در دنيا هيچ چيز پايدار نيست و اگر
انسان توقعِ بقای چيزی را داشته باشد، احمق است...
اما اگر از آنچه که برای مدتِ کوتاهی دارد
لذت نبرد، از آن هم احمق تر است!
قلب زن|سامرست موام
انسان توقعِ بقای چيزی را داشته باشد، احمق است...
اما اگر از آنچه که برای مدتِ کوتاهی دارد
لذت نبرد، از آن هم احمق تر است!
قلب زن|سامرست موام
من به غیر از تو نخواهم دگری را، تو بگو
دلِ دشوارپسندِ تو که را میخواهد؟
-فروغی قزوینی
دلِ دشوارپسندِ تو که را میخواهد؟
-فروغی قزوینی
هميشه در يك عمر كوتاه
چيزی براي غمگين بودن هست
مثل اين ماه، كه میخواهد سرش را بكوبد به پنجره.
غمگين اما در كمال ادب
لبهايم را، مثل كفشهايم
جفت ميكنم و تو را
با همان شدّت كه يك درخت بريده سقوط میكند
میبوسم
-حسين صفا
چيزی براي غمگين بودن هست
مثل اين ماه، كه میخواهد سرش را بكوبد به پنجره.
غمگين اما در كمال ادب
لبهايم را، مثل كفشهايم
جفت ميكنم و تو را
با همان شدّت كه يك درخت بريده سقوط میكند
میبوسم
-حسين صفا
ما همه خواهیم مرد، همهی ما.
عجب سیرکی!
همین بهتنهایی باید کافی باشد تا همدیگر را دوست داشته باشیم؛ ولی اینطور نیست.
ما در برابر مسائل بیاهمیت زندگی وحشت زده و ویران میشویم. ما در هیچ و پوچِ زندگی غرق شدهایم..
-چارلز بوکوفسکی
عجب سیرکی!
همین بهتنهایی باید کافی باشد تا همدیگر را دوست داشته باشیم؛ ولی اینطور نیست.
ما در برابر مسائل بیاهمیت زندگی وحشت زده و ویران میشویم. ما در هیچ و پوچِ زندگی غرق شدهایم..
-چارلز بوکوفسکی
El Bent El Shalabeya
Fairuz
كسر الخواطر يا ولفي ما هان عليا
بتطل بتلوح و القلب مجروح
و أيام ع البال بتعن و تروح
أيام ع البال بتعن و تروح
تحت الرماني حبي حاكاني
و سمعني غناني يا عيوني و أتغزل فيا
سمعنى غناني يا عيوني و اتغزل فيا
@anamorphyn
بتطل بتلوح و القلب مجروح
و أيام ع البال بتعن و تروح
أيام ع البال بتعن و تروح
تحت الرماني حبي حاكاني
و سمعني غناني يا عيوني و أتغزل فيا
سمعنى غناني يا عيوني و اتغزل فيا
@anamorphyn
بهندرت به جای زخمها فکر میکنی
اما هر وقت به یادشان میافتی
میدانی که علامتهای زندگیاند...
نامههایی از الفبایی نهاناند که داستان هویتت را باز میگویند!
زیرا هر جای زخم یادبود زخمیست
که التیام یافته
و هر زخم بر اثر برخوردی نامنتظر
با جهان ایجاد شده
یعنی یک تصادف
یا چیزی که لازم نبوده اتفاق بیفتد...
امروز صبح که به آینه نگاه میکنی
پی میبری سراسر زندگی چیزی بهجز تصادف نیست...
و تنها یک واقعیت محرز است
اینکه دیر یا زود
به پایان خواهد رسید...
-پل آستر
اما هر وقت به یادشان میافتی
میدانی که علامتهای زندگیاند...
نامههایی از الفبایی نهاناند که داستان هویتت را باز میگویند!
زیرا هر جای زخم یادبود زخمیست
که التیام یافته
و هر زخم بر اثر برخوردی نامنتظر
با جهان ایجاد شده
یعنی یک تصادف
یا چیزی که لازم نبوده اتفاق بیفتد...
امروز صبح که به آینه نگاه میکنی
پی میبری سراسر زندگی چیزی بهجز تصادف نیست...
و تنها یک واقعیت محرز است
اینکه دیر یا زود
به پایان خواهد رسید...
-پل آستر
بعضی وقتها رویا پردازی خیلی چیز خوبی است!
ولی نه، شاید هم چیز خوبی نباشد! مخصوصا وقتی آدم خیلی فکرهای دیگر دارد که باید بکند.
شبهای روشن|فئودور داستایوفسکی
ولی نه، شاید هم چیز خوبی نباشد! مخصوصا وقتی آدم خیلی فکرهای دیگر دارد که باید بکند.
شبهای روشن|فئودور داستایوفسکی
Photographs by Robert Demachy
1. Autumn,1899
2. The widow, 1900
3. Mignon, 1900
4. Young Girl Lying, 1905
5. Banks of the Seine, 1906
1. Autumn,1899
2. The widow, 1900
3. Mignon, 1900
4. Young Girl Lying, 1905
5. Banks of the Seine, 1906