تفاوت ساعت با ساعت قابل تنظیم
این مطلب یک تجربه است که تبدیل به خاطره شده است:
چندین سال قبل در یک پروژه کوچک و ساده عنوان شد که می خواهیم با روشن شدن برد میکرو، ساعت به همراه دما روی نمایشگر یک ال سی کاراکتری نمایش داده شود. بعد انجام کار گفته شد که این چه نمایش ساعتی است که هر دفعه برد را روشن می کنیم از یک زمان مشخص شده ای شروع به نمایش می کند !😡 در پاسخ گفته شد که شما در جزییات چنین چیزی را ذکر نکردید که چند کلید برای تنظیم ساعت هم بگذارید و طبیعتا اگر چنین چیزی گفته می شد ما از باتری هم استفاده می کردیم. ولی عنوان شد نیاز به گفتن نبود و این یک چیز مشخصی است خودتان باید انجام میدادید ☹️
حالا در پروژه دیگه نیاز به چند کلید برای تنظیم ساعت بود ولی با توجه به سوالات پرسیده شده از کارفرما، مشخص شد نیاز به باتری نیست.
👈 نتیجه این است که در پروژه بایستی کلیه موارد مشخص شود یا از طرف کارفرما یا از طرف شما
@armeducation
این مطلب یک تجربه است که تبدیل به خاطره شده است:
چندین سال قبل در یک پروژه کوچک و ساده عنوان شد که می خواهیم با روشن شدن برد میکرو، ساعت به همراه دما روی نمایشگر یک ال سی کاراکتری نمایش داده شود. بعد انجام کار گفته شد که این چه نمایش ساعتی است که هر دفعه برد را روشن می کنیم از یک زمان مشخص شده ای شروع به نمایش می کند !😡 در پاسخ گفته شد که شما در جزییات چنین چیزی را ذکر نکردید که چند کلید برای تنظیم ساعت هم بگذارید و طبیعتا اگر چنین چیزی گفته می شد ما از باتری هم استفاده می کردیم. ولی عنوان شد نیاز به گفتن نبود و این یک چیز مشخصی است خودتان باید انجام میدادید ☹️
حالا در پروژه دیگه نیاز به چند کلید برای تنظیم ساعت بود ولی با توجه به سوالات پرسیده شده از کارفرما، مشخص شد نیاز به باتری نیست.
👈 نتیجه این است که در پروژه بایستی کلیه موارد مشخص شود یا از طرف کارفرما یا از طرف شما
@armeducation
آیا شما نمی خواهید دیگران از تجربیاتتان استفاده کنند و فقط قصد استفاده از تجربیات دیگران را دارید!؟
مسلما این گونه نیست.
هر فردی بر اساس کارهایی که انجام داده تجربیاتی دارد که دیگران ندارند. دیگران را در تجربیات خود سهیم کنید.
ارسال تجربیات :
🆔 -》 @mzarkoob
@armeducation
مسلما این گونه نیست.
هر فردی بر اساس کارهایی که انجام داده تجربیاتی دارد که دیگران ندارند. دیگران را در تجربیات خود سهیم کنید.
ارسال تجربیات :
🆔 -》 @mzarkoob
@armeducation
آشنایی مختصر با میکروکنترلر STM8
این خانواده از میکروکنترلرها جزو میکروهای 8 بیتی هستند از شرکت ST که با توجه به قیمت ارزانتری که دارند در مقایسه با سایر میکوکنترلرهای 8 بیتی امکانات بهتری را در اختیارمان قرار می دهند. معمولا قیمت و امکانات این میکروها با AVR ها مقایسه می شود.
در ابتدای دیتاشیت لیست امکانات این میکروها قرار دارد:
STM8S003K3 STM8S003F3
Value line, 16 MHz STM8S 8-bit MCU, 8 Kbytes Flash, 128 bytes data EEPROM, 10-bit ADC, 3 timers, UART, SPI, I²C
یعنی در حالت کلی یک میکروی 8 بیتی با کلاک هسته 16 مگاهرتز و حجم حافظه فلش 8 کیلو و ایتوپرام داخلی 128 بایت. دارای یک آنالوگ به دیجیتال با دقت 10 بیت . سه تایمر و دارای پورت سریال و SPI و I2C. جزییات بیشتر در دیتاشیت می باشد.
- در صورتی که با میکروکنترلرهای 32 بیتی STM32 کار کرده باشید و بر اساس نیاز از این سری از میکروها هم استفاده کنید می بینید شباهت های زیادی در نام گذاری رجیسترها و نام بیت رجیسترها وجود دارد. یعنی در حقیقت stm8 فرزند (خلف یا ناخلف !) stm32 است.
- برای کارهای سبک تر و تعداد بالا می توان این سری از میکروها را مورد بررسی قرار داد.
- با توجه به حجم فلاش و رم کمی که این مدل میکروها دارند با استفاده از توابع آماده برای یک سری عملکرد، مقدار بیشتری از این فضاها استفاده می شود. بنابراین ممکن است ملزم به استفاده از رجیسترها شوید.
- این سری از میکروها مانند stm32 دارای تنوع زیادی هستند که بر اساس نیاز می توان یکی را انتخاب کرد به نحوی که هزینه اضافی بابت امکاناتی که احتیاج نداریم نشود.
@armeducation
این خانواده از میکروکنترلرها جزو میکروهای 8 بیتی هستند از شرکت ST که با توجه به قیمت ارزانتری که دارند در مقایسه با سایر میکوکنترلرهای 8 بیتی امکانات بهتری را در اختیارمان قرار می دهند. معمولا قیمت و امکانات این میکروها با AVR ها مقایسه می شود.
در ابتدای دیتاشیت لیست امکانات این میکروها قرار دارد:
STM8S003K3 STM8S003F3
Value line, 16 MHz STM8S 8-bit MCU, 8 Kbytes Flash, 128 bytes data EEPROM, 10-bit ADC, 3 timers, UART, SPI, I²C
یعنی در حالت کلی یک میکروی 8 بیتی با کلاک هسته 16 مگاهرتز و حجم حافظه فلش 8 کیلو و ایتوپرام داخلی 128 بایت. دارای یک آنالوگ به دیجیتال با دقت 10 بیت . سه تایمر و دارای پورت سریال و SPI و I2C. جزییات بیشتر در دیتاشیت می باشد.
- در صورتی که با میکروکنترلرهای 32 بیتی STM32 کار کرده باشید و بر اساس نیاز از این سری از میکروها هم استفاده کنید می بینید شباهت های زیادی در نام گذاری رجیسترها و نام بیت رجیسترها وجود دارد. یعنی در حقیقت stm8 فرزند (خلف یا ناخلف !) stm32 است.
- برای کارهای سبک تر و تعداد بالا می توان این سری از میکروها را مورد بررسی قرار داد.
- با توجه به حجم فلاش و رم کمی که این مدل میکروها دارند با استفاده از توابع آماده برای یک سری عملکرد، مقدار بیشتری از این فضاها استفاده می شود. بنابراین ممکن است ملزم به استفاده از رجیسترها شوید.
- این سری از میکروها مانند stm32 دارای تنوع زیادی هستند که بر اساس نیاز می توان یکی را انتخاب کرد به نحوی که هزینه اضافی بابت امکاناتی که احتیاج نداریم نشود.
@armeducation
کوچکترین میکرو stm32 :
stm32f030f4:
20 پایه .15 پایه قابل استفاده در GPIO
ARM® 32-bit Cortex™-M0, 48 MHz
– 16 Kbytes of Flash memory
– 4 Kbytes of SRAM
1 x 12-bit, 1.0 μs
SysTick
...
@armeducation
stm32f030f4:
20 پایه .15 پایه قابل استفاده در GPIO
ARM® 32-bit Cortex™-M0, 48 MHz
– 16 Kbytes of Flash memory
– 4 Kbytes of SRAM
1 x 12-bit, 1.0 μs
SysTick
...
@armeducation
احتراما از دوستان تقاضا میشود فیدبک های خود را از فیلم آموزشی پیشرفته stm32
https://news.1rj.ru/str/armeducation/515
با ذکر جزییات به بنده ارسال فرمایید.
@mzarkoob
با سپاس 🙏
@armeducation
https://news.1rj.ru/str/armeducation/515
با ذکر جزییات به بنده ارسال فرمایید.
@mzarkoob
با سپاس 🙏
@armeducation
Telegram
arm-education.ir
فیلم آموزش پیشرفته STM32F10x
لینک فروشگاه :
https://goo.gl/JBvEZg
انجمن ایران میکرو جهت پاسخ گویی به سوالات :
https://goo.gl/XVsMBf
@armeducation
لینک فروشگاه :
https://goo.gl/JBvEZg
انجمن ایران میکرو جهت پاسخ گویی به سوالات :
https://goo.gl/XVsMBf
@armeducation
یک میکرو کوچک از stm8 :
Stm8s003f3:
20 پایه .14 پایه قابل استفاده در GPIO
16 MHz
STM8S 8-bit MCU,
8 Kbytes Flash, 128 bytes data EEPROM,
10-bit ADC,
3 timers,
UART, SPI, I²C
@armeducation
Stm8s003f3:
20 پایه .14 پایه قابل استفاده در GPIO
16 MHz
STM8S 8-bit MCU,
8 Kbytes Flash, 128 bytes data EEPROM,
10-bit ADC,
3 timers,
UART, SPI, I²C
@armeducation
تفاوت پیدا کردن دلیل یک ایراد یا رفع آن ایراد به هر طریقی
گاهی ایرادی پیدا می شود که هیچ دلیلی برای آن نمی توانید پیدا کنید. اگر بخواهید برای دلیل ایراد وقت صرف کنید زمان زیادی باید بگذارید و دست آخر هم ممکن است به نتیجه ای نرسید. در اینجا رفع ایراد به یک روشی می تواند بهتر از پیدا کردن دلیل آن باشد. زیرا در حال حاضر به نتیجه رسیدن برای شما مهمتر است از پیدا کردن دلیل ایراد.
@armeducation
گاهی ایرادی پیدا می شود که هیچ دلیلی برای آن نمی توانید پیدا کنید. اگر بخواهید برای دلیل ایراد وقت صرف کنید زمان زیادی باید بگذارید و دست آخر هم ممکن است به نتیجه ای نرسید. در اینجا رفع ایراد به یک روشی می تواند بهتر از پیدا کردن دلیل آن باشد. زیرا در حال حاضر به نتیجه رسیدن برای شما مهمتر است از پیدا کردن دلیل ایراد.
@armeducation
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نکته قابل توجه در عملکرد یک اجاق گاز
ریست شدن زمان بعد از قطع و وصل مجدد برق!
به نظر شما رفع این نقص چقدر هزینه و زمان اضافه تر می برد و آیا مشکلی در عملکرد دستگاه ایجاد می کرد؟
@armeducation
ریست شدن زمان بعد از قطع و وصل مجدد برق!
به نظر شما رفع این نقص چقدر هزینه و زمان اضافه تر می برد و آیا مشکلی در عملکرد دستگاه ایجاد می کرد؟
@armeducation
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مشاهده اجرای عملی ارسال دیتا از رم میکرو به پورت سریال با استفاده از DMA
متوقف نماندن برنامه در موقع ارسال دیتا با استفاده از ویژگی DMA
@armeducation
متوقف نماندن برنامه در موقع ارسال دیتا با استفاده از ویژگی DMA
@armeducation
مشاهده اجرای عملی ارسال دیتا از رم میکرو به پورت سریال با استفاده از DMA
فیلم کیفیت بالا :
https://www.aparat.com/v/C2qM8
متوقف نماندن برنامه در موقع ارسال دیتا با استفاده از ویژگی DMA
@armeducation
فیلم کیفیت بالا :
https://www.aparat.com/v/C2qM8
متوقف نماندن برنامه در موقع ارسال دیتا با استفاده از ویژگی DMA
@armeducation
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
اجرای عملی ارسال دیتا از رم به سریال با استفاده از DMA
مشاهده اجرای عملی ارسال دیتا از رم میکرو به پورت سریال با استفاده از DMAمتوقف نماندن برنامه در موقع ارسال دیتا با استفاده از ویژگی DMAفیلم کیفیت بالا. وب سایت: www.arm-education.ir
Forwarded from armeducation (Mahdi Zarkoob)
آیا شما از معرفین مطالب این کانال به سایر دوستان خود هستید!؟
در صورتی که مطالب آموزشی کانال را مفید می دانید شما معرف کانال به سایر دوستان خود باشید.
👇👇👇👇👇👇
@armeducation
با سپاس
@armeducation
در صورتی که مطالب آموزشی کانال را مفید می دانید شما معرف کانال به سایر دوستان خود باشید.
👇👇👇👇👇👇
@armeducation
با سپاس
@armeducation
گاهی استفاده از آخرین نسخه یک نرم افزار می تواند عامل دردسر و اتلاف وقت شود.
به عنوان مثال آخرین نسخه جیلینک را نصب کرده اید ولی برنامه بر روی برد پروگرام نمی شود. در حالی که با ورژن قبلی می شد. آن را پاک می کنید و همان ورژن قبلی نصب می کنید، باز هم نمی شود تا زمانی که ویندوز عوض کنید!
آخرین ورژن کیل را نصب می کنید ولی در کنار ظاهر و امکانات بهتر در یک کاری به ناگاه می بینید هر چه برنامه بر روی برد می ریزید کار نمی کند!
زوم کردن بر اینکه حتما باید با این ورژن باشد و حتما متوجه شوید چرا این اتفاق افتاده است نیز زمانی برای خود می طلبد.
@armeducation
به عنوان مثال آخرین نسخه جیلینک را نصب کرده اید ولی برنامه بر روی برد پروگرام نمی شود. در حالی که با ورژن قبلی می شد. آن را پاک می کنید و همان ورژن قبلی نصب می کنید، باز هم نمی شود تا زمانی که ویندوز عوض کنید!
آخرین ورژن کیل را نصب می کنید ولی در کنار ظاهر و امکانات بهتر در یک کاری به ناگاه می بینید هر چه برنامه بر روی برد می ریزید کار نمی کند!
زوم کردن بر اینکه حتما باید با این ورژن باشد و حتما متوجه شوید چرا این اتفاق افتاده است نیز زمانی برای خود می طلبد.
@armeducation
داستان ضرب المثل ناخوش خر خورده!
آیا تاکنون در روابط کاری مواجه با مصداق این داستان شده اید؟
مثلا دستگاه عملکرد لازم را ندارد ولی دلیلی برای آن یافت نشده است.
——————————————-
يك حكيمي بود كه پسرش از آب و گل درآمده بود و درسي خوانده بود و جناب حكيمباشي براي اينكه فوت و فن طبابت را به او ياد بدهد او را همراه خودش به عيادت مريضهايش ميبرد. يك روز كه جناب حكيمباشي بالاي سر يكي از بيمارها رفت پسرش ديد حال مريض از طبابت بابا بدتر شده و تب او بالا رفته و بستگان مريض هم خيلي پريشان هستند اما بابا خودش را از تنگ و تا ننداخته و مشغول و رفتن به مريض است.
البته پسر حكيم كه جوان بود و بيتجربه حساب دستش نبود و نميفهميد قضيه از چه قرار است و باباش چه خواهد كرد؟ اما حكيمباشي كاركشته كه بارها توي اين تنگناها گير كرده بود تكليف خودشو خوب ميدونست با طول و تفصيل و آب و تاب مريض را معاينه كرد و موقع معاينه كردن هم لفتش داد و بعد از معاينه اخمهاشو تو هم كرد و با اوقات تلخي و تغير گفت: «مگه من نگفتم مواظبش باشيد و نگذاريد ناپرهيزي كنه؟»
دور و بری های مريض كه منتظر چنين حرفي نبودند جا خوردند و هاج و واج به هم نگاه كردند و از ميان آنها يكيشون با من و من گفت: «نه خير ناپرهيزي نكرده، نگذاشتيم ناپرهيزي كنه» اما حكيمباشي با خاطرجمعي فراوان خيلي قرص و محكم جواب داد: «نه خير، حتماً ناپرهيزي كرده اگر ناپرهيزي نكرده بود با آن نسخه من تا حالا هم تبش بريده بود، هم حالش خوب شده بود»
توپ و تشر حكيمباشي كار خودش را كرد و يكي از كسان بيمار با لحني كه پشيماني و عذرخواهي ازش ميباريد گفت: «تقصير از ما شد كه روبهروي او خربزه پاره كرديم. او هم چشمش كه ديد دلش خواست، ديديم مريضه گناه داره، ما هم يك قاشق نازك بهش داديم».
@armeducation
پسر حكيم وقتي كه ديد همه با تعجب و تحسين به باباش نگاه ميكنند با غرور فراوان سراپاي پدرشو ورانداز كرد و باطناً خيلي خوشحال شد كه همچي پدري داره... اما از وقتي كه همراه پدرش به عيادت مريض ميرفت گرچه خيلي شگردها ازش ديده بود ولي اين يك چشمه را دفعه اول بود كه ميديد.
وقتي بابا و بچه برگشتند خونه، پسر حكيمباشي با اصرار و سماجت از باباش خواست تا اين راز مگو را بهش بگه. حكيمباشي هم بادي به بروت انداخت و گفت: «بچهجون انقده كه ميگم هر روز ميريم عيادت مريض حواست را جمع كن براي همينه.
مگه نديدي وقتي كه داشتيم ميرفتيم تو خونه سطل زبالهشون پر بود از پوست خربوزه و پوست انار، هر وقت نسخه دادي و حال مريض خوب نشد به دور و بر رختخوابش، به اين ور و آن ور اتاق و حياط نگاه كن. اگه يه دونه اناري يا يه تكه پوست خربوزه افتاده بود بدان كه از اون به مريض هم دادند. هوش به خرج بده و به هوش خودت بگو مريض نا پرهيزي كرده».
@armeducation
مدتي از اين مقدمه گذشت و يك روز حكيم باشي زكام سخت شد و ده روزي توي خونه افتاد و حكيم باشي به اين خيال كه پسرش هم فوت و فن كار را ياد بگيره هم مريضهاش به سراغ حكيم ديگري نروند او را سر مريض فرستاد و تو محكمه نشوند.
از قضا يك روز اومدند دنبالش و بردنش به عيادت يك مريض، او هم نسخه داد و اومد. پس فرداش كه دوباره به عيارت مريض رفت ناخوش حالش بدتر شده بود پسر هم تمام آن ادا اطوارهاي بابا را درآورد و آخر سر بادي به گلو انداخت و گفت: «نگفتم نگذاريد ناپرهيزي كنه؟» يكي از بستگان ناخوش جواب داد: «ابداً... اصلاً... ما دست از پا خطا نكردهايم، شما هرچي گفتهايد ما همونها رو موبهمو انجام داديم»
@armeducation
پسر حكيمباشي با اوقات تلخي و بد لعابي ناشيونه فرياد زد: «نه خيز ناپرهيزي كرده... حتماً ناپرهيزي كرده نه خير همينه كه ميگم». خوشمزه اينكه هرچه بستگان بيمار بيشتر انكار ميكردند پسر حكيمباشي اصرارش بيشتر ميشد و از حرفش برنميگشت بهطوري كه سماجت و پافشاري او دور و بريهاي مريض را عاجز و ذله كرده بود. عاقبت هم دنباله اصرارش به اينجا رسيد كه فرياد زد: «نخير ناپرهيزي كرده و خر خورده!... نخير ناپرهيزي كرده و خر خورده كه اينجوري حالش بد شده» همين كه پسر حكيمباشي گفت خر خورده كه اينجوري حالش بد شده طاقت جمعيت طاق شد و بياختيار زدند زير خنده و آقازاده از خجالت غرق عرق شد و مثل گربه كتك خورده غيبش زد.
حكيمباشي وقتي فهميد آقازاده چه دسته گلي به آب داده دودستي زد توي سرش و پرسيد: «از كجا به فكر خر خوري مريض افتادي!؟» بيچاره خنگ بيهوش گفت: «وقتي از تو حياط رد شدم ديدم يه پالون خر كنج حياط گذاشتهاند. خيال كردم خر خورده...!!»
منبع:farsibooks.ir
@armeducation
آیا تاکنون در روابط کاری مواجه با مصداق این داستان شده اید؟
مثلا دستگاه عملکرد لازم را ندارد ولی دلیلی برای آن یافت نشده است.
——————————————-
يك حكيمي بود كه پسرش از آب و گل درآمده بود و درسي خوانده بود و جناب حكيمباشي براي اينكه فوت و فن طبابت را به او ياد بدهد او را همراه خودش به عيادت مريضهايش ميبرد. يك روز كه جناب حكيمباشي بالاي سر يكي از بيمارها رفت پسرش ديد حال مريض از طبابت بابا بدتر شده و تب او بالا رفته و بستگان مريض هم خيلي پريشان هستند اما بابا خودش را از تنگ و تا ننداخته و مشغول و رفتن به مريض است.
البته پسر حكيم كه جوان بود و بيتجربه حساب دستش نبود و نميفهميد قضيه از چه قرار است و باباش چه خواهد كرد؟ اما حكيمباشي كاركشته كه بارها توي اين تنگناها گير كرده بود تكليف خودشو خوب ميدونست با طول و تفصيل و آب و تاب مريض را معاينه كرد و موقع معاينه كردن هم لفتش داد و بعد از معاينه اخمهاشو تو هم كرد و با اوقات تلخي و تغير گفت: «مگه من نگفتم مواظبش باشيد و نگذاريد ناپرهيزي كنه؟»
دور و بری های مريض كه منتظر چنين حرفي نبودند جا خوردند و هاج و واج به هم نگاه كردند و از ميان آنها يكيشون با من و من گفت: «نه خير ناپرهيزي نكرده، نگذاشتيم ناپرهيزي كنه» اما حكيمباشي با خاطرجمعي فراوان خيلي قرص و محكم جواب داد: «نه خير، حتماً ناپرهيزي كرده اگر ناپرهيزي نكرده بود با آن نسخه من تا حالا هم تبش بريده بود، هم حالش خوب شده بود»
توپ و تشر حكيمباشي كار خودش را كرد و يكي از كسان بيمار با لحني كه پشيماني و عذرخواهي ازش ميباريد گفت: «تقصير از ما شد كه روبهروي او خربزه پاره كرديم. او هم چشمش كه ديد دلش خواست، ديديم مريضه گناه داره، ما هم يك قاشق نازك بهش داديم».
@armeducation
پسر حكيم وقتي كه ديد همه با تعجب و تحسين به باباش نگاه ميكنند با غرور فراوان سراپاي پدرشو ورانداز كرد و باطناً خيلي خوشحال شد كه همچي پدري داره... اما از وقتي كه همراه پدرش به عيادت مريض ميرفت گرچه خيلي شگردها ازش ديده بود ولي اين يك چشمه را دفعه اول بود كه ميديد.
وقتي بابا و بچه برگشتند خونه، پسر حكيمباشي با اصرار و سماجت از باباش خواست تا اين راز مگو را بهش بگه. حكيمباشي هم بادي به بروت انداخت و گفت: «بچهجون انقده كه ميگم هر روز ميريم عيادت مريض حواست را جمع كن براي همينه.
مگه نديدي وقتي كه داشتيم ميرفتيم تو خونه سطل زبالهشون پر بود از پوست خربوزه و پوست انار، هر وقت نسخه دادي و حال مريض خوب نشد به دور و بر رختخوابش، به اين ور و آن ور اتاق و حياط نگاه كن. اگه يه دونه اناري يا يه تكه پوست خربوزه افتاده بود بدان كه از اون به مريض هم دادند. هوش به خرج بده و به هوش خودت بگو مريض نا پرهيزي كرده».
@armeducation
مدتي از اين مقدمه گذشت و يك روز حكيم باشي زكام سخت شد و ده روزي توي خونه افتاد و حكيم باشي به اين خيال كه پسرش هم فوت و فن كار را ياد بگيره هم مريضهاش به سراغ حكيم ديگري نروند او را سر مريض فرستاد و تو محكمه نشوند.
از قضا يك روز اومدند دنبالش و بردنش به عيادت يك مريض، او هم نسخه داد و اومد. پس فرداش كه دوباره به عيارت مريض رفت ناخوش حالش بدتر شده بود پسر هم تمام آن ادا اطوارهاي بابا را درآورد و آخر سر بادي به گلو انداخت و گفت: «نگفتم نگذاريد ناپرهيزي كنه؟» يكي از بستگان ناخوش جواب داد: «ابداً... اصلاً... ما دست از پا خطا نكردهايم، شما هرچي گفتهايد ما همونها رو موبهمو انجام داديم»
@armeducation
پسر حكيمباشي با اوقات تلخي و بد لعابي ناشيونه فرياد زد: «نه خيز ناپرهيزي كرده... حتماً ناپرهيزي كرده نه خير همينه كه ميگم». خوشمزه اينكه هرچه بستگان بيمار بيشتر انكار ميكردند پسر حكيمباشي اصرارش بيشتر ميشد و از حرفش برنميگشت بهطوري كه سماجت و پافشاري او دور و بريهاي مريض را عاجز و ذله كرده بود. عاقبت هم دنباله اصرارش به اينجا رسيد كه فرياد زد: «نخير ناپرهيزي كرده و خر خورده!... نخير ناپرهيزي كرده و خر خورده كه اينجوري حالش بد شده» همين كه پسر حكيمباشي گفت خر خورده كه اينجوري حالش بد شده طاقت جمعيت طاق شد و بياختيار زدند زير خنده و آقازاده از خجالت غرق عرق شد و مثل گربه كتك خورده غيبش زد.
حكيمباشي وقتي فهميد آقازاده چه دسته گلي به آب داده دودستي زد توي سرش و پرسيد: «از كجا به فكر خر خوري مريض افتادي!؟» بيچاره خنگ بيهوش گفت: «وقتي از تو حياط رد شدم ديدم يه پالون خر كنج حياط گذاشتهاند. خيال كردم خر خورده...!!»
منبع:farsibooks.ir
@armeducation
تعریف درست نوع همکاری برای انجام پروژه :
برای پروژه تولید یک محصول، لازم است از نیروهای متخصصی استفاده شود. اگر نوع همکاری به صورت صحیح تعریف نشود نتایج مطلوبی حاصل نخواهد شد.
در نظر بگیرید به جای اینکه مشخص شود افراد تا انتهای تولید و بعد از آن حضور داشته باشند گفته شود شما فقط طراحی یا برنامه نویسی آن را انجام دهید و تحویل دهید، آنگاه اگر بعد از چند ماه ایراداتی در محصول مشاهده شد چطور قرار است این ایرادات برطرف شود؟ آیا خود کارفرما می تواند؟ اگر افراد مجری پروژه دیگر نتوانند وقتی برای پروژه بگذارند یا تعهدی نداشته باشند چه خواهد شد؟
خود کارفرما برای کاهش هزینه محصول تولیدی، نوع همکاری را این گونه تعریف می کند: شما سورس و برد نمونه را تحویل دهید و تمام!
مسلما بین کاری که مجری انجام پروژه تا مدتی مسئول رفع ایرادات باشد تا پروژه ای که بعد از جواب گرفتن تحویل داده شود و تمام، تفاوت وجود دارد.
@armeducation
برای پروژه تولید یک محصول، لازم است از نیروهای متخصصی استفاده شود. اگر نوع همکاری به صورت صحیح تعریف نشود نتایج مطلوبی حاصل نخواهد شد.
در نظر بگیرید به جای اینکه مشخص شود افراد تا انتهای تولید و بعد از آن حضور داشته باشند گفته شود شما فقط طراحی یا برنامه نویسی آن را انجام دهید و تحویل دهید، آنگاه اگر بعد از چند ماه ایراداتی در محصول مشاهده شد چطور قرار است این ایرادات برطرف شود؟ آیا خود کارفرما می تواند؟ اگر افراد مجری پروژه دیگر نتوانند وقتی برای پروژه بگذارند یا تعهدی نداشته باشند چه خواهد شد؟
خود کارفرما برای کاهش هزینه محصول تولیدی، نوع همکاری را این گونه تعریف می کند: شما سورس و برد نمونه را تحویل دهید و تمام!
مسلما بین کاری که مجری انجام پروژه تا مدتی مسئول رفع ایرادات باشد تا پروژه ای که بعد از جواب گرفتن تحویل داده شود و تمام، تفاوت وجود دارد.
@armeducation
پایه های ارسال دیتا از میکرو به ال سی دی کاراکتری، پشت سر هم انتخاب می شود :
GPIOE->BSRR = C
حال اگر این پایه ها پشت سر هم نبود مثلا :
PA2
PB13
PC4
PD5
چگونه بایستی دیتا را قرار داد!؟
@armeducation
GPIOE->BSRR = C
حال اگر این پایه ها پشت سر هم نبود مثلا :
PA2
PB13
PC4
PD5
چگونه بایستی دیتا را قرار داد!؟
@armeducation