آینده (عباس عبدی) – Telegram
آینده (عباس عبدی)
30.9K subscribers
3.25K photos
105 videos
67 files
1.88K links
Download Telegram
Forwarded from هم‌میهن
دو رفتار سیاسی نادر

سرمقاله هم‌میهن
۱۰ دی ۱۴۰۴


🔹دو واکنش دوشنبه‌شب آقای پزشکیان در برابر اعتراضات و نیز رد کردن کلیات لایحه بودجه قابل تحسین و دفاع بود و شاید در چند دهه گذشته موارد معدودی از این رفتار را شاهد بوده‌ایم.

🔹در اولین گام و به جای وصل کردن اعتراضات به بیگانه و تهدید کردن آنان، اعتراض را به رسمیت شناختند و به وزیر کشور دستور دادند که با آنان گفت‌وگو کند و حرف‌هایشان را بشنود و مطالبات آنان را گزارش نماید، و خودشان نیز بلافاصله در روز گذشته دیداری با نمایندگان اصناف داشتند تا مطالبات آنان را بشنوند؛ مواردی را هم تصمیم‌گیری نمودند، که گام مهمی است. اگر پیش از این نیز با همین سرعت تصمیم‌گیری می‌شد و تأکیدی بر مرامی بودن انتصاب همکاران آقای رئیس‌جمهور نمی‌شد، اکنون وضع حداقل به این بدی که هست نمی‌بود.

🔹اصل سخن کسبه روشن است زیرا اعتراض آنان معطوف به وضعیت قیمت ارز است که در عمل خرید و فروش را دچار اختلال کرده است. چون در این شرایط هر چه بفروشی زیان است. در واقع کاسب برخلاف تصور عموم از افزایش قیمت ارز و کالای ارزی منتفع نمی‌شود، چون اگر امروز، که قیمت دلار 130 هزار تومان است کالای خود را بفروشد، فردا باید به قیمت 135 هزار تومان بخرد، پس بهتر است نفروشد و اگر بازار بسته شود و نفروشد، او فقط از افزایش قیمت بهره‌مند می‌شود، درحالی‌که او باید از خرید و فروش سود ببرد.

🔹خُب روند نرخ ارز در دو ماه گذشته کل بازار را مختل کرده بود و نیازی نبود که کسی این را به حکومت بگوید؛ مسئولین باید به سهولت متوجه می‌شدند. با این حال دستور آقای پزشکیان به نوعی احترام به حق اعتراض و تبدیل آن از یک امر سیاسی محض به امری مدنی و صنفی است. ولی فراموش نشود که این مسئله باید به‌صورت ریشه‌ای حل شود و با تغییر رئیس کل بانک مرکزی یا فلان وزیر حل نمی‌شود و به سطوح بالاتری از سیاست در ایران مربوط می‌شود.

🔹البته با بهبود مدیریت و سیاستگذاری می‌توان شرایط را اندکی تعدیل کرد ولی مسیر کلی همین است که می‌بینیم و پرداختن به مسائل فرعی نه‌تنها هیچ مسئله‌ای را حل نمی‌کند، بلکه با افزایش تاخیر، حل مشکلات نیز سخت‌تر می‌شود.

🔹واکنش دیگر آقای پزشکیان به خبر رد کلیات لایحه بودجه است که فوری پذیرفتند لایحه را تغییر دهند. این انعطاف‌پذیری اقدام مهمی است که نه‌تنها موجب تضعیف دولت نمی‌شود، بلکه به تقویت آن نیز می‌انجامد. در واقع یکی از مشکلات بودجه کنونی هزینه‌هایی است که از طریق افزایش مالیات به مردم و تولیدکنندگان و نیز خرید کالاها بسته شده است و از سوی دیگر کاهش حقوق‌ها (به قیمت ثابت است) به عبارت دیگر با حداقل تورم 40 و شاید تا 50 درصد، امسال نمی‌توان افزایش حقوق‌ها را فقط 20 درصد اضافه کرد.

🔹ولی منطق دولت در پیشنهاد چنین لایحه‌ای چه بود؟ پاسخ روشن است؛ جمله‌ای بود که رئیس‌جمهور گفت؛ ما درآمدی نداریم که اضافه کنیم. مثل پدری که درآمدش کم شده ولی خانواده او هزینه‌ها و نیازهای فراوانی دارند که چون گذشته می‌خواهند برآورده شود. این منطق به ظاهر پذیرفتنی است، ولی خانواده می‌تواند بگوید که کمبود درآمد مسئله پدر است و باید خودش آن را حل کند.

🔹از نگاه نویسندگان بودجه، بهتر است که قرض نکند و مخارج را کم کند، ولی در نگاه مجلس باید قرض کند. هرچند تورم ناشی از این استقراض، مشکلات را بیشتر و قدرت خرید را کاهش می‌دهد. در میان این دو رویکرد به‌طور طبیعی نگاه نویسندگان بودجه سخت‌تر ولی معقول‌تر است.

🔹ولی نگاه سومی هم هست که باید به آن توجه کرد و در این مسیر پیش رفت. در نگاه سوم اصلاً ماجرا جای دیگر است. آقای رئیس‌جمهور باید مسئله کاهش درآمد را حل کند و این وظیفه اصلی اوست. ما نیازی به استقراض نداریم. کل بودجه با ارز بازار حدود 40 میلیارد دلار است و این فاجعه است، درحالی‌که در سال 95، این رقم برابر 100 میلیارد دلار بوده است.

🔹این وضعیت محصول تحریم است که آقای پزشکیان بیش از هر کس دیگر با ابعاد فاجعه‌بار آن آشنا هستند، درحالی‌که وزیر خارجه ایشان، دنبال شمردن نعمت‌های تحریم است. پیش از هر اقدامی این را باید حل کنند.

▫️ادامه مطلب در سایت هم‌میهن آنلاین

📌هم‌میهن را در فضای مجازی دنبال کنید:

🔗سایت | 🔗اینستاگرام | 🔗تلگرام | 🔗 یوتیوب
Audio
🔴این پوشه با استفاده از هوش مصنوعی تهیه شده و یادداشت امروزم در باره "بودجه نهادهای مذهبی" را تبدیل به صوت و پادکست نموده.
Forwarded from هم‌میهن
آغازی نو برای دولت؟

سرمقاله هم‌میهن
۱۱ دی ۱۴۰۴


🔹ظاهراً دولت هم تا مواجه با وضعیت نامناسب نشود، اقدامی برای تغییرات اعم از تغییرات سیاستی یا تغییرات مدیریتی نمی‌کند. به عبارت دیگر، شَمّ یا سنسورهای سیاسی آن دیرتر از موعد مناسب متوجه خطر می‌شود. البته، باز هم بهتر از بخش‌های دیگر است که سنسورهای آنها پیام‌های معکوس می‌دهند.

🔹تغییر رئیس‌کل بانک مرکزی یکی از شواهد این ادعاست که دولت دو ماه پس از استعفای رئیس قبلی که با آن موافقت نکرده بود، آن استعفا را به جریان انداخت و آقای همتی را منصوب کردند. نکته مهم این انتصاب تسلط وی به وظایف و اختیارات بانک مرکزی است که انتظارات از این بانک را پیشاپیش معلوم کرده است.

🔹در واقع، بانک مرکزی دخالتی در امور مالی از قبیل کسری بودجه یا قیمت‌گذاری دستوری ارز ندارد. آنچه وظیفه آن است، جلوگیری از کاهش ارزش پول و نرخ تورم ناشی از افزایش نقدینگی و سیاست‌های پولی و نیز کمک به بازار سرمایه و از این قبیل امور است. اینها موضوعاتی است که وی دیروز در گفت‌وگو با خبرنگاران به‌صراحت آنها را اعلام کرد و خود را در برابر این وظایف پاسخگو دانست.

🔹آقای رئیس‌جمهور می‌توانند در ادامه از وزرای دیگر از جمله صمت، جهاد، نفت، رفاه، خارجه و... در برابر مسئولیت‌ها و‌ بودجه‌ای که می‌گیرند، به‌صورت شفاف پاسخگویی طلب کنند. متاسفانه وزرای دولت در عرصه عمومی غایب هستند، باید از آنان مسئولیت بخواهید و همزمان حمایت کنید. قرار نیست دولت و وزرا در عمل دست‌بسته و مطابق میل نمایندگان و نهادهای غیردولتی عمل کنند، ولی پاسخگوی ناکارآمدی‌های مرتبط به دخالت‌های آنان باشند.

🔹خیلی صریح باید هشدار داد. آقای همتی درست گفت که: «از مجلس مشورت می‌گیرم، اما مسائل اقتصادی را براساس چیزی که فکر می‌کنم درست است، انجام می‌دهم.» این سیاست روشنی است؛ زیرا مسئولیت را کاملاً متوجه خود کرده است. وزرا هم باید دقیقاً همین مسیر را بروند و در این مسیر مورد حمایت کامل دولت باشند.

🔹در همین چارچوب و با توجه به شرایط کنونی، اقدام وزارت علوم در تغییرات مدیران کل حراست دانشگاه‌های اصلی تهران قابل‌توجه است. شاید به یاد داشته باشید در بهمن۱۴۰۳ یک دانشجوی بی‌گناه رشته مدیریت دانشگاه تهران هنگام مراجعه به خوابگاه دانشگاه، توسط دو سارق موتورسوار مورد حمله قرار گرفت و به قتل رسید که باعث خشم عمومی و دانشجویان شد و همه‌ دست‌اندرکاران حکومتی نگران بودند که به یک چالش امنیتی تبدیل شود‌؛ ولی نحوه برخورد دولت و‌ وزارت علوم ماجرا را به بهترین شکل ممکن به سرانجام رساند.

🔹در ماجرای خودسوزی یک جوان عرب در خوزستان که کل ماجرا زیر سر تندروها بود، نیز شاهد چنین ظرفیتی بودیم که با درایت پزشکیان و وزیرکشور و استاندار خوزستان اجازه داده نشد که این مسئله به یک چالش اساسی و امنیتی تبدیل شود. اینها نمونه‌هایی از یک رویکرد و نگاه است که کارایی آن در اعتراضات اخیر هم دیده شد.

🔹بنابراین، باید مدیران حراست به‌ویژه در دانشگاه‌ها با چنین رویکردی همخوان شوند تا در ادامه با اطمینان و آرامش بیشتری در برابر اتفاقاتی از این نوع واکنش نشان دهند. آنها باید در نقش همراه و همدل و در کنار مردم عمل کنند نه اینکه به‌جای ریختن آب بر جرقه‌های کوچک، روی آنها بنزین بریزند و شعله‌ور شود.

🔹هنوز نحوه برخورد تندروها با یک اعتراض ساده دانشجویی در کوی دانشگاه که در اعتراض به بستن روزنامه سلام در سال۱۳۷۸ رخ داد، فراموش نشده است. اعتراضی که اگر حضور و برخورد لباس‌شخصی‌ها نبود، هیچ فاجعه‌ای رخ نمی‌داد و اکنون به یاد هیچ‌کس نمی‌آمد. آن برخورد نشان داد که چگونه به نام مقابله با اعتراض دانشجویی می‌توان تخم کینه و نفرت کاشت و اگر بگوییم بخش مهمی از مصائب کشور ریشه در تعرض به دانشجویان کوی دانشگاه تهران داشت، سخن گزافی نخواهد بود.

🔹امیدواریم اتفاقات اخیر این درس را به دولت برای بهبود سیاست‌هایش داده باشد. رئیس‌جمهور و مجموعه دولت باید بدانند که اگرچه شعار وفاق اشتباه نیست؛ ولی تطبیق آن به نحو کنونی اشتباه و نیازمند تغییر مسیر است.

🔹امیدواریم اقدامات مثبت اخیر، آغازی نو در مسیر دولت چهاردهم برای پیگیری سیاست‌های درست و پاسخ به خواست‌ها و مطالبات رأی‌دهندگان حامی آقای پزشکیان در انتخابات پارسال باشد که البته، توفیق در این مسیر فراتر از دولت، به حمایت و همراهی سایر ارکان قدرت نیز نیاز دارد.

▫️ادامه مطلب در سایت هم‌میهن آنلاین

📌هم‌میهن را در فضای مجازی دنبال کنید:

🔗سایت | 🔗اینستاگرام | 🔗تلگرام | 🔗 یوتیوب
🔴اعتراضات؛ سیاست یا معیشت؟

🔺گفتگو با دنیای اقتصاد ۱۱ دی ۱۴۰۴

✍️ عباس عبدی

🔹آیا چون اعتراضات جنبه اقتصادی داشته ما شاهد واکنش‌های همدلانه دولت با معترضین هستیم؟

🔘یکی از دلایل می‌تواند این باشد که این اعتراضات وجه اقتصادی و مدنی داشته و هنوز کامل به سیاست کشیده نشده‌است. همچنین شاید هم تصور بر این است که مخاطب اعتراضات بیشتر دولت است تا کل حاکمیت. اما دلیل اصلی برخورد همدلانه دولت با معترضان، حسی است که نسبت به ماجرا داشت. آنها را معترضانی دید که حق اعتراض دارند. پزشکیان هم چند بار تاکید کرده که من جلوی مردم نمی‌ایستم. همچنین در ادبیات رسمی دولت شاهد توصیف اعتراضات به عنوان «توطئه دشمن» نبودیم که این خواه ناخواه به تلطیف اعتراضات کمک می‌کند. این برخورد همدلانه و پیگیرانه را در اتفاق مربوط به خودسوزی یک جوان در خوزستان هم شاهد بودیم.

🔹چقدر این که آقای پزشکیان در اعتراضات مختلف پیش از رئیس جمهور شدن واکنش‌های همدلانه با معترضان داشته در این رویکرد دولت موثر است؟

🔘پزشکیان نیامده که درگیری و دعوا راه بیندازد. از همه مهم‌تر نیامده که بماند یا به هر قیمتی بماند. امری که در میان سیاستمداران کمتر دیده می‌شود. این رفتار او هم احتمالا در بقیه بخش‌های حاکمیت موثر است.

🔹اساسا آيا می‌توانیم حساب دولت را از حاکمیت در خصوص اعتراضات و برخورد با آن جدا کنیم؟ و آیا به دلیل شرایط حاکم بر کشور حاکمیت ترجیح میدهد این اعتراضات به خشونت و برخورد سخت کشیده نشود؟

🔘ما نمی‌دانیم که بخش‌هایی غیر از دولت در مورد اعتراضات چه در ذهن دارند. اما تا اینجا شاهد رفتار همدلانه دولت با معترضان بوده‌ایم. این که آیا باید حساب حاکمیت را از دولت در این خصوص جدا کرد یا نه؟ شاید بتوان گفت هم نه؛ به این دلیل که بالاخره دولت در همین حاکمیت کار می‌کند و برای مردم هم چندان جدا از هم در نظر گرفته نمی‌شود؛ و هم بله، می‌شود حسابشان را جدا کرد چون این دولت با رای مردم و همراهی آنها در انتخابات روی کار آمده است.

🔹و فکر می‌کنید اگر اعتراضات معیشتی نبود یا از این ریل خارج شود همچنان شاهد برخورد مسالمت امیز خواهیم بود؟

🔘نمی‌توان هنوز به شکل قطعی گفت که اعتراضات به دلیل مساله معیشتی بوده و باید نگاهی به تقارن این اعتراضات با سفر نتانیاهو به فلوریدا داشت که شبهه برانگیز است. البته برخی شهرها هم اعتراضات و شعارها سیاسی بوده است ولی در عین حال هنوز مساله تمام نشده و برای اظهارنظر باید صبر کرد.
آینده (عباس عبدی)
🔴اعتماد و شفافیت خبری 🔺اعتماد ۸ دی ۱۴۰۴ ✍️عباس عبدی 🔘چند روز پیش خبری آمد که زیر بازار بزرگ تهران تونل‌های گوناگونی از سوی حفاران ناشناس ساخته شده است که استحکام و امنیت مغازه‌های بازار را تهدید می‌کند. خبر کامل را که خواندم، هیچ چیز دندان‌گیری دستگیرم…
🔴خبر مجسمه را با این یادداشت چند روز پیش بنده مطالعه کنید شاید جالب‌تر شود

🔘هنوز این خبر داغ بود که یک مجسمه ۸-۷ متری از آقای رییسی به نمایش در آمد که می‌خواهند روی پلی به همین نام در اردبیل نصب کنند. نه معلوم است بودجه این از کجا آمده؟ مرجع آن چیست و از همه مهم‌تر منطق و توجیه این کار چیست؟ مجسمه سیاسیون بیش از اینکه یادآور مفهومی فرهنگی و تمدنی باشد، پاشنه آشیل حامیانش می‌‌شود.
🔴اشتباه مهلک

🔺اعتماد ۱۴ دی ۱۴۰۴

✍️عباس عبدی

🔘چرا در شرایط حاضر به علوم اجتماعی، بویژه اقتصاد، جامعه‌شناسی، تاریخ، روان‌شناسی اجتماعی بیش از علوم تجربی و دقیقه نیازمندیم؟ افزایش فشار به یک جسم و برحسب مقاومت آن و با رسیدن به یک نقطه بحرانی موجب خم شدن یا شکستن آن می‌شود. همچنین، هر مایعی پس از رسیدن به درجه معینی به جوش آمده و بخار می‌شود. اینها همه تجربی و قابل هزاران بار تکرار هستند، و جزییات آن با فرمول و دقت محاسبه می‌شود. ولی ما کی متوجه می‌شویم که "دیگ جامعه" به جوش می‌آید یا مقاومت آن شکسته می‌شود؟

🔘به نظر می‌رسد که حکومت‌های قدیمی درکی معقول‌تر از ویژگی‌های جامعه خود داشتند، به همین دلیل شاهد سلسله‌های چند صد ساله هستیم. چون درک آنان از جامعه تجربی و طبیعی بود و به علت روند آهسته تحولات و تغییرات اجتماعی، این درک از نسل‌های قبلی به بعدی منتقل می‌شد. ولی با آغاز قرن بیستم، روند تحولات ایران تند و سریع شد، در نتیجه فهم و درک تجربی حکومت‌کنندگان از جامعه نسبت به واقعیت آن، دچار تَأَخُّر و پس‌افتادگی شد و راه چاره آن نیز توسعه علوم اجتماعی است. متأسفانه بی‌توجهی و حتی دشمنی مدیریت کلان جامعه با این علوم بسیار بارز و برجسته است.

🔘درک از رفتارهای مکانیکی متفاوت از درک رفتارهای اجتماعی است. به همین دلیل مهندسی کردن جامعه فاقد معناست. نزد سیاستگذاران درک دقیقی از تحولات جامعه وجود ندارد چون اصولا علوم اجتماعی را نپذیرفته‌اند. توجه ندارند جامعه هم در جایی می‌شکند. اگر از گذشته فشارهای گوناگون بر آن بار شده، ابتدا تحمل می‌کند، ولی کم‌کم و با افزایش فشارها کار به جایی می‌رسد که واکنش نشان می‌دهد. اگر مردم سازمان یافته باشند در برابر اولین فشارها و از طریق سازمان خود واکنشی مسئولانه نشان می‌دهند. ولی اگر فرد بی حامی و بدون سازمان باشد بناچار تحمل می‌کند و ساختار به اشتباه گمان می‌کند که بار تحمیل شده مهم نیست، بلکه مطلوب افراد هم هست که چنین باری را بردارند.

🔘مردم این بار را علی‌رغم میل خود تحمل می‌کنند، ولی یک جایی می‌رسد که متوجه می‌شوند که دیگر قابل تحمل نیست و در این مرحله فاصله میان مردم و حکومت به گونه‌ای می‌شود که گویی دیگر امکان ترمیم و حل مسایل میان آنها وجود ندارد.

🔘برای نمونه به یکی از موضوعات مهم و اشتباهات مُهلِک کنونی اشاره می‌کنم که بی‌ارتباط با این مساله نیست. یعنی مخالفت ساختار سیاسی با متشکل شدن آزادانه مردم در نهادهای مردم‌نهاد از هر قبیل که تصور کنیم. ساختار سیاسی موجود کوشیده که سازمان‌یابی مردم در نهادهای مدنی را با دیده تردید نگاه کند و تا هر جا که می‌تواند مانع شکل‌گیری آنها شود. چرا؟ به این علت که نهادهای مدنی اعم از احزاب، انجمن‌های صنفی و کارفرمایی و هنری و فرهنگی و مدنی و خیریه و... می‌توانند در برابر تحمیل بارهای غیر منصفانه و ناحق مقاومت کنند و اجازه ندهند که باری خلاف حق و عدالت بر گرده اعضایشان تحمیل شود.

🔘حالا فرض کنید که مردم قادر به تشکل‌یابی در این نهادها نباشند، در این صورت قادر به نقد و اعتراض علیه سیاست‌های موجد فشار به مردم نیستند، در نتیجه مردم به صورت پیش‌فرض با همه سیاست‌ها مخالفت می‌ورزند یا اگر هم قبول داشته باشند حمایت نمی‌کنند. پس حکومت از یک سو مخالف‌پرور و از سوی دیگر بدون حامی می‌شود. از آنجا که افراد به صفت فردی توان مقابله با حکومت‌ها را ندارند مجبورند بدون اعتراض بار زیادی را تحمل کنند.

🔘در اینجا خیال حکومت آسوده می‌شود که کسی توان اعتراض ندارد، و هیچ گاه هم اتفاقی رخ نخواهد داد. ولی هنگامی که فشار زیاد می‌شود و تاب مردم از تحمل آن به پایان می‌رسد، کم‌کم مردم یکدیگر را پیدا می‌کنند و تشکیلات نانوشته و حتی غیر آشکاری شکل می‌گیرد و دست به مقاومت جمعی و البته غیر تشکیلاتی می‌زنند و عوارض این گونه مقاومت‌ها و اعتراضات متوجه ساختاری است که امکان تشکل‌یابی را برای مردم و اصناف و گروه‌ها فراهم نمی‌کند.

🔘این اتفاقی است که دقیقاً پیش از انقلاب رخ داد. تقریباً همه گروه‌های سیاسی، صنفی، حرفه‌ای از میان رفته بودند، تنها نهادهای مذهبی باقی ماندند و تمامی ظرفیت ناراضیان به داخل سبد این نهادها سرازیر شد و لذا هنگامی که دیدند میلیون‌ها نفر روز یا شب معترض هستند، گفتند اینها جعلی است یا فریب بیگانه را خورده‌اند. اینها چیزی نبود جز محصول بذری که آن ساختار در زمین سیاسی خود کاشته بود.

🔘ممانعت از رشد نهادهای واسط پیامدهای مختلفی برای حکومت و جامعه خواهد داشت. از جمله و حال حاضر که حتی اگر بخواهند با معترضان گفت‌وگو کند، طرف شناخته شده‌ای برای گفت و گو ندارند، ناچارند با سخنگویانی ناشناخته مواجه شوند. البته اگر تمایلی برای تغییر داشته باشند و امکان گفت‌وگویی باقی مانده باشد.

🔘این یکی از عوارض ضدیت با نهادهاست. مشکل دیگر اختلال در اجتماعی شدن جوانان است که می‌نویسم.
Forwarded from هم‌میهن
سالی که نکوست

سرمقاله هم‌میهن
۱۴ دی ۱۴۰۴


🔹می‌گویند سالی که نکوست از بهارش پیداست. البته این ضرب‌المثل در فارسی معنای متناسبی دارد چون آغاز سال با آغاز بهار تقارن دارد. ولی منظور ما از سال جدید میلادی ۲۰۲۶ است که از چهار روز پیش آغاز شد و اجازه دادند که مردم جشن سال نوی خود را بگیرند و با اتمام تعطیلات به ونزوئلا حمله کنند. در این میان، ذکر چند نکته می‌تواند وضعیت جهانی را برای ما روشن‌تر کند.

🔹اول؛ ترامپ در یک سال گذشته تا هر جا که توانسته سازمان ملل و شورای امنیت را به حاشیه برده یا نادیده گرفته است. سعی کرده مسائل جهانی را یکجانبه، یا به‌صورت منطقه‌ای و با محوریت خود حل کند. در مواردی هم که با روسیه یا چین سرشاخ شده سیاست دوجانبه را پیش گرفته و سعی کرده که نقش و جایگاه شورای امنیت را در نظام جهانی کاهش دهد. در واقع این بزرگترین دستاورد نظام بین‌الملل پس از جنگ جهانی دوم در مسیر انحطاط قرار دارد و بازنده اصلی نیز جهان و به‌ویژه اروپا است. در همین زمینه تهاجم او به رکن قضایی سازمان ملل بسیار مهم است.

🔹دوم؛ ابزارهای ترامپ برای استفاده از زور گوناگون است. از مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر گرفته تا مسئله نفت، حقوق بشر، مبارزه با تروریسم و منافع آمریکا و... خلاصه انواع توجیهات در جعبه پاندورای ترامپ پیدا می‌شود. فارغ از همه اینها مسئله مهم برای ترامپ بازار انرژی است که هم برای خودشان و هم برای مقابله با روسیه به‌شدت به آن نیازمندند. ونزوئلا با بیشترین ذخایر نفتی جهان لقمه چربی برای او است.

🔹سوم؛ وی درباره ایران نیز صریحاً تهدید به مداخله کرده است. فارغ از اینکه چه سطح و شیوه‌ای از مداخله در ذهن داشته می‌توان گفت حتی اگر کیفیت و چگونگی مداخله را هم می‌گفت لزوماً به این معنا نبود که به آن ملتزم باشد. او اصولاً چارچوب قاعده‌مندی ندارد و متناسب با آنچه که درست می‌بیند عمل می‌کند و همه گزینه‌ها را روی میز خود می‌گذارد.

🔹چهارم؛ مسئله غزه و بحران فلسطین همچنان یک هدف مهم آمریکا است؛ به‌ویژه که منافع اسرائیل هم در این میان وجود دارد که دنبال تأمین آن هستند.

🔹پنجم؛ گرچه تحولات فن‌آورانه به‌ویژه در عرصه نظامی از گذشته آغاز شده ولی اکنون و با هوش مصنوعی به بلوغ خود رسیده و دنیای فن‌آوری را در همه حوزه‌ها به‌ویژه در امور نظامی متحول کرده، و متاسفانه موجب افزایش شکاف نظامی میان ایران با کشورهای مقابل خود شده است.

🔹ششم؛ وضعیت ایران چگونه است؟ پیش از هر چیز ایران با اسرائیل و آمریکا درگیر جنگی بوده که رسماً نه تمام شده و نه مصداق آتش‌بس است. بنابراین می‌تواند ادامه یابد. از سوی دیگر پرونده هسته‌ای همچنان باز است. بعلاوه مواضع ایران نسبت به اتفاقات دو سال اخیر منطقه تغییر چندانی نکرده است. از سوی دیگر اوضاع داخلی از نظر شاخص‌های گوناگون اغلب لب مرزی و یا رو به افول هستند. مهم‌تر از همه تورم و نرخ ارز هستند که هر دو صعودی و با شتابی بیش از گذشته در حال افزایش هستند.

🔹در نتیجه این وضعیت، شاهد اعتراضات هم هستیم که تاکنون در ده‌ها شهر رخ داده؛ اعتراضاتی که با مطالبات صنفی آغاز شد و به سرعت رنگ و بوی سیاسی گرفته است و در برخی مناطق نیز به خشونت انجامیده و متاسفانه تعدادی کشته شده‌اند. اکنون هنگام آن است از خود بپرسیم که در چنین جهانی چه رویکردی باید داشت؟

🔹بدیهی‌ترین پاسخ این است هیچ کشوری چون گذشته نمی‌تواند عمل کند. همه باید راهبردهای جدید و سازگارتر با وضعیت کنونی اتخاذ کنند؛ به نحوی که هزینه کمتری را به کشور و مردم خود تحمیل کنند.

🔹شاید لازم باشد که سیاست به‌گونه‌ای تنظیم شود تا موج ترامپیسم رد شود، اگر به این زودی‌‌ها رد شود. همچنین نباید به تجربه‌های شکست‌خورده دل بست. پویایی و زنده بودن یک نظام سیاسی در چنین مواقعی دیده می‌شود. رویکردهای متفاوت و غیرتکراری، معنا و نتیجه بهتری خواهد داشت.

▫️ادامه مطلب در سایت هم‌میهن آنلاین

📌هم‌میهن را در فضای مجازی دنبال کنید:

🔗سایت | 🔗اینستاگرام | 🔗تلگرام | 🔗 یوتیوب
Audio
🔴این پوشه با استفاده از هوش مصنوعی تهیه شده و یادداشت امروزم در باره "اشتباه مهلک" را تبدیل به صوت و پادکست نموده.
Forwarded from هم‌میهن
تکرار ملال‌آور

سرمقاله هم‌میهن
۱۵ دی ۱۴۰۴


🔹درحالی‌که شواهد نشان می‌دهد مردم از شنیدن حرف‌های تکراری و بی‌محتوا خسته و حتی عصبانی شده‌اند ولی همچنان برخی از آقایان مشغول تکرار مکرراتِ مُمِلّ و ناراحت‌کننده هستند. گرچه از چند دهه پیش بحث حق آزادی اعتراضات مطرح بوده، حقی که صریحاً در قانون اساسی آمده و حتی نیازی هم به گرفتن مجوز ندارد، ولی تاکنون و به دلایل روشن و البته کتمان‌شده! اجرایی نشده است. ولی این ایده ۸ سال پیش و پس از اعتراضات سال ۹۶ دوباره جدی شد.

🔹همه آقایان فرمودند که اعتراض حق عمومی و‌ مجاز است ولی اغتشاش نه. از چپ و راست راه‌حل‌هایی داده شد و حتی کارگروه‌هایی شکل گرفت تا قانونی را نهایی کنند. پس از پایان اعتراضات همه آن فرمایش‌ها و وعده‌ها به فراموشی سپرده شد. تا رسیدیم به ۹۸ که باز هم گفتند اعتراض حق است، ولی قاطعانه با اغتشاش برخورد می‌کنیم و در عین حال باز هم گامی برداشته نشد که مردم بتوانند از حق اعتراض خود بهره‌مند شوند.

🔹این اتفاق تکراری در اعتراضات شهریور ۱۴۰۱ دوباره دیده شد و البته مثل گذشته هیچ راهی برای اعتراض مدنی و شناسنامه‌دار فراهم نشد که نشد که نشد. تقریباً اعتراض‌ها سه دسته بودند. یکی از سوی دوستان خودی، مثل معترضین به بی‌حجابی و امثال این که همه آنان تحت حفاظت و امنیت کامل انجام می‌شد و در ماه رمضان هم به‌خوبی از افطار و سحر بهره‌مند می‌شدند.

🔹دسته دوم اعتراضات صنفی به‌ویژه از سوی بازنشستگان بود که در اندازه‌های محدود و موقت تحمل می‌شد. سوم اعتراضاتی صنفی که ممکن بود از دستشان در برود یا سیاسی باشد که فوری با برخورد مواجه می‌شد حتی اگر صددرصد مدنی و عادی بود. جالب اینکه به هیچ اعتراضی مجوز داده نمی‌شد تا حق اعتراض به رسمیت شناخته شود و هر سه نوع غیرمجاز بودند. حالا رسیده‌ایم به اعتراضات ۱۴۰۴.

🔹احتمالاً این اتفاق باید سال گذشته رخ می‌داد ولی با آمدن پزشکیان و تصور و انتظارات جامعه از احتمال ایجاد تغییرات مطلوب که در حد انتظار رخ نداد لذا اکنون شاهد این اعتراضات هستیم، در نتیجه دوباره و‌ چندباره بیان حرف‌های تکراری آغاز شده است.

🔹یکی از آقایان ائمه جمعه گفتند: «اعتراض و مطالبه‌گری حق مردم است، اما هرگونه سوءاستفاده از این مطالبات برای آشوب، ناامنی و کمک به دشمنان ملت ایران، مردود و غیرقابل پذیرش است.» امام جمعه دیگر گفت: «مردم حق اعتراض دارند اما مردم جوری به میدان نیایند که دشمن سوءاستفاده کند.»

🔹طبعاً دیگران هم در همین قالب سخن گفتند. بدیهی است که هر عقل سلیمی متوجه می‌شود که اعتراض حق است و تخریب عمومی و اغتشاش و حمله به پلیس جرم است. ولی در این میان یک نکته مهم وجود دارد. آیا مردم در عمل امکان استفاده از حق اعتراض خود را دارند که آنان را از اغتشاش نهی کنیم؟ اگر اعتراض مدنی و شناسنامه‌دار وجود داشت دیگر چه نیازی به اغتشاش بود؟ و اصولاً اغتشاشگران تولید نمی‌شد‌ند.

🔹مسئله خیلی ساده است برخی بیش از آن که با اغتشاش مسئله داشته باشند با اعتراض مدنی مخالف هستند. زیرا اغتشاش را می‌توان محکوم و در صورت ضرورت سرکوب کرد، درحالی‌که در برابر اعتراض مدنی فقط باید پاسخگو بود. سرکوب اغتشاش هنگامی از سوی مردم پذیرفته یا انجام می‌شود که امکان اعتراض مدنی و مسالمت‌آمیز وجود داشته باشد. اتفاقاً کشورهایی که اعتراضات مدنی بسیار هم رایج است در مواجهه با اغتشاش به درستی قاطع هستند و موفق هم می‌شوند.

🔹ولی در جامعه‌ای که اعتراض مسالمت‌آمیز ممکن نباشد اغتشاش رایج می‌شود و تداوم پیدا می‌کند و سرکوب آن به معنای پایانش نیست. اگر از همین امروز امکان برگزاری اعتراضات مسالمت‌آمیز فراهم شود از فردا اغتشاش به حاشیه می‌رود و حتی نیازی به برخورد پلیس نیست، مردم خودشان با آن مقابله خواهند کرد.

▫️ادامه مطلب در سایت هم‌میهن آنلاین

📌هم‌میهن را در فضای مجازی دنبال کنید:

🔗سایت | 🔗اینستاگرام | 🔗تلگرام | 🔗 یوتیوب
Forwarded from هم‌میهن
حل کردن یا جمع کردن؟

سرمقاله هم‌یمهن
۱۶ دی ۱۴۰۴


🔹تصور کنید که یک خودرو روی یک سطح شیب‌دار قرار دارد. ما می‌توانیم با اندکی هُل دادن آن را به‌سوی پایین به حرکت درآوریم و بقیه مسیر را خودش با سرعت شتاب‌دار برود. ولی برای هل دادن به‌سوی بالا، نیازمند نیروی زیاد و مستمر است و با قطع نیرو، خودرو به‌سرعت متوقف می‌‌شود و به عقب بر‌می‌گردد.

🔹اعتراضات عمومی نیز همین‌گونه است. هنگامی که شرایط لازم در جامعه فراهم باشد، با کوچکترین برنامه‌ریزی داخلی یا خارجی، اعتراضات آغاز به حرکت می‌کند و حتی برای ادامه راه، نیازی به بقا یا تداوم‌ نیروی اولیه ندارد. درحالی‌که اگر شرایط مناسب نباشد؛ ازیک‌سو، برای به حرکت درآوردن باید دخالت و نیروی بیرونی باشد و دوم اینکه با قطع آن حمایت اعتراضات نیز متوقف می‌شود.

🔹اگر از این زاویه به اعتراضات اخیر نگاه کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که فارغ از منبع اولیه، برای روشن کردن این اعتراضات، جامعه ظرفیت بروز آنها را داشته است. علت‌های آن نیز گوناگون است. بدون تردید وضعیت اقتصادی و توقف رشد اقتصادی و افزایش تورم نقش اصلی را در این رخداد دارند. باز هم نباید تردید داشت که فقدان رسانه معتبر رسمی که مورد اعتماد مردم باشد، در کنار فراوانی رسانه‌های غیررسمی عامل دیگر این وضعیت هستند.

🔹عامل بعدی که بسیار مهم است، اجتماعی شدن جوانان کشور در غیاب نهادهای رسمی جامعه است. متأسفانه بیش از چند دهه است که نهادهای دین، آموزش، رسانه و نهاد دولت فاقد کارکردهای مؤثر خود برای اجتماعی کردن جوانان هستند. در نتیجه، انسجام اجتماعی و ادغام جوانان در دل جامعه بزرگ‌تر به یک آرزو و خیال تبدیل شده است.

🔹مسئله فقط جوانان زیر ۳۰سال نیستند که نیمی از عمرشان و تمامی عمر بزرگسالی آنان تحت سیطره تحریم بوده است؛ بلکه افراد بزرگسال حتی آنان که در انقلاب و جنگ نیز حضور داشته‌اند، نسبت به وضع کنونی معترض هستند. به‌ویژه زنان که هیچ دلیل موجهی برای این نحوه برخورد با خودشان را نمی‌بینند. احساس بیگانگی عمومی به قدرت که ناشی از بی‌توجهی و نادیده گرفتن آنان است، بیش از هر چیز آزاردهنده است.

🔹به همه اینها اضافه کنیم فقدان امید به آینده که امری فراگیر شده است و پیر و جوان، زن و مرد، باسواد و کم‌سواد، فقیر و غنی نمی‌شناسد و اتفاقاً این ناامیدی موهوم و ساختگی نیست؛ زیرا دیدند که پس از انتخابات۱۴۰۳، بی‌جهت با کوچکترین دلخوشی مردم که رفع فیلترینگ باشد، همراهی نکردند و جلوی مردم ایستادند و تاکنون هم ایستاده‌اند و اگر مقاومت پزشکیان نبود، تا حالا جنگ با زنان را از طریق مصوبه ضدامنیت‌ملی اعلام کرده بودند.

🔹در جنگ ۱۲روزه هم مردم در دفاع از کشور سنگ تمام گذاشتند و علی‌رغم برجسته شدن شعارهای میهنی، چندی نگذشت که دوباره به تنظیمات کارخانه برگشتند. مجلس استصوابی هنوز گمان می‌کند که نماینده واقعی مردم است؛ لذا از این منظر وارد امور می‌‌شود و در مسیر اقلیت حامی خود حرکت می‌کند و تعارضی غیرقابل‌قبول را در نظام مدیریتی کشور ایجاد کرده است.

🔹صداوسیما به‌جای بازکردن چتر رسانه‌ای خود بر حقیقت‌های آشکار جامعه ایران و گسترش مخاطبان خویش، همچنان بر انحصار رسانه‌ای و سیاست روایت‌محوری پای می‌فشارد و در این شش‌ماه بسته‌تر شده که بازتر نشده است. در حقیقت، روند تحولات پس از دولت آقای رئیسی در حدی نبوده که مردم را راضی کند. شاید اگر آن دولت ادامه یافته بود، وضعیت امروز ایران در همان سال گذشته رخ داده بود و تاخیر یک‌ساله تنها نتیجه مثبت آن انتخابات بود.

🔹با این ملاحظات، چه انتظاری جز آنچه که رخ داده شد، می‌توان داشت؟ این وضعیت محصول کِشت بذرهای قبلی است. بذرهایی که به‌خوبی هم آب داده شد. بذرهایی که در دوره ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ کاشته شد و در ۱۴۰۰ به بعد هم هرس شد. اکنون نوبت به دروی ثمرات آن رسیده است. البته، شاید بتوان با اعتراضات و به‌ویژه هنگامی که به اقدامات تخریبی منجر می‌شود، مقابله کرد. ولی در موارد گذشته هم گفته می‌شد که «جمع کردن» با «حل کردن» خیلی فرق دارد. همان‌طور که دستفروش‌ها را می‌توان از معابر عمومی جمع کرد؛ ولی مسئله دستفروشی حل نخواهد شد و دوباره به شکل دیگری خود را در جای دیگری بروز می‌دهد.

🔹جمع کردن فریب‌دهنده است و سیاستمداران را بی‌نیاز از حل کردن خواهد کرد و همین نقطه آغازین شکست یک سیاست است. دفعات گذشته هم همیشه گفته می‌شد که اعتراضات را حتماً باید حل کرد و جمع کردن به‌تنهایی کافی نیست. باید راه اعتراض مدنی را گشود. باید گفت‌وگو‌ کرد.

▫️ادامه مطلب در سایت هم‌میهن آنلاین

📌هم‌میهن را در فضای مجازی دنبال کنید:

🔗سایت | 🔗اینستاگرام | 🔗تلگرام | 🔗 یوتیوب
🔴علت؟ به رسمیت نشناختن دیگری

▪️تفاوت اعتراض‌های ۴۰۱ و ۴۰۴

🔺گفتگو با اعتماد ۱۷ دی ۱۴۰۴

*مهدی بیک‌اوغلی

🔹رخدادهای ۱۴۰۴ به نسبت سایر رخدادهای اعتراضی سالهای اخیر چه معنا و مفهومی دارد؟ تفاوت این اعتراضات با نمونه و نمونه های قبلی در چیست؟در واقع این اعتراضات در بستر کدامین مطالبات فروخورده شکل گرفته است؟ آیا تنها بحث اقتصاد و معیشت مطرح است یا اقتصاد بهانه ای برای طرح دوباره اعتراضات است؟

🔘مهم‌ترین تفاوت این اعتراضات با موارد قبلی، پیش‌بینی‌پذیری آن بود. حداقل نسبت به خودم این را می‌دانم که یکی از گزینه‌های جدی که می‌توانست رخ دهد، اعتراض بود، ولی طبیعی است کیفیت و چگونگی آن قابل پیش‌بینی نبود. بویژه اینکه این بار حضور اسراییل هم می‌توانست جدی باشد و پیش‌بینی اقدامات آن قابل تصور نبود. معنا و مفهوم آن گر چه با مطالبات اقتصادی آغاز شد ولی در مجموع از خلال شعارها و نحوه اعتراضات نشان داده شد که رویکردی غالب سیاسی است. در ایران به دلیل ممانعت از انجام اعتراضات قانونی و با هدف مشخص، همه اعتراضات ظرفیت آن را دارند که سیاسی شوند و شعارهای کلان سیاسی و براندازی سر دهند. این پدیده در اعتراضات اخیر خیلی صریح‌تر و روشن‌تر از موارد قبلی بود و به سرعت به این مرحله رسیدند.

https://telegra.ph/علت-به-رسمیت-نشناختن-دیگری-01-06
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸 اصولگراها اگر به کسی رای بدهند تا جهنم هم با او می‌روند؛ ما اینجوری نیستیم


▶️ در کانال یوتیوب کافه خبر ببینید
سیستم سیاسی، همه خوب‌ها را با هم می‌خواهد اما همه بدها نصیبش می‌شود


مهمان اتاق سردبیری:
▫️عباس عبدی، روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر

شورای سردبیری #خبرآنلاین؛
▫️داوود محمدی
▫️سید عبدالجواد موسوی
▫️محمد مهاجری

🔹 عباس عبدی روزنامه‌نگار بسیار شناخته‌شده‌ای است. در این روزهای نفس‌گیر و سخت اجتماعی و سیاسی، مهمان اتاق سردبیری خبرآنلاین شد تا درباره بن‌بست‌ها و مشکلات سیاست این روزهای ایران صحبت کند. حرف‌هایش شنیدنی است، تماشا کنید.

📼 تیزر گفت‌وگو را اینجا ببینید

#اتاق_سردبیری
@Khabaronline_plus | تحلیل و تأمل بیشتر
@KhabarOnline_ir | خبر از دست ندهید
Khabaronline.ir
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from هم‌میهن
کمال صداقت

سرمقاله هم‌میهن
۱۷ دی ۱۴۰۴


🔹آقای پزشکیان هر ایرادی داشته باشد نوعی صداقت گفتاری دارد که به همان اندازه که مردم از آن استقبال می‌کنند، مورد پسند فضای رسمی سیاست در ایران نیست. فضای رسمی به پوشاندن بسیاری از واقعیت‌هایی که نامطلوب شناخته می‌شوند، عادت دارد. آنان گمان می‌کنند گفتن واقعیت سیاه‌نمایی است و به اصطلاح خودشان، بیان آنها توی دل مردم را خالی می‌کند و به سود دشمنان است.

🔹این ذهنیت بغایت پس‌افتاده و ساده‌انگارانه است. این استدلال در شرایط خاص و استثنایی قابل پذیرش است؛ ولی متولیان سیاست رسمی آن را تعمیم می‌دهند و یکی از علل محدودیت دسترسی مردم به اطلاعات همین نگاه زیان‌بار است. پزشکیان تا حدی این فرهنگ و رفتار را نقض کرده است.

🔹وی روز گذشته گفت: «رشد دو درصدی بودجه به این معناست که دولت تا حد ممکن هزینه‌های خود را فشرده کرده است. ازیک‌سو، انتظار افزایش حقوق وجود دارد و از سوی دیگر، تأکید می‌شود مالیات افزایش نیابد، درحالیکه منابع درآمدی کشور محدود است و فروش نفت نیز با تحریم‌ها مواجه شده است. در چنین شرایطی، اگر واقع‌بینانه تصمیم نگیریم، خودمان کشور را به سمت بحران سوق می‌دهیم و سپس از پیامدهای آن گلایه می‌کنیم.»

🔹آقای پزشکیان صادقانه وضع موجود خود را گفته است، ولی این پذیرفتنی نیست. به این علت که ایشان محدودیت فروش نفت و تحریم‌ها را مفروض گرفته است، گویی که کاری برای آنها انجام نخواهد داد یا نمی‌تواند انجام دهد.

🔹بله؛ این درست است که دولت پول ندارد و علت هم فروش نفت بر اثر تحریم و سایر عوارض تحریم است. ولی بیان این نکته رافع مسئولیت آقای رئیس‌جمهور نیست البته ایشان مثل نمایندگانی نیستند که شانه خویش را از زیر بار مسئولیت تورم خالی کنند و ‌غیرمسئولانه بگویند: «ما هم معترض گرانی افسارگسیخته هستیم و دولت باید برای بهبود وضعیت مردم تلاش کند.» معنای این حرف نمایندگان چنین است که مجلس در کشور آن اندازه بی‌خاصیت شده است که حتی نمی‌تواند مسئولیت سیاست مالی و پولی کشور را به عهده بگیرد.

🔹با همین منطق، متقابلاً آقای پزشکیان نیز نمی‌توانند از زیر بار کوشش برای رفع تحریم‌ها شانه خالی کنند. هنگامی که وزیرخارجه این دولت از «برکات تحریم» سخن می‌گوید، طبیعی است که در ذهن مردم نیز چیزی جز مسئولیت‌ناپذیری و انفعال و نداشتن برنامه نقش نبندد. دولت باید برای حل روابط خارجی برنامه داشته باشد.

🔹سیاست خارجی دیم نداریم که به انتظار باران حوادث نشسته‌اید. ایران برای احیای خود حتی چند ماه هم وقت ندارد؛ چه رسد به اینکه بخواهد به انتظار پایان دوره ترامپ بنشیند. مسئله این نیست که طرح پیشنهادی شما برای گفت‌وگو و حل مسائل موفق می‌شود یا نه؛ وظیفه حکومت است که فعال برخورد کند. درحالیکه نتانیاهو با فاصله‌های نه چندان زیاد در حال دیدار با ترامپ است؛ وزیرخارجه شما مشغول ایرانگردی و برشمردن منافع تحریم است.

🔹بنابراین، انتظار می‌رود که خیلی رک و صریح درباره مهم‌ترین مسائل کشور به‌ویژه معضل سیاست خارجی و تحریم حرف بزنید. مسئله را به تسلیم تقلیل ندهید. آیا فکر می‌کنید زیان این بودجه‌ها کمتر از چیزی است که آن را تسلیم نامیده‌اید؟ مذاکرات دیپلماتیک صفر و یک نیست. مردم باید اعتماد کنند که درصدد حل مسئله هستید. به قول شاعر: «به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل/ وگر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم.»

🔹بنابراین، باید با مردم صادق بود؛ ولی نه در موضوعات محدود. تاکید بر بخشی از حقیقت و نادیده گرفتن بخش‌های دیگر از صداقت به دور است. کمال صداقت در دروغ نگفتن نیست، دروغ نگفتن جزئی از صداقت است.

🔹صداقت یعنی دروغ نگوییم، به‌علاوه همه حقیقت را بگوییم. اگر این‌گونه به صداقت نگاه کنیم، انتظار می‌رود که آقای پزشکیان حقایقی که به سیاست‌های رسمی در رفع تحریم ایران مربوط است را هم بگویند. رفع تحریم و حل روابط خارجی یکی از اهداف و وعده‌های گفتاری و انتخاباتی ایشان بوده است. برجسته کردن مسائل و امور دیگر، فرعی و‌ کم‌اثر است.

▫️ادامه مطلب در سایت هم‌میهن آنلاین

📌هم‌میهن را در فضای مجازی دنبال کنید:

🔗سایت | 🔗اینستاگرام | 🔗تلگرام | 🔗 یوتیوب
Forwarded from هم‌میهن
اعتراض، اعتکاف، بازی با آمار

سرمقاله هم‌میهن
۱۸ دی ۱۴۰۴


🔹جلسه اخیر مجلس درباره اعتراضات برگزار شد و در آن اعلام گردید که تعداد کشته‌های نظامی حدوداً چهار برابر کشته‌شدگان معترض بوده است. همچنین، یک روزنامه تندرو نیز کوشید با نوعی سفیدنمایی، چنین القا کند که اساساً مسئله‌ای وجود ندارد.

🔹این روزنامه نوشت تعداد افراد حاضر در اعتکاف‌های مساجد بیش از معترضان بوده و افزوده است: «حضور بی‌سابقه جوانان (حدود 1/5میلیون معتکف) در مراسم اعتکاف امسال، آن هم با رشد ۳۰درصدی نسبت به سال گذشته، نشان داد که ریشه جوان ایرانی در معنویت است، نه در دلارهای نایاک و موساد.» فارغ از اینکه هر یک از این دو ادعا تا چه اندازه با واقعیت منطبق است، باید گفت چنین استدلال‌هایی هیچ نتیجه‌ای جز خود و دیگرفریبی ندارد.

🔹این رویکرد نه‌تنها کمکی به حل مسئله نمی‌کند، بلکه می‌کوشد با جابه‌جا کردن بحث، صورت مسئله را پاک کند. اساساً مسئله این نیست که نسبت کشته‌شدگان طرفین چقدر است. مگر از جنگ با دشمن خارجی سخن می‌گوییم که بخواهیم تلفات دو طرف را با هم مقایسه کنیم؟

🔹این رویکرد به‌طور ضمنی مرگ انسان‌ها را عادی‌سازی می‌کند. چه نظامی، چه معترض، هر کشته نشانه‌ای از شکست سیاست مرسوم در مواجهه با مسائل جامعه است. استفاده از مرگ به‌عنوان ابزار جدل سیاسی، نه توجیه‌پذیر است و نه اخلاقی. اتفاقاً طرح این گزاره غلط که کشته‌های نظامی سه برابر معترضان بوده‌اند، بیش از آن‌که توجیه‌کننده وضع موجود باشد، پرسش‌برانگیز است. این سخن نه به نفع حاکمیت، بلکه به زیان نیروی انتظامی تمام می‌شود؛ زیرا بلافاصله این سؤال را پیش می‌کشد که این چه نوع سیاست و شیوه مواجهه‌ای است که در آن معترضان باید یک‌سوم نیروی مقابله‌کننده تلفات بدهند؟

🔹از سوی دیگر، استناد به وجود 1/5میلیون نفر معتکف، چه نسبتی با اعتراضات دارد؟ آیا حضور در اعتکاف با نارضایتی و اعتراض اجتماعی در تعارض است؟ اگر معتکف بودن به معنای مخالفت این افراد با معترضان است، پس چرا آنان مستقیماً به حضور مدنی و مسالمت‌آمیز در مواجهه با معترضانی که «اندک» شمرده می‌شوند، برنمی‌خیزند؟ این پرسش ساده نشان می‌دهد که چنین مقایسه‌ای پذیرفتنی نیست.

🔹اعتراض اجتماعی و شرکت در یک آیین مذهبی، فارغ از ارزش‌گذاری‌ها، دو کنش با ماهیت کاملاً متفاوت‌اند. یکی کنشی پرهزینه، پرریسک و مقابله شده است و دیگری کنشی کم‌هزینه، تشویق‌شده و مورد حمایت رسمی. مقایسه عددی این دو، بدون توجه به تفاوت هزینه‌ها و شرایط مشارکت در آنها، نه تحلیل اجتماعی است و نه حتی استدلال سیاسی اقناع‌کننده. این همان مغالطه‌ای است که با اعداد بازی می‌کند تا واقعیت را پنهان سازد.

🔹افزون بر این، دوگانه‌سازی «معنویت یا دلارهای نایاک و موساد» چیزی جز امنیتی‌سازی اعتراضات نیست. در این نگاه اعتراض از یک مسئله اجتماعی و اقتصادی به توطئه‌ای بیرونی تقلیل داده می‌شود و عاملیت داخلی به‌کلی انکار می‌گردد و این روایتی اغواگرانه است. در چنین روایتی دیگر نیازی به پرسش از سیاست‌های ناکارآمد، بحران اعتماد عمومی یا انباشت نارضایتی‌ها و گرانی و تحریم و جنگ و فساد نیست؛ همه‌چیز به خباثت دشمنان حواله داده می‌شود.

🔹مسئله مهم‌تر اما در سطحی کلی‌تر قرار دارد. هرگاه مسئله‌ای سیاسی بروز می‌کند، موتور توجیه‌گری برخی افراد و گروه‌ها بلافاصله روشن می‌شود؛ تلاشی سازمان‌یافته برای آرام کردن خود و دیگران با این پیام که «چیزی نشده»، «نگران نباشید» و «اگر بخواهیم فوراً جمع می‌شوند». این شیوه، نه نشانه اقتدار، بلکه علامت ضعف از طریق انکار مسئله است.

🔹واقعیت آن است که جامعه همزمان می‌تواند هم دیندار باشد و هم معترض، همچنان که پیش از انقلاب هم این‌گونه بود. هنر سیاست و رسانه، فهم این واقعیت پیچیده است، نه انکار یکی به نفع دیگری. تا زمانی که به‌جای فهم هر گونه اعتراض سیاسی و اجتماعی، با آمارسازی و نیز قیاس‌های بی‌ربط و روایت‌های امنیتی پاسخ داده شود، مسئله نه‌تنها حل نخواهد شد، بلکه عمیق‌تر و پرهزینه‌تر بازخواهد گشت.

▫️ادامه مطلب در سایت هم‌میهن آنلاین

📌هم‌میهن را در فضای مجازی دنبال کنید:

🔗سایت | 🔗اینستاگرام | 🔗تلگرام | 🔗 یوتیوب
🔴ابتذال سیاسی، خروجی نظارت استصوابی است

برخی تحلیلگران معتقدند ایران در شرایطی از تعلیق همه‌جانبه قرار دارد؛ وضعیتی که پس از جنگ ۱۲روزه نیز تشدید شده و گاهی از آن با عنوان «بی‌حسی جامعه» یاد می‌شود. در چنین شرایطی، مسئله فقدان تصمیم‌گیری که در مقاطع مختلف در عرصه سیاست ایران مشاهده شده، بیش از گذشته خود را نشان می‌دهد.

هرچه از جنگ ۱۲روزه فاصله می‌گیریم، احساس این تعلیق پررنگ‌تر می‌شود. رفتار سیاسی در ایران نیز به شکلی درآمده که بسیاری برای توصیف آن از مفهوم «ابتذال سیاسی» استفاده می‌کنند. در این قسمت از برنامه «زوم» فرارو، میزبان عباس عبدی، پژوهشگر و فعال سیاسی، بودیم و در این گفت‌وگو کوشیدیم به بررسی وضعیت امروز ایران، عرصه سیاست، فرهنگ و قانون‌گذاری بپردازیم.




https://youtu.be/Z2Zcp0Korxo?si=5BejVBO7m1tfDj8M
🔴چه کسی پنجره را بست؟

🔘این گفتگوی من و آقای مهاجری در ابتدای ۱۴۰۲ انجام شد. انتخابات ۱۴۰۳ فرصتی برای حکومت پیش آورد که جبران کند و نکرد. انتخابات ۴۰۳ فقط توانست یک سال به این دو سالی که گفته بودم اضافه کند و چون استفاده نکردند، پنجره اصلاح درون ساختاری را بستند.



https://ecoiran.com/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%B3%DB%8C-107/32065-%D9%81%D9%82%D8%B7-%D8%AF%D9%88-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B5%D9%84%D8%A7%D8%AD%D8%A7%D8%AA-%D9%88%D9%82%D8%AA-%D9%87%D8%B3%D8%AA
🔴وارد مرحله پنالتی‌ها می‌شویم

🔺باشگاه روزنامه‌نگاران ۵ فروردین ۱۴۰۴

🔹ارزیابی شما از سال پیش رو چیست؟

🔘وقت قانونی این بازی حذفی تمام شده و امسال وارد پنالتی‌ها شده‌ایم. یا می‌رویم به مرحله بالاتر یا حذف می‌شویم.

🔹چه موضوعی شما را نگران می‌کند و چه موضوعی به شما اطمینان خاطر می‌دهد؟

🔘نگرانی از آینده ایران و حذف در این مرحله. اطمینان خاطر درست نیست بجای آن باید از امیدواری پرسید. امید دارم به این که رهبران سیاسی این ظرفیت را دارند تا در شرایط سخت، عینیت را بر ذهنیت؛ و منافع بلندمدت عموم مردم را اولویت دهند.
🔴ضعیف‌ترین مولفه قدرت نظام

🔺پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴

✍️عباس عبدی

🔘شاید برخی گمان کنند اقتصاد ضعیف‌ترین مولفه قدرت حکومت ایران است. ولی به نظر من بخش قدرت نرم و رسانه ضعیف‌ترین مولفه قدرت این ساختار است. این رسانه‌های رسمی قادر به بازتاب دادن حقیقت نیستند "روایت" و "جعل" محورند. در نتیجه مدیران کشور را گمراه می‌کنند. این متن را ۳۵ روز پیش روزنامه جوان علیه من نوشت:

▪️تازه‌ترین ضرب‌الاجل چندماهه عباس عبدی برای پایان نظام

▪️جوان آنلاین ۱۴ اذر ۱۴۰۴: عباس عبدی به تازگی همچون سی، چهل سال قبل گفته است «اگر روند عوض نشود به راحتی ۱۴۰۵ را نمی‌بینیم؛ فکر می‌کنم قبل این سال، اتفاقاتی خارج از اراده سیستم رخ می‌دهد». این یک نمونه از «پیش‌بینی‌های مؤیدخویش» است، یعنی پیش‌بینی‌هایی که شخص انجام می‌دهد به این امید که اتفاق بیفتد!.. آقای عبدی سه ماه بعد از اینکه دکتر پزشکیان را «راهبری» کرد تا در ریاست‌جمهوری موفق شود، به او پیشنهاد استعفا داد و چندی بعد گفت او وقت زیاد [برای تغییرات]ندارد «یا همین امسال یا هیچ‌وقت»! و حتی الان که دو سال گذشته است، به حرف‌های سی، چهل سال گذشته‌اش که سرشار از این تهدید‌ها و ضرب‌الاجل‌هاست فکر نمی‌کند، به این دو سه ضرب‌الاجل بعد از روی‌کارآمدن دولت چهاردهم هم بی‌خیال است، فقط عاشق ضرب‌الاجل است. بهتر است عبدی را دنبال کنید. احتمالاً نخستین نوشته‌اش در آغاز سال جدید این است که «بعید می‌دانم جمهوری اسلامی گرمای تابستان ۴۰۵ را ببیند» و بعد «برگ خزان ۴۰۵ را نمی‌بینیم» و در ماه آذر هم همین نوشته‌اش را کپی و دوباره منتشر می‌کند و فقط ۱۴۰۵ را با ۱۴۰۶ عوض می‌کند.[پایان نقل قول]

🔘اگر من ۳۰ یا ۴۰ است از این ضرب‌الاجل‌ها گفته‌ام دیگر چه ارزش دارد که تحلیل و نقد کنید؟ علت نقد شما این است که این اولین بار بود که چنین چیزی می‌گفتم.

🔘مسأله مهم این است که دروغگویی متن به من زیانی نمی‌رساند، چون جز نقل قول مستقیم از من، بقیه آن خلاف واقع و ساختگی است؛ ولی این متن کسانی را گمراه می‌کند که باید مسایل را حل کنند. این گونه است که در بهترین حالت مصداق دوستی خاله خرسه خواهند شد و در بدترین حالت نیز، آگاهانه در جهت گمراه کردن مسئولین گام بر می‌دارند. بنا به تجربه دیده‌ام معمولا حالت بدتر صادق است.