اولین تلفن همراه جهان در سال 1973 توسط شرکت موتورلا با وزن 1.1 کیلوگرم ساخته شد كه به 10 ساعت شارژ براى 30 دقيقه مكالمه نياز داشت. قیمت هر گوشی در آن زمان حدود 4 هزار دلار بود.
@ancientir
@ancientir
❤5🤯2
وقتی دائم بگویی گرفتارم،
هیچ وقت آزاد نمی شوی ...
وقتی دائم بگویی وقت ندارم،
هیچوقت زمان پیدا نمی کنی ...
وقتی دائم بگویی فردا انجامش می دهم،
آن فردا هیچوقت نمی آید ...
@ancientir
هیچ وقت آزاد نمی شوی ...
وقتی دائم بگویی وقت ندارم،
هیچوقت زمان پیدا نمی کنی ...
وقتی دائم بگویی فردا انجامش می دهم،
آن فردا هیچوقت نمی آید ...
@ancientir
👍6😁2
عکسی از محمد رضا شاه در حال تست و خرید جنگنده فانتوم اف 4
نیروی هوایی ایران در آن زمان جزو برترین ناوگان های هوایی در جهان بود.
@ancientir
نیروی هوایی ایران در آن زمان جزو برترین ناوگان های هوایی در جهان بود.
@ancientir
🔥24💔15❤5👎3🤡1
آدمیان را اگر بد تربیتشان کنند، بیادب می شوند.
بنابراین با هیچکس نباید بیش از اندازه گذشت یا محبت داشت! همانطور که دوستانمان را نه به علّت رد کردنِ تقاضایِ قرضی که از ما خواستهاند، بلکه به علتِ اینکه به آنان قرض دادهایم از دست میدهیم.
هیچکس را به علتِ رفتارِ غرورآمیز و بیاعتناییِ اندک از دست نمیدهیم، بلکه به این علّت از دست میدهیم که رفتاری بیش از اندازه دوستانه و فروتنانه از ما دیده است...
آرتور شوپنهاور
@ancientir
بنابراین با هیچکس نباید بیش از اندازه گذشت یا محبت داشت! همانطور که دوستانمان را نه به علّت رد کردنِ تقاضایِ قرضی که از ما خواستهاند، بلکه به علتِ اینکه به آنان قرض دادهایم از دست میدهیم.
هیچکس را به علتِ رفتارِ غرورآمیز و بیاعتناییِ اندک از دست نمیدهیم، بلکه به این علّت از دست میدهیم که رفتاری بیش از اندازه دوستانه و فروتنانه از ما دیده است...
آرتور شوپنهاور
@ancientir
👍7❤5
تصوير ادیسون در کنار نخستين گرامافونى كه اختراع كرده بود. گرامافون اولین اختراع بزرگ ادیسون بود و این دستگاه اولین وسیله موفق پخش و ضبط صدا در سال 1877 بود.
@ancientir
@ancientir
❤5👍1
▪️عکس سمت چپ در سال ۱۹۴۴ از یک دختر ۱۹ ساله فقیر که در شرکت هواپیما سازی کار میکرد گرفته شده که در ۹ سالگی به یتیمخانه سپرده شد بود و در طول سالها سرپرستی وی به ۱۱ خانواده مختلف سپرده شد. اما اتفاقات جوری رقم خورد که اون تبدیل بشه به مرلین مونرو . پس هیچوقت نا امید نشید...
@ancientir
@ancientir
❤23🙏3👎1
گر گزندت رسد ز خلق مرنج
که نه راحت رسد ز خلق نه رنج
از خدا دان خلاف دشمن و دوست
کین دل هر دو در تصرف اوست
گر چه تیر از کمان همیگذرد
از کمان دار بیند اهل خرد
سعدى
@ancientir
که نه راحت رسد ز خلق نه رنج
از خدا دان خلاف دشمن و دوست
کین دل هر دو در تصرف اوست
گر چه تیر از کمان همیگذرد
از کمان دار بیند اهل خرد
سعدى
@ancientir
❤7
▪️پرشدن زندانهای يک كشور، نشان اجرای
عدالت نيست؛ تنها نشانگر بيماری آن
كشور است كه بايد به درمان آن پرداخت..
عيبهای ديگران را نبايد با انگشت
كثيف نشان داد كسی كه درخصوص
مردم قضاوت ميكند بايد پاك و منزه باشد..
كسی كه قدرت را با پول بخرد،عدالت را هم
به پول ميفروشد؛ قدرت باد آورده آثار مخرب
تری از ثروت باد آورده دارد ...
👤دكتر كاتوزيان
@ancientir
عدالت نيست؛ تنها نشانگر بيماری آن
كشور است كه بايد به درمان آن پرداخت..
عيبهای ديگران را نبايد با انگشت
كثيف نشان داد كسی كه درخصوص
مردم قضاوت ميكند بايد پاك و منزه باشد..
كسی كه قدرت را با پول بخرد،عدالت را هم
به پول ميفروشد؛ قدرت باد آورده آثار مخرب
تری از ثروت باد آورده دارد ...
👤دكتر كاتوزيان
@ancientir
👍15❤2
▪️گدایی ٣٠ سال کنار جاده ای نشسته بود...
یک روز غریبه ای از کنار او می گذشت .
گدا به طور اتوماتیک کاسه خود را به سوی غریبه گرفت و گفت :
بده در راه خدا...
غریبه گفت : چیزی ندارم تا به تو بدهم؟
آنگاه از گدا پرسید : آن چیست که رویش نشسته ای ؟؟
گدا پاسخ داد: هـیچی یک صندوق قدیمی ست . تا زمانی که یادم می آید ، روی همین صندوق نشسته ام .
غریبه پرسید : آیا تاکنون داخل صندوق رادیده ای؟
گدا جواب داد: نه !!
برای چه داخلش راببینم ؟؟ دراین صندوق هیچ چیزی وجود ندارد...
غریبه اصرار کرد چه عیبی دارد؟
نگاهی به داخل صندوق بینداز...
گدا کنجکاو شد و سعی کرد در صندوق را باز کند...
ناگهان در صندوق باز شد و گدا باحیرت و ناباوری و شادمانی مشاهده کرد
که صندوقش پر از جواهر است .
من همان غریبه ام که چیزی ندارم به تو بدهم اما می گویم نگاهی به درون بینداز .
نه درون صندوقی، بلکه درون چیزی که به تو نزدیکتراست " درون خویش "
صدایت را می شنوم که می گویی : اما من گدا نیستم..!
گدایند همه ی کسانی که ثروت حقیقی خویش را پیدا نکرده اند،
همان ثروتی که شادمانی از هستی ست،
همان چشمه های آرامش ژرف که دردرون می جوشد...
" درونت را بنگر! "
@ancientir
یک روز غریبه ای از کنار او می گذشت .
گدا به طور اتوماتیک کاسه خود را به سوی غریبه گرفت و گفت :
بده در راه خدا...
غریبه گفت : چیزی ندارم تا به تو بدهم؟
آنگاه از گدا پرسید : آن چیست که رویش نشسته ای ؟؟
گدا پاسخ داد: هـیچی یک صندوق قدیمی ست . تا زمانی که یادم می آید ، روی همین صندوق نشسته ام .
غریبه پرسید : آیا تاکنون داخل صندوق رادیده ای؟
گدا جواب داد: نه !!
برای چه داخلش راببینم ؟؟ دراین صندوق هیچ چیزی وجود ندارد...
غریبه اصرار کرد چه عیبی دارد؟
نگاهی به داخل صندوق بینداز...
گدا کنجکاو شد و سعی کرد در صندوق را باز کند...
ناگهان در صندوق باز شد و گدا باحیرت و ناباوری و شادمانی مشاهده کرد
که صندوقش پر از جواهر است .
من همان غریبه ام که چیزی ندارم به تو بدهم اما می گویم نگاهی به درون بینداز .
نه درون صندوقی، بلکه درون چیزی که به تو نزدیکتراست " درون خویش "
صدایت را می شنوم که می گویی : اما من گدا نیستم..!
گدایند همه ی کسانی که ثروت حقیقی خویش را پیدا نکرده اند،
همان ثروتی که شادمانی از هستی ست،
همان چشمه های آرامش ژرف که دردرون می جوشد...
" درونت را بنگر! "
@ancientir
❤10👍7
مست آمدم ای پیر که مستانه بمیرم
مستانه در این گوشه میخانه بمیرم
بیگانه شمردند مرا در وطن خویش
تا بی وطن و از همه بیگانه بمیرم😔
استاد شهریار
@ancientir
مستانه در این گوشه میخانه بمیرم
بیگانه شمردند مرا در وطن خویش
تا بی وطن و از همه بیگانه بمیرم😔
استاد شهریار
@ancientir
❤🔥19❤1👏1