This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ANDREW SCOTT???
I love it when my favorite gay men support my other favorite gay men.
👏8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Love whatever’s wrong with them.
Forwarded from 𝗅𝖺𝗇𝖽𝗈𝗌𝖼𝖺𝗁' 𝖽𝗂𝖺𝗋𝗂𝖾𝗌 🖤
Forward this message and I'll tell you which team you'd be in if you were a driver, where your first win would be, and who you'd be sharing the podium with.
Limit:who knows?
Limit:who knows?
Moonage Gaydream ¹⁶³³
سلام صبح بخیر یه چیزی شد امروز حوصله ندارم تعریف کنم.
باشه تعریف میکنم. (هیچکس نگفت تعریف کن.)
امروز طرح زوج و فرد بود و من مجبور شدم بعد لیترالی ۶ ۷ ماه تپسی بگیرم. که اونم با بدبختی، کلی طول کشید کسی قبول کنه. انیویز راننده یه خانم بود که بچهی ۳ ۴ سالهش رو هم با خودش اورده بود. و من لیترالی دابل چک کردم با مامانم که از گوشی اون تپسی گرفته بودم که پلاکش همینه چون اینجوری بودم که چرا بچه تو ماشینه. و خب اینجوری بودم که اوکی سینگل مامه یا واتاور و مجبوره با بچهش کار کنه اوکی.
نشستم تو ماشین و همون لحظه annoyed شدم چون انگار وارد دیسکو شدی با صدای اهنگش و وایب اهنگاش. حالا مهم نیست همیشه اینطوریه. بخاری روشن بود، هوای ماشین کیری، خانم کانستنتلی با گوشیش کار میکرد و بنابراین به شدت اروم رانندگی میکرد. و لیترالی در حال رانندگی شروع کرد پیس پیس عطر زدن. And I was like was that necessary؟ حالا کلاً استایل از کون اسمون افتادهش و اینکه کتش رو انداخته بود روی شونههاش و تو هوای ابری عینک افتابی زده بود اصلاً به من و شما ربطی نداره فقط میخوام وایبشو بگیرید.
😭10
بعد هیچی، این عطر کیریش رو زد و میگرن من داشت جیغ میزد در همون لحظه و من تنها کاری رو کردم که یه انسان میکنه، پنجرهی ماشین رو تا یه حدی کشیدم پایین. خانم فرمودن: پنجره رو بکش بالا بچه سردش میشه. و من گفتم اممم تو فضای بسته که بخاری روشن کردید عطر زدید و من حالم داره بد میشه و ایگنورش کردم. یک دقیقه بعد پنجره رو خودش بست. و من اینطوری بودم که ؟؟؟؟ و من دوباره یه کم بعد کشیدمش پایین، لیترالی فقط در حد چند سانتیمتر پنجره باز بود. ات دیس پوینت حس میکردم که با یه پسر بچهی ۴ ساله بحثم شده.
انیویز چند بار این کارو کرد بعد یه دفعه زد کنار و گفت پیاده شو. مایند یو ما وسط اتوبان همت بودیم. و من اینطوری بودم که امم نه؟ باید منو برسونی؟ من اینجا پیاده نمیشم و اینا. بعد حالا من از اینور عجله دارم، دیرم شده، و این داره سرم کصکلک میکنه و اینجوری بودم که باشه بابا گور پدرت پنجره رو میبندم برو. و لیترالی چنان با عقدهی محض بهم گفت «اهااان، افرین» که کاملاً مشخص بود بحث اصلاً پنجرهی کیری و سرمای بچهش نیست و صرفاً میخواد قدرت نداشتهش رو ثابت کنه.
🤯6
بعد من اینجوری بودم که این منو به هر حال به مقصد نمیرسونه چون دنبال بهانهست. زنگ زدم به مامانم که تا من نرسیدم پولشو نریز. بعد شروع کرد. که تو نمیخوای پول منو بدی و اینا. گفتم نه من میدم ولی همون موقع که رسیدم. بعد گفت اصلاً نمیخوام همون پولو پرت میکنم تو صورتت و انیویز برای بار دوم زد کنار وسط اتوبان که پیاده شو. و هاها زنگ زد به کسی که چند دقیقه پیش داشت باهاش صحبت میکرد و گفت الو شما تو کلانتریاید؟ 😭 یه خانم برای من و بچهم مزاحمت ایجاد کرده، بچهم دارم میترسه، پولمو نمیده و حالت طبیعی نداره. من:
😱9🤯1
هیچی من زنگ زدم به خواهرم که بیاد دنبالم و داشتم از ماشین کیریش پیاده میشدم و mind you I’m not a saint so I cursed at her بعد قبل از اینکه در ماشینو ببندم راه افتاد و یه لاستیکش از روی پام رد شد؟
🤯14