ایوان ایلیچ همکار آنها بود و همه دوستش داشتند. از چند هفته ی پیش بیمار شده بود و میگفتند که از این بستر برنخواهد خاست، البته همچنان در سمتش باقی بود اما همه فکر میکردند که در صورت فوت او ممکن است الکسی یف جای او را بگیرد و سمت الکسي يف نصيب وينيكف يا شتابل بشود. به این ترتیب هر یک از آقایان حاضر در اتاق به شنیدن خبر مرگ دوست خود در فکر بودند که این پیشامد چه نتیجه ای ممکن است در تغییر سمت، یا ارتقا مقام خود یا آشنایانشان داشته باشد.
مرگ ایوان ایلیچ|لئو تولستوی
مرگ ایوان ایلیچ|لئو تولستوی
تو بر سنگ نشستهای
آرامی، چون خستهای
مهربانی، چون بسیار ترسیدهای
به سادگی فراموش میکنی چون که نمیخواهی به یاد داشته باشی
فراموش نمیکنی.
-یانیس ریتسوس
آرامی، چون خستهای
مهربانی، چون بسیار ترسیدهای
به سادگی فراموش میکنی چون که نمیخواهی به یاد داشته باشی
فراموش نمیکنی.
-یانیس ریتسوس
لا شيء يوجعني في غيابك
لا شئ ينقصني في غيابك
سوى الكون...
در غیاب تو چیزی آزارم نمیدهد
در غیاب تو چیزی کم ندارم
به جز کل جهانم...
-محمود درویش
لا شئ ينقصني في غيابك
سوى الكون...
در غیاب تو چیزی آزارم نمیدهد
در غیاب تو چیزی کم ندارم
به جز کل جهانم...
-محمود درویش
زودتر از من بمير!
تنها کمي زودتر
تا تو آنی نباشی که
مجبور است
راه خانه را تنها برگردد...
-راينر کنسه
تنها کمي زودتر
تا تو آنی نباشی که
مجبور است
راه خانه را تنها برگردد...
-راينر کنسه
Shall I Strive?
Die Verbannten Kinder Evas
•Darkwave, Neo-Classic
-Annamorphin
-Annamorphin
از توضیحِ آن عاجزم
اگر گریه کنم
آیا شما میتوانید
صدای مرا از میانِ مصراعهای من بشنوید؟
اشکِ چشمهای مرا آیا
با دستهایتان میتوانید لمس کنید؟
پیش از آنکه به این درد مبتلا شوم
نمیدانستم که ترانههای تو اینهمه زیبا
ولی کلمهها اینهمه بیکفایتاند
جایی هست میشناسم
که امکانِ گفتنِ هر چیزی وجود دارد
به آنجا بسیار نزدیک شدهام حس میکنم
ولی از توضیحِ آن عاجزم.
-اورهان ولی
اگر گریه کنم
آیا شما میتوانید
صدای مرا از میانِ مصراعهای من بشنوید؟
اشکِ چشمهای مرا آیا
با دستهایتان میتوانید لمس کنید؟
پیش از آنکه به این درد مبتلا شوم
نمیدانستم که ترانههای تو اینهمه زیبا
ولی کلمهها اینهمه بیکفایتاند
جایی هست میشناسم
که امکانِ گفتنِ هر چیزی وجود دارد
به آنجا بسیار نزدیک شدهام حس میکنم
ولی از توضیحِ آن عاجزم.
-اورهان ولی