- من این همه یادگاری به تو دادهام. زلفم را، خون تنم را. تو به من چه یادگاری میدهی؟
+ اول که من به تو یادگاری دادم، دلم را.
#دیالوگ
بامداد خمار - فتانه حاج سیدجوادی
✏️@amozshalpha
+ اول که من به تو یادگاری دادم، دلم را.
#دیالوگ
بامداد خمار - فتانه حاج سیدجوادی
✏️@amozshalpha
💔12❤2
🍃| نوشتن داستان به روش یادداشت یا روایت یادداشت گونه:
هنگام استفاده از این شیوه به سه نکته باید توجه داشت:
الف) از آنجا که در یادداشت های روزانه، نویسنده معمولا حوادث برجسته زندگی اش را انتخاب و ثبت می کند، به نظر می رسد این شیوه می تواند برای نوشتن داستان های پرماجرا کاربرد بیشتری داشته باشد.
ب) همان طور که پراکنده گویی ها یادداشت ها را طبیعی تر جلوه می دهند، این حرف های به ظاهر پراکنده می توانند به داستان هم برجستگی بدهند و اگر هم ارتباط مستقیمی با ماجرای داستان نداشته باشند، می توانند در معرفی مکان و نوع داستان یا زوایای درونی شخصیت های داستان به نویسنده کمک کنند.
ج) یادداشت ها اغلب خصوصی اند و همین خصوصی بودن شان باعث ایجاد حس مشترک بین خواننده و نویسنده می شود.
فرق این شیوه با نامه نگاری این است که در این شیوه فرد یا افراد خاصی طرف توجه نیستند، بلکه مخاطب، خواننده است و نگارش با زاویه دید اول شخص انجام می گیرد.
✏️@amozshalpha
در این روش داستان، با تنظیم و تدوین یادداشت های روزانه شکل می گیرد و چون معمولا یادداشت ها، لحنی گزارشی و غیر احساسی دارند برای خواننده باورپذیرند
هنگام استفاده از این شیوه به سه نکته باید توجه داشت:
الف) از آنجا که در یادداشت های روزانه، نویسنده معمولا حوادث برجسته زندگی اش را انتخاب و ثبت می کند، به نظر می رسد این شیوه می تواند برای نوشتن داستان های پرماجرا کاربرد بیشتری داشته باشد.
ب) همان طور که پراکنده گویی ها یادداشت ها را طبیعی تر جلوه می دهند، این حرف های به ظاهر پراکنده می توانند به داستان هم برجستگی بدهند و اگر هم ارتباط مستقیمی با ماجرای داستان نداشته باشند، می توانند در معرفی مکان و نوع داستان یا زوایای درونی شخصیت های داستان به نویسنده کمک کنند.
ج) یادداشت ها اغلب خصوصی اند و همین خصوصی بودن شان باعث ایجاد حس مشترک بین خواننده و نویسنده می شود.
فرق این شیوه با نامه نگاری این است که در این شیوه فرد یا افراد خاصی طرف توجه نیستند، بلکه مخاطب، خواننده است و نگارش با زاویه دید اول شخص انجام می گیرد.
✏️@amozshalpha
🔥2
🖋با چالش تاساندازی داستانی علمیتخیلی بنویس!
🎲|• تاس اول ایده علمیتخیلی داستان رو تعیین میکنه!
۱. سفر در زمان
۲. ارتباط با فرازمینیها
۳. ظهور فناوری کلون انسانها
۴. استعمار دیگر سیارات
۵. فناوری کنترل ذهن
۶. فناوری ارتباط با حیوانات
🎲|• تاس دوم شخصیت اصلی داستان رو مشخص میکنه!
۱. دانشمند کهنسالی که سالهاست از علم فاصله گرفته.
۲. بچهای ساکن مزرعه.
۳. مقامی سیاسی.
۴. پرندهای کوچک.
۵. کارگری تحت ستم.
۶. فرازمینیای که به تازگی با انسانها آشنا شده.
✏️@amozshalpha
🎲|• تاس اول ایده علمیتخیلی داستان رو تعیین میکنه!
۱. سفر در زمان
۲. ارتباط با فرازمینیها
۳. ظهور فناوری کلون انسانها
۴. استعمار دیگر سیارات
۵. فناوری کنترل ذهن
۶. فناوری ارتباط با حیوانات
🎲|• تاس دوم شخصیت اصلی داستان رو مشخص میکنه!
۱. دانشمند کهنسالی که سالهاست از علم فاصله گرفته.
۲. بچهای ساکن مزرعه.
۳. مقامی سیاسی.
۴. پرندهای کوچک.
۵. کارگری تحت ستم.
۶. فرازمینیای که به تازگی با انسانها آشنا شده.
✏️@amozshalpha
🔥3❤1😍1
تجدید دیدار تنها زمانی اتفاق میافتدد که جدایی دردناک باشد.
هرچه این جدایی طولانیتر و سختتر باشد ؛وقتی درنهایت بهم میرسند ضربهی محکمتری به احساسات خواننده وارد میشود.
••در مورد طعم آن تصمیم بگیرید. همه تجدید دیدارها آغوش و اشک نیستند. گاهی تلخ هستند. گاهی اوقات به شدت ناخوشایند هستند. گاهی فردی که برمیگردد دیگر مثل قبل نیست و تجدید دیدار... اشتباه به نظر میرسد. از خود بپرسید: آیا این یک تسکین، شوک، دلشکستگی یا ترکیبی از هر سه است؟
••به احساسات تکیه کنید. مردم با وقار به هم نمیپیوندند. آنها تلو تلو میخورند، در کلمات گیر میکنند، خشکشان میزند یا خیلی حرف میزنند. برخی با آغوش هجوم میآورند، برخی دیگر آنجا میایستند و میگویند: «اصلاً چه بگویم؟» در آن آشفتگی ناخوشایند بازی کنید
••از جزئیات کوچک استفاده کنید. موضوع فقط لحظه بزرگ «در آغوش هم افتادن» نیست. صدای قدمها قبل از دیده شدن است. تردید در صداست. اینکه تا وقتی همدیگر را لمس نکنند، کاملاً باور نمیکنند. آن جزئیات حسی و خاص همان چیزی است که باعث میشود خوانندگان هم احساس کنند که آنجا هستند.
تغییر را بپذیرید. زمان جدایی آدمها را تغییر میدهد. حتی اگر فقط چند ماه بوده باشد، چیزی متفاوت است. یک زخم. یک عادت جدید. یک نگاه سختتر. یک لبخند ملایمتر. نشان دهید که جدایی چگونه آنها را شکل داده است، بنابراین دیدار مجدد فقط از جایی که متوقف شده بودند شروع نمیشود، بلکه دو آدم تغییر یافته هستند که دوباره با هم برخورد میکنند...
✏️@amozshalpha
اگر شخصیتهای شما تنها سه صفحه از هم دور بودهاند توقع نداشته باشید که دیگران با دوباره دیدن این دو باهم گریه کنند!
هرچه این جدایی طولانیتر و سختتر باشد ؛وقتی درنهایت بهم میرسند ضربهی محکمتری به احساسات خواننده وارد میشود.
••در مورد طعم آن تصمیم بگیرید. همه تجدید دیدارها آغوش و اشک نیستند. گاهی تلخ هستند. گاهی اوقات به شدت ناخوشایند هستند. گاهی فردی که برمیگردد دیگر مثل قبل نیست و تجدید دیدار... اشتباه به نظر میرسد. از خود بپرسید: آیا این یک تسکین، شوک، دلشکستگی یا ترکیبی از هر سه است؟
••به احساسات تکیه کنید. مردم با وقار به هم نمیپیوندند. آنها تلو تلو میخورند، در کلمات گیر میکنند، خشکشان میزند یا خیلی حرف میزنند. برخی با آغوش هجوم میآورند، برخی دیگر آنجا میایستند و میگویند: «اصلاً چه بگویم؟» در آن آشفتگی ناخوشایند بازی کنید
••از جزئیات کوچک استفاده کنید. موضوع فقط لحظه بزرگ «در آغوش هم افتادن» نیست. صدای قدمها قبل از دیده شدن است. تردید در صداست. اینکه تا وقتی همدیگر را لمس نکنند، کاملاً باور نمیکنند. آن جزئیات حسی و خاص همان چیزی است که باعث میشود خوانندگان هم احساس کنند که آنجا هستند.
تغییر را بپذیرید. زمان جدایی آدمها را تغییر میدهد. حتی اگر فقط چند ماه بوده باشد، چیزی متفاوت است. یک زخم. یک عادت جدید. یک نگاه سختتر. یک لبخند ملایمتر. نشان دهید که جدایی چگونه آنها را شکل داده است، بنابراین دیدار مجدد فقط از جایی که متوقف شده بودند شروع نمیشود، بلکه دو آدم تغییر یافته هستند که دوباره با هم برخورد میکنند...
و خیلی سریع آن را قطع نکنید. دیدار مجدد نباید یک خط دیالوگ باشد و بعد بوم، طرح داستان پیش برود. در آن بنشینید و بگذارید شخصیتها واکنش نشان دهند، گریه کنند، بحث کنند، بخندند، یا حتی فقط در سکوت کنار هم بنشینند.
✏️@amozshalpha
😍6❤🔥4
ما انسانها، حتی وقتی بدبختیم، باز هم رؤیا میبافیم؛ این یکی از رازهای زنده بودن ماست.
#دیالوگ
ابله - داستایفسکی
✏️@amozshalpha
#دیالوگ
ابله - داستایفسکی
✏️@amozshalpha
🕊4👌2
آموزش نویسندگی آلفا
Voice message
پادکست نویسندگی
🌻✨چطوری یه پایانبندی مناسب برای رمان یا داستانم بنویسم؟
•چطوری موضوعات و قبلش جمع کنم؟
🌻✨چطوری یه پایانبندی مناسب برای رمان یا داستانم بنویسم؟
•چطوری موضوعات و قبلش جمع کنم؟
لطفا با ریاکت و کامنت حمایت کنید
🙏7🔥3❤🔥2
دوست داری یه کتاب ودسته جمعی بخونی؟ و پایان هرکتاب نظرسنجی بشه و خودت از پیشنهادی ها انتخاب کنی که چی و همخوانی کنید؟
یه گروه کتابخوانی داریم دقیقا داره همینکارو میکنه با کلی دوست کتابخون آشنامیشی کلی کتاب میخونی🥰🥹
تازه نقد هاشم میذارن برات بدو که ازدستش ندی 🫠👇🏻
https://news.1rj.ru/str/+mbBhXV7mxWE0ODVk
بچه ها کتاب جدید داره انتخاب میشه 🥹❤️
یه گروه کتابخوانی داریم دقیقا داره همینکارو میکنه با کلی دوست کتابخون آشنامیشی کلی کتاب میخونی🥰🥹
تازه نقد هاشم میذارن برات بدو که ازدستش ندی 🫠👇🏻
https://news.1rj.ru/str/+mbBhXV7mxWE0ODVk
بچه ها کتاب جدید داره انتخاب میشه 🥹❤️
❤1
وظیفهی اصلی نویسنده «پاسخ دادن» نیست، بلکه «برانگیختن فکر» است. نویسنده نباید مانند معلمی باشد که فقط جوابها را میدهد، بلکه باید مثل چراغی عمل کند که راه را نشان میدهد، اما مسیر را خود خواننده باید طی کند.
✏️@amozshalpha
در واقع، داستان یا نوشتهی خوب آن نیست که همه چیز را توضیح دهد یا مسائل را کامل حل کند؛ بلکه آن است که سؤالاتی عمیق و تأملبرانگیز را طوری مطرح کند که ذهن خواننده پس از پایان کتاب، همچنان درگیر باشد. این شیوه باعث میشود خواننده فعال باشد، نه منفعل، و تجربهی خواندن برایش شخصیتر و پُرمعناتر شود.
✏️@amozshalpha
❤7
|•در فصل اول رمانم چه چیزهایی را باید پوشش دهم؟
•• شخصیتهای اصلی معرفی شوند اما نه همهی آنها(بخشهایی که پیشبرندهی فصل اول نیستن)
شخصیتهای منفی با هدفبندی و انگیزه مشخص شده باشند.
•• تضاد درونی بیرونی حتما بین صحنهها و شخصیتها ایجاد شودطوری که؛
بخشهای مهمی در فصل اول قرار دهید و به اندازه پخشش کنید تا ارتباط مستقیمی با شخصیتهای حاضر داشته باشد.
✏️@amozshalpha
اگر میخواهید یک داستان جالب بنویسید، ضروریاست که در هر فصل از خود یک سوال جدید بپرسید که با نقشی که میآید تا پایان کتاب چه چالش هایی قرار دهم
هر بار به یک سوال نزدیک شوید و تا میخواهید وارد جواب سوال شوید به سوال دیگر بروید تا مخاطب مدام کنجکاو باشد اما اینکار باید بسیار ماهرانه و بدون دادن حس گنگ به مخاطب انجام شود .
•• شخصیتهای اصلی معرفی شوند اما نه همهی آنها(بخشهایی که پیشبرندهی فصل اول نیستن)
شخصیتهای منفی با هدفبندی و انگیزه مشخص شده باشند.
•• تضاد درونی بیرونی حتما بین صحنهها و شخصیتها ایجاد شودطوری که؛
بخشهای مهمی در فصل اول قرار دهید و به اندازه پخشش کنید تا ارتباط مستقیمی با شخصیتهای حاضر داشته باشد.
تکتک جزئیات باید برای شخصیتها مهم و تداعیگر باشد تمام توصیفات باید همراه زاویه دید شخصیتها بیان شود. نه دیدگاه کلی!
✏️@amozshalpha
😍3❤2👍1
زندگی را آنقدر خوب میشناسم که بدانم هر چقدر هم که بخواهی، نمیتوانی روی ماندن و ثبات چیزها حساب کنی. نمیتوانی جلوی مُردن انسانها را بگیری. نمیتوانی جلوی رفتن آنها را بگیری. نمیتوانی جلوی رفتن خودت را هم بگیری.
#دیالوگ
جایی که عاشق بودیم - جنیفر نیون
✏️@amozshalpha
#دیالوگ
جایی که عاشق بودیم - جنیفر نیون
✏️@amozshalpha
❤7💔4👏2
🛁 نویسندگانی که «حمام» در الهامشان نقش داشته (طبق نقلها)
آگاتا کریستی
خودش گفته بود بهترین ایدههای جناییاش وقتی به ذهنش میرسید که:
در وان حمام دراز کشیده بود
یا مشغول شستن ظرفها بود
دلیلش را «آرامش ذهن و رها شدن از تمرکز اجباری» میدانست.
🧠 چرا حمام الهامبخش است؟
کاهش ورودیهای حسی
فعال شدن «حالت پیشفرض مغز» (Default Mode Network)
نبود فشار «باید الان بنویسم»
به همین دلیل است که حمام برای نویسندگان، شاعرها و حتی دانشمندان، مکان خطرناکی برای ایدههای بزرگ بوده!
✏️@amozshalpha
چی بهت الهام میده برامون بنویس♡
آگاتا کریستی
خودش گفته بود بهترین ایدههای جناییاش وقتی به ذهنش میرسید که:
در وان حمام دراز کشیده بود
یا مشغول شستن ظرفها بود
دلیلش را «آرامش ذهن و رها شدن از تمرکز اجباری» میدانست.
🧠 چرا حمام الهامبخش است؟
کاهش ورودیهای حسی
فعال شدن «حالت پیشفرض مغز» (Default Mode Network)
نبود فشار «باید الان بنویسم»
به همین دلیل است که حمام برای نویسندگان، شاعرها و حتی دانشمندان، مکان خطرناکی برای ایدههای بزرگ بوده!
✏️@amozshalpha
چی بهت الهام میده برامون بنویس♡
🥰7❤5🌚1
۵ کتاب کاربردی درباره نوشتن
📖 برای زندگی بنویس. نوشتهٔ جولیا کامرون
(برنامه شش هفتهای برای نوشتن)
📖 میراث تو داستان زندگی توست. نوشتهٔ ریچارد کمبل (تکنیکهایی برای گردآوری ایدهها یا نقشه کشی ذهنی)
📖ناداستان خلاق. نوشتهٔ تیلار ماتسئو( درسگفتارهای ساختار و ویژگیهای شکلی ناداستان)
📖 در حاشیه. نوشتهٔ النا فرانته (جستارهایی درباره لذت خواندن و نوشتن داستان)
📖ویراستار خرابکار. نوشتهٔ کرول فیشر.( توصیههای حکیمانه برای ویرایش)
✏️@amozshalpha
❤4🥰3🔥2
چه خوب بود که آدمی میتوانست وقتی درد و مصیبتی دارد، ماهها بخوابد و چندین ماه بعد، آسوده و تازه نفس از خواب برخیزد؛ اما هیچکس نمیتواند چنین کاری بکند؛ باید بیدار ماند و درد کشید و با دردهای خود کنار آمد.
#دیالوگ
ژان کریستف - رومن رولان
✏️@amozshalpha
#دیالوگ
ژان کریستف - رومن رولان
✏️@amozshalpha
❤10👏1
نکاتی درباره درگیری در داستانها
جین کی. کلیلند، سردبیر مجله بین المللی نویسندگان و از اعضای هیئت علمی دانشگاه، در مورد دیدگاههای خود در مورد اهمیت تعارض در کتاب ها صحبت میکند.
درگیریها میتوانند متعالی باشند و به طرح یک رمان دامن بزنند، یا آن را محدود کنند و با تمرکز بر یک مثال، داستان مهمی را روایت کنند.
۱. فیزیکی : نزاع یا تهدید به حمله.
۲. عاطفی: احساسی که شخصیت را به عمل تحریک کند، برای مثال، تنهایی، عشق یا افسردگی.
۳. معنوی: از دست دادن ایمان، شک به خود یا باورهای متزلزل
۴. ذهنی: یک چالش یا پازل فکری.
داستان شما میتواند روی هر یک از این دستهبندی یا ترکیبی از آنها یا همه آنها تمرکز کند.
تصمیم گیری در مورد مناسب بودن یک درگیری برای یک داستان خاص، کار دشواری است. نه تنها خوانندگان از ژانرهای خاص انتظاراتی دارند، بلکه تضاد باید برای مخاطب نیز واضح باشد.
✏️@amozshalpha
نکاتی برای "مشتاق نگه داشتن خواننده"
جین کی. کلیلند، سردبیر مجله بین المللی نویسندگان و از اعضای هیئت علمی دانشگاه، در مورد دیدگاههای خود در مورد اهمیت تعارض در کتاب ها صحبت میکند.
هر داستان بزرگی با تعارض پیش میرود. هر چه تعارض عمیقتر باشد، خواندن آن جذابتر است!
درگیریها میتوانند متعالی باشند و به طرح یک رمان دامن بزنند، یا آن را محدود کنند و با تمرکز بر یک مثال، داستان مهمی را روایت کنند.
به طور کلی، ۴ دسته از تضادها وجود دارد که یک نویسنده باید خوانندگان را درگیر آنها کند:
۱. فیزیکی : نزاع یا تهدید به حمله.
۲. عاطفی: احساسی که شخصیت را به عمل تحریک کند، برای مثال، تنهایی، عشق یا افسردگی.
۳. معنوی: از دست دادن ایمان، شک به خود یا باورهای متزلزل
۴. ذهنی: یک چالش یا پازل فکری.
داستان شما میتواند روی هر یک از این دستهبندی یا ترکیبی از آنها یا همه آنها تمرکز کند.
تصمیم گیری در مورد مناسب بودن یک درگیری برای یک داستان خاص، کار دشواری است. نه تنها خوانندگان از ژانرهای خاص انتظاراتی دارند، بلکه تضاد باید برای مخاطب نیز واضح باشد.
✏️@amozshalpha
❤3👏1
|▪︎اهداف شخصیتهای ترسناک در داستانها
تهدید اصلی: شخصیت ترسناک میتواند تهدید اصلی داستان باشد که قهرمانان باید با او مقابله کنند. این تهدید میتواند به صورت فیزیکی یا روانی باشد.
ایجاد معما و تعلیق: با وارد کردن شخصیتهای ترسناک که رفتارهای غیرقابل پیشبینی دارند، میتوانید تعلیق و معماهای بیشتری در داستان ایجاد کنید. خوانندگان دوست دارند بدانند که این شخصیت چه خواهد کرد و چگونه قهرمانان با او برخورد خواهند کرد.
توسعه شخصیتها: شخصیتهای ترسناک میتوانند به توسعه شخصیتهای اصلی داستان کمک کنند. به عنوان مثال، برخورد با یک شخصیت ترسناک میتواند باعث رشد و تحول شخصیت اصلی شود و نقاط ضعف و قوت او را آشکار کند.
فضاسازی: استفاده از شخصیتهای ترسناک میتواند به ایجاد فضای خاص و تاریک در داستان کمک کند. این فضا میتواند احساسات خوانندگان را تحت تأثیر قرار دهد و آنها را بیشتر در داستان غرق کند.
ایجاد چالشها: شخصیتهای ترسناک میتوانند چالشهای متعددی برای قهرمانان ایجاد کنند که بر این اساس، داستان پیش میرود و قهرمانان باید راههای خلاقانهای برای غلبه بر این چالشها پیدا کنند.
افزایش حس اضطراب: حضور یک شخصیت ترسناک میتواند حس اضطراب و تنش را در طول داستان افزایش دهد و خوانندگان را بیشتر به دنبال کردن داستان ترغیب کند.
افزایش عمق داستان: شخصیتهای ترسناک میتوانند به عمق داستان افزوده و لایههای جدیدی از معنا و مفهوم را به آن اضافه کنند. برای مثال، ممکن است این شخصیتها نماینده ترسهای درونی یا مشکلات اجتماعی بزرگتر باشند.
با استفاده هوشمندانه از این شخصیتها، میتوانید داستان خود را جذابتر و خواندنیتر کنید.
✏️@amozshalpha
میتوانند برای ایجاد تنش، هیجان و ترس وارد شوند و به جذابیت داستان بیفزایند. در زیر چند ایده برای استفاده از این شخصیتها آورده شده است:
تهدید اصلی: شخصیت ترسناک میتواند تهدید اصلی داستان باشد که قهرمانان باید با او مقابله کنند. این تهدید میتواند به صورت فیزیکی یا روانی باشد.
ایجاد معما و تعلیق: با وارد کردن شخصیتهای ترسناک که رفتارهای غیرقابل پیشبینی دارند، میتوانید تعلیق و معماهای بیشتری در داستان ایجاد کنید. خوانندگان دوست دارند بدانند که این شخصیت چه خواهد کرد و چگونه قهرمانان با او برخورد خواهند کرد.
توسعه شخصیتها: شخصیتهای ترسناک میتوانند به توسعه شخصیتهای اصلی داستان کمک کنند. به عنوان مثال، برخورد با یک شخصیت ترسناک میتواند باعث رشد و تحول شخصیت اصلی شود و نقاط ضعف و قوت او را آشکار کند.
فضاسازی: استفاده از شخصیتهای ترسناک میتواند به ایجاد فضای خاص و تاریک در داستان کمک کند. این فضا میتواند احساسات خوانندگان را تحت تأثیر قرار دهد و آنها را بیشتر در داستان غرق کند.
ایجاد چالشها: شخصیتهای ترسناک میتوانند چالشهای متعددی برای قهرمانان ایجاد کنند که بر این اساس، داستان پیش میرود و قهرمانان باید راههای خلاقانهای برای غلبه بر این چالشها پیدا کنند.
افزایش حس اضطراب: حضور یک شخصیت ترسناک میتواند حس اضطراب و تنش را در طول داستان افزایش دهد و خوانندگان را بیشتر به دنبال کردن داستان ترغیب کند.
افزایش عمق داستان: شخصیتهای ترسناک میتوانند به عمق داستان افزوده و لایههای جدیدی از معنا و مفهوم را به آن اضافه کنند. برای مثال، ممکن است این شخصیتها نماینده ترسهای درونی یا مشکلات اجتماعی بزرگتر باشند.
با استفاده هوشمندانه از این شخصیتها، میتوانید داستان خود را جذابتر و خواندنیتر کنید.
✏️@amozshalpha
❤4