اکسپت و چاپ فوری مقاله – Telegram
اکسپت و چاپ فوری مقاله
1.96K subscribers
5.76K photos
266 videos
455 files
1.94K links
Download Telegram
نشست بررسی و نقد علمی کتاب عاشورا شناسی با حضور آیت الله دکتر محقق داماد، دکتر رحیم نوبهار و آقای محمد اسفندیاری، نویسنده کتاب، توسط شورای فرهنگی دانشکده حقوق برگزار می شود. در این جلسه جوایز نفرات برگزیده مقاله نویسی نیز اهداء خواهدشد.

زمان: سه شنبه 9 آذر 1395، ساعت 13 تا 15
مکان: دانشکده حقوق، تالار آزادی، اتاق 203
شرکت برای عموم آزاد است.
یادوراه نکوداشت شهدای دانشگاه
همایش بررسی حقوقی مبارزه با مفاسد اقتصادی و اشرافی گری. شنبه 6 آذر ساعت 14تا 17.تالار دانشکده اقتصاد و علوم سیاسی
نویسنده: علی اکبر اکبری تبار
دکتر بودن یا نبودن؛ در حال از دست دادن چه هستیم؟

خطوط زیر حاوی اعترافاتی شخصی است، اگر با خودانتقادی و اعتراف به اشتباهات میانه‌ای ندارید، لطفا از خواندن آن صرف نظر کنید!

چهار سال از الصاق عنوان دانشجوی دکتری به من می‌گذرد، از زمان آمدن نتایج آزمون دکتری و به لطف برخی دوستانم که می‌دانستند ادامه تحصیل برایم جدی است، حتی پیش از آمدن نتایج، «دکتر» خطاب می‌شدم. به شوخی و خنده، گهگاه میگفتم که اطلاق این عنوان قبل از گذراندن آزمون جامع غیرقانونی است! آن آزمون را که گذراندیم، بهانه‌ای نداشتم، به لطف برگزاری کارگاه و سخنرانی و تدریس، موقعیت‌های اطلاق این عنوان بیشتر هم شد.
پس به طور تقریبی، به درستی یا نادرست، به حق یا نابحق، به شوخی یا جدی، چهار سال تجربه اطلاق عنوان «دکتر» را دارم. البته محض اینکه سوءتفاهم ایجاد نکنم باید بگویم که هنوز از رساله دفاع نکرده‌ام و تا دفاع راه زیادی باقی است.
هدفم از نگارش این خطوط اشاره به تجربه‌ای است، که در طول شش ماه گذشته و در فرصت مطالعاتی خارج از کشور که در فرانسه گذراندم، به دست آورده‌ام. در این زمان برای شرکت در رخدادهای علمی به انگلیس و اسپانیا هم سفرهای کوتاه داشتم و تجربه مختصری هم از محیط علمی آنجا در خلال همایش و دوره تابستانی به دست آوردم.
در این شش ماه، اغراق نکنم، نشنیدم کسی دیگری را دکتر یا پروفسور و... و یا حتی استاد، خطاب کند...
در این شش ماه «دکتر» خطاب نشدم، به خاطر طولانی بودن نامم، به سادگی «علی» خطاب شدم، بدون استفاده از فامیلم.
تجربه‌ام حاکی از آن است که این عدم خطاب عنوان «دکتر» فرصت تجربه و خطا و اشتباه را به من داد. فرصت اینکه دوباره دانشجو باشم را بدست آوردم. فرصت ارزشمند یادگرفتن.
سوالی که بشدت در ذهنم میچرخد این است که با اطلاق عناوینی چون «دکتر»، «پروفسور»، «استاد» و... چه بلایی بر سر محیط علمی و تعاملاتمان می‌آوریم؟ چه مشکلی در اطلاق اسم کوچک افراد وجود دارد؟ چه مشکل خاصی در حتی عدم اطلاق اسم پیش می‌آید؟ مگر هدف از تعاملات علمی‌مان ارتقاء علم و دانشمان به صورت گروهی و هم‌افزایانه نیست؟ مگر بدون این عناوین نمی‌توانیم به دانسته‌ها و یافته‌های علمی یکدیگر اعتماد کنیم؟ پس انظر الی ماقال و لاتنظر الی من قال چه می‌شود؟
اعتراف می‌کنم که با هر بار اطلاق عنوان «دکتر» و بعد از آن دریافت یک سوال، فشاری را حس می‌کردم که عادت همیشگی‌ام در گفتنِ «نمی‌دانم» را سخت‌تر می‌کند! فرصت اعتراف به نادانی و تلاش برای یادگیری را اگر از من نگیرد، محدودتر و ضعیف‌تر می‌کند. نه که به دانش نداشته‌ام غره شوم، نه، نادانی‌ام را از چشمانم پنهان می‌کند. می‌دانم که این موضوع به شخصیت فرد بسیار مرتبط است و ممکن است تواضع افرادی نگذارد که این اطلاق‌ها را از بیخ و بن بشنوند، شاید این فقط مشکل شخصی و ضعف من بوده است. اما اعتراف می‌کنم که این ضعف می‌تواند دردسرساز شود. تعاملات علمی را سوگیرانه به سمت تکرار مکررات و عدم تلاش برای یادگیری موضوعات جدید هدایت کند.

نمی‌دانم اطلاق عناوین بالاتری چون «پروفسور» و «استاد» و... چه بر سر شنوندگان آنها می‌آورد. خودشان باید بگویند...

به چشمانم دیدم افرادی که نه ظاهر و لباسشان ذره‌ای شبیه استادان و دکترها و پروفسورهای ما بود، و نه میزان شوخی و خنده و عصاقورت‌نداده‌بودنشان! اگر آنها را فقط به هنگام ناهار و قهوه و شوخی و خنده و یا حتی خارج از دانشگاه و در مترو و اتوبوس و شهر دیده بودم، ممکن بود ذره‌ای فکر نکنم که این همان فردی است که مشتاقانه کتابها و مقالاتش را ذره به ذره خوانده و برای فهم، دوباره خوانده‌ام و خیال دیدنش از نزدیک و هم‌کلامی‌اش را در سر داشتم. اگر اسمش را پیش از ارائه‌ش نمی‌گفتند و یا در برنامه نمی‌خواندم، یا عکسش را ندیده بودم، ممکن بود با قضاوت از روی ظاهر، وقتی برای شنیدن حرفهایش نگذارم. این همه در عین همه‌ی تلاشهایم برای برحذر بودن از قضاوت از روی ظاهر و عنوان و... است که لازم است اعتراف کنم که با تمام این تلاشها، برخی کلیشه‌ها در ذهن‌م عمیقا ریشه دوانده که بدون جداشدن از محیط و جامعه‌ی علمی خودمان، به عمق‌شان در شخصیتم علم نداشتم.

به شخصه خواهش میکنم زین پس فرصت یادگرفتن را از من نگیرید. بگذارید به ساده‌ترین شکل ممکن همان «علی» باشم و علی بمانم. اگر جایی شنیدید از اطلاق عنوان پرهیز می‌کنم، حمل بر بی‌ادبی‌ام نگذارید، حمل بر تلاشم برای جلوگیری از سوگیری و هدایت نابجای دوستانم کنید...
فراخوان ارسال آثار ویژه نامه شب یلدا. ارسال به ای میل nispress@sbu.ac.ir و یا کاربر تلگرام @sbuskills
کلیه برنامه‌های آموزشی دانشگاه، مانند تشکیل کلاس‌ها و آزمایشگاه‌های آموزشی و دوره های فنی و حرفه ای در روز سه‌شنبه مورخ ۹ آذرماه ۹۵ تعطیل است.
✳️سری دوم اطعام دانشجویی به همت انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده معماری طیف تحکیم

🗓 رزرو و اعلام آمادگی برای هدیه ی غذا تا ۱۴آذر/توزیع غذا بین مستمندان ۱۶آذر
#کارگاه #نجوم مقدماتی
📚بدون پیش نیاز و احتياج به دانش قبلی

٣٥هزارتومان+تخفیف ویژه اعضای انجمن های علمی
📝ثبت نام از سایت:
www.sbuphysics.ir
کانال انجمن علمی فیزیک بهشتی:
@sbu_physics
"چرا با هم همکاری نمی کنیم؟"
یادداشتی از محمود سریع القلم استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی

شاید سوال دقیق تر این باشد که: اصلاً برای چه باید همکاری کنیم؟ چند سال پیش وقتی مهمان یک دانشگاه نروژی بودم. یک استاد ایرانی الاصل آن دانشگاه بازدیدی از دانشگاه را به من پیشنهاد کرد. طی سه ساعت بازدید پیاده، او همچنان با شوق و اشتیاق و علاقمندی و وابستگی و دلبستگی به دانشگاه، طرح‌های آن، کتابخانه آن، اهداف آن، ساختمان‌ها و نماهای آن و همکاران و بخش‌های اداری و مدیرتی دانشگاه سخن می‌گفت که مرا بیش از اهمیت خود دانشگاه تحت تأثیر قرار داد. در انتهای بازدید که به ناهار ختم شد از او علل شوق و اشتیاق را جویا شدم. گفت: محیط، خدمه، مدیریت و فضای آموزشی-پژوهشی این دانشگاه به من آرامش می‌دهد؛ همه به من احترام می‌گذارند؛ با آنکه ایرانی‌ الاصل هستم، دانشکده و دانشگاه مرا در سه کمیته عضو کرده‌اند تا مشارکت کنم؛ دانشجو و استاد عموماً می‌خواهند بیاموزند؛ اغراق نکرده باشم اینجا خانه اصلی من است. محبت می‌کنم، محبت می‌‌بینم. راست می‌گویم، راست می‌گویند. بدی فردی را نمی‌خواهم، بدی مرا نمی‌خواهند. از دیگران انتظار نامعقول ندارم، از من انتظار نامعقول ندارند. وظایفم را انجام می‌دهم، وظایفشان را انجام می‌دهند. مشورت می‌کنم، مشورت می‌کنند. خیانت نمی‌کنم، خیانت نمی‌کنند. منظم هستم، منظم هستند. بدگویی نمی‌کنم، بدگویی نمی‌کنند. حذف نمی‌کنم، حذف نمی‌کنند. همکاری می‌کنم، همکاری می‌کنند.

 

تلقی و حسی که از این گفت‌وگو پیدا کردم این بود: چقدر این انسان حالت نرمال دارد. فرد نرمال، خوبی ببیند، خوبی می‌کند. اما اگر همین فرد نرمال حذف شود، بعد احتیاط می‌کند. وقتی به او خیانت شد، فاصله می‌گیرد. وقتی دروغ گفتند، بدبین می‌شود. وقتی فحاشی کردند، خود را منزوی می‌کند. وقتی از او سوء استفاده کردند، در محبت کردن تردید می‌کند. اگر شخصی در قبال محبت کردن، احترام گذاشتن، خوبی کردن، وظیفه شناس بودن، راستگو بودن، منصف بودن، واکنش‌های منفی و مخرب ببیند، چه روحیه‌ای برای همکاری خواهد داشت؟

 

وقتی از این سفر علمی به تهران برمی‌گشتم، عناوین روزنامه‌های فارسی را در هواپیما مطالعه می‌کردم. در یک عنوان گفته شده بود: ایرانی‌ها را تهدید نکنید. چند ستون آن طرف‌تر، چندین تهدید نسبت به کشورهای مختلف در اقصی نقاط جهان مطرح شده بود. هر کنشی واکنشی دارد، هر حرف ناپسندی پی‌آمدی دارد. در جهان فعلی عموماً سخن و عمل ناشایستی، بدون پاسخ نمی‌ماند. در چه شرایطی، شهروندان یک جامعه با هم همکاری می‌کنند؟ وقتی همکاری آن‌ها، جبران شود. همکاری و یا عدم همکاری هر دو نرمال هستند زیرا در مقام عکس‌العمل به رفتار دیگران انجام می‌پذیرد.

 

بخاطر فطرتی که دارد، انسان نرمال تمایل به خوبی دارد ولی وقتی در ساختاری قرار می‌گیرد که واکنش‌ها عموماً با احترام، محبت، خویشتنداری و قانون آمیخته نشده‌اند، حداقل اینست که فاصله می‌گیرد، محتاط می‌شود و در یک دایرۀ محدودی، خود را تعریف می‌کند. تابحال تجربه کرده‌اید که وقتی در ترافیکی سنگین آرام رانندگی می‌کنید، ناگهان اتوموبیلی در شانۀ خاکی جاده سعی می‌کند از دیگران سبقت بگیرد ضمن اینکه فضا را آلوده می‌کند. در ذهن انسان نرمال این اندیشه شکل می‌گیرد که چرا من باید ساعت‌ها در ترافیک، قانون را رعایت کنیم و دیگری این کار را نمی‌کند؟ بحران‌ها در یک جامعه انباشته می‌شود زمانی که عده‌ای از حاشیۀ خاکی جاده حرکت کنند و قانون و مراتب و حقوق دیگران را رعایت نکنند.

 

زمانی از یک پیرمرد ایرانی که انبوهی از علم و تجربه بود پرسیدم: مهم‌ترین مشکل ما در توسعه کشور چیست؟ اول باید کدام مسئله را حل کنیم تا بقیه تسلسلی حل شوند؟ کانون کجاست؟ او در پاسخ گفت: عموماً ماها غرق در خود، خواسته‌ها، منافع و آرزوهای خود هستیم. (Self-Absorption) این خصلت خودشیفتگی اجازه نمی‌دهد، سیستم درست کنیم، ساختار درست کنیم، تقسیم کار کنیم، از هم بیاموزیم و همکاری کنیم. سخن این فرد مرا یاد سئوال اوریانا فالاچی، روزنامه نگار ایتالیایی در اوایل ۱۳۵۰ از شاه انداخت: بسیاری کشورها شاه دارند، شما چرا خود را شاه شاهان خطاب می‌کنید؟ شاه در پاسخ گفت: اینجا همه شاه هستند، من شاه همۀ آن‌ها هستم.

 

افراد نرمال وقتی همکاری می‌کنند که از جانب دیگران همکاری ببینند. این محتاج یک سیستم است. این سیستم به نوبۀ خود نیازمند قانون‌گرایی و شایسته سالاری است که هر شهروندی بنا به دانش، تجربه، و اهتمام خود در جایگاه شایسته، قرار می‌گیرد. در چارچوبی که شایسته سالاری نباشد، دروغ گفتن بدون مجازات بماند و غرور فرد برتر از مصلحت عام باشد، افراد نرمال همکاری نمی‌کنند. در این قالب، شهروندان به تدریج مدارهای اعتماد خود را محدود کرده و در جزایر خودساخته زندگی می‌کنند که جامعه شناسان به آن، ذره‌ای شدن جامعه می‌گویند. (Atomization
of Society)

 
همکاری کردن نیاز به پاداش معنوی، کلامی و عملی دارد. افراد در برابر کارهای بدی که انجام می‌دهند نباید مصونیت داشته باشند. برای انجام هر کار مثبتی باید سیستم درست کرد: کار خوب را پاداش و کار بد را مجازات. علامت پارکینگی در آلمان اینگونه بود: این پارکینگ به هموطنان مسن ما اختصاص دارد. متخلف: حداقل ۱۵۰ یورو. حکمرانی خوب یعنی سیستم درست کردن: از نحوۀ پارک کردن تا امنیت آب‌های ایران در خلیج‌فارس. این روش نیاز به سخنرانی و جلسه را به یک صدم می‌رساند. بدون سیستم و قاعده‌مندی، هیچ امری اصلاح نمی‌شود.استاد ایرانی‌الاصل دانشگاه نروژی، همکاری می‌کند چون در یک سیستم قابل پیش‌بینی کار می‌کند. دروغ، ابهام، حذف و تبعیض در آن تعطیل است. طی نیم روزی که با او بودم به گونه‌ای رفتار نکرد که تصور کنم او مرکز ثقل جهان است، ادعایی نداشت، دائم سئوال می‌کرد و نظر می‌پرسید. او جزئیات بازدید نیم‌روزه را از دو ماه قبل با من هماهنگ کرده بود. طبق توافق عمل کرد. نه پیچاند، نه حذف کرد، نه حرف خود را تغییر داد، نه بدگویی کرد، نه بدقولی کرد. در صورت و سیرتش، صدق و انسانیت موج می‌زد. او می‌گفت: در این جامعه، به ندرت افراد دروغ می‌گویند چون به دوستی و مسائل زندگی، دراز مدت نگاه می‌کنند. همکاری خود را با او ادامه خواهم داد.
دانشجویان گرامی

به منظور دریافت و ارزیابی نظرات شما عزیزان در جهت برنامه ریزی بهتر، ارتقای سطح بهداشت و کیفیت غذای دانشجویی، خواهشمند است فرم ذیل را به دقت تکمیل و ارسال نمایید.
مدیریت خدمات دانشجویی

لینک نظرسنجی:

yon.ir/KmhV
مسابقات فرهنگی به مناسبت روز دانشجو.
✳️اردوی زیارتی *قم-جمکران-کوه خضر*

🗓ساعت۸:۴۵ ،پنجشنبه،۹۵/۹/۱۸

💰هزینه:۵۰۰۰ تومان

🔶ویژه خواهران

🌀ثبتنام‌ توسط شماره های اعلامی

#کانون_مهدویت_دانشگاه_شهید_بهشتی

telegram.me/mahdaviyatsbu
✳️جهت ثبت نام به پایگاه بسیج علوم پایه و معماری مراجعه فرمایید.
انجمن اسلامی دانشجویان آزادی‌خواه دانشکده معماری و شهرسازی برگزار میکند:
🔴نمایشگاه کتاب
زمان:۱٣ الی ۱٧ آذر ماه
ساعت:٩ الی ۱٧
لابی دانشکده معماری و شهرسازی
✳️مسابقه ی جرعه ای از ولایت

زمان پخش کتاب ها:۱۳تا۲۴آذر ماه

📌مکان توزیع: مسجد دانشگاه و دانشکده ها

⭕️تحویل پاسخ برگ ها در دفاتر انجمن اسلامی تا پایان آذر


انجمن اسلامی دانشجویان عضو تحکیم وحدت
✳️نمایشگاه کتاب📚
⭕️آثار شهید بهشتی و استاد رحیم پور ازغدی

🗓 از شنبه۱۳آذر تا ۲۵آذر

📌در سطح دانشگاه
۱۳و۱۴ آذر دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی


انجمن اسلامی دانشجویان عضو تحکیم وحدت
🚖معرفی یک آژانس با کرایه های مناسب
سامانه Snapp با اپلیکیشن GPSBase به شما کمک می کنه پس از انتخاب مقصد هزینه قطعی رو بلافاصله ببینید و بعد اگر قیمت رو مناسب دیدین در صورتی که درخواست تاکسی بدین نزدیکترین تاکسی از این سامانه رو بهتون معرفی می کنه .کرایه ها 20 تا 30 درصد کمتر از آژانس های عادیه.
اسنپ در اپ استور :
https://itunes.apple.com/us/app/asnp-snapp-drkhwast-khwdrw/id996370173?mt=8
اپلیکیشن اسنپ برای گوشی های اندروید : 👇👇
SnappTaxi.apk
8.2 MB
اپلیکیشن اندروید سامانه تاکسی اسنپ
پاسداشت شب یلدا. ارسال آثار به ای میل nispress@sbu.ac.ir یا کاربر تلگرام @sbuskills
بزرگداشت روز دانشجو . انجمن اسلامی دانشجویان آزادی خواه. سه شنبه 16 آذر 11:30 تا 14. تالار ابوریحان.