Annamorphin – Telegram
Annamorphin
23.6K subscribers
2.2K photos
37 videos
1 file
1.34K links
Download Telegram
حالا دیگر هیچکس بخاطر معشوق غرق‌شده کنار رودخانه نمی‌ایستد تا بید شود. می‌روند و فراموش می‌کنند، معالجه می‌شوند.

آینه‌های دردار|هوشنگ گلشیری
Unnoscriptd by Milos Vojir
Shab
Cassra [hates] ft. Golsa
پر بکش سوی دل روشنی‌ها که شاید
از پس تیرگی‌ آفتابی، بر آید

@anamorphyn
این روزها، بی‌معنایی را زیر نورِ شدیدتر و روشن‌کننده‌تری می‌بینم. بی‌معنایی، دوست من، جوهرِ زندگی است. همیشه و همه‌جا با ماست.

جشن بی‌معنایی|میلان کوندرا، الهام دارچینیان
پریان رقصنده، ۱۸۶۶
از یوهان آگوست مالمستروم
Dancing Fairies, 1866
By Johan August Malmström
Roxanne
The Police
I wouldn't talk down to you
I have to tell you just how I feel
I won't share you with another boy

@anamorphyn
من هیچ‌وقت توی زندگیم مشکلی با این نداشتم که چیزی رو به کسی بدم که دلش می‌خواد داشته باشه، اما هیچ‌کس هیچ‌وقت برای من همچین کاری نکرده. هیچ‌کس منو لمس نکرده، به من نزدیک نشده. اما حالا تو چنان وحشتناک یک‌جایی از اعماقِ منو لمس کردی که نمی‌تونم باور کنم..

سایکوسیس ۴:۴۸|سارا کین، عرفان خلاقی
“Domesticated Women” by Marianna Rothen
می‌روم بخوابم، خرد و خسته‌ام؛ تمام بعد از ظهر بی‌محابا گریستم؛ تو را بیشتر در آغوش می‌گیرم. تو هم بیش از پیش دوستم بدار، چون غمگین‌ام.

-از میان نامه‌های ژرژ ساند به گوستاو فلوبر
دیانا و اندیمون، ۱۸۹۱
از فرانک شورت
Diana and Endymion, 1891
By Frank Short
Shooting Stars
King Raam
منم غرق میشم تو خودم با این غم

@anamorphyn
زن قادر است با سنگدلی و تمسخر مرد را دیوانه کند و احساس ناراحتی وجدان هم نداشته باشد. چون هر وقت که به تو نگاه کند، به خودش می‌گوید: من جان این مرد را به لبش می‌رسانم، اما بعد با عشق خودم دوباره زنده‌اش می‌کنم.

ابله|فئودور داستایوفسکی
در باران، ۲۰۲۴
از آرنود ون موسلود
In the Rain, 2024
By Arnoud van Mosselveld
Again
Se Noghte Band
این خوابو میبینم باز دوباره
این لحظه که از تو یادگاره
انگار باز دارن نزدیک میشن
دستای تورو از من میگیرن
برگرد..

@anamorphyn
آیدین گفت "توی این مملکت پیش از اینکه به سی‌سالگی برسیم، تباه می‌شویم."

سمفونی مردگان|عباس معروفی
زن در حال شانه زدن زلفانش، ۱۹۰۹
از ولادیسلاو اشلوینسکی

Woman Combing her Hair, 1909
By Władysław Ślewiński
هر لحظه به رنگ دگر از پرده برآیی
دل بردن ما این همه در کار ندارد

در هر شکن زلف گرهگیر تو دامی است
این سلسله یک حلقه بیکار ندارد

-صائب تبریزی