آیا اجسام بزرگ هم خاصیت موجی دارند?
ذرات میکروسکوپی مانند
" الکترون"
رفتار موجی دارند.
ذرات ماکروسکوپی چه طور?
یقیناً آنها نیز ویژگی موجی دارند.
اما
" طول موج" متناظر برای آشکارسازی آنها بسیار کوچک است.
اجسام ماکروسکوپی خیلی سنگین( در مقایسه با ذرات میکروسکوپی)
طول موج بسیار کوچکی دارند.
در حالیکه
در سطح میکروسکوپی،
امواجی که همراه با ذرات مادی هستند،
در همان اندازه ،
یا
فراتر از ابعاد سیستم هستند.
بنابراین
ذرات "میکروسکوپی" به روشنی خاصیت موجی از خود بروز میدهند.
اما
در اجسام ماکروسکوپی
(مثل گلوله 100 گرمی )
که طول "موج دوبروی"
آن
در مقایسه با اندازه ی آن بسیار کوچک است
رفتار موجی، قابل آشکارسازی نیست.
منبع:
کتاب" مکانیک کوانتومی"
نویسنده: نورالدین زتیلی
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
ذرات میکروسکوپی مانند
" الکترون"
رفتار موجی دارند.
ذرات ماکروسکوپی چه طور?
یقیناً آنها نیز ویژگی موجی دارند.
اما
" طول موج" متناظر برای آشکارسازی آنها بسیار کوچک است.
اجسام ماکروسکوپی خیلی سنگین( در مقایسه با ذرات میکروسکوپی)
طول موج بسیار کوچکی دارند.
در حالیکه
در سطح میکروسکوپی،
امواجی که همراه با ذرات مادی هستند،
در همان اندازه ،
یا
فراتر از ابعاد سیستم هستند.
بنابراین
ذرات "میکروسکوپی" به روشنی خاصیت موجی از خود بروز میدهند.
اما
در اجسام ماکروسکوپی
(مثل گلوله 100 گرمی )
که طول "موج دوبروی"
آن
در مقایسه با اندازه ی آن بسیار کوچک است
رفتار موجی، قابل آشکارسازی نیست.
منبع:
کتاب" مکانیک کوانتومی"
نویسنده: نورالدین زتیلی
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
ای کاش درخت بی گل و میوه ای بودم؛
زیرا دشواری پر باری،
بسی تلختر از قحطی و بی ثمری است.
درد و رنج ثروتمندی که کسی پیدا نمی شود تا چیزی از او دریافت کند،
بیشتر از عذاب و درد سائلی است که بخشنده ای نمی یابد تا چیری به او بدهد.
(جبران خلیل جبران)
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
زیرا دشواری پر باری،
بسی تلختر از قحطی و بی ثمری است.
درد و رنج ثروتمندی که کسی پیدا نمی شود تا چیزی از او دریافت کند،
بیشتر از عذاب و درد سائلی است که بخشنده ای نمی یابد تا چیری به او بدهد.
(جبران خلیل جبران)
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
در علم هیچ نظریه جاودانی وجود ندارد.
همیشه اتفاق می افتد که بعضی از واقعیاتی که نظریه پیش بینی می کند به وسیله آزمایشی رد شود.
هر نظریه یک دوره رشد تدریجی و پیروزی دارد، که پس از آن دچار انحطاط سریع می شود.
اما!
افکار قدیمی و نظریه های کهنه را با وجود آنکه متعلق به گذشته اند، باید مطالعه کرد.
زیرا تنها راه درک اهمیت نظریه های جدید و پی بردن به وسعت اعتبار آنها همین است.
آلبرت اینشتین
منبع: کتاب تکامل فیزیک
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
همیشه اتفاق می افتد که بعضی از واقعیاتی که نظریه پیش بینی می کند به وسیله آزمایشی رد شود.
هر نظریه یک دوره رشد تدریجی و پیروزی دارد، که پس از آن دچار انحطاط سریع می شود.
اما!
افکار قدیمی و نظریه های کهنه را با وجود آنکه متعلق به گذشته اند، باید مطالعه کرد.
زیرا تنها راه درک اهمیت نظریه های جدید و پی بردن به وسعت اعتبار آنها همین است.
آلبرت اینشتین
منبع: کتاب تکامل فیزیک
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
تشابه هسته و اتم!
هسته ها،
مانند
اتم ها
میتوانند در حالت برانگیخته با انرژی های معین باشند.
گذارهای بین حالت های برانگیخته،
با گسیل " تابش الکترومغناطیسی"
( پرتوهای گاما) صورت میگیرد.
که کاملا شبیه " گسیل نور" از اتمهاست.
اختلاف اصلی در این است که:
حالت های "اتمی" با انرژی هایی حدود چند الکترون ولت از هم فاصله دارند،
در صورتیکه
فاصله بین حالت های هسته ای
حدود ده به توان 4 تا ده به توان 6
الکترون ولت است.
همانطور که با مطالعه
"طیف های اتمی" میتوان ترازهای انرژی اتمی را مشخص کرد، و به مدلهای اتمی رسید،
مطالعه "طیف های پرتو گامازا" نیز
منجر به مطالعه حالت های انرژی هسته ای و پیشنهاد مدل های هسته ای میشود.
منبع:
کتاب "مبانی فیزیک هسته ای"
مولف: والتر می یرهوف
مترجم:دکتر محمد فرهاد رحیمی
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
هسته ها،
مانند
اتم ها
میتوانند در حالت برانگیخته با انرژی های معین باشند.
گذارهای بین حالت های برانگیخته،
با گسیل " تابش الکترومغناطیسی"
( پرتوهای گاما) صورت میگیرد.
که کاملا شبیه " گسیل نور" از اتمهاست.
اختلاف اصلی در این است که:
حالت های "اتمی" با انرژی هایی حدود چند الکترون ولت از هم فاصله دارند،
در صورتیکه
فاصله بین حالت های هسته ای
حدود ده به توان 4 تا ده به توان 6
الکترون ولت است.
همانطور که با مطالعه
"طیف های اتمی" میتوان ترازهای انرژی اتمی را مشخص کرد، و به مدلهای اتمی رسید،
مطالعه "طیف های پرتو گامازا" نیز
منجر به مطالعه حالت های انرژی هسته ای و پیشنهاد مدل های هسته ای میشود.
منبع:
کتاب "مبانی فیزیک هسته ای"
مولف: والتر می یرهوف
مترجم:دکتر محمد فرهاد رحیمی
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
🌸🌸و خورشید تابان بر مدار معین خود دائم بی هیچ اختلاف به گردش است.
این طرح و تدبیر خدای دانای مقتدر است.🌸🌸
(سوره یس - 38)
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
این طرح و تدبیر خدای دانای مقتدر است.🌸🌸
(سوره یس - 38)
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
این مطلب برگرفته از کتاب درسی
مقطع کارشناسی ارشد روانشناسی میباشد.
@atomicphysicsss
" انرژی روانی"
اضداد ، هم ارزی و آنتروپی:
یونگ اصطلاح " لیبیدو" را به دو صورت به کار برد
اول به صورت، انرژی زندگی پراکنده و کلی
و دوم به صورت
انرژی روانی محدودتری که به کار شخصیت سوخت میرساند.
و آن را "روان "نامید.
فعالیت های روانشناختی مانند:
درک کردن، فکر کردن، احساس کردن، و آرزو داشتن، از طریق انرژی روانی صورت میگیرند.
اگر کسی مقدار زیادی انرژی روانی را در فکر یا احساس خاصی صرف کند،
گفته میشود که آن فکر یا احساس،
ارزش روانی زیادی دارد و میتواند زندگی آن فرد را عمیقا تحت تاثیر قرار دهد.
یونگ برای توضیح دادن کارکرد انرژی روانی،
مفاهیمی را از " فیزیک" برداشت کرد.
او 3 اصل بنیادی را مطرح کرد:
اضداد، هم ارزی ، و آنتروپی
@atomicphysicsss
اضداد:
او به وجود اضداد یا قطبیت ها در انرژی طبیعی موجود در جهان پی برد.
مانند
گرما در برابر سرما
ارتفاع در برابر عمق
آفرینش در برابر زوال.
همین امر در مورد "انرژی روانی"
هم صدق میکند.
هر میل یا احساسی ، ضد خود را دارد.
این ضدیت یا تناقض ،
برانگیزنده اصلی رفتار و تولید کننده انرژی است.
در واقع هر چه تعارض
بین قطبیت ها شدیدتر باشد، تولید انرژی بیشتر است.
اصل هم ارزی:
یونگ در رابطه با
" اصل هم ارزی"
اصل فیزیکی " بقای انرژی"
را در مورد رویداد های روانی به کار برد.
او اظهار داشت
انرژی که برای ایجاد وضعیتی مصرف میشود،
از بین نمیرود، بلکه به قسمت دیگر شخصیت جابجا میشود.
بنابراین اگر ارزش روانی در زمینه خاصی ضعیف یا ناپدید شود،
آن انرژی به جای دیگر در روان منتقل میشود.
برای مثال
اگر علاقه خود را به کسی،
به نوعی سرگرمی، یا
رشته مطالعاتی از دست بدهیم،
انرژی روانی که قبلا صرف آن زمینه میشد، به زمینه تازه جابجا میشود.
کلمه هم ارزی یعنی
زمینه تازه ای که انرژی به آن جابجا شده، باید انرژی روانی برابری داشته باشد. در غیر این صورت انرژی اضافی به ناهشیار جاری میشود.
آنتروپی:
اصل آنتروپی در فیزیک به مساوی شدن اختلاف انرژی اشاره دارد.
برای مثال اگر شیء داغ و سردی در تماس مستقیم قرار بگیرند،
گرما از شیء داغ به سمت شیء سرد منتقل میشود تا اینکه آنها از نظر دما برابر شوند.
در واقع ، تبادل انرژی صورت میگیرد ، که به نوعی
تعادل بین اشیاء منجر میشود.
یونگ این اصل را در مورد
" انرژی روانی" به کار برد و اظهار داشت:
در شخصیت نوعی گرایش به تعادل یا آرامش وجود دارد.
اگر دو میل یا عقیده که از نظر شدت یا ارزش روانی خیلی تفاوت داشته باشند،
انرژی از آنکه قوی تر است به ضعیف تر جاری میشود.
در حالت ایده آل، شخصیت انرژی روانی را به طور مساوی بین ابعادش پخش میکند،
اما این حالت ایده آل هرگز به دست نمی آید.
اگر تعادل یا آرامش کامل بدست می آمد ،
شخصیت انرژی روانی نداشت،
زیرا برای اینکه انرژی روانی تولید شود،
اصل اضداد به تناقض نیاز دارد.
منبع:
نظریه های شخصیت
نویسنده: دوان پی.شولتز/ سیدنی الن شولتز
مترجم: یحیی سید محمدی
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
مقطع کارشناسی ارشد روانشناسی میباشد.
@atomicphysicsss
" انرژی روانی"
اضداد ، هم ارزی و آنتروپی:
یونگ اصطلاح " لیبیدو" را به دو صورت به کار برد
اول به صورت، انرژی زندگی پراکنده و کلی
و دوم به صورت
انرژی روانی محدودتری که به کار شخصیت سوخت میرساند.
و آن را "روان "نامید.
فعالیت های روانشناختی مانند:
درک کردن، فکر کردن، احساس کردن، و آرزو داشتن، از طریق انرژی روانی صورت میگیرند.
اگر کسی مقدار زیادی انرژی روانی را در فکر یا احساس خاصی صرف کند،
گفته میشود که آن فکر یا احساس،
ارزش روانی زیادی دارد و میتواند زندگی آن فرد را عمیقا تحت تاثیر قرار دهد.
یونگ برای توضیح دادن کارکرد انرژی روانی،
مفاهیمی را از " فیزیک" برداشت کرد.
او 3 اصل بنیادی را مطرح کرد:
اضداد، هم ارزی ، و آنتروپی
@atomicphysicsss
اضداد:
او به وجود اضداد یا قطبیت ها در انرژی طبیعی موجود در جهان پی برد.
مانند
گرما در برابر سرما
ارتفاع در برابر عمق
آفرینش در برابر زوال.
همین امر در مورد "انرژی روانی"
هم صدق میکند.
هر میل یا احساسی ، ضد خود را دارد.
این ضدیت یا تناقض ،
برانگیزنده اصلی رفتار و تولید کننده انرژی است.
در واقع هر چه تعارض
بین قطبیت ها شدیدتر باشد، تولید انرژی بیشتر است.
اصل هم ارزی:
یونگ در رابطه با
" اصل هم ارزی"
اصل فیزیکی " بقای انرژی"
را در مورد رویداد های روانی به کار برد.
او اظهار داشت
انرژی که برای ایجاد وضعیتی مصرف میشود،
از بین نمیرود، بلکه به قسمت دیگر شخصیت جابجا میشود.
بنابراین اگر ارزش روانی در زمینه خاصی ضعیف یا ناپدید شود،
آن انرژی به جای دیگر در روان منتقل میشود.
برای مثال
اگر علاقه خود را به کسی،
به نوعی سرگرمی، یا
رشته مطالعاتی از دست بدهیم،
انرژی روانی که قبلا صرف آن زمینه میشد، به زمینه تازه جابجا میشود.
کلمه هم ارزی یعنی
زمینه تازه ای که انرژی به آن جابجا شده، باید انرژی روانی برابری داشته باشد. در غیر این صورت انرژی اضافی به ناهشیار جاری میشود.
آنتروپی:
اصل آنتروپی در فیزیک به مساوی شدن اختلاف انرژی اشاره دارد.
برای مثال اگر شیء داغ و سردی در تماس مستقیم قرار بگیرند،
گرما از شیء داغ به سمت شیء سرد منتقل میشود تا اینکه آنها از نظر دما برابر شوند.
در واقع ، تبادل انرژی صورت میگیرد ، که به نوعی
تعادل بین اشیاء منجر میشود.
یونگ این اصل را در مورد
" انرژی روانی" به کار برد و اظهار داشت:
در شخصیت نوعی گرایش به تعادل یا آرامش وجود دارد.
اگر دو میل یا عقیده که از نظر شدت یا ارزش روانی خیلی تفاوت داشته باشند،
انرژی از آنکه قوی تر است به ضعیف تر جاری میشود.
در حالت ایده آل، شخصیت انرژی روانی را به طور مساوی بین ابعادش پخش میکند،
اما این حالت ایده آل هرگز به دست نمی آید.
اگر تعادل یا آرامش کامل بدست می آمد ،
شخصیت انرژی روانی نداشت،
زیرا برای اینکه انرژی روانی تولید شود،
اصل اضداد به تناقض نیاز دارد.
منبع:
نظریه های شخصیت
نویسنده: دوان پی.شولتز/ سیدنی الن شولتز
مترجم: یحیی سید محمدی
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
پس سخنان این مشرکان تو را محزون نکند.
ما هر آنچه پنهان و آشکار گویند
همه را میدانیم.
( یس -76)
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
ما هر آنچه پنهان و آشکار گویند
همه را میدانیم.
( یس -76)
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
گرادیان دما در پلاسما:
کتری آب را روی اجاق در نظر بگیرید،
بعد از مدت زمانی، حبابهای خیلی کوچک از ته کتری بالا می آید.
ذراتی که گرم میشوند، از ته کتری بالا آمده، و جای آنها را ذرات سرد میگیرند.
پس یک گرادیان دما از پایین به بالا داریم.
در پلاسما هم با این مسئله روبرو هستيم.
دما در مرکز رآکتور ماکزیمم است.
ولی وقتی به سمت کناره ها میرویم و شعاع بزرگتر میشود،
تراکم ذرات کمتر شده و دما کاهش می یابد.
در نتیجه ذره به دیواره برخورد کرده و از بین میرود.
در رآکتور، گرادیان دما،
از مرکز به سمت دیواره است.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
کتری آب را روی اجاق در نظر بگیرید،
بعد از مدت زمانی، حبابهای خیلی کوچک از ته کتری بالا می آید.
ذراتی که گرم میشوند، از ته کتری بالا آمده، و جای آنها را ذرات سرد میگیرند.
پس یک گرادیان دما از پایین به بالا داریم.
در پلاسما هم با این مسئله روبرو هستيم.
دما در مرکز رآکتور ماکزیمم است.
ولی وقتی به سمت کناره ها میرویم و شعاع بزرگتر میشود،
تراکم ذرات کمتر شده و دما کاهش می یابد.
در نتیجه ذره به دیواره برخورد کرده و از بین میرود.
در رآکتور، گرادیان دما،
از مرکز به سمت دیواره است.
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
هر پیشرفتی که کسی بکند،
شامل حال " همه " میشود.
( اولین- آندر هیل)
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
شامل حال " همه " میشود.
( اولین- آندر هیل)
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
" اصل نسبیت"
@atomicphysicsss
هیچ ناظری بر ناظر دیگر برتری ندارد و تمام ناظر ها هم ارزند.
و ناظرهای مختلف یا
سیستم های مختصات گوناگون
با استفاده از
تبدیل سیستم مختصات با هم در ارتباط هستند.
بیان اول اصل نسبیت:
(اصل نسبیت گالیله ای)
هیچ ناظر لخت گالیله ای هیچ برتری بر ناظر لخت گالیله ای دیگر ندارد.
تمام ناظر های لخت گالیله ای هم ارزند.
و توسط تبدیلات گالیله ای به هم مربوط میشوند.
" ناظر لخت یعنی ناظری که هیچ گونه شتاب یا نیرویی را احساس نمیکند."
سرعت نور برای ناظر های لخت گالیله ای یکسان نیست،
و بستگی به سرعت حرکت دو ناظر نسبت به هم دارد.
در این بیان از اصل نسبیت
ناظرهای لخت گالیله ای، بر ناظرهای شتابدار برتری دارند.
بیان دوم اصل نسبیت:
( نسبیت خاص اینشتین)
هیچ ناظر لخت لورنتزی ،
هیچ برتری،
بر ناظر لخت لورنتزی دیگر ندارد.
و تمام ناظرهای لخت لورنتزی هم ارزند.
برای ناظر لورنتزی
" بازه های زمانی" ثابت نیستند.
ولی جهت آینده برای همه آنها یکی است.
بیان سوم اصل نسبیت:
( نسبیت عام اینشتین)
همه ناظرها!
چه "شتابدار" و چه" لخت" هم ارزند.
در این حالت
بازه های زمانی و جهت آینده،
ثابت و یگانه نیستند.
و
ارتباط بین ناظر ها
با تبدیلات سیستم مختصات عام میباشد.
منبع:
کتاب" نگرش فیزیکی به جهان"
نویسنده: دکتر محمد وحید تکوک
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
@atomicphysicsss
هیچ ناظری بر ناظر دیگر برتری ندارد و تمام ناظر ها هم ارزند.
و ناظرهای مختلف یا
سیستم های مختصات گوناگون
با استفاده از
تبدیل سیستم مختصات با هم در ارتباط هستند.
بیان اول اصل نسبیت:
(اصل نسبیت گالیله ای)
هیچ ناظر لخت گالیله ای هیچ برتری بر ناظر لخت گالیله ای دیگر ندارد.
تمام ناظر های لخت گالیله ای هم ارزند.
و توسط تبدیلات گالیله ای به هم مربوط میشوند.
" ناظر لخت یعنی ناظری که هیچ گونه شتاب یا نیرویی را احساس نمیکند."
سرعت نور برای ناظر های لخت گالیله ای یکسان نیست،
و بستگی به سرعت حرکت دو ناظر نسبت به هم دارد.
در این بیان از اصل نسبیت
ناظرهای لخت گالیله ای، بر ناظرهای شتابدار برتری دارند.
بیان دوم اصل نسبیت:
( نسبیت خاص اینشتین)
هیچ ناظر لخت لورنتزی ،
هیچ برتری،
بر ناظر لخت لورنتزی دیگر ندارد.
و تمام ناظرهای لخت لورنتزی هم ارزند.
برای ناظر لورنتزی
" بازه های زمانی" ثابت نیستند.
ولی جهت آینده برای همه آنها یکی است.
بیان سوم اصل نسبیت:
( نسبیت عام اینشتین)
همه ناظرها!
چه "شتابدار" و چه" لخت" هم ارزند.
در این حالت
بازه های زمانی و جهت آینده،
ثابت و یگانه نیستند.
و
ارتباط بین ناظر ها
با تبدیلات سیستم مختصات عام میباشد.
منبع:
کتاب" نگرش فیزیکی به جهان"
نویسنده: دکتر محمد وحید تکوک
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
هر یک از افراد انسان را دو
" ظرف" است برای دو گونه غذا
یکی ظرف آب و نان
و دیگری ظرف دانش
ظرف اول تا اندازه ای که غذا قبول کرد،
از پذیرفتن غذای بیشتر ابا میکند.
اما دانش پژوه
هر چه بیشتر دانش تحصیل کند
به دانستن دانش های سخت تر
و سنگین تر و بالاتر گرایش بیشتری پیدا میکند.
و از فهمیدن آن لذت میبرد،
و شوق و ذوق وی به دانش بیشتر میگردد.
و عشق و علاقه اش در تقرب به دانشمندان فزونتر میشود.
ظرف علم را ، هرچه علم در او قرار گیرد ، گنجایش آن بیشتر میگردد.
و برای تحصیل علوم بالاتر آماده تر میشود.
(علامه حسن زاده آملی)
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
" ظرف" است برای دو گونه غذا
یکی ظرف آب و نان
و دیگری ظرف دانش
ظرف اول تا اندازه ای که غذا قبول کرد،
از پذیرفتن غذای بیشتر ابا میکند.
اما دانش پژوه
هر چه بیشتر دانش تحصیل کند
به دانستن دانش های سخت تر
و سنگین تر و بالاتر گرایش بیشتری پیدا میکند.
و از فهمیدن آن لذت میبرد،
و شوق و ذوق وی به دانش بیشتر میگردد.
و عشق و علاقه اش در تقرب به دانشمندان فزونتر میشود.
ظرف علم را ، هرچه علم در او قرار گیرد ، گنجایش آن بیشتر میگردد.
و برای تحصیل علوم بالاتر آماده تر میشود.
(علامه حسن زاده آملی)
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
اگر کسی بخواهد
علم فیزیک قرن بیست و یکم را
بیاموزد؛
درک کند،
و آنرا تبدیل به تکنولوژی جدید کند،
حتما باید
با
" نظریه گروه"
و " نمایش های یکانی آن "
آشنا باشد.
منبع:
"نگرش فیزیکی به جهان"
نویسنده: دکتر محمد وحید تکوک
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
علم فیزیک قرن بیست و یکم را
بیاموزد؛
درک کند،
و آنرا تبدیل به تکنولوژی جدید کند،
حتما باید
با
" نظریه گروه"
و " نمایش های یکانی آن "
آشنا باشد.
منبع:
"نگرش فیزیکی به جهان"
نویسنده: دکتر محمد وحید تکوک
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
🌸🌸🌸
بگو
آن خدایی زنده میکند
که اول بار آنها را ایجاد کرد
و او به هر آفریده ای داناست.
🌸🌸🌸
( یس-79)
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
بگو
آن خدایی زنده میکند
که اول بار آنها را ایجاد کرد
و او به هر آفریده ای داناست.
🌸🌸🌸
( یس-79)
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
چرا پر و گلوله فلزی رها شده از ارتفاع ، هم زمان به زمین میرسند?
اولین بار گالیله این آزمایش را انجام داد و جرمهای مختلف را از بالای برجی رها کرد، و مشاهده کرد که آنها هم زمان سقوط می کنند
یعنی حرکت جرم ساقط شونده به جرم آن بستگی ندارد.
طبق جرم ماندی
اگر نیروی واحدی به دو جسم ساکن متفاوت وارد کنیم
جسم بزرگتر، سرعت کمتری پیدا میکند.
یعنی سرعت به جرم جسم بستگی دارد.
با این استدلال؛ اجسامی که جرم ماندی بیشتری دارند، سقوط شان باید کند تر باشد.
ولی چنین نیست.
همه اجسام به یک طریق سقوط میکنند.
از اینجا نتیجه میشود که زمین اجرام مختلف را با نیرو های متفاوت به خود میکشد.
باید نتیجه گرفت جرم گرانشی و جرم ماندی با هم برابرند.
بیان فیزیکدانان اینطور میشود که:
شتاب جسم ساقط شونده متناسب با جرم گرانشی زیاد می شود و متناسب با جرم ماندی کاهش
می یابد.
چون همه اجسام ساقط شونده دارای یک شتاب هستند،
دو جرم گرانشی و ماندی با هم برابرند.
فیزیک کلاسیک برابر بودن این دو جرم را تصادفی میدانست.
اما فیزیک جدید کاملا مخالف این نظر است،
تساوی این دو جرم مسئله ای بنیادی است و نظریه نسبیت عام از آن نشأت می گیرد.
منبع:
کتاب
" تکامل فیزیک"
اثر آلبرت اینشتین
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
اولین بار گالیله این آزمایش را انجام داد و جرمهای مختلف را از بالای برجی رها کرد، و مشاهده کرد که آنها هم زمان سقوط می کنند
یعنی حرکت جرم ساقط شونده به جرم آن بستگی ندارد.
طبق جرم ماندی
اگر نیروی واحدی به دو جسم ساکن متفاوت وارد کنیم
جسم بزرگتر، سرعت کمتری پیدا میکند.
یعنی سرعت به جرم جسم بستگی دارد.
با این استدلال؛ اجسامی که جرم ماندی بیشتری دارند، سقوط شان باید کند تر باشد.
ولی چنین نیست.
همه اجسام به یک طریق سقوط میکنند.
از اینجا نتیجه میشود که زمین اجرام مختلف را با نیرو های متفاوت به خود میکشد.
باید نتیجه گرفت جرم گرانشی و جرم ماندی با هم برابرند.
بیان فیزیکدانان اینطور میشود که:
شتاب جسم ساقط شونده متناسب با جرم گرانشی زیاد می شود و متناسب با جرم ماندی کاهش
می یابد.
چون همه اجسام ساقط شونده دارای یک شتاب هستند،
دو جرم گرانشی و ماندی با هم برابرند.
فیزیک کلاسیک برابر بودن این دو جرم را تصادفی میدانست.
اما فیزیک جدید کاملا مخالف این نظر است،
تساوی این دو جرم مسئله ای بنیادی است و نظریه نسبیت عام از آن نشأت می گیرد.
منبع:
کتاب
" تکامل فیزیک"
اثر آلبرت اینشتین
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
کانال تخصصی فیزیک اتمی
کانالی علمی-آموزشی
بر مبنای منابع معتبر علمی و درسی
با ذکر منبع برای مطالب
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
کانالی علمی-آموزشی
بر مبنای منابع معتبر علمی و درسی
با ذکر منبع برای مطالب
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
🌠🌠🌠
☘اصطلاح " آکادمی" از کجا آمده?
فروغی در "سیر حکمت در اروپا"
آورده است؛
افلاطون در بیرون شهر آتن باغی داشت که وقف علم و معرفت نمود.
مریدانش برای اشتغال به علم و حکمت آنجا گرد هم می آمدند.
و چون آن محل " آکادمیا" نام داشت
فلسفه افلاطون معروف به حکمت آکادمی شد.
و پیروان آنرا " آکادمیان" خواندند.
و امروز در اروپا مطلق انجمن علمی را آکادمی میگویند.
گفته اند بر سردر باغ آکادمی نوشته بود:
"هر کس هندسه نمیداند وارد نشود"
منبع:
کتاب " دروس معرفت النفس"
اثر: علامه حسن زاده آملی
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
☘اصطلاح " آکادمی" از کجا آمده?
فروغی در "سیر حکمت در اروپا"
آورده است؛
افلاطون در بیرون شهر آتن باغی داشت که وقف علم و معرفت نمود.
مریدانش برای اشتغال به علم و حکمت آنجا گرد هم می آمدند.
و چون آن محل " آکادمیا" نام داشت
فلسفه افلاطون معروف به حکمت آکادمی شد.
و پیروان آنرا " آکادمیان" خواندند.
و امروز در اروپا مطلق انجمن علمی را آکادمی میگویند.
گفته اند بر سردر باغ آکادمی نوشته بود:
"هر کس هندسه نمیداند وارد نشود"
منبع:
کتاب " دروس معرفت النفس"
اثر: علامه حسن زاده آملی
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
هیأت فنی هسته ای کمیسیون اروپا از واحد علوم و تحقیقات بازدید کردند
ادامه مطلب در:
http://news.srbiau.ac.ir/fa/news/8156
#علوم_تحقیقات
@SRBnews
T.me/SRBnews
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
ادامه مطلب در:
http://news.srbiau.ac.ir/fa/news/8156
#علوم_تحقیقات
@SRBnews
T.me/SRBnews
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
وب سایت اطلاع رسانی
هیأت فنی هسته ای کمیسیون اروپا از واحد علوم و تحقیقات بازدید کردند - وب سایت اطلاع رسانی
هیأت فنی هسته ای کمیسیون اروپا متشکل از خانم هلنا زاتکاجوا، نماینده یورواتم کمیسیون اروپا، تونی دونر، رییس پروژه گداخت اروپا و مانوئل مارتین، نماینده...
انرژی ، جرم دارد!🌠
جسم ساکن دارای " جرم " است،
ولی انرژی جنبشی یعنی انرژی حرکت ندارد.
جسم متحرک
هم "جرم" دارد
و هم "انرژی جنبشی"
و مقاومت آن در مقابل
"تغییر سرعت" شدیدتر از جسم ساکن است.
پس معلوم میشود که:
انرژی جنبشی بر مقاومت آن می افزاید.
هرگاه دو جسم دارای جرم سکون برابر باشند
آنکه انرژی جنبشی زیادتری دارد، در مقابل نیروی خارجی ایستادگی بیشتری میکند.
همه انواع انرژی ، مانند ماده عمل میکنند و در مقابل تغییر حرکت ایستادگی میکنند.
وزن یک قطعه آهن وقتی تفته است بیش از موقعی است که سرد است.
اشعه ای که از خورشید گسیل شده دارای انرژی است و بنابراین دارای جرم است.
خورشید و تمام ستارگانی که تشعشع میکنند، با گسیل اشعه از جرمشان کاسته میشود.
این نتیجه گیری یکی از دستاورد های مهم نظریه نسبیت است.
فیزیک کلاسیک به "دو" جوهر مادی قائل بود.
" ماده" و "انرژی"
ماده وزن داشت
و انرژی بی وزن بود.
در فیزیک کلاسیک دو قانون بقا وجود داشت
یکی برای ماده و دیگری برای انرژی.
آیا فیزیک جدید هم به این نظر پایبند است?!
جواب " نه " است.
بنابر نظریه نسبیت،
تمایزی اساسی میان جرم و انرژی وجود ندارد.
انرژی ، جرم دارد
و جرم، نماینده انرژی است.
به جای دو قانون بقا
یک قانون بیشتر نداریم،
و آن قانون"بقای جرم-انرژی"
است.
انرژی را مدتها بی وزن تصور میکردند،
زیرا
جرمی که نماینده آن است بسیار کوچک است.
وزن قطعه آهن تفته بیش از قطعه آهن سرد است،
اما این تغییر جرمی که نظریه نسبیت پیش بینی میکند به اندازه ای کوچک است که اندازه گیری آن حتی با حساسترین ترازوها هم میسر نیست.
اثبات وزن داشتن انرژی
از راههای غیر مستقیم ولی قطعی بدست می آید.
منبع :
کتاب "تکامل فیزیک"
مولف: آلبرت اینشتین
لئوپولد اینفلد
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
جسم ساکن دارای " جرم " است،
ولی انرژی جنبشی یعنی انرژی حرکت ندارد.
جسم متحرک
هم "جرم" دارد
و هم "انرژی جنبشی"
و مقاومت آن در مقابل
"تغییر سرعت" شدیدتر از جسم ساکن است.
پس معلوم میشود که:
انرژی جنبشی بر مقاومت آن می افزاید.
هرگاه دو جسم دارای جرم سکون برابر باشند
آنکه انرژی جنبشی زیادتری دارد، در مقابل نیروی خارجی ایستادگی بیشتری میکند.
همه انواع انرژی ، مانند ماده عمل میکنند و در مقابل تغییر حرکت ایستادگی میکنند.
وزن یک قطعه آهن وقتی تفته است بیش از موقعی است که سرد است.
اشعه ای که از خورشید گسیل شده دارای انرژی است و بنابراین دارای جرم است.
خورشید و تمام ستارگانی که تشعشع میکنند، با گسیل اشعه از جرمشان کاسته میشود.
این نتیجه گیری یکی از دستاورد های مهم نظریه نسبیت است.
فیزیک کلاسیک به "دو" جوهر مادی قائل بود.
" ماده" و "انرژی"
ماده وزن داشت
و انرژی بی وزن بود.
در فیزیک کلاسیک دو قانون بقا وجود داشت
یکی برای ماده و دیگری برای انرژی.
آیا فیزیک جدید هم به این نظر پایبند است?!
جواب " نه " است.
بنابر نظریه نسبیت،
تمایزی اساسی میان جرم و انرژی وجود ندارد.
انرژی ، جرم دارد
و جرم، نماینده انرژی است.
به جای دو قانون بقا
یک قانون بیشتر نداریم،
و آن قانون"بقای جرم-انرژی"
است.
انرژی را مدتها بی وزن تصور میکردند،
زیرا
جرمی که نماینده آن است بسیار کوچک است.
وزن قطعه آهن تفته بیش از قطعه آهن سرد است،
اما این تغییر جرمی که نظریه نسبیت پیش بینی میکند به اندازه ای کوچک است که اندازه گیری آن حتی با حساسترین ترازوها هم میسر نیست.
اثبات وزن داشتن انرژی
از راههای غیر مستقیم ولی قطعی بدست می آید.
منبع :
کتاب "تکامل فیزیک"
مولف: آلبرت اینشتین
لئوپولد اینفلد
@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
⚛⚛⚛
🔹آماده یک چیز شگفت انگیز باشید!!
در بررسی عملگر دوران برای سیستم های اسپین 1/2
"عملگر دوران" وقتی روی
" کت حالت" عمل میکند،
واقعا مقدار چشم داشتی S را حولz به اندازه زاویه فی دوران میدهد.
به عبارت دیگر
در سیستم اسپین 1/2
مقدار چشم داشتی عملگر اسپین
تحت دوران،
همانند یک بردار کلاسیک رفتار میکند.
🌠حالا آماده یک چیز شگفت انگیز باشید:
دورانی به اندازه 2پی را در نظر بگیرید؛
"کت حالت" تحت دوران
به منفی خودش تبدیل میشود.
یعنی
"کت مربوط به حالت" با 360 درجه دوران ،
با کت اصلی( قبل از دوران)،
در یک "علامت منفی" اختلاف دارد.
و باید دوران 720 درجه یا 4پی
صورت گیرد تا به " کت اولیه" با علامت مثبت برسیم.
توجه کنید این علامت منفی
در مقدار
چشم داشتی عملگر اسپین ناپدید میشود.
آیا هیچگاه علامت منفی قابل مشاهده است?َ!
پاسخ این سوال جالب در آزمایش تداخل سنجی نوترون است.
تنها راه آشکار سازی علامت منفی پیش بینی شده
مقایسه بین
حالت های دوران نیافته و
دوران یافته است.
با توجه به حرکت تقدیمی اسپین تحت میدان مغناطیسی خارجی
و تحول زمانی کت حالت
در مجموع دوره تناوب
"کت حالت"
دو برابر
دوره تناوب " حرکت تقدیمی" اسپین است.
دورانی به اندازه " 4 پی"
یا 720 درجه لازم است تا
کت حالت
به کت اولیه با علامت یکسان بازگردد.
🔸در آزمایش "تداخل سنجی نوترون"
برای مطالعه دوران های 360 درجه
پیش بینی غیر بدیهی مکانیک کوانتوم
در توصیف سیستم های اسپین 1/2
در اینکه دورانی به اندازه 720 درجه لازم است تا
کت حالت به کت اولیه
با علامت یکسان بازگردد؛
به طور مستقیم به تجربه ثابت شده است.
منبع:
کتاب " مکانیک کوانتومی مدرن"
تالیف: ساکورایی
🆔@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
🔹آماده یک چیز شگفت انگیز باشید!!
در بررسی عملگر دوران برای سیستم های اسپین 1/2
"عملگر دوران" وقتی روی
" کت حالت" عمل میکند،
واقعا مقدار چشم داشتی S را حولz به اندازه زاویه فی دوران میدهد.
به عبارت دیگر
در سیستم اسپین 1/2
مقدار چشم داشتی عملگر اسپین
تحت دوران،
همانند یک بردار کلاسیک رفتار میکند.
🌠حالا آماده یک چیز شگفت انگیز باشید:
دورانی به اندازه 2پی را در نظر بگیرید؛
"کت حالت" تحت دوران
به منفی خودش تبدیل میشود.
یعنی
"کت مربوط به حالت" با 360 درجه دوران ،
با کت اصلی( قبل از دوران)،
در یک "علامت منفی" اختلاف دارد.
و باید دوران 720 درجه یا 4پی
صورت گیرد تا به " کت اولیه" با علامت مثبت برسیم.
توجه کنید این علامت منفی
در مقدار
چشم داشتی عملگر اسپین ناپدید میشود.
آیا هیچگاه علامت منفی قابل مشاهده است?َ!
پاسخ این سوال جالب در آزمایش تداخل سنجی نوترون است.
تنها راه آشکار سازی علامت منفی پیش بینی شده
مقایسه بین
حالت های دوران نیافته و
دوران یافته است.
با توجه به حرکت تقدیمی اسپین تحت میدان مغناطیسی خارجی
و تحول زمانی کت حالت
در مجموع دوره تناوب
"کت حالت"
دو برابر
دوره تناوب " حرکت تقدیمی" اسپین است.
دورانی به اندازه " 4 پی"
یا 720 درجه لازم است تا
کت حالت
به کت اولیه با علامت یکسان بازگردد.
🔸در آزمایش "تداخل سنجی نوترون"
برای مطالعه دوران های 360 درجه
پیش بینی غیر بدیهی مکانیک کوانتوم
در توصیف سیستم های اسپین 1/2
در اینکه دورانی به اندازه 720 درجه لازم است تا
کت حالت به کت اولیه
با علامت یکسان بازگردد؛
به طور مستقیم به تجربه ثابت شده است.
منبع:
کتاب " مکانیک کوانتومی مدرن"
تالیف: ساکورایی
🆔@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
🍎
آسمانها و زمین یک سیب دان
کز درخت قدرت حق شد عیان
تو چو کرمی در میان سیب در
از درخت و باغبانی بی خبر
( مولوی)
🆔@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
آسمانها و زمین یک سیب دان
کز درخت قدرت حق شد عیان
تو چو کرمی در میان سیب در
از درخت و باغبانی بی خبر
( مولوی)
🆔@atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
⚛⚛⚛
🌠یکی از خواص "شگفت انگیز" آب
فقط آب است که در حال
" انجماد"
وزن آن سبکتر میشود.
این خاصیت تاثیر مهمی در حیات دارد.
اگر یخ به قعر دریاها فرو می رفت،
به تدریج ، یخ ها روی هم انباشته میشدند
و دریاها به صورت توده جامدی در می آمدند.
اما یخ
در سطح آب میماند.
و پس از آنکه بقدر کافی ضخیم شد،
مانع از سرد شدن و یخ بستن آب پایینتر میشود.
و حیوانات دریایی میتوانند در زیر یخ به زندگی خود ادامه دهند.
در بهار یخ ذوب میشود.
منبع:
کتاب" اثبات وجود خدا به قلم چهل تن از دانشمندان بزرگ معاصر"
نویسنده: جان کلوور مونسیمی
ترجمه: امین مجتهدی
🆔 @atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی
🌠یکی از خواص "شگفت انگیز" آب
فقط آب است که در حال
" انجماد"
وزن آن سبکتر میشود.
این خاصیت تاثیر مهمی در حیات دارد.
اگر یخ به قعر دریاها فرو می رفت،
به تدریج ، یخ ها روی هم انباشته میشدند
و دریاها به صورت توده جامدی در می آمدند.
اما یخ
در سطح آب میماند.
و پس از آنکه بقدر کافی ضخیم شد،
مانع از سرد شدن و یخ بستن آب پایینتر میشود.
و حیوانات دریایی میتوانند در زیر یخ به زندگی خود ادامه دهند.
در بهار یخ ذوب میشود.
منبع:
کتاب" اثبات وجود خدا به قلم چهل تن از دانشمندان بزرگ معاصر"
نویسنده: جان کلوور مونسیمی
ترجمه: امین مجتهدی
🆔 @atomicphysicsss
کانال تخصصی فیزیک اتمی