انجمن آزاداندیش علامه – Telegram
انجمن آزاداندیش علامه
1.99K subscribers
1.9K photos
184 videos
39 files
375 links
«انجمن دانشجویان آزاداندیش دانشگاه علامه طباطبایی»

🔴 instagram.com/atuazadandish

🔴 twitter.com/atuazadandish
Download Telegram
🔴یادداشت دانشجویی

وقتی زمین از خون سیراب می‌شود، آسمان هم گریه می‌کند

◻️در این روزگار تلخ، صدای انفجارها جای خنده‌ی کودکان را گرفته، و نجوای مادران در شب‌های بی‌خوابی، با ضجه‌هایی گره خورده که حتی سکوت هم تاب شنیدنش را ندارد. جنگ، واژه‌ای کهنه است؛ اما هنوز، هر بار که اتفاق می‌افتد، مثل زخم تازه‌ای بر صورت جهان می‌نشیند.

🟥 دوباره تکرار می‌شود…
شهرها یکی‌یکی در خاک فرو می‌روند،
نام‌ها محو می‌شوند،
و انسان، بار دیگر علیه انسان، شمشیر کشیده است.

◻️ما، در گوشه‌ای آرام‌تر از این زمین شعله‌ور، چه می‌توانیم بگوییم؟
ما که تنها سهم‌مان از این فاجعه، تصویرهایی لرزان است در قاب تلفن‌ها؛ چشم‌هایی که هنوز از وحشت بمب بیدارند، دست‌هایی که کودکشان را در خاک می‌جویند، و نگاه‌هایی که از دنیا جز بی‌عدالتی ندیده‌اند.

🟥این جنگ‌ها، نام ندارند؛ چون درد، ملیت نمی‌شناسد.
مادرانی که فرزندشان را میان آوار صدا می‌زنند، به هیچ پرچمی وابسته نیستند.
کودکان و جوانانی که در سردخانه‌ها می‌خوابند، تنها یک قوم دارند: «انسانیت».

◻️اما چه بر سر ما آمده، که جهان را این‌گونه به فراموشی سپرده‌ایم؟
چه شده که فریاد حق، این‌قدر بی‌پاسخ مانده؟
چرا قدرت، هنوز از خون تغذیه می‌کند؟
و چرا سکوت ما، هر روز صدای گلوله‌ها را بلندتر می‌کند؟

🟥ما می‌دانیم که زندگی حق ماست.
ما نمی‌دانیم چه کسی آغاز کرد، اما می‌دانیم هیچ‌کس حق ندارد پایان زندگی را با آتش بنویسد.

◻️ما این یادداشت را با گریه می‌نویسیم، نه برای نمایش اندوه،
که برای اعلام همدلی،
برای فریاد انسانیتی که پشت خطوط جغرافیایی دفن شده.
و برای آن‌که اگر روزی پرسیدند:
«وقتی جهان می‌سوخت، تو کجا بودی؟»
بگوییم:
«ما تماشا نکردیم،
ما فریاد زدیم،
ما از رنج گفتیم،
هرچند سلاحی نداشتیم…»

برای آنان که صدایشان در دود و آتش گم شد

#نه_به_جنگ

✒️@atuazadandish
ما را به خاطر بیاور!
در شانزدهم تیر ماه سال ۱۳۷۸ با شکایت وزارت اطلاعات و حکم دادگاه ویژه روحانیت روزنامه «سلام» به اتهامِ انتشار نامه‌ای منسوب به سعید امامی، متهم ردیف اول پرونده قتل‌های زنجیره‌ای، توقیف شد.فردای آن روز وزارت اطلاعات رسما شکایت خود را پس گرفت اما روزنامه سلام همچنان در محاق توقیف باقی ماند و این آغازی بود بر حوادثی که در طول یک هفته، سراسر ایران را تحت‌الشعاع قرار داد.
اعتراضات توسط دانشجویان آغاز شد و تا ۲۳ تیرماه ادامه پیدا کرد. شورای متحصنین هویت دست کم سه کشته تایید کردند. علاوه بر این شمار زیادی از دانشجویان و حاضران در اعتراضات با شلیک مستقیم گلوله یا ضرب و شتم دچار جراحت شدند و برخی حتی مجبور به تخلیه چشم شدند.
عزت ابراهیم‌نژاد، دانشجوی مقتول در کوی دانشگاه، زمانی نوشت: «ما را به خاطر بیاور! ما را که تازه جوانانی ۲۲ ساله بودیم. شور عشق درسینه داشتیم و پیش از آن که عاشق شویم سینه بر خاک سوده مُردیم.» اکنون که بیش از ۲۶ سال از جنایت کوی دانشگاه می‌گذرد ما دانشجویان همچنان به یاد خون‌های به خاک ریخته دانشجویان هستیم. به این امید که خون بر زمین نخواهد ماند.
@atuazadandish
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شعرخوانی عزت الله ابراهیم نژاد، از کشته‌شدگان حادثه کوی دانشگاه ۱۳۷۸

ما را به خاطر بیاور!
ما را که تازه جوانانی بیست و دو ساله بودیم.
شورعشق درسینه داشتیم و
پیش از آن که عاشق شویم سینه بر خاک سوده مُردیم.
ما را به خاطر بیاور! ما را که سینه‌سرخانی خنیاگر بودیم و ده به ده
نه در آسمان و نه در کوهسار و نه برشاخسار
که در بازار پیش از آن‌که آوازه‌خوان شویم
بر شاخه‌ای تکیده از تکیه‌گاه خویش
جان واسپردیم
به خاطر دارم پیامشان را، سرنوشتشان را،
آری …
و همیشه درگذرگاه خاطرم درگذر است
آوازهای صامت سینه‌سرخان سینه برسیخ و
تجسد آرزوهای بیست و دو سالگان سینه بر سنگ
و از تکرار یادشان شاید پیش از آن که شاعر شوم
بیست و دو ساله بمیرم.
آمین!

@atuazadandish
ما را به خاطر بیاور!
مروری بر وقایعی که منجر به فاجعه ۱۸ تیر ۱۳۷۸ شد


❇️در شانزدهم تیر ماه سال ۱۳۷۸ با شکایت وزارت اطلاعات و حکم دادگاه ویژه روحانیت روزنامه «سلام» به اتهامِ انتشار نامه‌ای منسوب به سعید امامی، متهم ردیف اول پرونده قتل‌های زنجیره‌ای، توقیف شد.

🔻 فردای آن روز وزارت اطلاعات رسما شکایت خود را پس گرفت اما روزنامه سلام همچنان در محاق توقیف باقی ماند و این آغازی بود بر حوادثی که در طول یک هفته، سراسر ایران را تحت‌الشعاع قرار داد.

🔻 در ساعات پایانی پنجشنبه هفدهم تیرماه حدود ۱۵۰ نفر از دانشجویان ساکن خوابگاه‌های کوی دانشگاه در تظاهرات اعتراض به توقیف روزنامه «سلام» از درب کوی خارج شدند،که با توصیه نیروی انتظامی به داخل محوطه کوی بازگشتند. آن‌ها پس از بازگشت، توسط عده‌ای «لباس شخصی» مورد سنگ‌پراکنی قرار گرفتند و دانشجویان نیز از داخل کوی پاسخ آن‌ها را با سنگ و شعارها می‌دادند. این موضوع موجب شد که دیگر دانشجویان نیز برای حمایت از دوستان خود به آنان ملحق شوند و تعداد آنها به حدود ۵۰۰ نفر برسد.پس از آن، نیروی انتظامی خودسرانه وارد درگیری شد و تعدادی از دانشجویان را دستگیر کرد.

اندکی بعد فرمانداری تهران ابلاغیه‌ای به نیروهای مستقر فرستاد مبنی‌بر اینکه آن‌ها موظفند گروه‌های لباس شخصی را از محل دور کنند، تمامی دانشجویان بازداشت شده را آزاد کنند و به هیچ عنوان وارد کوی نشوند. این درحالی بود که نیروی انتظامی به فرماندهی سردار میراحمدی از عمل به ابلاغیه سر باز زد.

نیروهای لباس شخصی همچنان از بیرون کوی به سمت دانشجویان سنگ و گاز اشک‌آور پرتاب می‌کردند و دانشجویان که دیگر به خاطر حجم گاز توان ایستادن در محوطه را نداشتند به داخل خوابگاه عقب نشینی کردند. چند دقیقه پس از عقب‌نشینی دانشجویان، افراد لباس شخصی با همراهی و حمایت نیروی انتظامی وارد کوی شدند و به دانشجویان یورش بردند.

🔺بنا به گفته شاهدان، لباس شخصی‌ها از انصار حزب‌الله بودند و باتوم، زنجیر، چماق و حتی تعدادی کلت به‌همراه داشتند. آن‌ها بدون توجه به حضور یا عدم حضور دانشجویان در تظاهرات به آن‌ها حمله کردند و با توحشِ خود ویرانی عظیمی به بار آوردند.

لباس شخصی‌ها، دانشجویان را با توهین از اتاق‌هایشان بیرون راندند، لباس‌ها، کتاب‌ها و سایر وسایل آن‌ها را آتش زدند و همچنین تعدادی از اتاق‌ها را به آتش کشیدند و به سمت دانشجویان شلیک کردند. آن‌ها همچنین تعدادی از دانشجویان را از پنجره اتاق‌های خود در طبقات بالا به پایین انداختند.
متن حاضر تلخیصی از متنی تولید شده توسط ادوار انجمن آزاداندیش است. ادامه متن را در اینجا بخوانید.
بلای خانمان‌سوزی که بازهم دامن شهروندان بی‌دفاع را گرفت

#یادداشت_دانشجویی

◻️سایهٔ سنگین نیرو‌های گشت سپاه با ادعای پاسداری از وطن در مقابل جاسوسان وطن‌فروش بر سر کوچه و خیابان‌‌ها منجر به مرگ کودک سه‌ساله٫رها شیخی ،به همراه پدر و مادرش محبوبه و محمدحسین شیخی شده است؛ شلیک مستقیم گلوله به‌دلیل یک «گمانه‌زنی» اشتباه، جان چهار تن از هموطنان‌ عزیزمان را گرفت، این در حالی‌است که به تازگی دو جوان طبیعتگرد به دست همین نیروهای مسلح هدف گلوله قرار گرفتند. 

🟥 نیروهای آتش به اختیاری که در خیابان‌ها جز احساس ترس و ناامنی چیزی به ما نمی‌بخشند، «سپاه پاسداران» از بدو تاسیس نه در خدمت پاسداری از جان ‌و مال مردم بلکه در‌ بند ایدئولوژی‌ است. سرسپردگی‌ای که چشم‌وگوش این افراد را بسته تا جایی که حاضرند کودکی سه‌ساله را قربانی آن کنند، کشتار کودکان بی‌گناه، روایت تازه‌ و غریبی نیست؛ بلکه یادآور سرگذشت تلخ کیان پیرفلک است؛ کودکی که در آبان ۱۴۰۱، بی‌آنکه بداند در کجای معادلات قدرت ایستاده، آماج گلوله شد. کودکانی که سهم‌شان از آبیِ آسمان، تنها سرخی رنگین‌کمانش بود.

◻️با این حال بارها و بارها شاهد تکرار چنین جنایاتی از سوی نهادهای مسلح بوده‌ایم؛گویی نه گوش شنوایی برای اعتراضات باقی مانده، نه چشم بینایی برای نظاره حقیقت. چگونه ممکن است در سایهٔ خلأ نظارتی، سلاح در دست مأمورانی باشد که بدون رعایت ضوابط قضایی و پروتکل‌های اجرایی، اقدام به شلیک مستقیم به سوی مظنونان می‌کنند!؟

🟥چگونه می‌توان پذیرفت که نهادی که به‌موجب اصل صد و پنجاهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، موظف به «پاسداری از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن است»،و خود را در قامت نگهبان جان و حرمت مردم نمی‌بیند، در عرصهٔ عمومی مسلح و بدون ملاحظات لازم ظاهر شود!؟ گویی مفهوم «پاسداری» در قاموس این سازمان تنها برای آرمان‌های انقلابی‌ معنا می‌دهد و در قبال مردم تهی از آن‌است. واژهٔ «وطن» که به تازگی مدتی‌ است به ادبیات حکومتی گره خورده است اما انگار به کار گیرندگان این ادبیات در قالب حکومتی نمی‌دانند که متصدیان حکومت هنوز با مفهوم آن ناآشنایند، مگر هم‌وطن جدای وطن است که چنین جان آنها را می‌ستانید!؟

◻️رسانه‌های حکومتی از تصاویر جانباختگان جنگ اخیر استفاده می‌کنند تا به زعم خودشان هویت خبیث رژیم اسرائیل را نشان دهند اما انگار مردم در جای دیگری باید دنبال آن هویت بگردند، فاجعهٔ تلخ روز پنجشنبه، تنها یک حادثه نبود؛ جنایتی بود بر پیکر زخمی جامعه و زخمی تازه بود بر زخم‌های پیشین. و بی‌تردید در حافظهٔ جمعی مردم ایران حک خواهد شد.
#رها_شیخی
@atuazadandish
ایران تشنه: میراث تلخ دهه‌ها بی‌تدبیری

#یادداشت_دانشجویی

◻️در روزهایی که گرمای طاقت‌فرسای تابستان زیر سایه تغییرات اقلیمی به اوج خود رسیده، بخش بزرگی از ایران با قطعی گسترده آب و برق دست‌وپنجه نرم می‌کند. ذخایر سدها در کمترین سطح سال‌های اخیر قرار دارند و طبق گزارش‌ها، بیش از ۸۰ درصد مخازن خالی‌اند. در برخی استان‌ها، میزان بارش نسبت به میانگین بیش از ۵۰ درصد کاهش پیدا کرده. این ارقام، تصویری از یک کشور در آستانه بی‌آبی فراگیر را نشان می‌دهد.

🟥اما ناترازی آب در ایران داستانی فراتر از خشکسالی یا تغییرات اقلیمی است. این بحران محصول دهه‌ها سیاست‌گذاری نادرست و تصمیمات سیاسی و اقتصادی است که با بی‌اعتنایی به ظرفیت‌های طبیعی کشور و اکولوژی منطقه ادامه یافته‌اند.

◻️سیاست خودکفایی، ایران را به سمت گسترش بی‌محابای کشاورزی حتی در مناطق خشک سوق داد. بخش کشاورزی، با اینکه حدود ۹۰ درصد از منابع آبی کشور را مصرف می‌کند، بهره وری مناسبی ندارد. اما به‌جای تمرکز بر مزیت‌های نسبی و واردات، این نوع کشاورزی آب‌بر به نماد اقتدار در برابر تحریم‌ها تبدیل شده. نتیجه‌ی آن، کشت محصولاتی مانند گندم، برنج و هندوانه در استان‌هایی است که حتی آب آشامیدنی‌شان با تانکر تامین می‌شود. این رویکرد نه تنها امنیت غذایی پایدار نساخت، بلکه سفره‌های آب زیرزمینی را تهی و تالاب‌ها را نابود کرد. خشک‌شدن دریاچه ارومیه، زاینده‌رود و فرونشست زمین در دشت‌ها، نتیجه پیش‌بینی‌پذیر این مسیر بود.

🟥در صنعت نیز همان بی‌توجهی به محدودیت‌های محیطی تکرار شد. توسعه صنایع آب‌بری چون فولاد، سیمان و پتروشیمی در استان‌های کویری، هم ذخایر آبی را بلعید و هم با جذب جمعیت از استان‌های مجاور، تقاضای آب را چند برابر کرد. این چرخه معیوب، منجر به پروژه‌های انتقال آب شد. پروژه‌هایی که بدون ارزیابی زیست‌محیطی و هزینه‌های کلان صورت گرفتند و از طرفی خشم مناطق محروم و تنش‌های قومی را شعله‌ور کردند.

◻️ضعف زیرساخت‌های آب نیز این بحران را تشدید کرده. سیستم‌های قدیمی آب‌ با هدررفت گسترده مواجه‌اند و نوسازی آن‌ها به کندی پیش می‌رود. سیاست خارجی حکومت و تحریم‌ها نیز، دسترسی ایران به فناوری‌های مدیریت آب، مانند سیستم‌ آبیاری نوین و تصفیه و بازچرخانی آب را محدود کرده‌اند. در نتیجه، حکومت به جای استفاده از راهکارهای مدرن، به سراغ پروژه‌های پرهزینه‌ای مانند سدسازی رفته که باعث آسیب پذیری بیشتر کشور شدند.

🟥اکنون، ایران ما، این سرزمین کهن، نه فقط با کم‌آبی که با مرگ تدریجی رگ‌هایش روبه‌روست. رگ‌هایی که قرن‌ها از کوه و برف و باران تغذیه می‌شدند، حالا از عطش می‌سوزند. دریاچه‌ها و تالاب‌ها به بیابان‌های ترک‌خورده بدل شده‌اند، روستاها خاموش و خالی می‌شوند، و مردمانشان آواره شهرها. این فاجعه، میراث سال‌ها بی‌تدبیری و آزمندی است؛ میراثی که با سدسازی‌های بی‌رویه، کشاورزی غلط و سکوت در برابر هشدار دانشمندان رقم خورد. 

◻️این بحران را با عکس یادگاری کنار بیل و کلنگ یا چند تانکر آب نمی‌توان درمان کرد. اگر سیاست‌ها از ریشه تغییر نکند و مدیریت علمی جای مدیریت نمایشی را نگیرد، ناترازی آب نه‌تنها امنیت غذایی و اقتصادی، بلکه موجودیت سرزمینی ایران را تهدید خواهد کرد. فردا که خاک بی‌آب شود و خانه‌ها خالی، دیگر هیچ بودجه و پروژه‌ای این وطن را زنده نخواهد کرد، و آنچه باقی می‌ماند تنها خاطره‌ای تشنه از سرزمینی است که روزگاری زیبا بود.

@atuazadandish
هستی امیری فعال دانشجویی با حکم شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به سه سال زندان و ۵۳ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان جزای نقدی محکوم شده است. نشر اکاذیب، فعالیت تبلیغی علیه نظام و بی‌حجابی در معابر اتهامات هستی امیری اعلام شده‌اند. این حکم شامل مجازات تکمیلی ۲ سال منع خروج از کشور و ۲ سال منع عضویت در گروه‌ها یا دسته‌جات سیاسی و اجتماعی می‌شود.
حنانه نبوی، خواهر ضیا نبوی نیز اعلام کرد که برادرش در روز ۲۶ مرداد ماه مجدداً به زندان اوین بازگردانده شده است. این در حالی است که نتیجه آزمون دکتری طی روزهای آینده اعلام خواهد شد و ضیا نبوی به جای انجام امور ثبت‌نام و حضور در کلاس‌ها، باید روزهای پیش‌رو را در زندان بگذراند.

@atuazadandish
به بند کشیدن کنشگران، پایان راه آزادی نیست

#یادداشت_دانشجویی

🟥جامعه مدنی ایران همواره مدیون مبارزه و استقامت افرادی است که کنشگری را زنده نگه می‌دارند و برای بهبود وضع موجود، با اراده‌ای خستگی‌ناپذیر بر سر مواضع و مرزهای آزادی‌خواهانه می‌ایستند.

◻️بی‌شک، عقب‌راندن دیکتاتوری و گسترش و بازتعریفِ مرزهای آزادی، مرهون ایستادگی و مقاومتِ کنشگرانی است که خطوطِ روشنی را برای پاسداری از ارزش‌های آزادی‌خواهانه ترسیم کرده‌اند؛ مرزهایی که نقضِ آزادی را برای ناقضْ پرهزینه می‌کند تا گذر از این خطوط برای هر عابری، آسان و بی‌دردسر نباشد. ایستادن بر این مرزها و گسترشِ آنها اگرچه همواره با خطراتی فراوان همراه است، اما کنشگرانِ ریشه‌دار در جامعه مدنی، به‌گونه‌ای پیوسته و شجاعانه در برابر این تهدیدها ایستاده‌اند.

🟥آنچه این کنشگران به دنبال آن هستند، هموار ساختن راه آزادی و تحقق کرامت انسانی شهروندانی است که همواره مورد تهدیدِ نقض و تضییعِ حقوقِ خود قرار دارند؛ آن هم از سوی بازیگرانی که دشمنی با آزادی را برای دستیابی به اهداف خود لازم و ناگزیر می‌بیند. در چنین شرایطی است که فریاد آزادیخواهی در ایرانِ ما عموماً با شلاق و زندان و اعدام پاسخ داده می‌شود.

◻️جامعه مدنی ایران در ستیزی سخت با بنیادگرایی مسلطی که آزادی را پیوسته محدود می‌کند، متحمل هزینه‌های بسیاری شده تا از آزادی‌های خود حفاظت کند.

🟥ضیاء نبوی و هستی امیری از جمله کنشگرانی هستند که ثابت‌قدم و آگاهانه بر مواضع آزادی‌خواهانه ایستاده‌اند و در طول این سال‌ها، بهایِ گزافی از عمر و آرامش خود پرداخته‌اند.

◻️بنیادگرایانی که همواره با انسانِ آزاد در ستیزند و پیروزی را در به بند کشیدنِ تن‌هایی می‌یابند که از ارزش‌های آزادی دفاع می‌کنند، هرگز نخواهند توانست اثر کنشِ این کنشگران را خنثی کنند. اثری که آنان بر جامعه مدنی می‌گذارند، کتیبه‌ای است منقوش بر روحِ ما که همواره یادآور این می‌شود که این سنگر که امروز در آن ایستاده‌ایم، قدمگاهِ فداکاریِ پیشینی است که دیروز با خون‌دل فتح شده است.

🟥به بند کشیدنِ کنشگران، در نهایت نه مسدود کردن مسیر کنشگری، بلکه چیزی است که واکنشِ جامعه مدنی را در طلبِ آزادیِ هرچه تمام‌تر برمی‌انگیزد.

@atuazadandish
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
♦️این زخم خون‌چکان

▫️روزهای پایانی شهریور ۱۴۰۱ بود که یک خبر کوتاه، ایران را تکان داد. مهسا (ژینا) امینی در بازداشت گشت ارشاد، به قتل رسید. در کمتر از یک هفته خروش اعتراضات سرتاسر جامعه را در بر گرفت. در این میان دانشگاه نیز، به عنوان بخشی از جامعه، نقش مهمی در دفاع از آرمان‌های جنبش مهسا و آرمان آزادی انسان داشت.
▫️در نخستین بیانیه‌ای که انجمن آزاداندیش در رابطه با قتل مهسا صادر کرد نوشته شده بود: "این آرمان انسان‌ بود و مهسا امینی، انسانی بود در سرزمینی که این اولین اصل انسانی را حاکمانش نمی‌فهمند. او قربانیِ داستانی تراژیک شد. یکی از نسل ما بود که خواهان یک‌دستی و یک‌شکلی نیست و ایستاده در مقابل افرادی که یک‌‌شکلیِ درونِ خانه‌هاشان، آرمانِ اجتماعی و سیاسی‌شان شده است."

#مهسا_امینی‌‌

‌‌‌‌‌@atuazadandish
به مناسبت سالگرد ژینا (مهسا) امینی

#یادداشت_دانشجویی

یک سال دیگر گذشت و نام مهسا امینی، همچون یک نقطه عطف در حافظه جمعی ما ماندگار شد؛ نام مهسا در این میان، همچون زنجیری محکم، نسل‌های مختلف فعالان مدنی و دانشجویی را به هم پیوند داد و متصل کرد. مهسا تنها یک دختر جوان نبود؛ او چهره‌ی تمام زنانی بود که کرامتشان زیر چکمه‌های زن‌ستیزی و استبداد لگدمال شد. او نماد تمام پرسش‌هایی است که حکومت پاسخی برایشان به جز زندان، گلوله و سرکوب نداشت.

سالگرد مهسا، سالگرد دختری است که نامش به «آزادی» گره خورده است؛ دختری که بی‌آنکه سلاحی در دست داشته باشد، لرزه بر پیکره نیروهایی انداخت که دهه‌هاست با سرنیزه بر سر مردمشان ایستاده‌اند. کسانی که می‌خواستند یک بدن را خاموش کند، اما در عوض هزاران صدا به حمایت از آن یک بدن برخاست؛ صداهایی که فریاد زدند: «زن، زندگی، آزادی».

امروز، در این سالگرد، ما به یاد می‌آوریم که سرکوب هرگز نتوانسته است حقیقت را دفن کند. زندان‌ها پر شدند و خیابان‌ها خونین شد، اما شعله‌ای که با مرگ ژینا روشن شد، هرگز به خاکستر ننشست. چرا که این شعله، شعله‌ی زندگی بود، شعله‌ای که با هر قطره خون ریخته در این راه، برافروخته‌تر شد.

دانشجویان و فرزندان همین سرزمین، به خوبی نمایان کردند که مهسا تنها یک نام نیست؛ او سرفصل تازه‌ای در تاریخ ایران بود. سالگرد او نه لحظه‌ای برای سوگواری، بلکه لحظه‌ای برای بازاندیشی و عهد بستن است؛ عهدی برای اینکه در برابر عادی‌سازی ظلم بایستیم، عهدی برای اینکه فراموش نکنیم و فراموش نخواهیم کرد چه کسانی بودند که خون‌های فراوانی به خاطر دفاع از مطالباتی بر حق بر زمین ریختند.

مهسا، تو زنده‌ای. در هر کوچه‌ای که نامت زمزمه شده است، در هر دیواری که شعارت نوشته شده است و در هر دلی که هنوز برای آزادی می‌تپد. تو زنده‌ای و ما زنده‌ایم، تا روزی که این خاک، دوباره خانه‌ی آزادگان شود.

ما می‌دانیم که سرکوب ادامه خواهد یافت اما عهد کرده‌ایم که یک قدم از آرمان زن، زندگی و آزادی عقب ننشینیم.
ما به یاد تو ایستاده‌ایم، ژینا.
ما به یاد تو می‌نویسیم، فریاد می‌زنیم و باز برمی‌خیزیم.


#مهسا_امینی‌‌

‌‌‌‌‌@atuazadandish
⭕️اخراج علیرضا کاظمی‌مقدم از دانشگاه به دلیل احکام انضباطی مرتبط با جنبش «زن، زندگی، آزادی»

🔻علیرضا کاظمی‌مقدم در شبکهٔ اجتماعی ایکس نوشت: «دیروز برای ثبت‌نام ترم جدید و تکمیل پایان‌نامه به دانشگاه رفتم، اما گفتند اخراجی هستم؛ چون دو ترم تعلیقی‌ام جزو سنوات حساب شده و وزارت علوم هم همان حکم قبلی، یعنی دو ترم منع موقت از تحصیل را دوباره تأیید کرده است. اگر این‌طور باشد، هیچ اقدامی برای دانشجویان تعلیقی صورت نگرفته است.»

🔻این موضوع نشان می‌دهد که علی‌رغم ادعاهای اخیر وزیر علوم، دولت اصلاحات یا توان عمل به وعده‌های خود را ندارد، یا اساساً اراده‌ای برای تحقق آن‌ها در کار نیست؛ مسئله‌ای که مردم ایران بارها تجربه و لمس کرده‌اند.

🔻در صورتی که تجربه مشابهی دارید، برای روابط عمومی کانال ارسال کنید.

🆔 @Public_anjmotahed
🆔@anjmotahed
⭕️دانشجوی تعلیقی در آستانه اخراج

🔻محمدحسین شعائی، دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی، که پیش‌تر در جریان جنبش «زن، زندگی، آزادی» به دو ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده بود، در شبکهٔ اجتماعی ایکس نوشت:
«ابتدای هفته به دنبال تماس دانشگاه علامه برای پیگیری ۶ واحد باقیمانده کارشناسی به دانشگاه مراجعه کردم که شخص خانوم بورس( معاون آموزش دانشگاه علامه) اعلام کرد که به دلیل ۲ ترم تعلیقی که پیشتر پشت سر گذاشتم، برای ترم آینده سنوات اختصاص نخواهد یافت. این در حالیست که سنوات ترمی که گذشت با علم به عدم امکان اتمام تحصیل به دلیل ارائه نشدن دروس باقیمانده تایید شده بود! مشابه همین کار را با علی فراهانی نیز انجام دادند و حکم اخراج نهایی دانشجوی استعداد درخشان خود را صادر کردند تا علی الان به جای دانشگاه در پادگان حضور داشته باشه!»

🔻او همچنین خاطرنشان کرد که به دلایل شخصی تمایلی به پیگیری بازگشت سنوات ترم‌های محرومیت از تحصیل نداشته و ندارد.

🔻در صورتی که تجربه مشابهی دارید، برای روابط عمومی کانال ارسال کنید.

🆔 @Public_anjmotahed
🆔@anjmotahed
🔴 اعلام همبستگی اعضای انجمن آزاداندیش با دانشجویان معترض دانشگاه خواجه‌نصیر

◻️بخاطر داریم دورانی را که اشتغال دانشجویان امری استثنایی به شمار می‌رفت و آنان زمان کافی برای پرداختن به دروس دانشگاهی و همچنین فعالیت‌های فوق‌برنامه، از قبیل تفریح، مطالعات غیردرسی، مشارکت در انجمن‌های سیاسی، صنفی، علمی و کانون‌های دانشجویی داشتند. در این روزهای نه چندان دور، خانواده‌ها نیز، هرچند به‌سختی، هزینه‌های فرزندان خود را تأمین می‌کردند.

◼️ در سال‌های اخیر، سفره‌هایمان چنان کوچک شده که از بزرگ تا کوچک، همگی در خانواده ناگزیر به کار هستند و با این وجود، باز هم توانایی پرداخت هزینه‌های اولیه زندگی را ندارند. در چنین شرایطی، دانشگاه‌ها به بهانه‌هایی چون کسری بودجه و ناکارآمدی در مدیریت، اقدام به افزایش شهریه‌ها، محدود کردن ظرفیت خوابگاه‌ها، کاهش سنوات تحصیلی و تنزل کیفیت خدمات در تمامی ابعاد کرده‌اند. حالا، خانواده‌ای که حتی در تأمین مایحتاج اولیه زندگی خود با مشکل مواجه است، بیش از پیش ناچار به تحمیل هزینه‌های سنگین دانشگاه شده است. این روندی است که هم در دانشگاه‌های دولتی و هم در دانشگاه آزاد شاهد آن هستیم.

◻️ مجریان چنین طرح‌هایی می‌کوشند با به کارگیری ادبیاتی به ظاهر فن‌سالارانه، به سفیدشویی ناکارامدی‌های موجود بپردازند و پرداخت‌ هزینه‌های تورم ایجاد شده توسط دولت را از جیب مردم توجیه و عادی‌سازی کنند. در این فضاست که باید هوشیار باشیم و فریب برچسب‌های رسانه‌ای را نخوریم. آنچه در پشت این برچسب‌ها پنهان می‌شود، حاکمیتی است که در باتلاق بحران دست و پا می‌زند و می‌کوشد چنین بحران‌هایی را عادی جلوه دهد.

◼️ وقتی حاکمان در بحران فرو می‌روند، چه می‌کنند؟ شاید پاسخ این باشد که به دنبال راهکار می‌گردند. اما اگر راهکار مستلزم تغییرات ساختاری و دگرگونی در روابط مالکیت و قدرت باشد، چه می‌کنند؟ در این صورت، به سفره شهروندان یورش می‌برند و سعی می‌کنند این یورش را در پشت منطقی ظاهراً اقتصادی پنهان کنند. درست در چنین شرایطی است که اعتراضات مردمی، پروپاگاندای حاکمیت و مشروعیت آن را به چالش می‌کشد.

◻️ اعتراضات مستمر دانشجویان دانشگاه خواجه‌نصیر، نمونه‌ای عینی از این کنش است. این دانشجویان در اعتراض به مسائلی همچون کیفیت پایین و قیمت بالای غذای سلف، محرومیت برخی از دانشجویان از خوابگاه، سیستم ناکارآمد حمل‌ونقل دانشگاه و اخراج یکی از دانشجویان، چندین بار در خوابگاه و صحن دانشگاه، دست به تجمع و تحصن زدند. آنان علی‌رغم بی‌تفاوتی مسئولان دانشگاه به خواسته‌هایشان، به اعتراضات خود ادامه دادند. این همان روحیه‌ای است که در برابر عادی‌پنداری ستم می‌ایستد و آزادی را معنا می‌بخشد.

🟥 ما، اعضای «انجمن آزاداندیش»، حمایت بی‌قید و شرط خود را از اعتراضات مسالمت‌آمیز دانشجویان خواجه‌نصیر و مبارزه با عادی‌سازی ستم اعلام می‌داریم و به نهادهای امنیتی هشدار می‌دهیم که در صورت ایجاد هرگونه مشکل در روند تحصیل، فعالیت و زندگی دانشجویان خواجه‌نصیر به دلیل مشارکت در این اعتراضات، دامنه این اعتراضات به دانشگاه علامه طباطبایی نیز گسترش خواهد یافت.

✒️ @atuazadandish
🔴نبرد با دانش: درباره بازداشت اندیشمندان مستقل

#یادداشت_دانشجویی

▫️جنگ قدرت سیاسی و ایدئولوژیک با اندیشمندان، برای همه آشناست. پرسش اینجاست که چرا این جنگ پایان نمی‌گیرد و چرا چند تن از اندیشمندان شناخته‌شده به‌طور هم‌زمان بازداشت یا احضار می‌شوند؟

▪️همراهی افکار عمومی با ائتلاف حاکم، شاه‌کلیدِ ثبات قدرت سیاسی است. درک این‌که چگونه یک گفتمان مسلط می‌شود، وابسته است به بخشی از ائتلاف حاکم که آن را می‌پروراند، دستگاه‌هایی که به آن مادیت می‌بخشند، و گروهی که مورد خطاب آن قرار می‌گیرد.

▫️پزشکیان از همان ابتدای نامزدی در انتخابات ریاست‌جمهوری، بر نخبه‌گرایی، گوش دادن به سخنان مشاوران و گفت‌وگو با «مردم» برای اقناع آنان در اجرای سیاست‌هایش تأکید داشت. اقناع و مدیریت افکار عمومی با پشتوانه‌ی حمایت نخبگان ارگانیک ائتلاف حاکم، جوهره‌ی گفتمان سیاست‌گذاری دولت وفاق است.

▪️با این‌حال، کنترل نرم کافی نیست. ارعاب و وحشت، حصر و خشونت فیزیکی، از طریق دستگاه سرکوب، بخش جدایی‌ناپذیر قدرت سیاسی است. حاکمان می‌گویند: «اگر نتوانیم با مردم گفت‌وگو کنیم و آنان را قانع کنیم، و اگر صداهای مخالف روند مدیریت افکار عمومی را مختل کنند، پس بهتر است صداهای مخالف را گوشمالی دهیم تا هر وقت که خواستیم، سکوت کنند. آنگاه نخبگان ما، بی‌آن‌که مخالفتی با آنان صورت گیرد، می‌توانند آزادانه عملکرد ما را توجیه کنند.»
این است ایدئولوژی دولتی که خود را متخصص نشان می‌دهد: «من چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید.» در حقیقت، قدرت است که دانش را سازماندهی می‌کند.

▫️استفاده از دستگاه ارعاب و وحشت برای احضار و بازداشت محمد مالجو، مهسا اسدالله‌نژاد، شیرین کریمی و پرویز صداقت، بخشی از پروژه‌ی مدیریت افکار عمومی توسط دولت پزشکیان است. اما حاکمان پوشالی بداند که اندیشمندان و دانشجویان آزادی خواه در برابر سلطه آنان ایستاده‌اند و در راه افشای دروغ و فریب آنان قدم بر می‌دارند.

✒️@atuazadandish
🟥 گزارش‌ها حاکی از آن است که هستی امیری دانشجوی سابق حقوق علامه، امروز جمعه ۲۱ آذرماه در مراسم هفتم خسرو علیکردی وکیل و فعال حقوق بشر، در مشهد همراه با تعدادی از فعالان از جمله نرگس محمدی و سپیده قلیان بازداشت شده است.

@atuazadandish
محرومیت هستی امیری از حق تماس تلفنی و داشتن وکیل

🟥 برادر هستی امیری در پیامی در شبکه‌های اجتماعی اعلام کرد خانواده هستی از محل نگهداری او بی‌اطلاع است. معاون دادستان مشهد اعلام کرده قرار بازداشت موقت یک ماهه صادر شده و در طی مدت بازجویی از حق تماس تلفنی و داشتن وکیل محروم است. ما جمعی از دانشجویان علامه، نگران وضعیت سلامتی او هستیم.

@atuazadandish
🔴بیانیه‌ی انجمن آزاداندیش در حمایت از اعتراضات مردمی

◽️اقشار گوناگون مردم ایران در واکنش به مجموعه‌ای از بحران‌های انباشته به پا خاسته‌اند. دلارِ صد‌و‌چهل‌هزار تومانی، فروپاشی معیشت، بحران‌های زیست‌محیطی، ناکارآمدی ساختاری دولت، فقدان آزادی‌های سیاسی و اجتماعی و انسداد کامل مسیرهای مشارکت سیاسی، تنها بخشی از واقعیت‌هایی است که مردم را به خیابان‌ها کشانده و دانشجویان را به صف اعتراضات مردمی پیوند داده است.

◼️در برابر این مطالبات گسترده، جمهوری اسلامی بار دیگر به همان رتوریک تکراری متوسل شده است: تفکیکِ ساختگیِ «اعتراض» از «اغتشاش» برای مشروع جلوه‌دادن سرکوب. حکومت، به‌جای پاسخ‌گویی به عوامل بحران، اعتراض را به خشونت فرو می‌کاهد و از این طریق اعمال قهر سازمان‌یافته را توجیه می‌کند.

◼️از نخستین روزهای آغاز اعتراضات، سرکوب به‌عنوان تنها پاسخ حاکمیت در خیابان‌ها و به‌ویژه در دانشگاه‌ها به اجرا درآمده است: کشتار معترضان، بازداشت‌های گسترده، ضرب‌وشتم در کانون‌های اعتراض، احضار و بازجویی دانشجویان، تماس‌های تهدیدآمیز نهادهای امنیتی بیرون از دانشگاه با فعالان دانشجویی و خانواده‌های آنان و تشکیل پرونده‌های قضایی برای شماری از دانشجویان معترض. در شهرهای مختلف، معترضان به‌دست نیروهای سرکوبگر جان خود را از دست داده‌اند و مسئولیت مستقیم این خشونت سازمان‌یافته، بی‌واسطه متوجه جمهوری اسلامی است.

◽️این وضعیت از آن‌رو انکارناپذیر است که حکومت طی سالیان متمادی نه آزادی فعالیت به احزاب و تشکل‌ها داده، نه سازوکار قانونی و مؤثری برای اعتراض به رسمیت شناخته و نه هیچ صدای مستقل سیاسی را تحمل کرده است. مطالبات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی یا به اعتراضات صنفی تقلیل یافته‌اند یا معترضان با برچسب «فریب‌خورده» و «عامل بیگانه» از دایره‌ی شهروندی خارج شده‌اند. در چنین شرایطی، خشونت حاکمیت نه نتیجه‌ی خشونت مردم، بلکه پیامد مستقیم انسداد کامل سیاست است.

◼️ما امروز بیزاریِ خود را از حکومتِ قاتل و اقتدارگرا اعلام می‌کنیم و تأکید می‌کنیم که هر راه‌حل واقعی باید تمامی صداها و منافع اقشار و طبقات غیرحاکم را دربرگیرد و تنها از طریق حضور فعال آنان در میدان سیاستی آزاد امکان‌پذیر است.

🟥انجمن آزاداندیش با معترضان هم‌صداست و اعلام می‌کند:
مرگ بر استبداد، درود بر آزادی.
درود بر فردایی که در آن شهروندان برای حقوق اولیه‌ی خود جان نمی‌دهند.

@atuazadandish