Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from 𑣲𝖦ⱺ𝖾𝗍𝗂α'𝗌 𝖢α𝗌𝗍𝖾ᥣ🖤୭ ˚. (𝖢𝗒𝖺𝗇⁷)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🪽 𝕴ᥒ᥎іsіᑲᥣᥱ 𝕻rіᥒᥴᥱss🪽
☦ "پرنسس نامرئی"، هیچکس وجود او را باور نمیکرد.. چون اثری از او ندیده بود. اما عده کمی در قصر می گفتند که به هنگام گرگ و میش صدای قدم های دختری سفید پوش را در قصر میشنیدند که به سمت پشت بام میرفت و با طلوع خورشید ناپدید میشد.🦋
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🪽 𝕸ᥡs𝗍ᥱrі᥆ᥙs 𝕷іᑲrᥲrіᥲᥒ🪽
📎 "کتابدار مرموز"، مردی عجیب که تمام عمر خود را در آن کتابخانه قدیمی در زیرزمین قصر میگذراند. او هیچوقت قبول نکرد که آن کتابخانه قدیمی را بازسازی کنند و هیچکس هم دلیلش را نفهمید..🤍
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🪽 𝕴ᥒᥒ᥆ᥴᥱᥒ𝗍 𝕹ᥙrsᥱ🪽
🐦 "پرستار بی گناه"، دختر بی گناهی که متهم به مسمومیت پسر پادشاه شد درحالیکه اشتباه از پزشک معالج بود. صدای آواز غمناک و زیبای او هرشب از سیاهچاله قصر شنیده میشد و لالایی ای برای نگهبانان بود.🐾
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🪽 𝕷᥆s𝗍 𝖄᥆kᥲі🪽
🥲 "یوکای گمشده"، تنها یوکایی که در آن سرزمین وجود داشت و هیچکس جز پرنسس نامرئی از وجود او خبر نداشت. او روز ها در باطن شکوفه های گیلاس از دید مردم مخفی میشد و شب ها در چمنزار های قصر به اندوه دوری از سرزمینش میگریست.🤩
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🪽 𝕻rіᥒᥴᥱ's 𝕭ᥲrіs𝗍ᥲ🪽
😀 "باریستای پرنس"، نه فقط یک باریستای ساده، بهترین دوست و همدم و او در تمام تنهایی هایش. خانه امنی برای یک شاهزاده که اتاق مجللش نیست، بلکه باریستایی ساده در دربار است.👑
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🪽 𝕿іrᥱძ 𝕾᥆ᥣіძᥱr 🪽
☦ "سرباز خسته"، اون همیشه پستای شیفت شب و برمیداشت و از روشنایی بیزار بود. اما چه دلیلی داشت؟ شاید آرامش رو تو سکوت شب پیدا کرده بود.. برخلاف زره سخت و آهنینی که تنش بود تو باغچه قصر مثل یه کودک بی گناه رو چمنا دراز میکشید و از احساساتی که سال ها در خودش حبس کرده بود با گل ها سخن میگفت.🤩
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🍓1💘1
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM