لنگان لنگان پا بر زمین میکشید و به سمتش میرفت؛ یا حداقل، به سمتی که فکر میکرد او در آنجاست.
اجسام به دور سرش میرقصیدند و سعی در پرت کردن حواس مجنون داشتند و اما او، فقط به دنبال لیلی از کوچه لیلا میگذشت.
ستارهها کوچه را روشن کردند و خانه را به مجنون نشان دادند، تا شاید مجنون به عقل آید.
لیلی در میان ستارهها برای مجنونش گریه میکرد، اشکهای لیلی به سر مجنون میریختند و مجنون را مجنونتر میکردند.
اجسام به دور سرش میرقصیدند و سعی در پرت کردن حواس مجنون داشتند و اما او، فقط به دنبال لیلی از کوچه لیلا میگذشت.
ستارهها کوچه را روشن کردند و خانه را به مجنون نشان دادند، تا شاید مجنون به عقل آید.
لیلی در میان ستارهها برای مجنونش گریه میکرد، اشکهای لیلی به سر مجنون میریختند و مجنون را مجنونتر میکردند.
🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برلین : و همینجوری با دو تا از معروفترین جملات سینما ترکم میکنی؟ "باید حرف بزنیم" و "از این سختترش نکن"؟
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
خود را پایین پرتاب کرد، صدایی نیامد.
شاید پرواز کرده بود؟ پیکرش بر زمین دیده نمیشد.
روحش از آسمان دست تکان میداد و ابر برایش میگریست.
شاید پرواز کرده بود؟ پیکرش بر زمین دیده نمیشد.
روحش از آسمان دست تکان میداد و ابر برایش میگریست.
نیازمند یک الن در زندگی هستم...
- Le Magasin des suicides
- Le Magasin des suicides
🌚1
ترکم نکن الن..
بالهاتو باز نکن فرشته کوچولوی من..
حتی بعد از اینکه بهم امید دادی هم نرو، بدون تو باز از دستش میدم..
الن من از پیشم نرو..
مغازه رو عوض میکنم، هرکاری بگی میکنم، فقط...
بال هاتو باز نکن فرشته من...
بالهاتو باز نکن فرشته کوچولوی من..
حتی بعد از اینکه بهم امید دادی هم نرو، بدون تو باز از دستش میدم..
الن من از پیشم نرو..
مغازه رو عوض میکنم، هرکاری بگی میکنم، فقط...
بال هاتو باز نکن فرشته من...
🌚2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM