نشر اطراف – Telegram
نشر اطراف
2.53K subscribers
752 photos
76 videos
25 files
471 links
🔹روایت واقعیت|روایت خیال
🔸 سایت: www.atraf.ir
🔸اینستاگرام: www.instagram.com/atrafpublication
🔸 لینکدین: Linkedin.com/company/atrafpublication
🔸یوتیوب: youtube.com/@atrafpublication

🔸تماس: ۰۹۳۳۵۴۸۱۱۰۵
Download Telegram
اگر چیزی بدتر از شکست باشد، نبود شکست است. شکست به ما زخم می‌زند و با این کار ما را به واقعیت وصل می‌کند، هر چقدر هم که این اتصال فجیع و دردناک باشد. شکست چنان فوریتی در خود دارد که حتی مست‌ترین‌مان را هم هوشیار می‌کند. هر چند بار هم که تجربه‌اش کرده باشیم، باز می‌تواند تازگی‌اش را حفظ کند.

امیل چوران می‌نویسد «شکست، حتی تکرارش، همیشه تازه به نظر می‌رسد؛ در حالی که موفقیت وقتی مکرر شود، دیگر هیچ لطف و جذابیتی ندارد.»

در شکست، جهان خود را به روی ما می‌گشاید و برخی اسرارش را هویدا می‌کند. در دنیایی بدون شکست، دسترسی به واقعیت را از دست خواهیم داد. در چنین جهانی، بی‌حواس به چیزی نگاه می‌کنیم که زمانی در گذشته ضبط شده و بعد بارها و بارها، بی‌وقفه و بی‌پایان، در برابر چشمان بی‌روح ما بازپخش می‌شود. آن جهان دیگر واقعی نخواهد بود. و ما هم.

🔹بریده‌ای از کتاب «باختن به بدن» نوشته‌ی کاستیکا براداتان و ترجمه‌ی کیوان سررشته که تا چند روز آینده منتشر خواهد شد.

🔹کتاب «باختن به بدن» جلد اول از مجموعه‌ی چهار جلدی «در ستایش شکست» است؛ براداتان در این کتاب‌ها با زیر پا گذاشتن کلیشه‎‌ی «شکست پله‌ای برای موفقیت است» و پرهیز از کالاسازی آن، کارکرد شفابخش شکست‌ را شناساندن جایگاه واقعی‌ انسان به خودش می‌داند. او اعتقاد دارد باختن، انسان را وادار می‌کند رویکردی فروتنانه نسبت به جهان پیش بگیرد.

📚اطلاعات کتاب
▫️باختن به بدن
▫️از مجموعه‌ی «در ستایش شکست» (جلد اول)
▫️نویسنده: کاستیکا براداتان
▫️مترجم: کیوان سررشته
▫️۱۲۰ صفحه

🔸شما می‌توانید این کتاب را از سایت اطراف با تخفیف پیش‌خرید کنید.

@atrafpublication
11👎1💯1
خطری هم هست که اگر نویسنده‌ای قبولش کند، شخصاً سپاسگزارش می‌شوم: شرم!
آرتور میلر زمانی گفته بود، «بهترین نوشته‌ی هر نویسنده‌ای، بدون استثنا، همانی‌ است که در شرف شرمنده کردن اوست.»

نویسنده باید مثل آتش‌نشان باشد؛ کسی که موظف است وقتی همه از شعله‌های آتش می‌گریزند، مستقیم به دل آتش بزند. مواد و مصالح کار دستت را می‌سوزاند؟ حتی فکر کردن بهش زیادی شرم‌آور است؟ دقیقاً به همین خاطر می‌بایست درباره‌اش بنویسی.

🔹بریده‌ای از کتاب «درد که کسی را نمی‌کشد» نوشته‌ی جاناتان فرنزن و ترجمه‌ی ناصر فرزین‌فر

@atrafpublication
11👍1
▪️برندگان جایزه‌ی ملی کتاب آمریکا اعلام شدند

مراسم پایانی هفتادوششمین دوره‌ی جایزه‌ی ملی کتاب آمریکا برگزار شد و بهترین آثار امسال در پنج شاخه‌ی داستان، ناداستان، شعر، ترجمه و ادبیات کودک‌ معرفی شدند. در بخش داستانی، کتاب «The True True Story of Raja the Gullible (and His Mother)» نوشته‌ی ربیع علم‌الدین به عنوان بهترین اثر برگزیده شد. در شعر، مجموعه‌ی «The Intentions of Thunder» اثر پاتریشیا اسمیت جایزه‌ی اول را برد. در قسمت ترجمه، رابین مایرز بود که برای ترجمه‌ی کتاب «We Are Green and Trembling» نوشته‌ی گابریلا کابزون کامارا جایزه‌ی اول را به دست آورد. در شاخه‎‌ی ادبیات کودک نیز جایزه‌ی بهترین اثر به دانیال نیری، نویسنده‌ی ایرانی کتاب «The Teacher of Nomad Land: A World War II Story» رسید.

🔹نشر اطراف، جستاری از ربیع علم‌الدین را در کتاب «لهجه‌ها اهلی نمی‌شوند» منتشر کرده است.

در بخش ناداستان، برنده و نامزدها این آثار بودند:

🏅برنده:
📚 کتاب «One Day, Everyone Will Have Always Been Against This»
عمر العقاد، نویسنده و روزنامه‌نگار مصری‌کانادایی، می‌گوید به عنوان مهاجری که در نوجوانی به غرب آمده، ابتدا امیدوار بوده که این‌جا برایش مکانی آزاد و عادلانه باشد، اما در طول زمان به این نتیجه رسیده که بسیاری از شنیده‌هایش از دنیای جدید واقعیت ندارند. او با کمک گرفتن از گزارش‌‌ها و خاطرات و تحلیل‌های شخصی، نقش غرب را در منازعات جهانی (مثل جنگ غزه) نقد می‌کند و نشان می‌دهد که چطور اصول لیبرال دموکراسی و ایده‌آل‌هایش در برخی مواقع به عکس خود تبدیل شده و به خشونت و نابرابری و مداخله‌گری دامن زده است.

🔹جستار «یک دروغ درخشان» العقاد را در بی‌کاغذ اطراف بخوانید.

🥈نامزدها:
📚 کتاب «When It All Burns: Fighting Fire in a Transformed World»
جوردن توماس که انسان‌شناس و آتش‌نشان است، حدود شش ماه را با تیمی از نیروهای ویژه‌ی اطفای حریق در کوران یک آتش‌سوزی جنگلی سپری کرد. از دید او آتش‌سوزی‌های بزرگ (مگا فایرها) که به دلایل تغییرات اقلیمی و زیست‌محیطی شدت گرفته‌اند، نه فقط تهدیدی طبیعی که یکی از جلوه‌های تغییرات جهانی‌اند. توماس در کتابش به تاریخ آتش‌سوزی جنگل‌ها، و نقش فرهنگ‌های بومی اشاره می‌کند، و توضیح می‌دهد که چطور سرکوب روش‌های بومی مدیریت آتش‌سوزی به بزرگ‌تر شدن آتش‌سوزی‌های مدرن منجر شده.

📚 کتاب «Motherland: A Feminist History of Modern Russia, from Revolution to Autocracy»
جولیا ایوف، بیست سال بعد از این‌که خانواده‌اش از اتحاد جماهیر شوروی گریختند به روسیه برمی‌گردد، و داستان زنان معمولی اما قدرتمند کشورش را بازگو می‌کند. ایوف از این می‌گوید که چطور تغییرات اجتماعی، انقلاب‌ها و دولت‌های مختلف بر زندگی زنان تأثیر گذاشته‌اند، و به چه دلیلی سهم آنان در تاریخ روسیه همواره نادیده گرفته شده است.

📚 کتاب «Things in Nature Merely Grow»
مموار و خاطرات یی‎‌یون لی از سوگ و فقدان‌های بزرگ زندگی‌اش؛ از دست دادن دو فرزندش که هر دو خودکشی کرده‌اند. نویسنده در مورد درد، احساس تقصیر و خلأیی که پس از این تراژدی در زندگی‌اش به وجود آمده، حرف می‌زند و پرسش‌هایی را درباره‌ی پذیرش زندگی و معنای آن مطرح می‌کند.

📚 کتاب «Wards of the State: The Long Shadow of American Foster Care»
کلودیا رووِه در کتابش به سیستم پرورشگاهی ایالات متحده می‌پردازد و به‌واسطه‌ی گفت‌وگو با کودکان پرورشگاهی، قاضی‌ها، مدافعان حقوق کودکان و روان‌شناسان، روی رابطه‌ی بین جرائم و پرورشگاهی‌بودن دست می‌گذارد. او تلاش می‌کند توضیح دهد که چطور بعضی از این بچه‌ها با مشکلات سیستماتیک بزرگی روبه‌رو می‌شوند که روی مسیر زندگی‌شان تأثیر طولانی‌مدت دارد و باعث می‌شود مرتکب جرم شوند یا مورد سواستفاده قرار بگیرند.

@atrafpublication
👍53👎1
▪️کتاب «باختن به بدن» امروز منتشر شد

🔹درباره‌ی کتاب
«باختن به بدن»، جلد اول مجموعه‌ی «در ستایش شکست»، درباره‌ی شکست‌ جسمی و پیامدهای مهمی است که می‌تواند برای انسان داشته باشد. کاستیکا براداتان با تأمل بر زندگی و اندیشه‌های سیمون وِی – فیلسوف، عارف و کنشگر سیاسیِ فرانسوی – این شکست ناگزیر در هستی انسان را بررسی می‌کند. معروف بود که سیمون وِی، به‌رغم ظرفیت‌های ذهنی شگفت‌انگیزش، انسانی دست‌وپاچلفتی است و در بیشتر مواجهه‌هایش با جهان ناکام می‌ماند. این کتاب می‌گوید که شکست فیزیکیِ برآمده از ضعف جسمانی نخستین باختی است که آدمی را متوجه «قریب‌به‌هیچ‌بودگی‌»اش می‌کند و می‌تواند موجب فروتنی و افتادگی‌اش شود.

🔹درباره‌ی مجموعه‌ی «در ستایش شکست»
مجموعه‌ی چهار جلدی «در ستایش شکست» اهمیت شکست در زندگی و چالش‌های مواجهه با فرهنگ موفقیت‌محور جهانی را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد شکست می‌تواند انسان را از خودفریبی و نخوت بی‌ثمر نجات دهد و نوعی فروتنی در او ایجاد کند. کاستیکا براداتان، نویسنده‌ی این مجموعه، شکست را به صورت دایره‌هایی متحدالمرکز می‌بیند که شامل شکست‌های «فیزیکی»، «سیاسی»، «اجتماعی» و «وجودی» می‌شوند. او هر کتاب را به یکی از این شکست‌ها اختصاص داده و با تمرکز بر قصه‌ی واقعی شخصیتی تاریخی، تلاش کرده با لحنی سرخوش و کنایی، به حقیقت مفهوم شکست دست یابد و اهمیت آن را برای ما توضیح دهد.
«در ستایش شکست‌» موفق شد جایزه‎‌ی PROSE سال ۲۰۲۴ در حوزه‌ی فلسفه را به دست آورد.

🔹️درباره‌ی نویسنده
کاستیکا براداتان، نویسنده و فیلسوف رومانیایی‌آمریکایی، استاد فلسفه‌ی چندین دانشگاه از جمله ویسکانسین-مدیسن، کوئینزلند و نوتردام بوده و به عنوان جستارنویس با نشریات مهمی مثل نیویورک‌تایمز همکاری کرده است. او تا کنون چندین کتاب تألیف کرده و دبیری دو مجموعه اثر «Philosophical Filmmakers» و «No Limits» را بر عهده داشته است.

🔹️درباره‌ی مترجم
کیوان سررشته، نمایشنامه‌نویس، کارگردان تئاتر و مترجم، است. او در رشته‌ی ادبیات نمایشی تحصیل کرده و تا به حال چندین اثر تحسین‌شده را به روی صحنه برده است. نشر اطراف از این مترجم پیش‌تر کتاب‌های «اگر به خودم برگردم»، «اتاق کار»، «دیدار اتفاقی با دوست خیالی» و «به خاطره اعتمادی نیست» را منتشر کرده بود.

🔹برشی از کتاب
«وقتی روز‌به‌روز بیشتر وابسته‌ی ماشین‌ها می‌شویم، ناخودآگاه از آن‌ها تقلید می‌کنیم. یک «خودِ ماشینیِ» کاملاً جدید را می‌پروریم: وقت‌تان را با چیزهای بیهوده تلف نکنید (ماشین‌ها کار بیهوده‌ای نمی‌کنند)؛ زبان مبهم به کار نبرید (زبان ماشین‌ها تحت‌اللفظی است)؛ و شوخ‌طبعی را رها کنید (ماشین‌ها نمی‌خندند). اگر زمانی کافی را در مجاورت آن‌ها سپری کنیم، به‌اندازه‌ی خود ماشین‌ها روان، کارآمد و از درون مرده می‌شویم؛ انسانی خودکار.
طنز تلخ بی‌شک آن‌جاست که خودکار شدن کامل یک ابزار، دستاورد مهندسی و جلوه‌ای از هوش انسانی است؛ حال آن‌که خودکار شدنِ انسان او را به تندیس حماقت بدل می‌کند.
حالا فقط خدا، یا موهبت شکست، می‌تواند نجات‌بخش‌مان باشد.»

📚اطلاعات کتاب
▫️باختن به بدن
▫️از مجموعه‌ی «در ستایش شکست» (جلد اول)
▫️نویسنده: کاستیکا براداتان
▫️مترجم: کیوان سررشته
▫️۱۲۰ صفحه

🔸خرید از سایت اطراف و کتابفروشی‌های سراسر کشور

@atrafpublication
14🕊1
هر بار که به دل جنگل‌های آتش‌گرفته می‌زدم، تا برگردم مادرم اشک می‌‌ریخت. می‌‌دانست چند روز است نخوابیده‌ام و باز دارم به دل آتش‌ می‌‌روم. همان‌ سال یکی از بچه‌‌‌محل‌‌هایمان توی آتش‌ سوخته بود. بعد از مرگ دوستم، هر وقت کوله‌‌پشتی و لباس آتش‌‌‌سوزی‌ام را می‌‌پوشیدم، تا بروم و برگردم مادرم یکسره گریه می‌‌کرد. بیرون رفتن از خانه جلوی چشم‌های مادرم سخت شده بود. چاره‌ای نداشتم. پنهانی کوله‌پشتی‌ام را برمی‌داشتم و یواشکی می‌رفتم بیرون و لباس‌‌هایم را توی خیابان عوض می‌‌کردم اما باز هم می‌‌فهمید.
مادرم می‌‌گفت توی این گرمایی که نمی‌شود لحظه‌ای رفت توی حیاط، تو توی جنگلی که آفتاب روی سرت است و آتش توی صورتت، چطور تحمل می‌‌کنی.
تحمل نمی‌کردم. بلوط عشق من بود. هزاران سال است زاگرس‌نشینان عاشق بلوط‌ هستند. خانه و سرپناه‌شان، اجاق و پخت‌وپز و همه‌چیزشان از بلوط است. نمی‌توانستم ببینم جنگل‌‌ها جلوی چشم‌هایم می‌‌سوزند.

🔹️بریده‌ای از روایت «ارثیه‌ی مراقبت» نوشته‌ی کیان یزدان‌پور که در بی‌کاغذ اطراف منتشر شده است.

🔹️این روایت برگرفته از کتاب «ما ایوب نبودیم» است.

@atrafpublication
13😢5
▪️مصطفی فرمود دنیا ساعتی است...

متأسفانه روز گذشته خانم نازیلا ناظمی، نویسنده، پژوهشگر تاریخ، و دوست و همکار فرهیخته و فروتن خود را از دست دادیم.
نشر اطراف این مصیبت را به اهالی فرهنگ تسلیت می‌گوید و برای خانواده‌ی محترم‌‌‌ ایشان آرزوی صبر دارد.

@atrafpublication
29😢25🕊7👍1
▪️چاپ دوم کتاب «در کمال سادگی» منتشر شد

اورسن ولز می‌گفت «محدودیت نداشتن، دشمن هنر است.»
بدون محدودیت، ما هر بار همان مسیرهای خلاقانه‌ی تکراری را طی می‌کنیم. شعاری شبیه شعارهایی که قبلاً نوشته‌ایم، می‌نویسیم یا موعظه‌ای سرهم می‌کنیم که تکرار همان حرف‌های خسته‌کننده‌ی قبل است.

اما محدودیتِ خوب تکانه‌ای به سیستم وارد می‌کند. می‌تواند دیواری بسازد که شما را به پیمودن مسیری جدید و ناآشنا وادارد. بازیکنان بیسبال، وقت گرم کردن وزنه‌ای دونات‌شکل به چوب‌شان وصل می‌کنند تا در زمین بازی بتوانند سریع‌تر چوب‌شان را بچرخانند. بازیکنان فوتبال آمریکایی، موقع تمرین دوی سرعت، چتری را پشت سرشان می‌کشند تا موقع بازی، وقتی مدافع حریف تعقیب‌شان می‌کند، بتوانند سریع‌تر بدوند.

محدودیت، ماهیچه‌های خلاقیت‌مان را به کار می‌اندازد.

🔹️بریده‌ای از کتاب «در کمال سادگی» نوشته‌ی بن گوتمان و ترجمه‌ی اسماعیل یزدان‌پور که این روزها #تجدیدچاپ شده و به #چاپ_دوم رسیده است.

@atrafpublication
3👏1
خاطره‌نویسی بازگشت به اتفاقات گذشته و نقل دوباره‌ی آن‌ها با لعابی ظریف است که احساس، اعتقاد و تفسیر شخص از وقایع را نشان می‌دهد.
من می‌نویسم تا احساس، حالت روحی، و سکونی را زنده کنم که هنگام هجوم گذشته بر شخص غالب می‌شود. می‌نویسم تا حس لذت‌جوییِ عجیب و ناگزیر کودکی را بازیابم. این را بازمی‌یابم، ولی می‌خواهم احضار هم بکنم، و چیز مرده‌ای را دوباره زنده کنم.

جولز فایفِر می‌گوید نوشتن «اساساً تلاشی برای غلبه‌ی ذهنی بر گذشته است.» ما به نوعی «سوگیری خودتقویت‌کننده» مبتلاییم، یعنی خاطره به مرور زمان چهره‌ی بهتری از ما نشان‌مان می‌دهد. صحنه‌ها را به بهترین شکل ممکن طراحی می‌کنیم. مغز تصحیح می‌کند، و آهسته و مستمر تکه‌های حوادث را در قالب صحنه‌های یکدست سامان می‌دهد.
افراد معمولاً رخدادهای تازه را از موضع شخصیت اصلی داستان به یاد می‌آورند و مجدد از خاطر می‌گذرانند. ولی این موضع به‌تدریج به موضع ناظر تغییر می‌کند. در واقع ما داریم خودمان را تماشا می‌کنیم.

🔹️بریده‌ای از مطلب «باور محض» نوشته‌ی سَلی تیسدِل و ترجمه‌ی عرفان قادری که در بی‌کاغذ اطراف منتشر شده است.

@atrafpublication
1👏1
هرگز نمی‌دانی ماجرای دوستی کِی شروع می‌شود. سرنخ‌هایش به سرنخ‌های رمانی کارآگاهی می‌مانند: باید ردِ خنده‌ای، دستِ گشاده‌ای، نامه‌ای، نگاهی، یا غیابی را بگیری تا ببینی به کجا می‌رساندت. به همین دلیل است که قصه‌های دوستیْ پایان ندارند؛ فقط آغازهای بسیار دارند و گسست‌های احتمالیِ بسیار.
گریزناپذیرترین و همیشه‌حاضرترین گسست احتمالیِ دوستیْ مرگِ دوست است.

به قول میلان کوندرا، «آدمی‌زاد اگر بخواهد حافظه‌اش درست کار کند، از دوستی گریزی ندارد. به یاد آوردنِ گذشته‌ی خود و همیشه همراه داشتنش شاید شرط لازم حفظِ هویت باشد. اگر می‌خواهیم "خود"مان آب نرود و کوچک نشود، باید همان‌طور که به گل‌ها آب می‌دهیم، به خاطره‌ها هم آب بدهیم. آب دادن به خاطره هم یعنی ارتباط منظم با شاهدانِ گذشته یا به عبارتی، دوستان.
دوستْ آینه‌ی ماست؛ حافظه‌ی ما. فقط باید گه‌گاه آینه را صیقل بزنیم تا خود را در آن ببینیم.»

🔹️بریده‌ای از کتاب «هوای دوستی» نوشته‌ی مارینا گارسِس و ترجمه‌ی الهام شوشتری‌زاده که ماه آینده منتشر خواهد شد.

@atrafpublication
11👏1
▪️کتاب «ویرانه‌های شکست سیاسی» منتشر شد

گاندی گلایه می‌کرد که هندی‌ها زیادی لطیف‌اند. همیشه می‌گفت به کسی که قادر نیست بکُشد، نمی‌توانی مقاومت و مبارزه‌ی بدون خشونت را یاد بدهی...

🔹درباره‌ی کتاب
کتاب «ویرانه‌های شکست سیاسی» درباره‌ی ناکامی‌ انواع نظام‌های سیاسی است. این شکست‌ برای همه‌ی ما ویرانگر است چون ناکامی‌های سیاسی کشورمان را در ساحتی فردی نیز تجربه می‌کنیم. گویی بخشی از وجود ما با هر شکست سیاسی فرو می‌ریزد. کاستیکا براداتان در این کتاب، با نگاهی به زندگی و آرای مهاتما گاندی، - کسی که شیوه‌ی مبارزه‌ی خشونت‌گریزش به یکی از خون‌بارترین کشتارهای تاریخ بشر منجر شد - و ایده‌ها و اقدامات افرادی مثل هیتلر، روبِسپیر و لنین، دومین حلقه از چهار نوع شکست ناگزیر انسان را بررسی می‌کند.

🔹درباره‌ی مجموعه‌ی «در ستایش شکست»
مجموعه‌ی چهار جلدی «در ستایش شکست» اهمیت شکست در زندگی و چالش‌های مواجهه با فرهنگ موفقیت‌محور جهانی را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد شکست می‌تواند انسان را از خودفریبی و نخوت بی‌ثمر نجات دهد و نوعی فروتنی در او ایجاد کند. کاستیکا براداتان، نویسنده‌ی این مجموعه، شکست را به صورت دایره‌هایی متحدالمرکز می‌بیند که شامل شکست‌های «فیزیکی»، «سیاسی»، «اجتماعی» و «وجودی» می‌شوند. او هر کتاب را به یکی از این شکست‌ها اختصاص داده و با تمرکز بر قصه‌ی واقعی شخصیتی تاریخی، تلاش کرده با لحنی سرخوش و کنایی، به حقیقت مفهوم شکست دست یابد و اهمیت آن را برای ما توضیح دهد.
«در ستایش شکست‌» موفق شد جایزه‎‌ی PROSE سال ۲۰۲۴ در حوزه‌ی فلسفه را به دست آورد.

🔹️درباره‌ی نویسنده
کاستیکا براداتان، نویسنده و فیلسوف رومانیایی‌آمریکایی، استاد فلسفه‌ی چندین دانشگاه از جمله ویسکانسین-مدیسن، کوئینزلند و نوتردام بوده و به عنوان جستارنویس با نشریات مهمی مثل «نیویورک‌تایمز» همکاری کرده است. او تا کنون چندین کتاب تألیف کرده و دبیری دو مجموعه اثر «Philosophical Filmmakers» و «No Limits» را بر عهده داشته است.

🔹️درباره‌ی مترجم
رویا پورآذر، نویسنده و مترجم، دکترای زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه شهید بهشتی دارد و در کنار ترجمه‌ی آثار ادبی و نظری، در دانشگاه‌هایی همچون شهید بهشتی، الزهرا و هنر تدریس کرده است. او از سال ۱۳۹۵ به عنوان دبیر ترجمه و سرویراستار همکاری خود با نشر اطراف را شروع کرد که تا به امروز ادامه دارد. «سواد روایت»، «ادبیات من»، «کوچک و سخت»، «تخیل مکالمه‌ای» و «شکسپیر و کارناوال پس از باختین» از جمله آثار منتشر شده‌ی این مترجم‌اند.

🔹برشی از کتاب
«بر اساس پروژه‌ی گاندی، اگر می‌خواهید جایگاه خود را بیابید،‌ اول باید ببازید، بیشتر اوقات ببازید و زیاد ببازید. و اگر این همه باخت شما را له و لورده نکند، شانسی دارید. البته نه شانس موفقیت، بلکه شانس شکوفایی و تحقق "خود" که به نظر گاندی تنها چیزی است که می‌ارزد برایش زندگی کنید.
بنابراین شکست چیزی نیست که در سکوت نادیده انگاشته شود،‌ شِکَرمال شود یا به شکلی از ذهن بیرون رانده شود. باید با شکست در همان هیبت تماماً زشتش مواجه شد. به همین دلیل گاندی در کتاب خودزندگی‌نامه به شکست‌درمانی می‌پردازد.»

📚اطلاعات کتاب
▫️ویرانه‌های شکست سیاسی
▫️از مجموعه‌ی «در ستایش شکست» (جلد دوم)
▫️نویسنده: کاستیکا براداتان
▫️مترجم: رویا پورآذر
▫️۱۳۶ صفحه

🔸خرید از سایت اطراف و کتابفروشی‌های سراسر کشور

@atrafpublication
4
۱۳۴۱/۱۱/۲۴ - در ساعت ۹ صبح وارد عمارت بزرگی در واشنگتن شدیم که سالن و اطاق‌ها تمام به رنگ طلایی و سبز رنگ‌آمیزی شده بود. خانم سیاه‌پوست که نامش هیکس hics است دوشیزه‌ی بسیار قوی‌هیکلی را به نام رابرتسون rabertsun معرفی کرد و گفت وظیفه‌ی این دوشیزه در آمریکا معاونت تشکیلات زنان است.
دوشیزه رابرتسون گفت خوشحال می‌باشم که با آقایان آشنا می‌شوم و بعد قدری در اطرف تشکیلات زنان صحبت کرد و گفت در سال ۱۹۲۰ به وجود آمده‌اند و رئیس این سازمان یک نفر زن است و کلیه‌ی کارها را هم زنان اداره می‌کنند. همچنین گفت در آمریکا ۲۴ میلیون نفر کارگر زن وجود دارد.

نام‌برده از رئیس‌جمهور آمریکا آقای کندی رضایتمند بود و گفت از نکات خوب او یکی فرق نگذاشتن بین سیاه و سفید بوده و دیگری آزادی زنان. گفت می‌خواهیم زنانی را که تخصصی ندارند به مدرسه بفرستیم تا تخصص پیدا کنند.
ناگفته نماند عمارت امروز که ما در آن برنامه داشتیم مثل بهشت فرعون بود. وقتی جلوی درب ورودی رسیدیم درب فوراً باز شد و وقتی به داخل ساختمان وارد شدیم بسته شد. حس کنجکاوی مرا تحریک کرد. برگشتم مطالعه کردم و دیدم این درب دولنگه است.

🔹از سفرنامه‌ی حاج محمد‌علی مزینانی -کارگر کارخانه‌ی چیت‌سازی بهشهر- در بازدید از کارخانه‌های نساجی آمریکا

🔹از کتاب «خاک کارخانه»؛ روایت شیوا خادمی از چیت‌سازی بهشهر و سرگذشت آخرین کارگران آن

@atrafpublication
6
«من یک زن نویسنده‌ام. دو فرزند دارم البته چارلز دیکنز هم ده تا بچه داشت. فکر می‌کنم تولستوی هم همین‌طور بود. شاید هم بیشتر از ده تا داشت. کسی برای یک دقیقه هم که شده نگران نقش پدرانه‌ی این نویسنده‌ها شده؟» - زیدی اسمیت

این باور از کجا می‌آید که زن فقط می‌تواند یا مادر باشد یا نویسنده‌ و روزنامه‌نگار موفق؟ از روزگار سیمون دوبووآر تا رسیدن به سوزان سونتاگ و زیدی اسمیت زن‌ها برای مادر بودن باید جواب پس می‌دادند، اگر نویسنده‌ی موفقی بودند پس لابد مادر ناموفقی بودند و مُف بچه‌شان همیشه آویزان بود!
نوشته بودند روزنامه‌نگاری که بچه دارد چطور می‌تواند کار تحقیقی بکند، چرا باید چنین آدمی بچه‌دار بشود، اصلاً گزارشگری که باید شیفت شب برود سر صحنه‌ی تهیه‌ی یک گزارش اجازه دارد مادر یک بچه بشود؟ زیدی اسمیت گفته بود «این بچه‌ی مذکور پدر ندارد؟ هیچ‌‌وقت از نویسنده‌ی مرد چنین انتظاری ندارید؟»

🔹از مطلب «من و مُف دماغ پسر خانم سونتاگ» نوشته‌ی امیلی امرایی که در بی‌کاغذ اطراف منتشر شده است.

🔹برگرفته از کتاب «هفته‌ی چهل و چند»

@atrafpublication
👍135
گیوتین تجسم عینی عصر روشنگری بود؛ تجسد و تحقق نوعی ایده‌ی بشردوستانه‌ی مترقی.

دکتر ژوزف گیوتین که انسان‌گرایی نازک‌طبع و دغدغه‌مند بود، در اواخر سال ۱۷۸۹ پیشنهادهایی را برای اصلاح نظام عدالت جنایی فرانسه مطرح کرد. در رژیم قبلی مجازات‌ها بی‌رحمانه، تحقیرآمیز و حتی ناعادلانه بودند. آویختن به دار دقایقی طولانی به درازا می‌کشید تا منجر به مرگ شود. اشراف‌زادگان اندکی خوش‌بخت‌تر بودند و با شمشیر یا تبر سرشان را قطع می‌کردند. اما این ضربه هم فقط در صورت مهارت جلاد، سریع و نرم بود.
به همین دلیل، دکتر گیوتین، از سر خیرخواهی برای هم‌وطنانش، به روشی کم‌دردتر و سریع‌تر دست یافت: «بریدن سر با سازوکاری ساده.» وقتی در آوریل ۱۷۹۲، بالاخره گیوتین را به کار گرفتند، ‌دستگاه معجزه کرد. به قول دکتر گیوتین، «سری به پرواز در می‌آید ... و از محکوم اثری نمی‌ماند.» یعنی تقریباً دیگر خبری از مراسم نمایشی عمومی، قساوت کام‌پرستانه، و تفریح و خوش‌گذرانی نبود.

اما احتمالاً این ایده‌ی «مجازات انسانی» در نظر مردم انقلابی نه‌فقط یک شوخی سنگدلانه که بی‌مزه و احمقانه هم بود، مثل نوشیدنیِ بدون الکل. آن جماعت اعدام بی‌درد نمی‌خواستند. دقیقاً به میدان شهر می‌آمدند تا از نمایش درد واقعی، طولانی و جدی لذت ببرند، «به دَرَک واصل شدنی» آرام و کشدار.
«اعدام‌های انسانی» هرگز هم‌ارز «عشق به مجازات و ترور» نبودند که آبشخورشان عطش فراوان به انتقام بود و مردم معمولی و اراذل تمایل زیادی به آن داشتند.

🔹بریده‌ای از کتاب «ویرانه‌های شکست سیاسی» نوشته‌ی کاستیکا براداتان و ترجمه‌ی رویا پورآذر

🔹این کتاب، جلد دوم از مجموعه‌ی «در ستایش شکست» است.

@atrafpublication
7
بی‌هدفی نشانگر نوعی بی‌علاقگی یا حتی مقاومت در برابر نقشه‌ریختن و کارایی است. می‌تواند تداعی‌کننده‌ی یلخی بودن باشد.
بی‌هدفی - چه در هنر و زندگی، چه در نوشتن و اندیشیدن و چه در وجود - چیزی بیش از فقدانی است که نامش بر آن دلالت دارد.

بی‌هدفی را نباید با سستی و بی‌حالی اشتباه گرفت؛ بی‌هدفی به معنای سکون و ایستایی نیست. بلکه مشوقِ «تاخت‌وتازهای کوچک و خودانگیخته‌ی بسیار در دلِ ناشناخته‌ها»ست.

به قول لائوتسه «مسافر خوب، نه نقشه‌ای از پیش ‌تعیین‌شده دارد و نه قصد رسیدن.
هنرمند خوب اجازه می‌دهد شهودش او را به هر کجا که می‌خواهد ببرد.
دانشمند خوب خود را از بند مفاهیم می‌رهاند و ذهن خود را به روی آنچه هست، گشوده نگه می‌دارد.»

🔹بریده‌ای از کتاب «تقویم بی‌هدفی» نوشته‌ی تام لاتس و ترجمه‌ی حمیدرضا کیانی که ماه آینده از سوی نشر اطراف منتشر خواهد شد.

@atrafpublication
👍74
دوست افغانستانی‌ام که همراه مادرش برای درمان به ایران آمده بودند، می‌گفت که مادرم پایش را کرده بود توی یک کفش که وقتی از مرز وارد ایران شدیم، باید مستقیم برویم حرم امام رضا که من کار واجبم را انجام بدهم. من هم التماسش کرده بودم که ما به‌ اندازه‌ی سفر به تهران پول داریم و اگر چند روز بیشتر بمانیم، پول‌مان کفاف برگشتن را نمی‌دهد. می‌گفت پافشاری مادرم آن‌قدری بود که من و تمام استدلال‌ها و ترسم برای بی‌پول شدن، جلویش سکه‌ی یک پول شدند.

می‌گفت مادرم بعد از این‌که همه‌ی حرف‌هایش را توی حرم رو به ضریح به زبان آورد، رو کرد به من و گفت «یک حرفی هم دارم که باید به گوهرشاد خانم بزنم.» گفتم «مادر جان، مزار گوهرشاد خانم که توی هرات خودمان است، می‌رویم آن‌جا»، اما پایش را کرده بود توی یک کفش که جای آن حرف فقط توی مسجد گوهرشاد است.

فکر می‌کنی می‌خواست چه چیزی توی مسجد گوهرشاد بگوید؟ با صدای بلند گفت «خواهر جان، افغانستان را بگیر زیر بال و پر خودت. نگذار بیشتر از این بدبختی به سراغش بیاید. افغانستان را بچه‌ی خودت بدان. تو آبرو داری. حرفت را حساب می‌کنند. برای افغانستان و نجات ما از انتحاری و آوارگی و غربت دعا کن.»

🔹بریده‌ای از مطلب «خواستم مفید باشم!» نوشته‌ی فاطمه بهروزفخر که در بی‌کاغذ اطراف منتشر شده است.
@atrafpublication
22👍1🌚1
▪️پرفروش‌ترین کتاب‌های اطراف در فصل پاییز

پرفروش‌ترین کتاب‌های پاییز ۱۴۰۴ نشر اطراف، ترکیبی از آثار تازه‌منتشرشده و کتاب‌های سال‌های قبل است؛ در این لیست علاوه بر جستارها، چند کتاب از مجموعه‌ی «روایت در کسب‌وکار» و سفرنامه‌هایی تاریخی و معاصر از زنان هم به چشم می‌خورد:

📚باختن به بدن - در ستایش شکست (۱)
این کتاب با تأمل بر زندگی و اندیشه‌های سیمون وِی، اولین حلقه از چهار نوع شکست ناگزیر انسان، یعنی شکست جسمی و فیزیکی را بررسی می‌کند.
▫️کاستیکا براداتان | کیوان سررشته | ۱۲۰ صفحه | چاپ دوم

📚در کمال سادگی
این کتاب می‌کوشد راهکارهایی اثرگذار و کاربردی برای طراحی پیام‌های ساده ارائه دهد تا بتوانید توجه مخاطبان و مشتریان بیشتری را به خود جلب کنید.
▫️بن گوتمان | اسماعیل یزدان‌پور | ۱۸۴ صفحه | چاپ دوم

📚سرودن نان
این کتاب، نان را از منظر فلسفه، ادبیات و تاریخ بررسی می‌کند و خواننده را به بازاندیشی درباره‌ی نقش آن در زندگی انسان فرامی‌خواند.
▫️اسکات کاتلر شرشو | ملیکا خوش‌نژاد | ۱۷۶ صفحه | چاپ دوم

📚ویرانه‌های شکست سیاسی - در ستایش شکست (۲)
براداتان با نگاهی به زندگی و آرای مهاتما گاندی، و همین‌طور هیتلر، روبِسپیر و لنین، انواع شکست سیاسی، یا در واقع دومین حلقه از چهار نوع شکست ناگزیر انسان، را بررسی می‌کند.
▫️کاستیکا براداتان | رویا پورآذر | ۱۳۶ صفحه

📚رها و ناهشیار می‌نویسم
این کتاب فرایند دشوارِ انتقال افکار درهم و آشفته‌ی نویسنده از ذهن به کاغذ و از کاغذ به دست خواننده را به صورت گام‌‌به‌گام و با کمک مثال‌ها و تمرین‌هایی مفید توضیح می‌دهد.
▫️ادر لارا | الهام شوشتری‌زاده | ۳۵۲ صفحه | چاپ هشتم

📚بهترین قصه‌گو برنده است
این اثر، تکنیک‌های روایت‌گری و داستان‌گویی را به شما می‌آموزد تا با کمک آن بتواند دیگران را اقناع کنید، به همکاری و تعامل‌تان با مشتریان بیفزایید و به تجارت‌تان رونق ببخشید.
▫️آنت سیمونز | زهرا باختری | ۲۲۸ صفحه | چاپ بیست‌ودوم

📚خانم! فردا کوچ است
این کتاب شرح سفر سکینه‌سلطان (وقارالدوله)، یکی از همسران ناصر‌الدین‌شاه، به زیارت مکه و عتبات است که به خاطر قلم و طبع شاعرانه‌اش به روایتی منحصربه‌فرد تبدیل شده است.
▫️پژوهشِ رسول جعفریان و کیانوش کیانی | ویرایش و تدوینِ زهرا صالحی‌زاده | ۱۹۷ صفحه | چاپ نهم

📚خلاف زمان
این جستار بلند، تأملی فلسفی درباره‌ی زمان، خاطره و فراموشی است و مفهوم مدرن نوستالژی را با نگاهی به فلسفه‌ی کلاسیک می‌کاود.
▫️دیه‌گو گاروچو | الهام شوشتری‌زاده | ۱۸۴ صفحه | چاپ سوم

📚و کسی نمی‌داند در کدام زمین می‌میرد
روایت سفر زنی جوان و کوله‌گرد که به دلایلی از همه‌چیز و همه‌کس خسته شده و تصمیم می‌گیرد قید همه‌چیز را بزند و با کوله‌پشتی‌اش به کشورهای مختلف سفر کند.
▫️مهزاد الیاسی | ۱۵۲ صفحه | چاپ هشتم

📚فلسفه و رهبران کسب‌وکار
این کتاب، پلی است میان اندیشه و عمل، یا نظریه و دنیای واقعی. لیندزی داوسون با مرور تاریخ فلسفه و کمک گرفتن از تجربیات عملگرایانه‌ی خود در مدیریت کارخانه‌ی فورد، در پی پاسخ به این پرسش که «رهبران چه انسانی را مدیریت می‌کنند؟»
▫️لیندزی داوسون | حمیدرضا کیانی | ۲۸۸ صفحه | چاپ دوم

@atrafpublication
8
همدستی با رژیم‌های تمامیت‌خواه در مقیاس وسیع، موجب می‌شد تشخیص مرز میان شکنجه‌گر و قربانی، و سرکوبگر و سرکوب‌شده دشوار شود. تقریباً همه درگیر بودند. امکان داشت این مرز را چند بار در روز، حتی بدون این‌که بفهمی، زیر پا بگذاری؛ می‌توانستی صبح قربانی رژیم باشی و بعدازظهر همدست ناخواسته و نادانسته‌اش.
سولژِنیتسِن نوشته بود «مرزی که خیر و شر را از هم جدا می‌کرد، مثل مرز میان استان‌ها، طبقات اجتماعی یا احزاب سیاسی نبود؛ مرزی بود که دقیقاً از میان هر قلبی عبور می‌کرد، از میان همه‌ی قلب‌های انسانی.»

در درازمدت، پیامد این جریان ایجاد جهنمی اخلاقی بود. یکی از ویژگی‌های پنهانی و زیرپوستی‌تر جهنم اخلاقی این بود که تو در جهنم زندگی نمی‌کردی، جهنم در تو زندگی می‌کرد. جهنم بود که لحظه به لحظه‌ی زندگی آگاهانه‌ات را شکل می‌داد و نهایتاً تو را تعریف می‌کرد.
با جهنم بیدار می‌شدی، تمام روزت را در جهنم می‌گذراندی و با جهنم به رختخواب می‌رفتی.

🔹بریده‌ای از کتاب «ویرانه‌های شکست سیاسی»، جلد دوم از مجموعه‌ی «در ستایش شکست»، نوشته‌ی کاستیکا براداتان و ترجمه‌ی رویا پورآذر.

🔹جلد سوم و چهارم این مجموعه، یعنی کتاب‌های «جماعت بازندگان» و «باختن از مرگ» هفته‌های آتی منتشر خواهند شد.

@atrafpublication
👍74👎1
ادبیات، اطلاعاتِ صرف نیست و سرعت، چه در زمان تولید اثری ادبی و چه در زمان هضمش، هرگز فضیلت نبوده. نوشتن به ‌عنوان یک حرفه نیازمند صبر و تأدیب است، از خواننده هم همین خواسته می‌شود: آرام باش… گوش کن…؛ سخت‌ترین چیز برای کاربر امروزی.
بنابراین در عصر دیجیتال، ادبیات، چه نوشتنش چه خواندنش، به‌ عنوان استفاده‌ی نابه‌جا از زمان تلقی می‌شود.

هر چند در این عصر، ادبیات به ‌عنوان فرمی هنری در حال ناپدید شدن است، اما به نظر می‌رسد که قصه‌گویی قسمتی از دی‌ان‌اِی آدم‌هاست، و همان‌طور که «دکامرون» بوکاچو به ما یادآوری می‌کند، احتمالاً تا پایان هستی ادامه پیدا خواهد کرد. چون، مگر چیز دیگری داریم؟
و حتی اگر هنرمندانِ امروزی به استندآپ کمدی، مدیحه‌سرایی، رپ، یا هجویات توییتری تنزل پیدا کرده باشند، هنوز هم عهده‌دار همان مسئولیت‌هایی هستند که هزیود چند هزار سال قبل بر دوش موزها [الاهگان هنر] گذاشته بود:
با رسومات و تعصبات بجنگند، شاهدان زمان خود باشند و تَسلا و سرگرمی به ارمغان آورند، یا آن‌گونه که خودش می‌گوید، خدایان را بخندانند.

🔹بریده‌ای از مطلب «پایان ادبیات» نوشته‌ی رابرت کووِر و ترجمه‌ی مرصاد غلام‌ویسی که در بی‌کاغذ اطراف منتشر شده است.

@atrafpublication
8
▪️کتاب‌های «در ستایش شکست» ۳ و ۴ منتشر شدند

«موفقیت بزرگ زندگی‌ام این است که توانسته‌ام بدون داشتن شغل زندگی کنم. خوب هم زندگی کرده‌ام. همیشه وانمود کرده‌ام که زندگی‌ام یک شکست بوده، ولی راستش نبوده.» - امیل چوران

🔹درباره‌ی کتاب‌ها
«جماعت بازندگان» - جلد سوم مجموعه‌ی «در ستایش شکست» - کتابی است درباره‌ی شکست اجتماعی و پیامدهای مهمی که می‌تواند برای ما داشته باشد. کاستیکا براداتان با نگاهی موشکافانه به آرا و زندگی امیل چوران، فیلسوف و جستارنویس رومانیایی‌فرانسوی، به بررسی این شکست می‌پردازد. چوران را از شورشی‌ترین اندیشمندان دوره‌ی خودش نامیده‌اند؛ نیچه‌ای قرن بیستمی، اما غم‌زده‌تر و با طنزی بهتر. او برای رهایی از بار سنگین رقابت‌های اجتماعی به «هیچ‌کاری نکردن» روی آورد تا بتواند قدمی محکم به عقب بردارد ثابت بایستد و خودش را خوب برانداز کند.

«باختن از مرگ»، در ستایش شکست (۴)، درباره‌ی شکست وجودی، یعنی مرگ ناگزیر انسان و پیامد مهم آن است. براداتان در این کتاب، زندگی یوکیو میشیما، نویسنده شاعر، نمایشنامه‌نویس و هنرپیشه‌ی ژاپنی، را دست‌مایه قرار می‌دهد و به بررسی آخرین و مهم‌ترین دایره‌ی شکست می‌پردازد. به نظر او ما با درک کسانی که اختیار زمان مرگ خود را در دست می‌گیرند تا زودتر به ثبات و آرامش آرمانی انسان‌ها برسند، می‌توانیم با میرایی خود کنار بیاییم و چه بسا روایتی معنادار بسازیم که به زندگی‌مان ارزش زیستن بدهد.

🔹درباره‌ی مجموعه‌ی «در ستایش شکست»
مجموعه‌ی چهار جلدی «در ستایش شکست» اهمیت شکست در زندگی و چالش‌های مواجهه با فرهنگ موفقیت‌محور جهانی را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد شکست می‌تواند انسان را از خودفریبی و نخوت بی‌ثمر نجات دهد و نوعی فروتنی در او ایجاد کند. کاستیکا براداتان، نویسنده‌ی این مجموعه، شکست را به صورت دایره‌هایی متحدالمرکز می‌بیند که شامل شکست‌های «فیزیکی»، «سیاسی»، «اجتماعی» و «وجودی» می‌شوند. او هر کتاب را به یکی از این شکست‌ها اختصاص داده و با تمرکز بر قصه‌ی واقعی شخصیتی تاریخی، تلاش کرده با لحنی سرخوش و کنایی، به حقیقت مفهوم شکست دست یابد و اهمیت آن را برای ما توضیح دهد.
«در ستایش شکست‌» موفق شد جایزه‎‌ی PROSE سال ۲۰۲۴ در حوزه‌ی فلسفه را به دست آورد.

🔹️درباره‌ی نویسنده
کاستیکا براداتان، نویسنده و فیلسوف رومانیایی‌آمریکایی، استاد فلسفه‌ی چندین دانشگاه از جمله ویسکانسین-مدیسن، کوئینزلند و نوتردام بوده و به عنوان جستارنویس با نشریات مهمی مثل «نیویورک‌تایمز» همکاری کرده است. او تا کنون چندین کتاب تألیف کرده و دبیری دو مجموعه اثر «Philosophical Filmmakers» و «No Limits» را بر عهده داشته است.

🔹️درباره‌ی مترجمان
رویا پورآذر، نویسنده و مترجم، دکترای زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه شهید بهشتی دارد. او از سال ۱۳۹۵ به عنوان دبیر ترجمه و سرویراستار همکاری خود با نشر اطراف را شروع کرده است. کتاب‌های «سواد روایت»، «ادبیات من»، «کوچک و سخت»، «تخیل مکالمه‌ای» و «شکسپیر و کارناوال پس از باختین» برخی از آثار منتشر شده‌ی او هستند.

کیوان سررشته، نمایشنامه‌نویس، کارگردان تئاتر و مترجم، است. او در رشته‌ی ادبیات نمایشی تحصیل کرده و تا به حال چندین اثر تحسین‌شده را به روی صحنه برده است. نشر اطراف از این مترجم پیش‌تر کتاب‌های «اگر به خودم برگردم»، «اتاق کار»، «دیدار اتفاقی با دوست خیالی» و «به خاطره اعتمادی نیست» را منتشر کرده بود.

🔹برشی از کتاب
«باور چوران این بود که در جهانی بدون معنا، اصلاً و ابداً هیچ دلیلی برای انجام دادن هیچ کاری وجود ندارد. این قدیس مدرن، مثل مجسمه‌های قرون وسطایی، که فقط بالای ستونی می‌نشستند و هیچ حرکتی به خود نمی‌دادند، عقیده داشت "هر کنشی اساساً بی‌فایده است. به باور من تنها لحظه‌ی درست در تاریخ، دوره‌ی باستانی هند است، زمانی که فرد زندگی‌ای مبتنی بر تأمل داشت، زمانی که صرفاً از نگریستن به چیزها، بدون آن‌که هرگز کاری به آن‌ها داشته باشد، خشنود بود."
چوران اعتقاد عمیقی داشت که در جهانی شکست‌خورده، تنها زندگی یک شکست‌خورده ارزش زیستن دارد.»

📚اطلاعات کتاب در ستایش شکست ۳
▫️جماعت بازندگان
▫️مترجم: کیوان سررشته
▫️۱۲۰ صفحه
▫️خرید کتاب

📚اطلاعات کتاب در ستایش شکست ۴
▫️باختن از مرگ
▫️مترجم: رویا پورآذر
▫️۱۲۸ صفحه
▫️خرید کتاب

🔸سفارش کل کتاب‌های مجموعه‌ی «در ستایش شکست»

@atrafpublication
7
▪️کتاب «ویرانه‌های شکست سیاسی» به چاپ دوم رسید

از واجبات ظهور دموکراسی، داشتن درکی عمیق و قوی از معنای فروتنی‌ است. نوعی فروتنی که همزمان جمعی و فردی، علنی و باطنی، رؤیایی و همچنان واقعی است. نوعی فروتنی که با آن، فرد از نشان دادنِ خودِ واقعی‌اش خجالت نمی‌کشد چون ارزش و محدودیت‌های خود را می‌شناسد و حتی می‌تواند به خودش بخندد.

هوادار واقعی دموکراسی بودن مستلزم این است که بفهمیم وقتی مسئله‌ی زندگی جمعی مطرح می‌شود، هیچ‌کدام‌مان بهتر و باهوش‌تر از دیگری نیستیم. به تعبیر کامو، دموکراسی «تمرین اجتماعی و سیاسی تواضع است.»

در حالی که رژیم‌های غیردموکراتیک همیشه ادعای کمال دارند (و هیچ‌گاه هم از وعده‌ی دستیابی به «جامعه‌ی بی‌عیب‌ونقص»، «نظام اجتماعی بی‌عیب‌ونقص»، «فضیلت بی‌عیب‌‌و‌نقص» و هر «بی‌عیب‌و‌نقصِ» دیگری که فکرش را بکنید، خسته نمی‌شوند)، دموکراسی‌ها «امکان خطا» را محور اصلی خود قرار می‌دهند.
وودراف می‌گوید «دموکراسی برآمده از نوعی آگاهی متواضعانه درباره‌ی بی‌خردی و بلاهت آدمی است.»

🔹بریده‌ای از کتاب «ویرانه‌های شکست سیاسی» نوشته‌ی کاستیکا براداتان و ترجمه‌ی رویا پورآذر که این روزها #تجدیدچاپ شده و به #چاپ_دوم رسیده است.

🔹این کتاب جلد دوم از مجموعه‌ی «در ستایش شکست» است. کل کتاب‌های این مجموعه‌ را از این‌جا سفارش دهید.

@atrafpublication
👏2