زمینه های اجتماعی و مفاهیم پیچیده را دارند که هوش مصنوعی نمیتواند به طور کامل جایگزین آن شود.
تأثیر هوش مصنوعی بر محتوای رسانه ای و آینده روزنامه نگاری
خبرگزاری ایرنا
۷ اسفند ۱۴۰۳، ۹:۰۵
کد خبر: 85758667
حمیدرضا آل محمد و عباس اسدی

تهران- ایرنا- یافتههای پژوهشی که با عنوان «آینده روزنامه نگاری و تأثیر هوش مصنوعی بر محتوای رسانه ای» نشان میدهد که آینده ای پایدار و مطلوب برای روزنامهنگاری، تنها از طریق ترکیب فناوری با ارزشهای انسانی قابل تحقق است.
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر هوش مصنوعی بر آینده روزنامه نگاری انجام شد. بر اساس مدل پنج عاملی پیلکان، تلاش شد ثوابت، روندها، نااطمینانیها شوکها و تصاویر مطلوب یا ناخواسته آینده در این حوزه شناسایی و تحلیل شوند. روش پژوهش مبتنی بر آینده پژوهی با استفاده از مدل پیلکان بود.
داده ها از طریق تحلیل کیفی مقالات معتبر بررسی گزارشهای صنعتی و تحلیل اسناد مرتبط جمع آوری شدند. هر یک از عوامل پنج گانه مدل پیلکان با استفاده از این داده ها شناسایی و تفسیر شدند.
بررسیها نشان داد که ثوابت مهم در آینده روزنامه نگاری شامل اصول اخلاقی، شفافیت، اعتماد مخاطبان و نقش نظارتی رسانهها است. روندهایی مانند استفاده گسترده از هوش مصنوعی در تولید محتوا، روزنامه نگاری داده محور و شخصی سازی محتوا در حال تقویت است.
نااطمینانیهایی نظیر نحوه قانون گذاری، پذیرش مخاطبان و تأثیرات اقتصادی نیز به عنوان چالشهای پیش رو شناسایی شدند. همچنین شوکهایی نظیر ظهور هوش مصنوعی عمومی یا بحرانهای زیست محیطی مرتبط با فناوری مطرح شدند. در نهایت تصاویر مطلوب شامل بهبود تعامل مخاطبان و دقت محتوا و تصاویر ناخواسته شامل کاهش اعتماد عمومی و تمرکز قدرت در دست شرکتهای بزرگ ارائه شد.
ظرفیت بالای هوش مصنوعی برای تغییر و ارتقای روزنامهنگاری
هوش مصنوعی ظرفیت بالایی برای تغییر و ارتقای روزنامه نگاری دارد؛ اما استفاده مؤثر از این فناوری نیازمند توجه به اصول اخلاقی قوانین مناسب و مدیریت چالشهای پیش رو است.
این پژوهش نشان میدهد که آینده ای پایدار و مطلوب برای روزنامه نگاری تنها از طریق ترکیب فناوری با ارزشهای انسانی قابل تحقق است.
یافته های این پژوهش بر ضرورت مدیریت هوشمندانه این فناوری و تدوین راهبردهایی برای مواجهه با آینده ای پیچیده و چندوجهی تأکید دارد.

اهمیت اعتماد مخاطبان
اعتماد مخاطبان به رسانه ها یکی از پایه های اساسی روزنامه نگاری است که حتی با ورود فناوریهای پیشرفته نیز تغییر نخواهد کرد بدون اعتماد محتوای تولید شده توسط رسانه ها از اعتبار ساقط میشود. حتی اگر این محتوا از نظر فناوری پیشرفته باشد. برای حفظ اعتماد مخاطبان رسانه ها باید شفافیت در استفاده از هوش مصنوعی و روشهای تولید محتوا را تضمین کنند.
به عنوان مثال اگر رسانهای از الگوریتم های هوش مصنوعی برای تولید گزارشهای خبری استفاده کند باید این موضوع را به صورت شفاف به مخاطبان اعلام کند. عدم شفافیت در این زمینه میتواند اعتماد مخاطبان را به شدت تضعیف کند.
چارچوب های قانونی و نظارتی
چارچوبهای قانونی برای کنترل و نظارت بر فعالیت رسانه ها حتی با ورود هوش مصنوعی نیز همچنان یک اصل ثابت باقی خواهد ماند. این قوانین باید برای پوشش جنبه های جدیدی مانند استفاده از هوش مصنوعی توسعه یابند. برای مثال قوانین مربوط به حفاظت از داده ها و حقوق مالکیت معنوی باید به گونه ای تنظیم شوند که از سوء استفاده احتمالی از فناوری های هوش مصنوعی جلوگیری کنند. به عنوان نمونه ممکن است الگوریتم های هوش مصنوعی محتوایی تولید کنند که حقوق مالکیت معنوی دیگران را نقض کند. در چنین شرایطی وجود قوانین جامع و شفاف میتوانـد از وقـوع مشـکلات حقوقـی جلوگیـری کنـد و از کاربـران فنـاوری محافظـت کند.
نقش محوری روزنامه نگاری در نظارت بر قدرت
روزنامه نگاری به عنوان یک ابزار نظارتی در دموکراسیها همچنان به نقش خود در نظارت بر قدرت و پاسخگو نگه داشتن مسئولان ادامه خواهد داد. هوش مصنوعی میتواند این نقش را تقویت کند به ویژه از طریق تحلیل داده های بزرگ و شناسایی الگوهای مشکوک مرتبط با سوء استفاده از قدرت.
فناوریهای هوش مصنوعی میتوانند برای تقویت شفافیت و کشف تخلفات مورد استفاده قرار گیرند. برای مثال، در یک پروژه تحقیقاتی درباره فساد دولتی، الگوریتم های هوش مصنوعی میتوانند هزاران سند مالی را در مدت کوتاهی تحلیل کرده و ناهنجاری ها را شناسایی کنند. در نهایت خبرنگاران میتوانند از این تحلیل ها برای تهیه گزارشهای عمیق استفاده کنند.
نیاز به محتوای انسانی و روایت محور
با وجود پیشرفتهای هوش مصنوعی در تولید محتوا نیاز به روایتهای انسانی همچنان باقی خواهد ماند. انسانها توانایی درک عواطف زمینه های اجتماعی و مفاهیم پیچیده را دارند که هوش مصنوعی نمیتواند به طور کامل جایگزین آن شود.
این مهارت انسانی در ایجاد ارتباط عاطفی با مخاطبان بسیار حیاتی است.برای نمونه در یک گزارش خبری درباره یک بحران انسانی، هوش مصنوعی میتواند داده ها را جمع آوری کند؛ اما روایت انسانی که احساسات و داستانهای شخصی را به تصویر بکشد تأثیر بیشتری بر مخاطبان خواهد داشت.

کشف مشکلات اخلاقی جدید در استفاده از هوش مصنوعی
کشــف ناگهانــی مشکلات اخلاقی جدیــد در اســتفاده از هــوش مصنوعــی، ماننــد تبعیضهــای نهفتــه در الگوریتمهــا یــا ســوگیریهای پنهــان، میتوانــد موجــب شــوکی جــدی در رسـانهها شــود. ایــن مسـاله ممکن اســت بــه توقــف موقــت اســتفاده از ایــن فناوریهــا منجر شــود
در یکــی از تحقیقات، مشــخص شد کـه الگوریتمهـای هـوش مصنوعـی مـورد اسـتفاده در برخـی پلتفرمهای خبـری، اطلاعات مربـوط بـه اقلیتهـای قومـی را کمتـر پوشـش میدهنـد. ایـن موضـوع منجـر بـه انتقادهای گسـتردهای از سـوی جوامـع مدنـی و فعـالان حقـوق بشـر شـد و رسـانهها مجبـور بـه بازبینـی در نحــوه اســتفاده از هــوش مصنوعی شــدند.

پیشنهادهایی برای مواجهه با آینده در روزنامه نگاری
قوانین شفاف و جامع برای استفاده از هوش مصنوعی در رسانه ها تدوین شود تا اصول اخلاقی و اعتماد مخاطبان حفظ شود.
سرمایه گذاری در آموزش مهارتهای مرتبط با هوش مصنوعی به خبرنگاران و توسعه ابزارهای حمایتی میتواند نقش انسان در کنار ماشین را تقویت کند.
رسانه ها باید فرآیندهای استفاده از هوش مصنوعی را به مخاطبان خود شفاف سازی و از الگوریتمهای قابل توضیح استفاده کنند.
به گزارش ایرنا، این مقاله علمی، پژوهشی در دومین شماره «فصلنامه فضای مجازی و رسانههای اجتماعی» به چاپ رسیده است.
حمیدرضا آل محمد، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت رسانه و عباس اسدی، دانشیار گروه روزنامهنگاری و مدیریت رسانه، دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی محققان این پژوهش هستند.

کشف مشکلات اخلاقی جدید در استفاده از هوش مصنوعی
کشــف ناگهانــی مشکلات اخلاقی جدیــد در اســتفاده از هــوش مصنوعــی، ماننــد تبعیضهــای نهفتــه در الگوریتمهــا یــا ســوگیریهای پنهــان، میتوانــد موجــب شــوکی جــدی در رسـانهها شــود. ایــن مسـاله ممکن اســت بــه توقــف موقــت اســتفاده از ایــن فناوریهــا منجر شــود
در یکــی از تحقیقات، مشــخص شد کـه الگوریتمهـای هـوش مصنوعـی مـورد اسـتفاده در برخـی پلتفرمهای خبـری، اطلاعات مربـوط بـه اقلیتهـای قومـی را کمتـر پوشـش میدهنـد. ایـن موضـوع منجـر بـه انتقادهای گسـتردهای از سـوی جوامـع مدنـی و فعـالان حقـوق بشـر شـد و رسـانهها مجبـور بـه بازبینـی در نحــوه اســتفاده از هــوش مصنوعی شــدند.

پیشنهادهایی برای مواجهه با آینده در روزنامه نگاری
قوانین شفاف و جامع برای استفاده از هوش مصنوعی در رسانه ها تدوین شود تا اصول اخلاقی و اعتماد مخاطبان حفظ شود.
سرمایه گذاری در آموزش مهارتهای مرتبط با هوش مصنوعی به خبرنگاران و توسعه ابزارهای حمایتی میتواند نقش انسان در کنار ماشین را تقویت کند.
رسانه ها باید فرآیندهای استفاده از هوش مصنوعی را به مخاطبان خود شفاف سازی و از الگوریتمهای قابل توضیح استفاده کنند.
به گزارش ایرنا، این مقاله علمی، پژوهشی در دومین شماره «فصلنامه فضای مجازی و رسانههای اجتماعی» به چاپ رسیده است.
حمیدرضا آل محمد، دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت رسانه و عباس اسدی، دانشیار گروه روزنامهنگاری و مدیریت رسانه، دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی، دانشگاه علامه طباطبایی محققان این پژوهش هستند.
متن کامل مصاحبه تفصیلی ماهنامه انجمن روابط عمومی ایران با دکتر عباس اسدی
https://news.1rj.ru/str/abbasassadi2
https://news.1rj.ru/str/abbasassadi2
4_5938078516225512976.pdf
13.3 MB
متن کامل مصاحبه تفصیلی ماهنامه انجمن روابط عمومی ایران با دکتر عباس اسدی
https://news.1rj.ru/str/abbasassadi2
https://news.1rj.ru/str/abbasassadi2
گفت و گوویژه
اسدی: اسرائیل فلان نقطه را بمباران کرد روزنامهنگاریِ جنگ نیست
در شرایط جنگ شما باید به دنبال تولید فیک نیوز، اخبار جعلی یا شایعه باشید
۲۲ تیر ۱۴۰۴
بنتالهدی قدسیان سرشت (فردارسانه) – عباس اسدی، دانشیار و مدیر گروه روزنامهنگاری در دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی است. پس از جنگ ۱۲ روزه فرصتی شد تا در خصوص عملکرد روزنامهها در حوزه روزنامهنگاری جنگ، ابعاد و چالشهای آن، گفتوگویی با دکتر اسدی داشته باشیم.
شناخت جنگ و فنون روزنامهنگاری؛ پیشنیاز روزنامهنگاری جنگ
او درباره ماهیت روزنامهنگاری جنگ گفت: «روزنامهنگاری جنگ یکی از شاخههای روزنامهنگاری بحران است؛ اما به طور مستقل میتوان راجع به آن صحبت کرد. فعالان این حوزه روزنامهنگاری، حوزه جنگ، انواع جنگ، تاریخچه، جامعهشناسی، ابعاد و شاخصهای مختلف جنگ را به طور کامل میشناسند. همواره با متخصصان، کارشناسان و صاحبنظران این حوزه در ارتباط هستند و همواره به جستجوی اطلاعات میپردازند. در تلاش هستند تا جنگهای پیشرو را پیشبینی کنند و اگر جنگی رخ میدهد به نحو مناسب پوشش میدهند تا مورد استفاده مخاطبانشان قرار بگیرد و پیشبینیها و اطلاعاتی که میدهند متناسب با مخاطبان خاص خودش باشد. آنها علاوه بر اینکه جنگ را میشناسند، روزنامهنگاری را نیز میشناسند.»
جریان موازی جنگ روانی و فیزیکی در رسانهها
نویسنده کتاب «روزنامهنگاری در جهان معاصر» درباره ابعاد روزنامهنگاری جنگ افزود: «روزنامهنگاری جنگ دو بُعد دارد؛ یکی پوشش اخبار جنگهای فیزیکی است، بُعد دیگر به جنگهای روانی مربوط میشود. جنگ فیزیکی و نظامی در شرایط خاص اتفاق میافتد؛ اما در مورد جنگ روانی میتوان گفت که همیشه در جریان است. به عبارتی جنگ روانی در رسانهها راه میافتد تا جنگ فیزیکی هم رخ دهد؛ یعنی ابتدا جنگ روانی توسط روزنامهنگاران و در رسانهها زمینهسازی میشود، جنگ فیزیکی و نظامی هم به دنبال آن رخ میدهد. وقتی که جنگ نظامی رخ داد، جنگ روانی و فیزیکی به موازات هم پیش میروند. به عبارتی روزنامهنگاری جنگ را میتوانیم اینطور تقسیمبندی کنیم: روزنامهنگاری قبل از وقوع جنگ، در حین جنگ و پس از وقوع جنگ؛ یعنی در این سه حالت، روزنامهنگاری کار خودش را انجام میدهد. به عبارتی روزنامهنگاری جنگ، فقط در مقطع جنگ اتفاق نمیافتد؛ به عنوان مثال بین امریکا و ویتنام سالهاست که جنگ تمام شده اما میبینیم که هنوز آثار و ابعاد آن در رسانهها منتشر میشود. هنوز در سالگرد انواع جنگهایی که در تاریخ رخ داده، پوشش خبری توسط رسانهها انجام میشود و ابعاد تازه کشفشده از خسارتها و نوع تسلیحاتی که وجود داشته پوشش داده میشود.»
عبور از اطلاعرسانی به سمت تحلیل
اسدی در توصیف روزنامهنگاران جنگ گفت: «روزنامهنگارانی هستند که در حوزه جنگ متخصص و صاحبنظر شدهاند. هر کسی نمیتواند در این حوزه ورود کند مگر اینکه در آن زمینه مطالعات گسترده و عمیق داشته باشد. در حالی که میبینید در کشور ما کسانی که اخبار جنگ را پوشش میدهند متاسفانه هیچ شناختی از جنگ نظامی و روانی مانند تکنیکها و فنون ندارند و راهبردهای جنگ را نمیشناسند .در کشور ما مثلا اطلاعرسانی میکنند که به فرض اسرائیل فلان نقطه را بمباران کرد، این روزنامهنگاری جنگ نیست. در روزنامهنگاری جنگ باید بتوانید ضمن اینکه خبر میدهید تحلیلهای اختصاصی بدهید و مطالب منحصربهفرد منتشر کنید، به طوری که رقبای شما به آن تفسیرها و تحلیلها دسترسی ندارند. این اخبار یکی دو خطی که به فرض از بمباران یک نقطه منتشر میشود به خبرهای فوری معروفند، گاهی حتی اخبار تکمیلی هم منتشر نمیشود. در این صورت مخاطب رسانه یا از پیگیری خبر منصرف میشود یا به دنبال راهی میگردد تا به اخبار تکمیلی دست پیدا کند.»
سرویس جنگ، مفقود در رسانهها
نویسنده کتاب «تاریخ سیاسی مطبوعات معاصر» در تشریح وضعیت حاکم روزنامهنگاری جنگ در حال حاضر گفت: «در کشور ما روزنامهنگاری جنگ وجود ندارد و علی رغم اینکه هشت سال جنگ تحمیلی داشتیم نتوانستیم در این مدت خبرنگار جنگ تربیت کنیم. سرویسهای مرتبط با روزنامهنگاری جنگ نداریم. ممکن است بگویند ما جنگی نداشتیم پس به سرویس جنگ نیاز نداشتیم؛ اما جنگ صرفاً به صورت فیزیکی اتفاق نمیافتد و جنگ روانی همیشه وجود دارد. در کشور ما در طول ۴۵ سال گذشته همیشه جنگ روانی وجود داشته و باید سرویسهای مرتبط با جنگ تعریف میکردیم که متاسفانه این اتفاق رخ نداده است. همیشه مردم ما اخبار حین جنگ را میخواندند و قبل و بعد از جنگ را پوشش نداده شده است.
اسدی: اسرائیل فلان نقطه را بمباران کرد روزنامهنگاریِ جنگ نیست
در شرایط جنگ شما باید به دنبال تولید فیک نیوز، اخبار جعلی یا شایعه باشید
۲۲ تیر ۱۴۰۴
بنتالهدی قدسیان سرشت (فردارسانه) – عباس اسدی، دانشیار و مدیر گروه روزنامهنگاری در دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی است. پس از جنگ ۱۲ روزه فرصتی شد تا در خصوص عملکرد روزنامهها در حوزه روزنامهنگاری جنگ، ابعاد و چالشهای آن، گفتوگویی با دکتر اسدی داشته باشیم.
شناخت جنگ و فنون روزنامهنگاری؛ پیشنیاز روزنامهنگاری جنگ
او درباره ماهیت روزنامهنگاری جنگ گفت: «روزنامهنگاری جنگ یکی از شاخههای روزنامهنگاری بحران است؛ اما به طور مستقل میتوان راجع به آن صحبت کرد. فعالان این حوزه روزنامهنگاری، حوزه جنگ، انواع جنگ، تاریخچه، جامعهشناسی، ابعاد و شاخصهای مختلف جنگ را به طور کامل میشناسند. همواره با متخصصان، کارشناسان و صاحبنظران این حوزه در ارتباط هستند و همواره به جستجوی اطلاعات میپردازند. در تلاش هستند تا جنگهای پیشرو را پیشبینی کنند و اگر جنگی رخ میدهد به نحو مناسب پوشش میدهند تا مورد استفاده مخاطبانشان قرار بگیرد و پیشبینیها و اطلاعاتی که میدهند متناسب با مخاطبان خاص خودش باشد. آنها علاوه بر اینکه جنگ را میشناسند، روزنامهنگاری را نیز میشناسند.»
جریان موازی جنگ روانی و فیزیکی در رسانهها
نویسنده کتاب «روزنامهنگاری در جهان معاصر» درباره ابعاد روزنامهنگاری جنگ افزود: «روزنامهنگاری جنگ دو بُعد دارد؛ یکی پوشش اخبار جنگهای فیزیکی است، بُعد دیگر به جنگهای روانی مربوط میشود. جنگ فیزیکی و نظامی در شرایط خاص اتفاق میافتد؛ اما در مورد جنگ روانی میتوان گفت که همیشه در جریان است. به عبارتی جنگ روانی در رسانهها راه میافتد تا جنگ فیزیکی هم رخ دهد؛ یعنی ابتدا جنگ روانی توسط روزنامهنگاران و در رسانهها زمینهسازی میشود، جنگ فیزیکی و نظامی هم به دنبال آن رخ میدهد. وقتی که جنگ نظامی رخ داد، جنگ روانی و فیزیکی به موازات هم پیش میروند. به عبارتی روزنامهنگاری جنگ را میتوانیم اینطور تقسیمبندی کنیم: روزنامهنگاری قبل از وقوع جنگ، در حین جنگ و پس از وقوع جنگ؛ یعنی در این سه حالت، روزنامهنگاری کار خودش را انجام میدهد. به عبارتی روزنامهنگاری جنگ، فقط در مقطع جنگ اتفاق نمیافتد؛ به عنوان مثال بین امریکا و ویتنام سالهاست که جنگ تمام شده اما میبینیم که هنوز آثار و ابعاد آن در رسانهها منتشر میشود. هنوز در سالگرد انواع جنگهایی که در تاریخ رخ داده، پوشش خبری توسط رسانهها انجام میشود و ابعاد تازه کشفشده از خسارتها و نوع تسلیحاتی که وجود داشته پوشش داده میشود.»
عبور از اطلاعرسانی به سمت تحلیل
اسدی در توصیف روزنامهنگاران جنگ گفت: «روزنامهنگارانی هستند که در حوزه جنگ متخصص و صاحبنظر شدهاند. هر کسی نمیتواند در این حوزه ورود کند مگر اینکه در آن زمینه مطالعات گسترده و عمیق داشته باشد. در حالی که میبینید در کشور ما کسانی که اخبار جنگ را پوشش میدهند متاسفانه هیچ شناختی از جنگ نظامی و روانی مانند تکنیکها و فنون ندارند و راهبردهای جنگ را نمیشناسند .در کشور ما مثلا اطلاعرسانی میکنند که به فرض اسرائیل فلان نقطه را بمباران کرد، این روزنامهنگاری جنگ نیست. در روزنامهنگاری جنگ باید بتوانید ضمن اینکه خبر میدهید تحلیلهای اختصاصی بدهید و مطالب منحصربهفرد منتشر کنید، به طوری که رقبای شما به آن تفسیرها و تحلیلها دسترسی ندارند. این اخبار یکی دو خطی که به فرض از بمباران یک نقطه منتشر میشود به خبرهای فوری معروفند، گاهی حتی اخبار تکمیلی هم منتشر نمیشود. در این صورت مخاطب رسانه یا از پیگیری خبر منصرف میشود یا به دنبال راهی میگردد تا به اخبار تکمیلی دست پیدا کند.»
سرویس جنگ، مفقود در رسانهها
نویسنده کتاب «تاریخ سیاسی مطبوعات معاصر» در تشریح وضعیت حاکم روزنامهنگاری جنگ در حال حاضر گفت: «در کشور ما روزنامهنگاری جنگ وجود ندارد و علی رغم اینکه هشت سال جنگ تحمیلی داشتیم نتوانستیم در این مدت خبرنگار جنگ تربیت کنیم. سرویسهای مرتبط با روزنامهنگاری جنگ نداریم. ممکن است بگویند ما جنگی نداشتیم پس به سرویس جنگ نیاز نداشتیم؛ اما جنگ صرفاً به صورت فیزیکی اتفاق نمیافتد و جنگ روانی همیشه وجود دارد. در کشور ما در طول ۴۵ سال گذشته همیشه جنگ روانی وجود داشته و باید سرویسهای مرتبط با جنگ تعریف میکردیم که متاسفانه این اتفاق رخ نداده است. همیشه مردم ما اخبار حین جنگ را میخواندند و قبل و بعد از جنگ را پوشش نداده شده است.
این نشان میدهد روزنامهنگاری جنگ در کشور ما هنوز شکل نگرفته است. فعالان در حوزه روزنامهنگاری جنگ، جنگ را بلد نیستند و صرفاً به تکنیکهای روزنامهنگاری مسلط هستند یا جنگ را به خوبی بلدند اما به تکنیکهای روزنامهنگاری مسلط نیستند. افرادی که فنون روزنامهنگاری را بلدند و جنگ را میشناسند اندک و انگشتشمار هستند و نمیتوانند دیده شوند. نکته بعدی این است که ما در ایران روزنامهنگاری را به تکنیک تقلیل دادیم اما روزنامهنگاری فقط تکنیک نیست. روزنامهنگاری یعنی شناخت و پرداختن به سوژه و تبیین آن، همچنین متقاعد کردن مخاطب با تکنیکها و غیره. در حالی که روزنامهنگار باید تولید کند و صرفاً استفاده ماهرانه از قالب کافی نیست و آن بینش پشت سوژه بسیار مهم است.»
تغییر مفهوم اخلاق حرفهای در زمان جنگ
دانشیار دانشکده علوم ارتباطات در دانشگاه علامه طباطبایی در پایان درباره مسئولیت حرفهای روزنامهنگاران در زمان جنگ نیز گفت: «دروازهبانی خبر یک مفهوم کلیشهای است. در واقع دروازهبانی خبر در روزنامهنگاری جنگ با خبرنگاری در حوزههای دیگر تفاوتی ندارد. اما نوع اطلاعاتی که در اینجا انتخاب و گزینش میشود ممکن است متفاوت باشد. ما نمیتوانیم با معیارهای روزنامهنگاری معمول به سراغ روزنامهنگاری جنگ هم برویم. به عبارتی در شرایط جنگ شما باید به دنبال تولید فیک نیوز، اخبار جعلی یا شایعه باشید. در زمان جنگ باید سانسور و خودسانسوری اتفاق بیفتد. شرایط جنگی ایجاب میکند که این مدل کار کنید. در زمان جنگ نباید هر اخباری را منتشر کنید؛ به عنوان مثال وقتی یک نقطه بمباران شد اگر اطلاعات دقیقی از خسارات بدهید، در حالی که دشمن نمیداند چه خسارتی به بار آمده، این امر اشتباه است. زیرا ممکن است برای اهداف بعدی خودش از این اطلاعات استفاده کند. در شرایط جنگی پنهانکاری و غیراخلاقی رفتار کردن باید یک اصل باشد. در زمان جنگ نباید از اخلاق حرفهای روزنامهنگاری استفاده کنید و باید کنار گذاشته شود. در شرایط جنگی وقتی دشمن شما را میکوبد، شما هم باید او را بکوبید. کدام اخلاق و کدام مسئولیت حرفهای اهمیت دارد؟ نمیتوانید بگویید من به اخلاق و مسئولیت اجتماعی پایبندم. شما موظفید در راستای تامین امنیت ملی و تامین جان مردم باید از اخلاق عدول کنید.»
https://news.1rj.ru/str/abbasassadi2
تغییر مفهوم اخلاق حرفهای در زمان جنگ
دانشیار دانشکده علوم ارتباطات در دانشگاه علامه طباطبایی در پایان درباره مسئولیت حرفهای روزنامهنگاران در زمان جنگ نیز گفت: «دروازهبانی خبر یک مفهوم کلیشهای است. در واقع دروازهبانی خبر در روزنامهنگاری جنگ با خبرنگاری در حوزههای دیگر تفاوتی ندارد. اما نوع اطلاعاتی که در اینجا انتخاب و گزینش میشود ممکن است متفاوت باشد. ما نمیتوانیم با معیارهای روزنامهنگاری معمول به سراغ روزنامهنگاری جنگ هم برویم. به عبارتی در شرایط جنگ شما باید به دنبال تولید فیک نیوز، اخبار جعلی یا شایعه باشید. در زمان جنگ باید سانسور و خودسانسوری اتفاق بیفتد. شرایط جنگی ایجاب میکند که این مدل کار کنید. در زمان جنگ نباید هر اخباری را منتشر کنید؛ به عنوان مثال وقتی یک نقطه بمباران شد اگر اطلاعات دقیقی از خسارات بدهید، در حالی که دشمن نمیداند چه خسارتی به بار آمده، این امر اشتباه است. زیرا ممکن است برای اهداف بعدی خودش از این اطلاعات استفاده کند. در شرایط جنگی پنهانکاری و غیراخلاقی رفتار کردن باید یک اصل باشد. در زمان جنگ نباید از اخلاق حرفهای روزنامهنگاری استفاده کنید و باید کنار گذاشته شود. در شرایط جنگی وقتی دشمن شما را میکوبد، شما هم باید او را بکوبید. کدام اخلاق و کدام مسئولیت حرفهای اهمیت دارد؟ نمیتوانید بگویید من به اخلاق و مسئولیت اجتماعی پایبندم. شما موظفید در راستای تامین امنیت ملی و تامین جان مردم باید از اخلاق عدول کنید.»
https://news.1rj.ru/str/abbasassadi2
معتمدنژاد، نشانه یک گریز بود!
یادبود

دکتر کاظم معتمدنژاد، پدر علوم ارتباطات در 14آذرماه1392 به دیار باقی شتافت. به مناسبت دوازدهمین سالگرد درگذشت این استاد فقید، عباس اسدی، استاد روزنامهنگاری دانشگاه علامه طباطبایی یادداشتی نوشته است که متن کامل آن را میخوانید:
معتمدنژاد نشانه یک گریز بود، گریز از قدرت، گریز از ایدئولوژیهای رنگوارنگ، گریز از گودنشینی ذهنی متفکر پیرامونی، گریز از ماندن در پیله امن عقاید کهنه، گریز از ذهنیتهای رعیتمآب، گریز از آنانی که با عقایدشان ژرف نمیزیند.
معتمدنژاد نشانه یک گریز بود، گریز از ذهنهای پینهبسته، گریز از آنانی که «جرأت اندیشه» و «شهامت شک» و «همت یقین» نداشتند، گریز از آنانی که دوست داشتند تراوشات ذهن علیل شان حجت باشد و بر کرسی حکم بنشیند.
معتمدنژاد نشانه یک گریز بود، گریز از آنانی که علم را در تکهای نان گم کردند، گریز از آدمیانی که از بام کلمات سقوط کردند و اگر هم برخاستند، کلمات نارس به دیگران تعارف کردند. معتمدنژاد نشانه یک گریز بود، گریز از آنانی که با افکار کپکزده سدی در برابر شکفتن استعدادها شدند، گریز از آنانی که بهجای آنکه پل باشند دیوار شدند، گریز از آنانی که همیشه دوست داشتند برنده باشند غافل از اینکه بردن همیشه به معنی پیروزی نیست.
معتمدنژاد نشانه یک گریز بود، گریز از بتسازی و بتبازی، گریز از اسارت اسطوره و بت، گریز از جامعه علمی واپسمانده و تنپرور که مشتاق اسطورهسازی است، گریز از افسونشدگانی که نشان ندادند از کدامین راه باید رفت؟
معتمدنژاد نشانه یک گریز بود، گریز از آنانی که با غلو و تملق اندیشهها را بیوزن کردند، گریز از آنانی که خاطرهگویی کردند خاطراتی اما نداشتند، گریز از آنانی که در سایه نام او پناه گرفتند ولی برای خود نانی جستند، گریز از نگاههای شعبدهبازانی که آسمان ارتباطات را به ریسمان روابط گره زدند، گریز از آنانی که از در پشتی وارد دنیای ارتباطات شدند و برای درخشیدن خود، غیرخود را خاموش کردند.
معتمدنژاد نشانه یک گریز بود، گریز از آنانی که کبریای خود را در کبر و ریا جستند و به عشق ریاست، ارتباطات را بیآینده کردند، گریز از آنانی که درباره ارتباطات اظهار فضل کردند اما معجزهای از خود هویدا نکردند، گریز از آنانی که خواستند برای باغ ارتباطات پدری کنند، اما بر آن موج حریق رها کردند و بر جبین سوخته آن شیار انداختند و روی برگهای سوختهاش برای خود مجسمههایی دروغین تراشیدند.
معتمدنژاد نشانه یک گریز بود؛ گریز از «هابرلاس»های ارتباطی، گریز از نگهبانان اصول مندرس روزنامهنگاری، گریز از زبان دراز گذار که جهانبینی منقضی هویدا میکرد، گریز از چشمان جغد که هنوز بر لاشه پوسیده جزوات عهد بوق دل خوش کرده و همچنان از عکس جزامیهای بشاگرد تغذیه میکند و گریز از آنانی که خود را در برابر روشهای نو، در پشت بناهای یادبود، پنهان کردند.
آری! معتمدنژاد نشانه یک گریز بود، اما بلندپرواز بود. در غم رهایی ارتباطات از روابط بود. ولی دریغا آن سنگی که او زمانی با کمال حسننیت از کوه پربرف ارتباطات غلتاند و در سراشیبی روزگار تبدیل به بهمنی عظیم شد، ولی در آتش روابط و رانت ذوب شد!... و امروز باغ ارتباطات را برگی نیست!
https://news.1rj.ru/str/abbasassadi2
یادبود

دکتر کاظم معتمدنژاد، پدر علوم ارتباطات در 14آذرماه1392 به دیار باقی شتافت. به مناسبت دوازدهمین سالگرد درگذشت این استاد فقید، عباس اسدی، استاد روزنامهنگاری دانشگاه علامه طباطبایی یادداشتی نوشته است که متن کامل آن را میخوانید:
معتمدنژاد نشانه یک گریز بود، گریز از قدرت، گریز از ایدئولوژیهای رنگوارنگ، گریز از گودنشینی ذهنی متفکر پیرامونی، گریز از ماندن در پیله امن عقاید کهنه، گریز از ذهنیتهای رعیتمآب، گریز از آنانی که با عقایدشان ژرف نمیزیند.
معتمدنژاد نشانه یک گریز بود، گریز از ذهنهای پینهبسته، گریز از آنانی که «جرأت اندیشه» و «شهامت شک» و «همت یقین» نداشتند، گریز از آنانی که دوست داشتند تراوشات ذهن علیل شان حجت باشد و بر کرسی حکم بنشیند.
معتمدنژاد نشانه یک گریز بود، گریز از آنانی که علم را در تکهای نان گم کردند، گریز از آدمیانی که از بام کلمات سقوط کردند و اگر هم برخاستند، کلمات نارس به دیگران تعارف کردند. معتمدنژاد نشانه یک گریز بود، گریز از آنانی که با افکار کپکزده سدی در برابر شکفتن استعدادها شدند، گریز از آنانی که بهجای آنکه پل باشند دیوار شدند، گریز از آنانی که همیشه دوست داشتند برنده باشند غافل از اینکه بردن همیشه به معنی پیروزی نیست.
معتمدنژاد نشانه یک گریز بود، گریز از بتسازی و بتبازی، گریز از اسارت اسطوره و بت، گریز از جامعه علمی واپسمانده و تنپرور که مشتاق اسطورهسازی است، گریز از افسونشدگانی که نشان ندادند از کدامین راه باید رفت؟
معتمدنژاد نشانه یک گریز بود، گریز از آنانی که با غلو و تملق اندیشهها را بیوزن کردند، گریز از آنانی که خاطرهگویی کردند خاطراتی اما نداشتند، گریز از آنانی که در سایه نام او پناه گرفتند ولی برای خود نانی جستند، گریز از نگاههای شعبدهبازانی که آسمان ارتباطات را به ریسمان روابط گره زدند، گریز از آنانی که از در پشتی وارد دنیای ارتباطات شدند و برای درخشیدن خود، غیرخود را خاموش کردند.
معتمدنژاد نشانه یک گریز بود، گریز از آنانی که کبریای خود را در کبر و ریا جستند و به عشق ریاست، ارتباطات را بیآینده کردند، گریز از آنانی که درباره ارتباطات اظهار فضل کردند اما معجزهای از خود هویدا نکردند، گریز از آنانی که خواستند برای باغ ارتباطات پدری کنند، اما بر آن موج حریق رها کردند و بر جبین سوخته آن شیار انداختند و روی برگهای سوختهاش برای خود مجسمههایی دروغین تراشیدند.
معتمدنژاد نشانه یک گریز بود؛ گریز از «هابرلاس»های ارتباطی، گریز از نگهبانان اصول مندرس روزنامهنگاری، گریز از زبان دراز گذار که جهانبینی منقضی هویدا میکرد، گریز از چشمان جغد که هنوز بر لاشه پوسیده جزوات عهد بوق دل خوش کرده و همچنان از عکس جزامیهای بشاگرد تغذیه میکند و گریز از آنانی که خود را در برابر روشهای نو، در پشت بناهای یادبود، پنهان کردند.
آری! معتمدنژاد نشانه یک گریز بود، اما بلندپرواز بود. در غم رهایی ارتباطات از روابط بود. ولی دریغا آن سنگی که او زمانی با کمال حسننیت از کوه پربرف ارتباطات غلتاند و در سراشیبی روزگار تبدیل به بهمنی عظیم شد، ولی در آتش روابط و رانت ذوب شد!... و امروز باغ ارتباطات را برگی نیست!
https://news.1rj.ru/str/abbasassadi2
تشکر ویژه و صمیمانه قلبی سرکار خانم دکتر رویا معتمدنژاد بابت انشار یادداشت «معتمدنژاد نشانه یک گریز بود»
https://news.1rj.ru/str/abbasassadi2
https://news.1rj.ru/str/abbasassadi2