محمد جواد اکبرین – Telegram
محمد جواد اکبرین
18K subscribers
270 photos
368 videos
8 files
583 links
یادها و یادداشت‌ها
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یک‌طرف، مردمی که قبلا همه راه‌ها را برای اصلاح و تغییر امتحان کرده‌اند و طرف دیگر، حکومتی که اصرار دارد به مسیر گذشته‌اش ادامه ‌دهد. در این تقابل، قدرت و خشم مردم تعیین‌کننده است و مسیری را پیش می‌برد که کنترل آینده‌اش از توان دولت و حکومت جمهوری اسلامی خارج است.

@Akbarein
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
علفزار هرزی که باید درو شود، جمهوری اسلامی است!

🔹محمدجواد اکبرین

خامنه‌ای ۲۰ خرداد ۱۳۷۱، پس از اعتراضات آن سال در مشهد گفت: «دستگاه‌های انتظامی باید با اینها برخورد کنند. مثل علف هرزه، باید اینها را بکَنند و درو کنند و دور بیندازند». امروز، ۳۳ سال بعد از آن اعتراضات گفته: «یک عده آدم تحریک شده‌ی مزدور دشمن پشت سر بازاری‌ها ایستادند…/اغتشاشگر را باید جای خودش نشاند»! در این ۳۳ سال، ایران ۳ دولت و یک مجلس «اصلاح‌طلب» و ۵ جنبش و اعتراض سراسری و دهها اعتراض محلی را تجربه کرد تا مطمئن شود هیچ تلاشی برای اصلاح و تغییر جواب نمی‌دهد و به این نتیجه برسد که: آن علفزار هرزی که باید درو شود اصل نظام جمهوری اسلامی است.


@Cheshmanews
🔹اینستاگرام چشما
«ادامه‌ی سیاست غلبه به وسیله‌ی ایجاد خوف، نهایتا در نقطه‌ای به ضد خود تبدیل و آنگاه آمدن “روز خشم” و روزهای غضب ملی اجتناب‌ناپذیر می‌شود. فراعنه معمولا زمانی صدای ملت را می‌شنوند که بسیار دیر شده است».

@akbarein
Forwarded from کافه نون
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در قطع سراسری اینترنت، جمهوری اسلامی چگونه دارد حقیقت کشتار و سرکوب دیشب را وارونه و اخبار را مدیریت می‌کند؟

🎥 منصوره حسینی یگانه
روزنامه‌نگار
@CafeNoun
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تفاوت سخنان خامنه‌ای در این دوره از اعتراضات با دوره‌های گذشته

📹 ایران‌اینترنشنال | ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴
@Akbarein
✉️ متأسفانه تمام راه‌ها برای مهار سرکوب و نجات جان هم‌وطنان‌مان به بن‌بست خورده و خروج از این وضعیت، نیازمند کمک بین‌المللی است

در پی کشتار صدها نفر در ایران همزمان با قطع کامل اینترنت و ارتباطات، ۷ چهره سیاسی، حقوقی، هنری و مطبوعاتی از دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا خواستند تا به وعده خود برای مهار سرکوب در ایران کمک کند. در بخشی از این نامه آمده است: «اکنون که متأسفانه تمام راه‌ها برای مهار سرکوب و نجات جان هم‌وطنان‌مان به بن‌بست خورده، خروج از این وضعیت، نیازمند کمک بین‌المللی است».

محمد جواد اکبرین (دین‌پژوه و روزنامه‌نگار) نازنین انصاری (مدیر مسئول کیهان لندن و روزنامه‌نگار)، فواد پاشایی (دبیر کل حزب مشروطه ایران)، یزدان شهدایی (سخنگوی شورای گذار) شیرین عبادی (حقوقدان و برنده جایزه صلح نوبل)، محسن مخملباف (نویسنده و کارگردان) و عبدالله مهتدی (دبیرکل حزب کومله کردستان ایران) این نامه را امضا کرده‌اند.

🔗متن فارسی و انگلیسی نامه
@Akbarein
🔶 اکبرین: نامه به ترامپ قدمی است از جنس همکاری ملی و بین‌المللی

🔻 مصاحبه‌ای از میترا شجاعی

شیرین عبادی، برنده نوبل صلح به همراه شش نفر دیگر نامه‌ای خطاب به دونالد ترامپ، رییس جمهوری آمریکا نوشته و از او خواسته‌اند تا به "وعده" خود برای کمک به مردم ایران عمل کند.

آنها در این نامه با اشاره به سابقه کشتار مردم در زمان قطعی انیترنت در آبان ۹۸ نوشته‌اند: «اکنون که متأسفانه تمام راه‌ها برای مهار سرکوب و نجات جان هم‌وطنان‌مان به بن‌بست خورده، خروج از این وضعیت، نیازمند کمک بین‌المللی است.»

نویسندگان این نامه با اشاره به اینکه ترامپ "سه بار وعده" داده تا در صورت کشتار معترضان به کمک مردم ایران بیاید، نوشته اند: «اکنون وقت آن است که با اقدام خود علیه دستگاه سرکوب، به وعده خود عمل کنید و مانع از ادامه کشتار مردمی شوید که خواستار کرامت، عدالت و آزادی‌اند.»

محمد جواد اکبرین؛ دین‌پژوه و روزنامه نگار، نازنین انصاری؛ مدیر مسئول کیهان لندن و روزنامه‌نگار، فواد پاشایی؛ دبیر کل حزب مشروطه ایران، یزدان شهدایی؛ سخنگوی شورای گذار، شیرین عبادی؛ حقوق‌دان و برنده جایزه صلح نوبل، محسن مخملباف؛ نویسنده و کارگردان وعبدالله مهتدی؛ دبیرکل حزب کومله کردستان ایران امضاکنندگان این نامه هستند.
@dw_farsi
Forwarded from کافه نون
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 ده و ده | هر شب با مرور یک خبر:

دفاع پزشکیان از کشتار و سرکوب مردم!

@CafeNoun
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
وقتی همه راههای داخلی بسته می‌شود و مردم را پشت درهای بسته می‌کشند و کاری از دست هیچکس برنمی‌آید کمک گرفتن از قدرت خارجی، کاری ضروری و اضطراری است. شرط اول ملی بودن، حفاظت از ملت ایران است. ملی بودن چنانکه از اسمش پیداست بدون توجه به اتفاقی که دارد برای ملت می‌افتد بی‌معناست.

۲۱ دی‌ماه ۱۴۰۴ | BBC فارسی

@Akbarein
روزنامه ساندی تایمز در گزارش جدیدی به نقل از پزشکان نوشته است که دستکم ۱۶هزار و ۵۰۰ معترض ایرانی توسط سرکوبگران جمهوری اسلامی کشته و ۳۳۰ هزار معترض ایرانی دیگر زخمی شده‌اند.
این گزارش می‌گوید که بیشتر آنها در دو روز کشتار کامل (پنجشنبه ۱۸ و جمعه ۱۹ دی) کشته شدند.
ساندی تایمز این کشتار را »وحشیانه‌ترین سرکوب رژیم آخوندی در ۴۷ سال حیات آن» توصیف کرده است.
@VahidHeadline
بر اساس گزارشی که روزنامه ساندی‌تایمز منتشر کرده، شمار جان‌باختگان سرکوب اعتراضات سراسری در ایران ممکن است به حدود ۱۶ هزار و ۵۰۰ نفر رسیده باشد.

این گزارش که به قلم کریستینا لمب نوشته شده، به یک گزارش محرمانه منتسب به پزشکان داخل ایران استناد می‌کند. طبق این گزارش، علاوه بر کشته‌شدگان، بیش از ۳۳۰ هزار نفر نیز در جریان اعتراضات زخمی شده‌اند.

ساندی‌تایمز می‌نویسد در سایه قطع سراسری اینترنت و ارتباطات، امکان ثبت و راستی‌آزمایی مستقل وقایع به‌شدت محدود شده و پزشکان از افزایش ابعاد خشونت و تلفات خبر داده‌اند.

در این گزارش آمده است که نیروهای حکومتی با استفاده از سلاح جنگی و تک‌تیراندازها به معترضان شلیک کرده‌اند و بسیاری از قربانیان را جوانان زیر ۳۰ سال تشکیل می‌دهند. همچنین به مواردی از انتقال اجساد از بیمارستان‌ها و دفن‌های مخفیانه اشاره شده است.

ساندی‌تایمز تاکید می‌کند که به‌دلیل محدودیت‌های ارتباطی، تایید مستقل این آمارها دشوار است و منابع حقوق بشری دیگر ارقام متفاوتی ارائه داده‌اند.

این گزارش در حالی منتشر می‌شود که نگرانی‌ها درباره وضعیت حقوق بشر و سرکوب معترضان در ایران همچنان ادامه دارد.
VahidOOnLine
روزنامه ساندی‌تایمز به نقل از پزشکان داخل ایران نوشت احتمالا بیش از ۸ هزار معترض در سراسر ایران نابینا شده باشند.
@VahidOOnLine

📡 @VahidOnline
«ردِ خون» را پاک نکنیم

✍️ طاها پارسا

هر بار که معترضان در ایران کشته می‌شوند، معمولا بلافاصله روایت‌هایی ساخته می‌شود که می‌خواهند یک چیز را از مرکز تصویر بیرون بکشند: مسئولیت حکومت در شلیک به مردم. به‌جای آن، فهرستی از مقصرهای جایگزین ردیف می‌شود: معترضان، فعالان، رسانه‌ها، یا قدرت‌های خارجی. این جابه‌جایی، یک خطای ساده نیست؛ یک تکنیک قدیمی است به نام «مغالطه‌ی علت جعلی».

مغالطه‌ی علت جعلی یعنی نسبت دادن یک فاجعه به چیزی که علت واقعی آن نیست. یعنی به‌جای کسی که ماشه را کشیده، بهانه‌ای را به‌عنوان عامل معرفی کنی. در سیاست، این مغالطه ابزاری است برای پاک‌کردن ردِ قدرت، ردِ خون!

اولین روایت می‌گوید: «اگر مردم به خیابان نمی‌آمدند، کشته نمی‌شدند.» این جمله ظاهراً بدیهی است، اما از نظر اخلاقی و منطقی معیوب. (مانند آن است که بگوییم «اگر ازدواجی صورت نگیرد طلاقی هم صورت نمی‌گیرد»). اعتراض، حتی اگر پرتنش باشد، گلوله نیست. حضور در خیابان، ماشه نیست. هیچ انسانی با شعار دادن کشته نمی‌شود؛ با شلیک کشته می‌شود. وقتی مرگ به گردن اعتراض انداخته می‌شود، در واقع قربانی جای قاتل نشانده شده است.

روایت دوم تقصیر را به گردن کسانی می‌اندازد که صدا دارند: خبرنگاران، فعالان، یا کسانی که فراخوان داده‌اند. گفته می‌شود آن‌ها مردم را «تحریک» کردند و پس مسئول خون‌ریزی‌اند. این منطق یعنی نوشتن و گفتن از اسلحه خطرناک‌تر است. یعنی پیام از گلوله مجرم‌تر است. این همان جابه‌جایی علت است: به‌جای تمرکز بر کسی که اختیار سلاح دارد، انگشت اتهام به سمت کسی می‌رود که فقط اطلاع داده یا دعوت کرده است.

روایت سوم پای دشمن خارجی را وسط می‌کشد: آمریکا، اسرائیل، یا هر نام آشنای دیگری. حتی اگر قدرت‌های خارجی بخواهند از ناآرامی‌ها بهره‌برداری کنند، باز هم یک حقیقت تغییر نمی‌کند: آن‌ها گلوله را شلیک نکرده‌اند. آن‌ها فرمانده نیروهای امنیتی ایران را منصوب نکرده‌اند. آن‌ها دستور آتش نداده‌اند. روایت «دشمن خارجی» بیش از آن‌که توضیح علت باشد، تلاشی است برای مشروع جلوه‌دادن خشونت.

علت واقعی اما ساده و سنگین است: حکومتی که تصمیم می‌گیرد برای حفظ قدرت، جان شهروندانش را بگیرد. اعتراض فقط لحظه‌ای است که این تصمیم آشکار می‌شود. اگر اعتراض نبود، شاید بهانه‌ای دیگر پیدا می‌شد؛ مسئله خودِ اعتراض نیست، مسئله ساختاری است که خشونت را ابزار بقا می‌داند.

نزاع بر سر «علت» نزاعی نظری نیست، خطایی منطقی است. اگر علت را اشتباه بگیریم، عدالت ناممکن می‌شود. اگر بپذیریم که مردم، فعالان یا دشمنان خارجی باعث کشتار شده‌اند، آنگاه قاتل واقعی از قاب بیرون می‌رود و راه برای تکرار جنایت باز می‌ماند.

در سیاست، خطرناک‌ترین دروغ این نیست که بگویی خون ریخته نشد؛ این است که بگویی خون به‌خاطر چیز دیگری ریخته شد.
اگر علت را گم کنیم، قربانی‌ها دوباره قربانی می‌شوند؛ این‌بار در روایت!

*وبسایت زیتون
Forwarded from کافه نون
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«هولوکاست ایرانی» یک استعاره‌ی سیاسی است نه یک مقایسه تاریخی. حرکت گروهی برای استفاده از این تعبیر و این هشتگ، به فهم جهانی از جنس فاجعه‌ای که در ایران اتفاق افتاده کمک می‌کند. چون جهان این نام را به خوبی می‌شناسد و با یک کلمه بدون توضیح، متوجه قتل عام می‌شود.
#IranianHolocaust

🎥 منصوره حسینی یگانه
در گفت‌وگو با سیما ثابت

@CafeNoun
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️معترضِ محاصره‌شده در داخل چه می‌تواند بکند؟ نیروی سیاسی در خارج چه می‌تواند بکند؟

کاری که در داخل کشور می‌توانند بکنند ثبت حقیقت است در برابر روایت‌سازی‌های جمهوری اسلامی. شاهدان عینیِ این قتل عام، مشاهدات، ویدئوها و صداهای‌شان را جایی ثبت کنند تا روزنه‌ای به جهان بیرون باز شود. اما نیروی سیاسی در خارج باید با استفاده از ارتباط و اعتبارش بخشی از ستاد پیگیریِ مداخله بشر دوستانه شود؛ شعارهایی مثل «تغییر از داخل بدون مداخله خارجی» از بس بدون پشتوانه تکرار شد تنها خاصیتی که داشت این بود که به جمهوری اسلامی برای جنایت بیشتر فرصت داد و هزار بر هزار، بر فهرست کشته‌شدگان و مجروحان و محرومان از زندگی افزود. به جای تکرار بیهوده و مبتذل این شعارها و بیانیه‌ها، باید از دولت خارجی کمک گرفت. برای رهایی از ماشین قتل عام جمهوری اسلامی راهی به جز کمک گرفتن از نیروی خارجی باقی نمانده است.

گفت‌وگو با BBC فارسی
۲۸ دی‌ماه ۱۴۰۴
#iranianholocaust
@Akbarein
بیانیه ۱۴ امضایی؛ احتیاط نامتقارن و مسئولیت‌پذیری ناتمام

✍🏻 طاها پارسا


♾️ متن بیانیه، به‌ویژه از آن‌جا که از سوی چهره‌هایی منتشر شده که در بیرون از کشور زندگی می‌کنند و اغلب در نیمه‌ی دوم عمر خود به سر می‌برند، از محدودیت‌ها و هزینه‌های عینیِ میدان داخلی فاصله می‌گیرد. این فاصله، خواه‌ناخواه، خطر نوعی ساده‌دلی را در پی دارد: ساده‌دلی نه به معنای فقدان هوش یا دانش، بلکه به معنای دوری و میزان تاثیرپذیری از میدان، و نادیده‌گرفتن نسبت نابرابر قدرت و بی‌توجهی به این واقعیت که هر جمله‌ی «متوازن» و «میانه‌رو»، در ساختاری نامتوازن، چگونه می‌تواند به زیان ضعیف‌تر تمام شود.

🔗منبع و متن کامل
@Akbarein
چرا واتسلاو هاول و هابرماس با مداخله بشردوستانه موافق بودند؟
🔶و پاسخی به مخالفان مداخله بشردوستانه به وضعیت ایران

چشما بررسی می‌کند


«آیا مرزهای جغرافیایی می‌توانند سپری برای جنایت علیه بشریت باشند؟» بحران کوزوو در اواخر قرن بیستم، جهان را با پارادوکس سهمگینی روبرو کرد: تقابل «حق حاکمیت دولت‌ها» با «حق حیات انسان‌ها». در حالی که مخالفان مداخله، از سقوط نظم بین‌الملل سخن می‌گفتند، اندیشمندانی چون واتسلاو هاول و یورگن هابرماس، با تکیه بر اخلاق و حقوق جهان‌وطنی، استدلال کردند که "انسان" بر "دولت" مقدم است. امروز، با بازخوانی فاجعه ایران در دی‌ماه ۱۴۰۴، بار دیگر این پرسش کلیدی جان می‌گیرد که وقتی حاکمیتی به ماشین کشتار بدل می‌شود، آیا سکوت جامعه جهانی معنایی جز همدستی در جنایت دارد؟ این نوشتار با نگاهی به آرای هاول و هابرماس، به واکاوی ضرورت مداخله بشردوستانه در برابر تروریسم دولتی می‌پردازد.

📎یادداشت کامل
@Cheshmanews
🔹اینستاگرام چشما
هفت نکته در دفاع از مداخله خارجی!

نوشته‎ی محمدجواد اکبرین


این یادداشت در دفاع از «ضرورت مداخله بشردوستانه»، طی ۷ نکته توضیح می‌دهد که چرا ما با یک بحران گذرا روبرو نیستیم؛ بلکه با یک «ماشین کشتار نهادینه» روبروییم که توقف موقتش، نه به معنای مصالحه و فرصت اصلاح، بلکه به معنای تجدید قوا برای جنایت بعدی است و این یعنی «مداخله بشردوستانه» یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت است.

📎یادداشت کامل

@Cheshmanews
🔹اینستاگرام چشما
▪️چرا دهها ‌هزار؟

برخی می‌پرسند چرا رسانه‌ها به جای اعلام نام و شمارش دقیق کشته‌شدگان، آمار تخمینی اعلام می‌کنند؟ در تازه‌ترین نمونه، امروز گاردین در گزارشی تحقیقی، عدد کشته‌شدگان فاجعه دی‌ماه را تا ۱۰ برابر آمار رسمی (حدود ۳۰ هزار تن) تخمین زده است. 

وقتی آمار اعلامی دولت حتی با گزارش شورای امنیت کشور هم نمی‌خواند چه رسد به تصاویر و روایت شاهدان عینی؛ نوبت به تخمین می‌رسد. بماند که صدها ساعت خاموشی مطلق اینترنت و تهدید ارسال‌کنندگان تصویر به رسانه‌ها، دسترسی به حقیقت را بسیار دشوارتر کرده است.

فرض کنیم گزارش شورای امنیت کشور درست باشد؛ دبیر شورای امنیت می‌گوید: درگیری‌ها در بیش از ۴۰۰ شهرستان جریان داشته. اگر به طور میانگین هر شهرستان را شامل ۳ تا ۴ شهر بدانیم، با شبکه عظیمی از نقاط درگیری (حداقل ۱۲۰۰ شهر) مواجهیم. ویدیوهای منتشر شده از بیمارستان‌ها و‌ روایت پزشکان و شاهدان از کانتینرهای یخچالی به دلیل پر شدن ظرفیت سردخانه‌ها بر یک بحران انسانی در مقیاس وسیع گواهی می‌دهد. اگر در هر یک از این صدها شهر، تنها به طور میانگین ۲۰ نفر جان باخته باشند (عددی که با توجه به استقرار دوشکا و شلیک‌های مستقیم و بی‌مهابا بسیار محتاطانه و حتی غیرواقعی است)، مجموع آمار به سادگی از مرزهای ۱۰ و ۲۰ هزار نفر عبور می‌کند، بماند که از صدها شهر روایت‌هایی فراتر از حداقل صد کشته وجود دارد. 

تازه ما تنها با آمار کشته‌شدگان روبه‌رو نیستیم؛ این کوه یخ شامل صدها هزار زخمی، هزاران مورد شلیک هدفمند به چشم‌ها و شمار نامعلومی از ناپدیدشدگان قهری است. تخمین بالای رسانه‌ها، کاری شبیه آواربرداری در فاجعه‌ای است که زیر لایه‌های قطع اینترنت و فشارهای امنیتی بر خانواده‌ها و تهدید راویان و شاهدان، در حال دفن شدن است. 

در فضای فقدان شفافیت، وظیفه رسانه و نهادهای حقوق بشری از «تدقیق» به «تخمین» تغییر پیدا می‌کند. تا زمانی که یک کمیته حقیقت‌یاب مستقل زیر نظر سازمان ملل اجازه ورود به ایران و دسترسی به اسناد پزشکی قانونی، آرامستان‌ها و بیمارستان‌ها را نداشته باشد، ارائه هرگونه آمار قطعی، کمک به «عادی‌سازی فاجعه» است.

📹 محمد جواد اکبرین
@Akbarein
▪️این خطا نیست؛ خط است!

هفت ماه پس از جنگ ۱۲ روزه، اظهارات جانشین قرارگاه امنیتی ثارالله درباره نمونه‌ای از خبرسازی در آن روزها، تصویری بزرگتر از یک خطا را به ما نشان می‌دهد. او می‌گوید تیمی که در خردادماه ۱۴۰۴ به عنوان «شبکه پهپاد سازی موساد» کشف و به مردم معرفی شده بود اصلا وجود نداشت و بازداشت‌شدگان، همکاران وزارت دفاع بودند که اشتباهی بازداشت شدند. این داده اما نه یک خطا، که خطی امنیتی و رسانه‌ای در سیستم حکمرانی و ماشین روایت‌سازیِ جمهوری اسلامی است که از قضا در این روزها به مخاطب کمک می‌کند تا مدل حکومت در روایت قتل عام را روشن‌تر درک کند.

یکم: برای اینکه بدانیم چرا این تنها یک «خطا» نیست، بلکه یک خط است، ابتدا روایت را دقیق‌تر مرور کنیم. حسین نجات، جانشین قرارگاه ثارالله که مسئولیت امنیت پایتخت را بر عهده دارد می‌گوید: «در جنگ دوازده روزه هیچ کارگاه پهپاد انتحاری در ایران کشف نشد و فراجا به اشتباه کارگاه‌های دانش‌بنیان دارای پوشش وزارت دفاع و نیروی هوافضای سپاه پاسداران را زده بود که برای حفظ پوشش‌شان نگفته بودند برای کجا کار می‌کنند».  حالا برگردیم به ۲۵ و ۲۶ خرداد، زمانی که این خبر، تیتر اول اخبار کشور بود. آن روز سردار رادان فرمانده کل نیروی انتظامی اعلام کرد: «همکاران ما در سازمان اطلاعات فراجا، کارگاهی را که در آن ریزپرنده‌ها برای عملیات‌های کور در تهران مونتاژ می‌شد، شناسایی و منهدم کردند. متهمان این پرونده مستقیم با افسران رژیم صهیونیستی در ارتباط بودند». صدا و سیما هم در شرح خبر گفت که آنها برای آموزش به اربیل و باکو رفته بودند و رمز ارزهای اسراییلی برای‌شان شارژ می‌شد. اگر اصل بازداشت محصول خطا بود؛ ساختن و پرداختن جزئیاتی مثل آموزش در کشور ثالث و واریز ارز دیجیتال، محصول چه بود؟

دوم: قابل فهم است که دیکتاتور تهران با تعدد نهادهای امنیتی گرفتار بحرانی شده باشد که نیروهایش به جای تدبیر سریعتر، به شکار سریع‌تر روی آورند تا از کارنامه‌شان دفاع کنند و این البته نتیجه طبیعی حکمرانی اوست. اما بنابر ادعای سردار نجات، نه تنها یک کارگاه محرمانه را بدون استعلام، «کشف» کردند بلکه برای آنکه «خطای بازداشت نیروهای خودی» پنهان شود، سناریوهای تخیلی را به پرونده الصاق کرده‌اند. حالا تصور کنید کسانی را که  بر اساس این اخبار دروغین (حضور تیم‌های پهپادی موساد در تهران) تحلیل می‌کنند و تصمیم می‌گیرند و نوع واکنش نظامی و امنیتی کشور را با این داده‌ها محاسبه می‌کنند. 

سوم: دقیقاً همین الگو در برخورد با اعتراضات و کشتار دی‌ماه ۱۴۰۴ تکرار شده است. دستگاهی که توانست برای نخبگان وزارت دفاع خودی، هویتِ «جاسوس موساد» بسازد، به طریق اولی برای معترضان و جان‌باختگان دی‌ماه نیز روایت‌سازی می‌کند و آنها را به «تیم‌های هدایت‌شده از خارج» نسبت می‌دهد. چنانکه همین روزها در روایت اعتراضات دی‌ماه، بارها از کشف «انبار اسلحه» یا «اعترافات لیدرهای وابسته» خبر داده‌اند. این رویه در مورد وقایع دی‌ماه، فاجعه‌بارتر است. وقتی روایت رسمی درباره یک «کارگاه فیزیکی» تا این حد دروغین است، روایت آن‌ها درباره هویت و انگیزه معترضان و قاتلان و کشته شدگان در خیابان‌ها به مراتب بی‌اعتبارتر است. 

تضاد میان گفته‌های سردار رادان در خرداد و سردار نجات در بهمن، نشان می‌دهد که سیستم امنیتی جمهوری اسلامی در بحران‌ها نخست شهروندانی را شکار می‌کند و سپس از آنها دشمنی می‌سازد که وجود ندارد تا بتواند پیروزی‌هایی را جشن بگیرد که واقعی نیست. در چنین ساختاری، دروغ نه یک ابزار ثانویه، بلکه ستون اصلی روایت‌گری برای فریب و بقاست.

📝 محمدجواد اکبرین
@Akbarin