گرادیان دما در پلاسما:
کتری آب را روی اجاق در نظر بگیرید،
بعد از مدت زمانی، حبابهای خیلی کوچک از ته کتری بالا می آید.
ذراتی که گرم میشوند، از ته کتری بالا آمده، و جای آنها را ذرات سرد میگیرند.
پس یک گرادیان دما از پایین به بالا داریم.
در پلاسما هم با این مسئله روبرو هستيم.
دما در مرکز رآکتور ماکزیمم است.
ولی وقتی به سمت کناره ها میرویم و شعاع بزرگتر میشود،
تراکم ذرات کمتر شده و دما کاهش می یابد.
در نتیجه ذره به دیواره برخورد کرده و از بین میرود.
در رآکتور، گرادیان دما،
از مرکز به سمت دیواره است.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
کتری آب را روی اجاق در نظر بگیرید،
بعد از مدت زمانی، حبابهای خیلی کوچک از ته کتری بالا می آید.
ذراتی که گرم میشوند، از ته کتری بالا آمده، و جای آنها را ذرات سرد میگیرند.
پس یک گرادیان دما از پایین به بالا داریم.
در پلاسما هم با این مسئله روبرو هستيم.
دما در مرکز رآکتور ماکزیمم است.
ولی وقتی به سمت کناره ها میرویم و شعاع بزرگتر میشود،
تراکم ذرات کمتر شده و دما کاهش می یابد.
در نتیجه ذره به دیواره برخورد کرده و از بین میرود.
در رآکتور، گرادیان دما،
از مرکز به سمت دیواره است.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
برخوردهای ذرات در پلاسما:
در پلاسمای ضعیف یونیزه شده
برخورد های
الکترون با اتم خنثی
و
یون با اتم خنثی
را مطالعه میکنیم.
اما
در پلاسمای صد در صد یونیزه شده،
برخورد
الکترون با الکترون
یون با یون
و یون با الکترون
را داریم و مورد مطالعه قرار میدهیم.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
در پلاسمای ضعیف یونیزه شده
برخورد های
الکترون با اتم خنثی
و
یون با اتم خنثی
را مطالعه میکنیم.
اما
در پلاسمای صد در صد یونیزه شده،
برخورد
الکترون با الکترون
یون با یون
و یون با الکترون
را داریم و مورد مطالعه قرار میدهیم.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
نوسانات پلاسما:
نوسانات پلاسما، مربوط به نوسانات " الکترون" هاست.
در پلاسما
یون ها سنگین
و
الکترون ها سبک هستند.
وقتی الکترون ها از یونها دور میشوند،
یونها، میدان الکتریکی ایجاد میکنند
و
دوباره الکترون ها را به سمت خود میکشانند.
به این ترتیب
الکترون به طور مداوم از یونها دور میشود و دوباره به آنها نزدیک میشود.
این دور شدن و نزدیک شدن الکترون ها به یون ها
در پلاسما ایجاد یک " نوسان " میکند.
که به آن نوسان ایستاده الکترونی میگوییم.
فرکانس نوسانات پلاسما
تابع
دانسیته یا چگالی الکترون ها است.
یعنی هر چه تعداد الکترون ها بیشتر باشد، فرکانس پلاسما افزایش می یابد.
به علت کوچک بودن جرم الکترون،
فرکانس پلاسما معمولا بسیار بالاست.
مثلا محدوده فرکانس پلاسمای نیتروژن، گیگا هرتز میباشد
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
نوسانات پلاسما، مربوط به نوسانات " الکترون" هاست.
در پلاسما
یون ها سنگین
و
الکترون ها سبک هستند.
وقتی الکترون ها از یونها دور میشوند،
یونها، میدان الکتریکی ایجاد میکنند
و
دوباره الکترون ها را به سمت خود میکشانند.
به این ترتیب
الکترون به طور مداوم از یونها دور میشود و دوباره به آنها نزدیک میشود.
این دور شدن و نزدیک شدن الکترون ها به یون ها
در پلاسما ایجاد یک " نوسان " میکند.
که به آن نوسان ایستاده الکترونی میگوییم.
فرکانس نوسانات پلاسما
تابع
دانسیته یا چگالی الکترون ها است.
یعنی هر چه تعداد الکترون ها بیشتر باشد، فرکانس پلاسما افزایش می یابد.
به علت کوچک بودن جرم الکترون،
فرکانس پلاسما معمولا بسیار بالاست.
مثلا محدوده فرکانس پلاسمای نیتروژن، گیگا هرتز میباشد
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
معنای فیزیکی کشش سطحی:
خواص فیزیکی
"لایه سطحی"
و
" لایه حجمی"
متفاوت است.
بار ها یا مولکولهای داخل حجم
از همه جهات، تحت تاثیر ذرات دیگر هستند.
اما مولکولهایی که روی سطح قرار دارند،
از سمت پایین تحت تاثیر قرار دارند
اما
از سمت بالا تحت تاثیر نیستند.
سطح یک مایع را در نظر بگیرید
مایع همواره با فاز گازی خود در تعادل میباشد،
بالای " سطح مایع"
با فاز گازی و پایین آن با فاز سیال در ارتباط است.
کدام قسمت چگال تر است?
فاز سیال که در زیر سطح مایع قرار دارد.
یعنی تعداد مولکولهای بالای سطح مایع کمتر از تعداد مولکولهای پایین سطح مایع است.
حال این مولکولهایی که درست روی "مرز" یعنی "سطح مایع" قرار دارند،
از سمت پایین خود
توسط سیال به سمت داخل سیال کشیده میشوند،
چرا?
چون نیروی پایین از نیروی بالای سطح مایع بیشتر است.
در نتیجه سطح مایع همیشه تمایل دارد که به سمت داخل کشیده شود.
مانند یک فرش،
که 4 نفر اطراف آن را گرفته باشند
وسط فرش ، حالت گود افتادن دارد.
و باید آنرا بکشیم تا صاف شود.
این نیرویی که به طور سطحی فرش ، یا سیال را میکشد
تا سطح را در حال تعادل نگه دارد، نیروی کشش سطحی است.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
خواص فیزیکی
"لایه سطحی"
و
" لایه حجمی"
متفاوت است.
بار ها یا مولکولهای داخل حجم
از همه جهات، تحت تاثیر ذرات دیگر هستند.
اما مولکولهایی که روی سطح قرار دارند،
از سمت پایین تحت تاثیر قرار دارند
اما
از سمت بالا تحت تاثیر نیستند.
سطح یک مایع را در نظر بگیرید
مایع همواره با فاز گازی خود در تعادل میباشد،
بالای " سطح مایع"
با فاز گازی و پایین آن با فاز سیال در ارتباط است.
کدام قسمت چگال تر است?
فاز سیال که در زیر سطح مایع قرار دارد.
یعنی تعداد مولکولهای بالای سطح مایع کمتر از تعداد مولکولهای پایین سطح مایع است.
حال این مولکولهایی که درست روی "مرز" یعنی "سطح مایع" قرار دارند،
از سمت پایین خود
توسط سیال به سمت داخل سیال کشیده میشوند،
چرا?
چون نیروی پایین از نیروی بالای سطح مایع بیشتر است.
در نتیجه سطح مایع همیشه تمایل دارد که به سمت داخل کشیده شود.
مانند یک فرش،
که 4 نفر اطراف آن را گرفته باشند
وسط فرش ، حالت گود افتادن دارد.
و باید آنرا بکشیم تا صاف شود.
این نیرویی که به طور سطحی فرش ، یا سیال را میکشد
تا سطح را در حال تعادل نگه دارد، نیروی کشش سطحی است.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
"امواج" الکترونی در پلاسما
اگر در محیطی اختلاف "دما" و اختلاف چگالی داشته باشیم
در آنجا "موج" خواهیم داشت.
باد و طوفان در اثر " اختلاف" دما ایجاد میشود.
در پلاسما هم چنین چیزی داریم.
در پلاسما همیشه " چگالی" در مرکز توکامک ، بیشتر از چگالی در نزدیکی دیواره هاست.
پس یک گرادیان دانسیته یا چگالی داریم.
گرادیان چگالی
عملا یعنی گرادیان فشار
که ناشی از حرکت گرمایی است.
و گرادیان فشار باعث
انتشار
" امواج الکترونی " میشود.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
اگر در محیطی اختلاف "دما" و اختلاف چگالی داشته باشیم
در آنجا "موج" خواهیم داشت.
باد و طوفان در اثر " اختلاف" دما ایجاد میشود.
در پلاسما هم چنین چیزی داریم.
در پلاسما همیشه " چگالی" در مرکز توکامک ، بیشتر از چگالی در نزدیکی دیواره هاست.
پس یک گرادیان دانسیته یا چگالی داریم.
گرادیان چگالی
عملا یعنی گرادیان فشار
که ناشی از حرکت گرمایی است.
و گرادیان فشار باعث
انتشار
" امواج الکترونی " میشود.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
امواج صوتی( امواج یونی ) در پلاسما:
یون ها هم در پلاسما موج تولید میکنند.
به امواجی که "یون ها" ایجاد میکنند،
" امواج صوتی" میگوییم.
چرا صوتی?
زیرا خصوصیات امواج یونی و امواج صوتی در هوا یکسانند.
مثلا سرعت امواج صوتی در هوا
با سرعت امواج یونی در پلاسما
مساوی است.
یا
فرکانس امواج صوتی در هوا
و
فرکانس امواج یونی در پلاسما در محدوده
" کیلو هرتز" است.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
یون ها هم در پلاسما موج تولید میکنند.
به امواجی که "یون ها" ایجاد میکنند،
" امواج صوتی" میگوییم.
چرا صوتی?
زیرا خصوصیات امواج یونی و امواج صوتی در هوا یکسانند.
مثلا سرعت امواج صوتی در هوا
با سرعت امواج یونی در پلاسما
مساوی است.
یا
فرکانس امواج صوتی در هوا
و
فرکانس امواج یونی در پلاسما در محدوده
" کیلو هرتز" است.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
با سلام خدمت دوستان و همراهان گرامی کانال فیزیک اتمی
مطالب این کانال بر اساس منابع معتبر علمی و درسی میباشد.
و برای اولین بار در این کانال قرار داده شده است.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
مطالب این کانال بر اساس منابع معتبر علمی و درسی میباشد.
و برای اولین بار در این کانال قرار داده شده است.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
دیسراپشن:
مشکل اساسی بر سر راه
انجام گداخت هسته ای کنترل شده در توکامک
" گسیخته گی اصلی " یا دیسراپش
میباشد.
باید در شرایط مختلف این پدیده شناسایی شده و از وقوع آن جلوگیری شود.
گسیختگی یا خاموشی ناگهانی پلاسما، سدی عظیم در راه پیشرفت موفقیت آمیز توکامک است.
زیرا چگالی و جریان را محدود کرده و ضربه های بزرگ مکانیکی و بار گرمایی شدیدی را در رآکتور توکامک ایجاد میکند.
در گسیختگی اصلی
محصور سازی پلاسما پایان یافته و پلاسما به طور کامل از بین رفته و خاموش میشود.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
مشکل اساسی بر سر راه
انجام گداخت هسته ای کنترل شده در توکامک
" گسیخته گی اصلی " یا دیسراپش
میباشد.
باید در شرایط مختلف این پدیده شناسایی شده و از وقوع آن جلوگیری شود.
گسیختگی یا خاموشی ناگهانی پلاسما، سدی عظیم در راه پیشرفت موفقیت آمیز توکامک است.
زیرا چگالی و جریان را محدود کرده و ضربه های بزرگ مکانیکی و بار گرمایی شدیدی را در رآکتور توکامک ایجاد میکند.
در گسیختگی اصلی
محصور سازی پلاسما پایان یافته و پلاسما به طور کامل از بین رفته و خاموش میشود.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
بیان ساده قوانین ترمودینامیکی:
قانون صفرم:
دو سیستم که با سیستم سومی در " تعادل گرمایی" باشند،
خودشان نیز با یکدیگر در تعادل گرمایی خواهند بود.
این اصل را به تبعیت از (Fowler) " فاولر" قانون صفرم مینامیم.
قانون صفرم یک قانون تجربی است.
و به ما میگوید که چگونه در آزمایشگاه دماسنجی انجام دهیم.
و کلا معیار ساخت "دماسنج"
قانون صفرم است.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
قانون صفرم:
دو سیستم که با سیستم سومی در " تعادل گرمایی" باشند،
خودشان نیز با یکدیگر در تعادل گرمایی خواهند بود.
این اصل را به تبعیت از (Fowler) " فاولر" قانون صفرم مینامیم.
قانون صفرم یک قانون تجربی است.
و به ما میگوید که چگونه در آزمایشگاه دماسنجی انجام دهیم.
و کلا معیار ساخت "دماسنج"
قانون صفرم است.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
قانون اول ترمودینامیک:
" انرژی بقا دارد"
هر سیستم فیزیکی، یک مقدار انرژی درون خودش دارد.
یعنی چیزی به نام "انرژی صفر" در طبیعت نداریم.
در حالت طبیعی سیستم ها در مینیمم انرژی خود قرار دارند.
بنابراین این انرژی درونی خودبخود نمیخواهد تغییر کند و تغییر نمیکند،
حال اگر این انرژی درونی را بخواهیم تغییر دهیم،
باید
یک "عامل خارجی" روی آن تاثیر بگذارد.
در حوزه ترمودینامیک ما برای تغییر انرژی داخلی سیستم دو راه داریم:
1. به سیستم گرما " اضافه" کنیم.( نه اینکه گرما بگیریم)
2. از سیستم کار بکشیم.( نه اینکه روی سیستم کار انجام بدهیم)
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
" انرژی بقا دارد"
هر سیستم فیزیکی، یک مقدار انرژی درون خودش دارد.
یعنی چیزی به نام "انرژی صفر" در طبیعت نداریم.
در حالت طبیعی سیستم ها در مینیمم انرژی خود قرار دارند.
بنابراین این انرژی درونی خودبخود نمیخواهد تغییر کند و تغییر نمیکند،
حال اگر این انرژی درونی را بخواهیم تغییر دهیم،
باید
یک "عامل خارجی" روی آن تاثیر بگذارد.
در حوزه ترمودینامیک ما برای تغییر انرژی داخلی سیستم دو راه داریم:
1. به سیستم گرما " اضافه" کنیم.( نه اینکه گرما بگیریم)
2. از سیستم کار بکشیم.( نه اینکه روی سیستم کار انجام بدهیم)
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
نظریه جنبشی ماده:
ظرف سر بسته ای محتوای مقدار معینی گاز مثلا هوا در دمای معین است.
ظرف را گرم می کنیم.
دما بالا می رود،
پس انرژی گاز زیادتر شده است.
چه رابطه ای میان این " گرما"
و " حرکت" وجود دارد?
بنابر "نظریه جنبشی"
هر گاز مجموعه ای بیشمار از
ذرات یا مولکول هاست که در تمام جهات "متحرکند".
با یکدیگر " برخورد " میکنند،
و در نتیجه هر برخورد امتداد حرکت آنها عوض میشود.
همانگونه که در اجتماع بشری
متوسط عمر یا متوسط ثروت وجود دارد،
مولکولها نیز " تندی" متوسط دارند.
بنابراین به ازای هر مولکول
انرژی جنبشی متوسط وجود خواهد داشت.
گرمای بیشتر در ظرف
تعبیری از آن است که:
انرژی جنبشی متوسط بیشتر شده است.
مطابق این تصویر
گرما عبارت از همان " انرژی جنبشی حرکت مولکولی" است.
هر " دمای" معین
متناظر با انرژی جنبشی متوسط معینی به ازای هر مولکول است.
گاز را میتوان با کم کردن دما
به مایع تبدیل کرد.
کاهش دمای ماده به معنی نقصان انرژی جنبشی متوسط ذرات آن است
بنابراین
انرژی جنبشی متوسط یک ذره از مایع
کمتر از
انرژی جنبشی متوسط یک ذره از گاز است.
منبع :
کتاب ' تکامل فیزیک '
مولف: آلبرت اینشتین
لئوپولد اینفلد
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
ظرف سر بسته ای محتوای مقدار معینی گاز مثلا هوا در دمای معین است.
ظرف را گرم می کنیم.
دما بالا می رود،
پس انرژی گاز زیادتر شده است.
چه رابطه ای میان این " گرما"
و " حرکت" وجود دارد?
بنابر "نظریه جنبشی"
هر گاز مجموعه ای بیشمار از
ذرات یا مولکول هاست که در تمام جهات "متحرکند".
با یکدیگر " برخورد " میکنند،
و در نتیجه هر برخورد امتداد حرکت آنها عوض میشود.
همانگونه که در اجتماع بشری
متوسط عمر یا متوسط ثروت وجود دارد،
مولکولها نیز " تندی" متوسط دارند.
بنابراین به ازای هر مولکول
انرژی جنبشی متوسط وجود خواهد داشت.
گرمای بیشتر در ظرف
تعبیری از آن است که:
انرژی جنبشی متوسط بیشتر شده است.
مطابق این تصویر
گرما عبارت از همان " انرژی جنبشی حرکت مولکولی" است.
هر " دمای" معین
متناظر با انرژی جنبشی متوسط معینی به ازای هر مولکول است.
گاز را میتوان با کم کردن دما
به مایع تبدیل کرد.
کاهش دمای ماده به معنی نقصان انرژی جنبشی متوسط ذرات آن است
بنابراین
انرژی جنبشی متوسط یک ذره از مایع
کمتر از
انرژی جنبشی متوسط یک ذره از گاز است.
منبع :
کتاب ' تکامل فیزیک '
مولف: آلبرت اینشتین
لئوپولد اینفلد
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
بی نهایت در فیزیک:
"بی نهایت" از نظر فیزیکی تعبیر ندارد.
هر جا دیدید که یک کمیت فیزیکی به سمت بینهایت میل میکند،
یک چیزی در آنجا اشتباه هست.
مثلا
ایرادی که قانون کولن دارد اینست که
نمیتواند میدان الکتریکی را در محل خود بار به ما بدهد.
چون میدان با مجذور فاصله نسبت عکس دارد،
در محل خود بار فاصله صفر است و در نتیجه میدان بینهایت میشود.
بنابراین قانون کولن یک رابطه تقریبی است.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
"بی نهایت" از نظر فیزیکی تعبیر ندارد.
هر جا دیدید که یک کمیت فیزیکی به سمت بینهایت میل میکند،
یک چیزی در آنجا اشتباه هست.
مثلا
ایرادی که قانون کولن دارد اینست که
نمیتواند میدان الکتریکی را در محل خود بار به ما بدهد.
چون میدان با مجذور فاصله نسبت عکس دارد،
در محل خود بار فاصله صفر است و در نتیجه میدان بینهایت میشود.
بنابراین قانون کولن یک رابطه تقریبی است.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
"نیروی پایستار"
به طور کلی نیرو از نظر "تابعیت "
اشکال مختلفی داره
نیرو میتونه "ثابت" باشه
مثل گرانش در سطح زمین
نیرو میتونه "تابعی از مکان" باشه
مثل گرانش در سطوح بالاتر از سطح زمین
نیرو میتونه "تابع سرعت" باشه
مثل اصطکاک
نیرو میتونه "تابع زمان" باشه
مثل ضربه
یا نیرو میتونه تابعی از تعدادی از اینها باشه مثل نیروهای پیچیده در طبیعت.
نیروی پایستار فقط باید
" تابعی از مکان" باشه
شرط انتگرالی پایستار بودن نیرو
اینه که
کارش روی مسیر بسته صفرباشه.
و شرط دیفرانسیلیش اینه که
کرل نیروی پایستار صفره.
یعنی کرل نیرویی که "تابع مکان" هست
اگر صفر بشه نیرو پایستاره.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
به طور کلی نیرو از نظر "تابعیت "
اشکال مختلفی داره
نیرو میتونه "ثابت" باشه
مثل گرانش در سطح زمین
نیرو میتونه "تابعی از مکان" باشه
مثل گرانش در سطوح بالاتر از سطح زمین
نیرو میتونه "تابع سرعت" باشه
مثل اصطکاک
نیرو میتونه "تابع زمان" باشه
مثل ضربه
یا نیرو میتونه تابعی از تعدادی از اینها باشه مثل نیروهای پیچیده در طبیعت.
نیروی پایستار فقط باید
" تابعی از مکان" باشه
شرط انتگرالی پایستار بودن نیرو
اینه که
کارش روی مسیر بسته صفرباشه.
و شرط دیفرانسیلیش اینه که
کرل نیروی پایستار صفره.
یعنی کرل نیرویی که "تابع مکان" هست
اگر صفر بشه نیرو پایستاره.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
کار بزرگ ماکسول چه بود?!
ماکسول از بین تئوری ها و نظریات گوناگون 4 معادله را انتخاب کرد.
جالب است بدانید که
در واقع معادلات معروف ماکسول "انتخاب" او بودند و معادلات خودش نبودند.
کار بزرگ او این بود که پرسید
آیا میدانهای الکتریکی و مغناطیسی در " خلاء" هم میتوانند وجود داشته باشند?!
ماکسول برای دستیابی به پاسخ این سوال
معادلات خود را
( 4 معادله معروف) با هم ترکیب کرد
و یک معادله موج بدست آورد.
از روی معادله موج فهمید که در خلاء هم میدانها میتوانند وجود داشته باشند
اما فقط به صورت موج!
و ماکسول از اینجا کشف کرد که
سرعت انتشار موج الکترومغناطیس در خلاء
برابر با
سرعت "نور" است.
بنابراین مطرح کرد که:
شاید نور هم یک موج الکترومغناطیس باشد.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
ماکسول از بین تئوری ها و نظریات گوناگون 4 معادله را انتخاب کرد.
جالب است بدانید که
در واقع معادلات معروف ماکسول "انتخاب" او بودند و معادلات خودش نبودند.
کار بزرگ او این بود که پرسید
آیا میدانهای الکتریکی و مغناطیسی در " خلاء" هم میتوانند وجود داشته باشند?!
ماکسول برای دستیابی به پاسخ این سوال
معادلات خود را
( 4 معادله معروف) با هم ترکیب کرد
و یک معادله موج بدست آورد.
از روی معادله موج فهمید که در خلاء هم میدانها میتوانند وجود داشته باشند
اما فقط به صورت موج!
و ماکسول از اینجا کشف کرد که
سرعت انتشار موج الکترومغناطیس در خلاء
برابر با
سرعت "نور" است.
بنابراین مطرح کرد که:
شاید نور هم یک موج الکترومغناطیس باشد.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
" اتلاف تابشی"
یکی از ساز و کارهای مهم اتلاف انرژی که البته بخش اصلی اتلاف در توازن توان یک نیروگاه گداخت به حساب نمی آید،
اتلاف انرژی در اثر تابش است.
اتلاف تابشی به سه شیوه رخ میدهد.
1. "تابش خطی" ناشی از
ناخالصی ها
2."تابش سیکلوترونی"
ناشی ازحرکت ذره در میدان مغناطیسی
3. "تابش ترمزی" ناشی از
برخوردهای کولنی
در بین این سه دسته،
بیشترین اتلاف مربوط به
تابش ترمزی است.
علت اتلاف تابشی،
حرکت شتابدار یک ذره باردار و درنتیجه، گسیل انرژی تابشی است.
ذرات بارداری که بدون شتاب
در مسیر مستقیم
و با سرعت ثابت حرکت میکنند،
چنانچه به نزدیکی یک ذره باردار دیگر برسند،
در اثر برهم کنش کولنی،
از مسیر خود منحرف میشوند.
تغییر در مسیر ذره متناظر با حرکت شتابدار است.
در نتیجه تا هنگامی که تغییر مسیر ذره ادامه داشته باشد،
ذره باردار مقداری از انرژی اش را از طریق تابش از دست میدهد.
فوتون های گسیل شده در اثر تابش ترمزی در
" پلاسمای گداخت"،
محدوده وسیعی از فرکانس های فرابنفش تا ایکس نرم را در بر دارند.
منبع:
کتاب " فیزیک پلاسما و انرژی گداخت هسته ای"
مولف: جفری پی. فریدبرگ
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
یکی از ساز و کارهای مهم اتلاف انرژی که البته بخش اصلی اتلاف در توازن توان یک نیروگاه گداخت به حساب نمی آید،
اتلاف انرژی در اثر تابش است.
اتلاف تابشی به سه شیوه رخ میدهد.
1. "تابش خطی" ناشی از
ناخالصی ها
2."تابش سیکلوترونی"
ناشی ازحرکت ذره در میدان مغناطیسی
3. "تابش ترمزی" ناشی از
برخوردهای کولنی
در بین این سه دسته،
بیشترین اتلاف مربوط به
تابش ترمزی است.
علت اتلاف تابشی،
حرکت شتابدار یک ذره باردار و درنتیجه، گسیل انرژی تابشی است.
ذرات بارداری که بدون شتاب
در مسیر مستقیم
و با سرعت ثابت حرکت میکنند،
چنانچه به نزدیکی یک ذره باردار دیگر برسند،
در اثر برهم کنش کولنی،
از مسیر خود منحرف میشوند.
تغییر در مسیر ذره متناظر با حرکت شتابدار است.
در نتیجه تا هنگامی که تغییر مسیر ذره ادامه داشته باشد،
ذره باردار مقداری از انرژی اش را از طریق تابش از دست میدهد.
فوتون های گسیل شده در اثر تابش ترمزی در
" پلاسمای گداخت"،
محدوده وسیعی از فرکانس های فرابنفش تا ایکس نرم را در بر دارند.
منبع:
کتاب " فیزیک پلاسما و انرژی گداخت هسته ای"
مولف: جفری پی. فریدبرگ
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
در فیزیک 4 حوزه کلی داریم:
کلاسیک
نسبیت
کوانتوم
کوانتوم نسبیتی
1.کلاسیک:
در حوزه کلاسیک مشخصات جسم،
باید جرم و سرعت معمولی داشته باشد
یعنی همان اجسامی که در اتفاقات روزمره با آن مواجه هستيم و آنها را میبینیم.
2.نسبیت
در این حوزه سرعت جسم زیاد است.
3.کوانتوم
برای اجسام بسیار ریز با جرم کم
4.کوانتوم نسبیتی
اجسامی با جرم کم و سرعت زیاد
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
کلاسیک
نسبیت
کوانتوم
کوانتوم نسبیتی
1.کلاسیک:
در حوزه کلاسیک مشخصات جسم،
باید جرم و سرعت معمولی داشته باشد
یعنی همان اجسامی که در اتفاقات روزمره با آن مواجه هستيم و آنها را میبینیم.
2.نسبیت
در این حوزه سرعت جسم زیاد است.
3.کوانتوم
برای اجسام بسیار ریز با جرم کم
4.کوانتوم نسبیتی
اجسامی با جرم کم و سرعت زیاد
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
نمایش ها در مکانیک کوانتوم:
به "بردارهایی" که در کوانتوم
تعریف میکنیم " کت" میگوییم.
اگر برای نمایش یک حالت از
" کت "
استفاده کنیم،
در نمایش"دیراک" هستيم.
اگر برای نمایش حالت ها از
" تابع موج" استفاده کنیم در نمایش
" شرودینگر" هستيم.
اگر برای نمایش حالت ها از
"ماتریس" استفاده کنیم
در نمایش" هایزنبرگ" هستيم.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
به "بردارهایی" که در کوانتوم
تعریف میکنیم " کت" میگوییم.
اگر برای نمایش یک حالت از
" کت "
استفاده کنیم،
در نمایش"دیراک" هستيم.
اگر برای نمایش حالت ها از
" تابع موج" استفاده کنیم در نمایش
" شرودینگر" هستيم.
اگر برای نمایش حالت ها از
"ماتریس" استفاده کنیم
در نمایش" هایزنبرگ" هستيم.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی