For: @AyshaNoHanashi
" همیشه مطمئن بودم که قرار نیست به این جشنای خسته کننده بیام
اما وقتی تو ازم دعوت کردی باهات بیام حس کردم الان این وظیفه ایه که دارم
همراهی کردن تو تمام خواستهی قلبیم بود
وجودمو روشن کردی و به زندگیم معنا بخشیدی این بزرگترین کاریه که یک نفر میتونه در حقم بکنه ممنونم ازت"
" همیشه مطمئن بودم که قرار نیست به این جشنای خسته کننده بیام
اما وقتی تو ازم دعوت کردی باهات بیام حس کردم الان این وظیفه ایه که دارم
همراهی کردن تو تمام خواستهی قلبیم بود
وجودمو روشن کردی و به زندگیم معنا بخشیدی این بزرگترین کاریه که یک نفر میتونه در حقم بکنه ممنونم ازت"
For: @just_carles
لنترن رایت من و یاد پدربزرگم میندازه، هرسال نبودشو حس میکنم و جای خالیش تو قلبم حس میشه.. اما این دفعه، وقتی بغلم کردی، گرمای وجود پدربزرگمو تو آغوشت حس کردم. ازت ممنونم که این حس و بهم هدیه دادی، میشه لطفا در ازاش برات آهنگ بخونم؟ خودم نوشتمش!
لنترن رایت من و یاد پدربزرگم میندازه، هرسال نبودشو حس میکنم و جای خالیش تو قلبم حس میشه.. اما این دفعه، وقتی بغلم کردی، گرمای وجود پدربزرگمو تو آغوشت حس کردم. ازت ممنونم که این حس و بهم هدیه دادی، میشه لطفا در ازاش برات آهنگ بخونم؟ خودم نوشتمش!
For: @yuyuee2
من زیاد تو بیان احساساتم خوب نیستم، اما برای تو تمام تلاشمو میکنم. راستش.. این لنترن رایت برام زیباتر بود، چون تو در کنارم بودی، وقتی دستمو و میگرفتی و به سمت فانوسا میدوییدی، احساس میکردم دارم به آسمون پرواز میکنم، وقتی به چشمام نگاه میکردی و لبخند میزدی، انگار روحم رنگارنگ میشد. اینکه درکنار تو به آسمون شب نگاه میکردم، مثل یک رویا بود که به حقیقت پیوسته بود، ازت ممنونم. لطفا بیشتر در کنارم بمون دونه برف.
من زیاد تو بیان احساساتم خوب نیستم، اما برای تو تمام تلاشمو میکنم. راستش.. این لنترن رایت برام زیباتر بود، چون تو در کنارم بودی، وقتی دستمو و میگرفتی و به سمت فانوسا میدوییدی، احساس میکردم دارم به آسمون پرواز میکنم، وقتی به چشمام نگاه میکردی و لبخند میزدی، انگار روحم رنگارنگ میشد. اینکه درکنار تو به آسمون شب نگاه میکردم، مثل یک رویا بود که به حقیقت پیوسته بود، ازت ممنونم. لطفا بیشتر در کنارم بمون دونه برف.
For: @circesnymph
راه درازی رو از اینازوما تا الان طی کردم، تا فقط با تو باشم. قبلا هم باهم به مراسمای مختلفی رفته بودیم اما این یکی فرق داشت، این دفعه سال نو رو باهم شروع میکنیم. افسانه ها میگن سال نو رو با هرکس شروع کنی تا آخر اون سال رو با همون شخص خواهی گذروند، پس.. کی بهتر از تو تا باهاش بمونم؟
راه درازی رو از اینازوما تا الان طی کردم، تا فقط با تو باشم. قبلا هم باهم به مراسمای مختلفی رفته بودیم اما این یکی فرق داشت، این دفعه سال نو رو باهم شروع میکنیم. افسانه ها میگن سال نو رو با هرکس شروع کنی تا آخر اون سال رو با همون شخص خواهی گذروند، پس.. کی بهتر از تو تا باهاش بمونم؟
For: @is_it_worth_it_anymore
جایی که زندگی میکنم، پر از سرماست.. و فقط یک دلیل باعث میشد با تمام این سرما قلب گرمی داشته باشم، و این دلیل تو بودی. وقتی بهم پیشنهاد کردی تا لنترن رایت و باهم بگذرونیم از خوشحالی قلبم درحال منفجر شدن بود، من و تو، فانوس ها، آسمون پر از ستاره و خوراکیای خوشمزه. همش با تو، مثل یه رویا.. ازت ممنونم که رویای زنده من در این دنیای سرد شدی.
جایی که زندگی میکنم، پر از سرماست.. و فقط یک دلیل باعث میشد با تمام این سرما قلب گرمی داشته باشم، و این دلیل تو بودی. وقتی بهم پیشنهاد کردی تا لنترن رایت و باهم بگذرونیم از خوشحالی قلبم درحال منفجر شدن بود، من و تو، فانوس ها، آسمون پر از ستاره و خوراکیای خوشمزه. همش با تو، مثل یه رویا.. ازت ممنونم که رویای زنده من در این دنیای سرد شدی.
🍓1
For @Selen_personal
"The way I see you in my eyes, if you ever knew the way I see you, you'd always stay with me, and not only Lantern rite, my sweetheart"
"The way I see you in my eyes, if you ever knew the way I see you, you'd always stay with me, and not only Lantern rite, my sweetheart"
For @Mikotomemories
"روزی فهمیدم که در میان تمام هیاهوهای اطراف تنها کسی که چشم به من میدوخت تو بودی در لحظه ای که هیچکس واقعا تماشایم نمیکرد
و اکنون نگاه تو تمام نیازم است
سپس این اولین باریست که جشنی را واقعا جشن میگیرم، با کسی که تنهایی وجودم را در آغوش گرفت. از آخرین باری که لنترن رایت رفته بودم سالیان سال میگذشت و همیشه تنها بودم، جشنی پر از شادی و گرما که فقط در یک روز است، میتوانستم بگویم افسوس که تمام این زیبایی ها در یک روز از سال است، اما نیازی نیست چون وجود تو در قلبم هرروز زندگی ام را همانند یک جشنواره پر از عشق و نور پر میکند"
"روزی فهمیدم که در میان تمام هیاهوهای اطراف تنها کسی که چشم به من میدوخت تو بودی در لحظه ای که هیچکس واقعا تماشایم نمیکرد
و اکنون نگاه تو تمام نیازم است
سپس این اولین باریست که جشنی را واقعا جشن میگیرم، با کسی که تنهایی وجودم را در آغوش گرفت. از آخرین باری که لنترن رایت رفته بودم سالیان سال میگذشت و همیشه تنها بودم، جشنی پر از شادی و گرما که فقط در یک روز است، میتوانستم بگویم افسوس که تمام این زیبایی ها در یک روز از سال است، اما نیازی نیست چون وجود تو در قلبم هرروز زندگی ام را همانند یک جشنواره پر از عشق و نور پر میکند"
Forwarded from 𑣲𝖦ⱺ𝖾𝗍𝗂α'𝗌 𝖢α𝗌𝗍𝖾ᥣ🖤୭ ˚. (𝖡ᥣυ𝖾ᑲ𝖾ᥣᥣ)
────୨ৎ────
˚.⋆𝐍𝖾ω 𝐂ɦαᥣᥣ𝖾𐓣𝗀𝖾⋆.˚
༉𝐅ⱺ𝗋ωα𝗋ᑯ 𝗍ɦ𝗂𝗌 ꭑ𝖾𝗌𝗌α𝗀𝖾 α𐓣ᑯ 𝐄𝗌𝗂 ω𝗂ᥣᥣ
𝐆𝗂𝗏𝖾 𝗒ⱺυ:
(𝚰'ᥣᥣ 𝗀𝗂𝗏𝖾 𝗒ⱺυ α ρⱺρυᥣα𝗋 𝗌ɦ𝗂ρ 𝖿𝗋ⱺꭑ 𝗍ɦα𝗍 ρⱺ𐓣𝗒)
˚☽˚.⋆𝐋𝗂ꭑ𝗂𝗍:گوهخوردم بس
𝐆ⱺⱺᑯ ᥣυ𝖼𝗄 α𐓣ᑯ 𝗂𝖿 𝗒ⱺυ ᥣ𝗂𝗄𝖾ᑯ ꭑ𝗒 𝖼ɦα𐓣𐓣𝖾ᥣ 𝗃ⱺ𝗂𐓣~
────୨ৎ────
˚.⋆𝐍𝖾ω 𝐂ɦαᥣᥣ𝖾𐓣𝗀𝖾⋆.˚
༉𝐅ⱺ𝗋ωα𝗋ᑯ 𝗍ɦ𝗂𝗌 ꭑ𝖾𝗌𝗌α𝗀𝖾 α𐓣ᑯ 𝐄𝗌𝗂 ω𝗂ᥣᥣ
𝐆𝗂𝗏𝖾 𝗒ⱺυ:
༊𝐀 ρⱺ𐓣𝗒 𝖿𝗋ⱺꭑ ꭑ𝗒 ᥣ𝗂ᥣ ρⱺ𐓣𝗒/𝖾𝗊υ𝖾𝗌𝗍𝗋𝗂α𐓣 𝗀𝗂𝗋ᥣ𝗌
༊𝐒ɦ𝗂ρ 𝗒ⱺυ ω𝗂𝗍ɦ ⱺ𝗍ɦ𝖾𝗋 ρⱺ𐓣𝗂𝖾𝗌 😼
˚☽˚.⋆𝐋𝗂ꭑ𝗂𝗍:
𝐆ⱺⱺᑯ ᥣυ𝖼𝗄 α𐓣ᑯ 𝗂𝖿 𝗒ⱺυ ᥣ𝗂𝗄𝖾ᑯ ꭑ𝗒 𝖼ɦα𐓣𐓣𝖾ᥣ 𝗃ⱺ𝗂𐓣~
────୨ৎ────