هدف من از نوشتن این مطلب ساختن یک big picture برای شما برای نگاه به مقوله بازی سازی خواهد بود. تا بتوانید از این big picture برای پیشبرد هدفتان و نگاه به پدیده ای به اسم بازی سازی کمک بگیرید.
از ویژگی های کلی بازی سازی شروع می کنم.
1- قبل از هر چیز باید بدانید بازی سازی یکی از سخت ترین فضاهای کاری است. حتی اگر هم پول خوبی داشته باشد اگر علاقه نداشته باشید آن قدر سختی از آن خواهید کشید که خیر پول آن را می زنید. پس ویژگی اول بازی سازی سخت طاقت فرصای آن است.
2-ویژگی دوم آن این است که از جهات مختلف شما را درگیر می کند. . زمینه هایی که باید آن ها را فراگیرید بسیار زیادند. و این از شما یک مرد جنگی تمام عیار می سازد. اگر بخواهم خلاصه بگویم این زمینه ها UI و UX ، برنامه نویسی موازی ، design pattern و تست نویسی ، شبکه در سرور و کلاینت و حتی در صورت پیشرفت بازی زمینه هایی مثل AI و DeepLearning هم به این ها اضافه خواهند شد. فکر نمی کنم زمینه ای در علم کامپیوتر باشد که در بازی سازی نقش نداشته باشد. به طور کلی شالوده ی تمامی این زمینه ها برای طراحی یک بازی خوب به کار گرفته می شود.
3-ویژگی سوم این که یک ریسک است.عموما پدیده هایی که با بازار مستقیم در ارتباطند شامل این مورد می شوند و بازی هم از آن ها استثنا نیست. بگذارید با یک مثال توضیح دهم. یک ویژگی مهم درس های دانشگاه و پروژه های دانشگاهی این است که اگر شما تلاش کنید به احتمال بسیار زیاد موفق می شوید. مثلا اگر به رباتیک علاقه مند باشید و برای رسیدن به هدفتان بجنگید با احتمال بسیار بسیار زیادی موفق می شوید. یا مثلا اگر درس بخوانید معدل بالایی خواهید داشت.اما بازی سازی این گونه نیست. ممکن است شما تمام تلاش خود را بکنید و نتیجه کار خود را هم به صورت یک بازی قابل ارائه ببینید اما این به هیچ عنوان ضمانت نمی کند که شما موفق می شوید. یعنی پارامتر های دخیل در موفقیت بازی شما فراتر از تلاش شماست.
4- ویژگی چهارم و مهم این است که بازی سازی فقط دانش فنی نیست. ترکیب دانش فنی ، هنر و اقتصاد است. اگر در یک زمینه قوی باشید اما در سایر زمینه ها ضعیف نتیجه ای نخواهید دید.
5- ویژگی پنجم این کار این است که نیاز به روحیه کارگروهی دارد. شما نمی توانید به تنهایی اقدام کنید. نیاز به دوستان همفکر دارید و باید اصول کارگروهی را بدانید. باید بتوانید یک سال تمام با یک هم گروهی باشید نوع این گروه ها با گروه های دانشگاه خیلی فاصله دارد. در گروه های دانشگاه عموما هدف گروه کاملا واضح است هدف گرفتن نمره است و هدف کمرنگ نمی شود به همین جهت اصلا نیازی به مدیر ندارد اما گروه شما برای این گونه فعالیت ها نیاز به انگیزه مضاعف دارند. فرق دیگرشان هم این است که در گروه های دانشگاه هدف یادگیری یک مطلب واضح است اما در این گروه ها هدف پوشاندن نقایص فردی است یعنی کاری که می کنید با هم فرق دارد و این گونه نیست که با هم روی یک چیز ثابت کار کنید.
6- ویژگی بعدی که می خواهم به آن بپردازم این است که یک پدیده تجربی است. به همین دلیل اصلا نباید اولین کارتان را یک کار خیلی جدی انتخاب کنید و نباید از شکست بترسید. شکست به شما می گوید که چه اشتباه هایی کرده اید که نباید آن ها را تکرار کنید نه این که به شما بگوید شما مرد این کار نیستید و بی خیال شوید.
***سخن آخر : ناامید نشدن در این زمینه کلید پیروزی است. فراموش نکنید که هر قدر که بازی سازی سخت است نتیجه موفقیت آن هم بسیار بزرگ است. لذتی که شما از حضور در کنار پروژه خودتان می برید قابل قیاس با هیچ چیز دیگر نیست. شما بعد از مدتی خود را غرق شده در آن می بینید و حتی از شکست خوردن لذت خواهید برد.
این ویژگی ها را گفتم تا اگر حس می کنید به این زمینه علاقه مند هستید از تجربه حداقلی من برای این که به این زمینه بیایید یا نه استفاده کنید. در این مقاله ویژگی های کلی پدیده بازی سازی را گفتم و این که چگونه بازی سازی را شروع کنیم و چه مطالبی را باید یاد بگیریم موضوع متن بعدی خواهد بود.
از ویژگی های کلی بازی سازی شروع می کنم.
1- قبل از هر چیز باید بدانید بازی سازی یکی از سخت ترین فضاهای کاری است. حتی اگر هم پول خوبی داشته باشد اگر علاقه نداشته باشید آن قدر سختی از آن خواهید کشید که خیر پول آن را می زنید. پس ویژگی اول بازی سازی سخت طاقت فرصای آن است.
2-ویژگی دوم آن این است که از جهات مختلف شما را درگیر می کند. . زمینه هایی که باید آن ها را فراگیرید بسیار زیادند. و این از شما یک مرد جنگی تمام عیار می سازد. اگر بخواهم خلاصه بگویم این زمینه ها UI و UX ، برنامه نویسی موازی ، design pattern و تست نویسی ، شبکه در سرور و کلاینت و حتی در صورت پیشرفت بازی زمینه هایی مثل AI و DeepLearning هم به این ها اضافه خواهند شد. فکر نمی کنم زمینه ای در علم کامپیوتر باشد که در بازی سازی نقش نداشته باشد. به طور کلی شالوده ی تمامی این زمینه ها برای طراحی یک بازی خوب به کار گرفته می شود.
3-ویژگی سوم این که یک ریسک است.عموما پدیده هایی که با بازار مستقیم در ارتباطند شامل این مورد می شوند و بازی هم از آن ها استثنا نیست. بگذارید با یک مثال توضیح دهم. یک ویژگی مهم درس های دانشگاه و پروژه های دانشگاهی این است که اگر شما تلاش کنید به احتمال بسیار زیاد موفق می شوید. مثلا اگر به رباتیک علاقه مند باشید و برای رسیدن به هدفتان بجنگید با احتمال بسیار بسیار زیادی موفق می شوید. یا مثلا اگر درس بخوانید معدل بالایی خواهید داشت.اما بازی سازی این گونه نیست. ممکن است شما تمام تلاش خود را بکنید و نتیجه کار خود را هم به صورت یک بازی قابل ارائه ببینید اما این به هیچ عنوان ضمانت نمی کند که شما موفق می شوید. یعنی پارامتر های دخیل در موفقیت بازی شما فراتر از تلاش شماست.
4- ویژگی چهارم و مهم این است که بازی سازی فقط دانش فنی نیست. ترکیب دانش فنی ، هنر و اقتصاد است. اگر در یک زمینه قوی باشید اما در سایر زمینه ها ضعیف نتیجه ای نخواهید دید.
5- ویژگی پنجم این کار این است که نیاز به روحیه کارگروهی دارد. شما نمی توانید به تنهایی اقدام کنید. نیاز به دوستان همفکر دارید و باید اصول کارگروهی را بدانید. باید بتوانید یک سال تمام با یک هم گروهی باشید نوع این گروه ها با گروه های دانشگاه خیلی فاصله دارد. در گروه های دانشگاه عموما هدف گروه کاملا واضح است هدف گرفتن نمره است و هدف کمرنگ نمی شود به همین جهت اصلا نیازی به مدیر ندارد اما گروه شما برای این گونه فعالیت ها نیاز به انگیزه مضاعف دارند. فرق دیگرشان هم این است که در گروه های دانشگاه هدف یادگیری یک مطلب واضح است اما در این گروه ها هدف پوشاندن نقایص فردی است یعنی کاری که می کنید با هم فرق دارد و این گونه نیست که با هم روی یک چیز ثابت کار کنید.
6- ویژگی بعدی که می خواهم به آن بپردازم این است که یک پدیده تجربی است. به همین دلیل اصلا نباید اولین کارتان را یک کار خیلی جدی انتخاب کنید و نباید از شکست بترسید. شکست به شما می گوید که چه اشتباه هایی کرده اید که نباید آن ها را تکرار کنید نه این که به شما بگوید شما مرد این کار نیستید و بی خیال شوید.
***سخن آخر : ناامید نشدن در این زمینه کلید پیروزی است. فراموش نکنید که هر قدر که بازی سازی سخت است نتیجه موفقیت آن هم بسیار بزرگ است. لذتی که شما از حضور در کنار پروژه خودتان می برید قابل قیاس با هیچ چیز دیگر نیست. شما بعد از مدتی خود را غرق شده در آن می بینید و حتی از شکست خوردن لذت خواهید برد.
این ویژگی ها را گفتم تا اگر حس می کنید به این زمینه علاقه مند هستید از تجربه حداقلی من برای این که به این زمینه بیایید یا نه استفاده کنید. در این مقاله ویژگی های کلی پدیده بازی سازی را گفتم و این که چگونه بازی سازی را شروع کنیم و چه مطالبی را باید یاد بگیریم موضوع متن بعدی خواهد بود.
درس خواندن چقدر فایده دارد؟
دوست دارم حرف هایی امروز بزنم که شاید چندان مرتبط با گیم نباشد اما به نظر خودم خیلی مهم است. می خواهم درباره دانشگاه و سیستم موجود بنویسم. بارها این موضوع را بهانه کردم چندبار در سایتم نوشتم یک بار هم در مجله پویش اما گفتم این قدر مهم هست که این جا هم درباره آن بنویسم.
.
دانشگاه چه جور مکانی است؟ بسته به این که چه جور دانشجویی باشید مثلا درس خوان یا درس نخوان دیدگاه شما احتمالا فرق دارد. مدت ها نظر من به شخصه درباره دانشگاه به شدت رادیکال بود. می گفتم محیط خوبی نیست و باید جمع کند و برود خانه اش. اما الان فکر می کنم در این شرایط حاضر کشور بهترین جایی که می توان از آن برای رشد استفاده کرد همین دانشگاه ها هستند. اما چگونه؟
.
بگذارید یه نکته همین اول روشن شود دانشگاه ما با معیارهایی که باید داشته باشد فرسنگ ها فاصله دارد. دانشگاه باید محیطی باشد که سطح درک ما را افزایش دهد. باید جایی باشد که محل گفتگو و انتقال تجربه باشد. محل انجام کارهای داوطلبانه و خیرخواهانه باشد. اما خوب به دلایل فراوان ما در شبکه های اجتماعی بیشتر از توی دانشگاه با هم حرف می زنیم. حتی بسیاری از اساتید چنین درکی از دانشگاه ندارند از دانشجو انتظار دارند سرش را در برف فرو کند و آن چیزی که آن ها می گویند را بخواند. حقیقت این است که دانشگاه محل تولید آشغال شده. این جمله خیلی کلی است و مربوط به همه نیست بسیاری از دانشجویان ارشد را دیده ام که با تموم وجود تلاش می کنند و نتیجه کارشان ستودنی است. اما به طور کلی استادان به نوشتن مقاله های فراوان و غیرکاربردی در صنعت عموما مشغول اند. این وضع در دانشگاه های آزاد بسیار بسیار افتضاح است. حقیقت این است که صنعت آشغال نمی خرد و دانشگاه عموما محل تولید آشغال شده است. (شعبانعلی) حالا با توجه به شرایط فعلی راهکار چیست؟
.
فکر می کنم به اندازه کافی مقدمه چینی کرده ام تا مقصودم را بگویم. اولین چیزی که می خواهم بگویم در مورد درس هاست. حقیقت این است که درس های دانشگاه برای من به شخصه به شدت حوصله سربر است. مطالب عموما تکراری اند و ارزش رفتن به کلاس را ندارند دقیق تر بگویم راحت ترم خودم بخوانم. یک سوال مهم : اگر درس بخوانم موفق می شوم؟ جواب این سوال مثل روز روشن است.درس خواندن شرط لازم است و من فکر می کنم تا آخر زندگیم هم درس خواهم خواند اما شاید کسی برای آن مدرکی به من ندهد. به نظر من اگر قرار بود درس خواندن و معدل بالا تضمین کننده موفقیت شود که همین الان کلی انسان ظاهرا موفق بیرون از بیکاری ناله نمی کردند. به نظر من مهم ترین دستاورد دانشگاه این است که در یک زمینه خاص شما را متفاوت کند. فکر می کنم تمایز مهم ترین نکته در موفقیت است. شما در سال آخر دانشگاه باید یک زمینه در دست داشته باشید که بگویید من در این زمینه کاربلدتر از تو هستم. و این تمایز آنقدر فاصله دار باشد که کسی کوچکترین اعتراضی به آن نکند. یعنی اگر کسی در دانشکده آمد و گفت فردی برای کار فلان می خواهم بی چون و چرا شما را انتخاب کنند. البته این تمایز داشتن بهای زیادی هم دارد. شما باید دوبرابر یک دانشجوی عادی فعالیت و تلاش کنید. دوستان زیادی دارم که همین الان هم زمینه های خودشان را انتخاب کرده اند. Iot و رباتیک و گیم از این گونه زمینه ها هستند زمینه دیگر مثلا cloud computing است که تنها کسی که دیدم فعالیت کند و به این نام در دانشکده شهرت داشته باشد آقای جوان است. خلاصه این که زمینه ای که به آن علاقه دارید را انتخاب کنید و واقعا روی آن کار کنید. تجربه من ثابت کرده اگر می خواهید کاری کنید باید گروه باشید. درون گروه بودن هم به شما کار گروهی را یاد می دهد و هم دوستیتان قوی تر می شود. زمینه ای که من انتخاب کرده ام گیم است. نویسنده این متن هم دربه در دنبال متمایز شدن است. پیدا کردن راه کار سختی است اما نتایج آن فراتر از 20 معدل است.
دوست دارم حرف هایی امروز بزنم که شاید چندان مرتبط با گیم نباشد اما به نظر خودم خیلی مهم است. می خواهم درباره دانشگاه و سیستم موجود بنویسم. بارها این موضوع را بهانه کردم چندبار در سایتم نوشتم یک بار هم در مجله پویش اما گفتم این قدر مهم هست که این جا هم درباره آن بنویسم.
.
دانشگاه چه جور مکانی است؟ بسته به این که چه جور دانشجویی باشید مثلا درس خوان یا درس نخوان دیدگاه شما احتمالا فرق دارد. مدت ها نظر من به شخصه درباره دانشگاه به شدت رادیکال بود. می گفتم محیط خوبی نیست و باید جمع کند و برود خانه اش. اما الان فکر می کنم در این شرایط حاضر کشور بهترین جایی که می توان از آن برای رشد استفاده کرد همین دانشگاه ها هستند. اما چگونه؟
.
بگذارید یه نکته همین اول روشن شود دانشگاه ما با معیارهایی که باید داشته باشد فرسنگ ها فاصله دارد. دانشگاه باید محیطی باشد که سطح درک ما را افزایش دهد. باید جایی باشد که محل گفتگو و انتقال تجربه باشد. محل انجام کارهای داوطلبانه و خیرخواهانه باشد. اما خوب به دلایل فراوان ما در شبکه های اجتماعی بیشتر از توی دانشگاه با هم حرف می زنیم. حتی بسیاری از اساتید چنین درکی از دانشگاه ندارند از دانشجو انتظار دارند سرش را در برف فرو کند و آن چیزی که آن ها می گویند را بخواند. حقیقت این است که دانشگاه محل تولید آشغال شده. این جمله خیلی کلی است و مربوط به همه نیست بسیاری از دانشجویان ارشد را دیده ام که با تموم وجود تلاش می کنند و نتیجه کارشان ستودنی است. اما به طور کلی استادان به نوشتن مقاله های فراوان و غیرکاربردی در صنعت عموما مشغول اند. این وضع در دانشگاه های آزاد بسیار بسیار افتضاح است. حقیقت این است که صنعت آشغال نمی خرد و دانشگاه عموما محل تولید آشغال شده است. (شعبانعلی) حالا با توجه به شرایط فعلی راهکار چیست؟
.
فکر می کنم به اندازه کافی مقدمه چینی کرده ام تا مقصودم را بگویم. اولین چیزی که می خواهم بگویم در مورد درس هاست. حقیقت این است که درس های دانشگاه برای من به شخصه به شدت حوصله سربر است. مطالب عموما تکراری اند و ارزش رفتن به کلاس را ندارند دقیق تر بگویم راحت ترم خودم بخوانم. یک سوال مهم : اگر درس بخوانم موفق می شوم؟ جواب این سوال مثل روز روشن است.درس خواندن شرط لازم است و من فکر می کنم تا آخر زندگیم هم درس خواهم خواند اما شاید کسی برای آن مدرکی به من ندهد. به نظر من اگر قرار بود درس خواندن و معدل بالا تضمین کننده موفقیت شود که همین الان کلی انسان ظاهرا موفق بیرون از بیکاری ناله نمی کردند. به نظر من مهم ترین دستاورد دانشگاه این است که در یک زمینه خاص شما را متفاوت کند. فکر می کنم تمایز مهم ترین نکته در موفقیت است. شما در سال آخر دانشگاه باید یک زمینه در دست داشته باشید که بگویید من در این زمینه کاربلدتر از تو هستم. و این تمایز آنقدر فاصله دار باشد که کسی کوچکترین اعتراضی به آن نکند. یعنی اگر کسی در دانشکده آمد و گفت فردی برای کار فلان می خواهم بی چون و چرا شما را انتخاب کنند. البته این تمایز داشتن بهای زیادی هم دارد. شما باید دوبرابر یک دانشجوی عادی فعالیت و تلاش کنید. دوستان زیادی دارم که همین الان هم زمینه های خودشان را انتخاب کرده اند. Iot و رباتیک و گیم از این گونه زمینه ها هستند زمینه دیگر مثلا cloud computing است که تنها کسی که دیدم فعالیت کند و به این نام در دانشکده شهرت داشته باشد آقای جوان است. خلاصه این که زمینه ای که به آن علاقه دارید را انتخاب کنید و واقعا روی آن کار کنید. تجربه من ثابت کرده اگر می خواهید کاری کنید باید گروه باشید. درون گروه بودن هم به شما کار گروهی را یاد می دهد و هم دوستیتان قوی تر می شود. زمینه ای که من انتخاب کرده ام گیم است. نویسنده این متن هم دربه در دنبال متمایز شدن است. پیدا کردن راه کار سختی است اما نتایج آن فراتر از 20 معدل است.
بازی های کامپیوتری امیرکبیر
درس خواندن چقدر فایده دارد؟ دوست دارم حرف هایی امروز بزنم که شاید چندان مرتبط با گیم نباشد اما به نظر خودم خیلی مهم است. می خواهم درباره دانشگاه و سیستم موجود بنویسم. بارها این موضوع را بهانه کردم چندبار در سایتم نوشتم یک بار هم در مجله پویش اما گفتم این…
این مطلب در واقع پیوست مطلب قبل است.
اول از همه می خواهم این سوال رو از شما بپرسم که آیا شما هم کمال طلب هستنید؟ لطفا همین جا به آن فکر کنید و جواب دهید :) تعریف کمال گرا و کمال طلب عموما اشتباه عنوان می شوند که می توانید در لینک زیر تفاوت آنها را ببینید. به طور کلی کمال طلبی شکل منفی و مثبت دارد. نکته بد آن این است که حتی کسانی که از شکل منفی آن رنج می برند هم از آن به عنوان یک ویژگی مثبت یاد می کنند هر چند گاهی آن را به شکل غیرمستقیم عنوان می کنند مثلا با غرور هر چه تمام تر از این که کمال طلب هستند ناله می کنند تا خودشان را راضی نگه دارند. کمال طلبی مثبت ویژگی خوبی است باعث می شود تا کارهایی که دارید را تلاش کنید به بهترین شکل ممکن انجام دهید اما کمال طلبی منفی باعث حس درونی نارضایتی می شود و ناشی از این تفکر است که رضایت خود را در نتیجه می بینیم و نه در تلاش خودمان . از این تعاریف بگذریم. می خواهم منظورم را دقیق تر بگویم برای همین از تعاریف فاصله می گیرم.
.
من فکر می کنم بعضی از ما معمولا گرفتار 20% نفرین شده کارها در دانشگاه هستیم. (روی حرفم با خودم است :)) و خوب همان طور که گفتم معمولا از این کمال طلبی به عنوان مثبت یاد می کنیم. در حالی که اگر منطقی باشیم باید کمال طلبی را برای خودمان به این شکل تعریف کنیم : گاهی من آن قدر احمق هستم که نمی فهمم اگر برای کاری که 20% از آن 80% از توانم را می گیرد وقت نگذارم و آن را صرف کار بهتری کنم که می توانم آن را تا حدود 100% برسانم. و به این ترتیب می فهمیم که باید منطقی تر در برابر هر کار عمل کنیم تا گرفتار دام کمال طلبی نشویم. اگر دوست داشتید لیک زیر و مطلب های بعدی آن در سایت متمم که در همین رابطه هست را دنبال کنید.
اول از همه می خواهم این سوال رو از شما بپرسم که آیا شما هم کمال طلب هستنید؟ لطفا همین جا به آن فکر کنید و جواب دهید :) تعریف کمال گرا و کمال طلب عموما اشتباه عنوان می شوند که می توانید در لینک زیر تفاوت آنها را ببینید. به طور کلی کمال طلبی شکل منفی و مثبت دارد. نکته بد آن این است که حتی کسانی که از شکل منفی آن رنج می برند هم از آن به عنوان یک ویژگی مثبت یاد می کنند هر چند گاهی آن را به شکل غیرمستقیم عنوان می کنند مثلا با غرور هر چه تمام تر از این که کمال طلب هستند ناله می کنند تا خودشان را راضی نگه دارند. کمال طلبی مثبت ویژگی خوبی است باعث می شود تا کارهایی که دارید را تلاش کنید به بهترین شکل ممکن انجام دهید اما کمال طلبی منفی باعث حس درونی نارضایتی می شود و ناشی از این تفکر است که رضایت خود را در نتیجه می بینیم و نه در تلاش خودمان . از این تعاریف بگذریم. می خواهم منظورم را دقیق تر بگویم برای همین از تعاریف فاصله می گیرم.
.
من فکر می کنم بعضی از ما معمولا گرفتار 20% نفرین شده کارها در دانشگاه هستیم. (روی حرفم با خودم است :)) و خوب همان طور که گفتم معمولا از این کمال طلبی به عنوان مثبت یاد می کنیم. در حالی که اگر منطقی باشیم باید کمال طلبی را برای خودمان به این شکل تعریف کنیم : گاهی من آن قدر احمق هستم که نمی فهمم اگر برای کاری که 20% از آن 80% از توانم را می گیرد وقت نگذارم و آن را صرف کار بهتری کنم که می توانم آن را تا حدود 100% برسانم. و به این ترتیب می فهمیم که باید منطقی تر در برابر هر کار عمل کنیم تا گرفتار دام کمال طلبی نشویم. اگر دوست داشتید لیک زیر و مطلب های بعدی آن در سایت متمم که در همین رابطه هست را دنبال کنید.
بازی های کامپیوتری امیرکبیر
این مطلب در واقع پیوست مطلب قبل است. اول از همه می خواهم این سوال رو از شما بپرسم که آیا شما هم کمال طلب هستنید؟ لطفا همین جا به آن فکر کنید و جواب دهید :) تعریف کمال گرا و کمال طلب عموما اشتباه عنوان می شوند که می توانید در لینک زیر تفاوت آنها را ببینید.…
متمم
کمال طلبی چیست؟ کمال طلب بودن با کمال گرایی چه تفاوتی دارد؟ - متمم
کمال طلبی و کمال طلب بودن (به انگلیسی: Perfectionism) از جمله اصطلاحاتی هستند که این روزها به صورت گسترده در زبان فارسی بهکار برده میشوند. ما هم در متمم در درسهای مختلف از جمله مدیریت زمان، انضباط شخصی و عزت نفس، به کمال طلبی اشاره کردهایم و توضیح دادهایم…
الفبای بازی سازی :
در متن های قبلی درباره مزایا و مشکلات بازی سازی گفتم اکنون می خواهم به طور دقیق تر به این موضوع بپردازم. بازی سازی در دهه اخیر در صدر درامدهای جهان برآمده است. در حدی که در بین پردرامدهای اندروید یکی دو تا فقط برنامه هستند و بقیه بازی اند. هر چند بسیاری از برنامه ها تعداد دانلود آن ها از بازی ها بیشتر است اما کاربران درون بازی خیلی راحت تر خرج می کنند.
به طور کلی بازی سازان در چهار دسته جای می گیرد.
1- Technology
2- Game Design
3- Art
4- Business
هر کدام از این دسته ها به تخصص مخصوص به خود نیاز دارند و فقط با همکاری همه موارد فوق یک محصول موفق ظاهر می شود. هر کس هم ادعا می کند که مهم ترین عضو است. افراد برنامه نویس ادعا می کنند کار اصلی را آن ها کرده اند. آرتیست ها می گویند هیچ کس یک بازی بدون گرافیک را نگاه نمی کند و... . اما اگر واقع گرا باشیم تمام این موارد در شکل دهی به یک محصول عالی به ما کمک می کنند. به طور کلی ما که برنامه نویس هستیم اولین جایی که برای خود می یابیم همان قسمت technology است. اکنون به تشریح هر مورد می پردازم.
1- تکنولوژی : در کشور ما هنوز انسان های شریفی حضور دارند که به بازی به چشم انیمیشن سازی نگاه می کنند. هنوز اصلا با تجارتی به اسم صنعت گیم آشنایی ندارند. می گویند high-tech نیست. بعد زدن سایت را high-tech می دانند. خلاصه به عنوان یک برنامه نویس این افراد را جدی نگیرید. این که در بحث برنامه نویسی چه کارهایی باید بکنیم و چه چیزهایی باید یاد بگیریم که برای شروع مناسب باشد خود موضوع مقاله های بعدی خواهد بود.
2- گیم دیزاین : گیم دیزاین یک لایه بالاتر از تکنولوژی است. مهارت مهمی است و کاملا اکتسابی است. و درضمن یادگیری آن تجربه محور و زمان بر است. معمولا برای شروع کار در این عرصه لازم نیست همه مفاهیم آن را بدانید همین که تقلید هم کنید برای شروع خوب است اما برای ادامه به هیچ وجه.
3- آرت : پیدا کردن آرتیست از سخت ترین کارهای یک برنامه نویس است. نمی دانم گفتن این مطلب خوب است یا نه اما معمولا آرتیست ها یک نوع خاصی هستند به ندرت کاری را با هدف سهم انجام می دهند و معمولا کارشان پروژه ای است. یک کار انجام می دهند و پول می گیرند. فاز آرتیستی هم اکثرا بر آن ها حاکم است. گاهی عاشق بازی شما می شوند. ساعت ها وقت می گذارند ولی هفته بعد از آن زده می شوند و می روند. خلاصه معمولا باید با هزینه مالی آرتیست پیدا کنید.مثل برنامه نویسی و هر پدیده دیگری آرتیست ها هم حرفه ای و غیرحرفه دارند. معمولا آرتیست ها گرافیست نیز هستند اما ممکن است مجبور باشید یک نفر را به عنوان گرافیست هم به جمعتان اضافه کنید. ( لطفا این متن را به آرتیست ها ندهید D: )
4- تجارت : آخرین لایه از طراحی یک بازی قسمت business است که شامل بازاریابی و مشتری مداری و ... است. علم مهمی است که آن هم اکتسابی است. اصلا اهمیت این قسمت را نادیده نگیرید کار نکردن در این زمینه نتیجه اش چیزی جز شکست نیست. یک استاد بزرگ می گفت در فرایند تولید یک بازی در گروه کوچک باید در هفته های اول 80% وقت خود را روی محصول و 20% روی بیزینس آن بگذارید و هر چه به پایان کار نزدیک می شوید باید این نسبت برعکس شود به طوری که در پایان کار شما 20% روی محصول و 80% روی بازاریابی و ... آن کار می کنید. نکته مهم business که درآن نهفته است مدیریت است. مدیریت شرط بردن است. هر گروه هم معمولا یک مدیر دارد. لطفا این نکته را بدانید که مدیر معمولا از لحاظ سهام و منافع فرق چندانی با سایر اعضا ندارد. اما دردسر های خاص خودش و خوبی های خاص خودش را هم دارد. درک این نکته برای کارگروهی ضروری است.
در متن های بعدی به صورت دقیق تر درباره منابع پیشرفت در هر کدام از این موارد خواهم گفت. هم چنین این که برای شروع چه باید بکنیم.
معمولا اولین بازی شما از تمام سطوح بالا فقط tech را دارد و اگر مثل ما بدشانس باشید پروژه های اولتان شکست خواهد بود. فکر می کنم متن زیرنیز از کتاب the art of game design بیانگر این موضوع است.
در متن های قبلی درباره مزایا و مشکلات بازی سازی گفتم اکنون می خواهم به طور دقیق تر به این موضوع بپردازم. بازی سازی در دهه اخیر در صدر درامدهای جهان برآمده است. در حدی که در بین پردرامدهای اندروید یکی دو تا فقط برنامه هستند و بقیه بازی اند. هر چند بسیاری از برنامه ها تعداد دانلود آن ها از بازی ها بیشتر است اما کاربران درون بازی خیلی راحت تر خرج می کنند.
به طور کلی بازی سازان در چهار دسته جای می گیرد.
1- Technology
2- Game Design
3- Art
4- Business
هر کدام از این دسته ها به تخصص مخصوص به خود نیاز دارند و فقط با همکاری همه موارد فوق یک محصول موفق ظاهر می شود. هر کس هم ادعا می کند که مهم ترین عضو است. افراد برنامه نویس ادعا می کنند کار اصلی را آن ها کرده اند. آرتیست ها می گویند هیچ کس یک بازی بدون گرافیک را نگاه نمی کند و... . اما اگر واقع گرا باشیم تمام این موارد در شکل دهی به یک محصول عالی به ما کمک می کنند. به طور کلی ما که برنامه نویس هستیم اولین جایی که برای خود می یابیم همان قسمت technology است. اکنون به تشریح هر مورد می پردازم.
1- تکنولوژی : در کشور ما هنوز انسان های شریفی حضور دارند که به بازی به چشم انیمیشن سازی نگاه می کنند. هنوز اصلا با تجارتی به اسم صنعت گیم آشنایی ندارند. می گویند high-tech نیست. بعد زدن سایت را high-tech می دانند. خلاصه به عنوان یک برنامه نویس این افراد را جدی نگیرید. این که در بحث برنامه نویسی چه کارهایی باید بکنیم و چه چیزهایی باید یاد بگیریم که برای شروع مناسب باشد خود موضوع مقاله های بعدی خواهد بود.
2- گیم دیزاین : گیم دیزاین یک لایه بالاتر از تکنولوژی است. مهارت مهمی است و کاملا اکتسابی است. و درضمن یادگیری آن تجربه محور و زمان بر است. معمولا برای شروع کار در این عرصه لازم نیست همه مفاهیم آن را بدانید همین که تقلید هم کنید برای شروع خوب است اما برای ادامه به هیچ وجه.
3- آرت : پیدا کردن آرتیست از سخت ترین کارهای یک برنامه نویس است. نمی دانم گفتن این مطلب خوب است یا نه اما معمولا آرتیست ها یک نوع خاصی هستند به ندرت کاری را با هدف سهم انجام می دهند و معمولا کارشان پروژه ای است. یک کار انجام می دهند و پول می گیرند. فاز آرتیستی هم اکثرا بر آن ها حاکم است. گاهی عاشق بازی شما می شوند. ساعت ها وقت می گذارند ولی هفته بعد از آن زده می شوند و می روند. خلاصه معمولا باید با هزینه مالی آرتیست پیدا کنید.مثل برنامه نویسی و هر پدیده دیگری آرتیست ها هم حرفه ای و غیرحرفه دارند. معمولا آرتیست ها گرافیست نیز هستند اما ممکن است مجبور باشید یک نفر را به عنوان گرافیست هم به جمعتان اضافه کنید. ( لطفا این متن را به آرتیست ها ندهید D: )
4- تجارت : آخرین لایه از طراحی یک بازی قسمت business است که شامل بازاریابی و مشتری مداری و ... است. علم مهمی است که آن هم اکتسابی است. اصلا اهمیت این قسمت را نادیده نگیرید کار نکردن در این زمینه نتیجه اش چیزی جز شکست نیست. یک استاد بزرگ می گفت در فرایند تولید یک بازی در گروه کوچک باید در هفته های اول 80% وقت خود را روی محصول و 20% روی بیزینس آن بگذارید و هر چه به پایان کار نزدیک می شوید باید این نسبت برعکس شود به طوری که در پایان کار شما 20% روی محصول و 80% روی بازاریابی و ... آن کار می کنید. نکته مهم business که درآن نهفته است مدیریت است. مدیریت شرط بردن است. هر گروه هم معمولا یک مدیر دارد. لطفا این نکته را بدانید که مدیر معمولا از لحاظ سهام و منافع فرق چندانی با سایر اعضا ندارد. اما دردسر های خاص خودش و خوبی های خاص خودش را هم دارد. درک این نکته برای کارگروهی ضروری است.
در متن های بعدی به صورت دقیق تر درباره منابع پیشرفت در هر کدام از این موارد خواهم گفت. هم چنین این که برای شروع چه باید بکنیم.
معمولا اولین بازی شما از تمام سطوح بالا فقط tech را دارد و اگر مثل ما بدشانس باشید پروژه های اولتان شکست خواهد بود. فکر می کنم متن زیرنیز از کتاب the art of game design بیانگر این موضوع است.
بازی های کامپیوتری امیرکبیر
الفبای بازی سازی : در متن های قبلی درباره مزایا و مشکلات بازی سازی گفتم اکنون می خواهم به طور دقیق تر به این موضوع بپردازم. بازی سازی در دهه اخیر در صدر درامدهای جهان برآمده است. در حدی که در بین پردرامدهای اندروید یکی دو تا فقط برنامه هستند و بقیه بازی…
You must build the game, play it yourself, and let others play it. When it doesn’t satisfy (and it won’t), you must change it. And change it. And change it again, dozens of times, until you have created a game that people actually enjoy playing. When you have been through this a few times, then you will start to understand what game design is. There’s a saying among game designers: “Your first ten games will suck—so get them out of the way fast.”
.
The Art Of Game Design : Jesse Schell
.
The Art Of Game Design : Jesse Schell
تکنولوژی (قسمت اول) :
در ادامه بحث های قبل به این نتیجه رسیدیم که صنعت گیم از چهار بخش اساسی تشکیل شده و ما کامپیوتری ها درست یا غلط بیشترین نزدیکی را با بخش تکنولوژی حس می کنیم. حقیقت این است که بخش تکنولوژی زیرین ترین لایه برای ساخت یک بازی است. مهم ترین دغدغه شما هم عموما از جنس بهبود خواهد بود. یعنی تا جایی که پیشرفت کردید می بینید که از آن به بعد به دنبال ایده های نو برای بهبود عملکرد خواهید گشت.
اما سوال مهم چگونه در این بخش پیشرفت کنم؟
عموما پیشرفت در این بخش با خواندن همراه نیست یا لااقل گام اول آن خواندن نیست. یعنی همان طور که شما برنامه نویسی را عموما از روی کتاب یاد نگرفتید این بخش هم همان حالت را دارد. البته ناگفته نماند بعد از این که به حدی از پیشرفت رسیدید خواندن مقالاتی که در معرفی ایده های جدید به شما کمک خواهند کرد بسیار کارساز خواهند بود. در این جا توضیحاتی کلی در این زمینه می دهم :
مهم ترین ابزار شما برای برنامه نویسی بازی game engine است. موتور بازی سازی در واقع ابزاری است که شما و یا عده ای دیگر فراهم می کنند تا فرایند تولید بازی ساده تر شود و به سطح محتوا نزدیک تر شود. مثلا شما خیلی راحت می گویید فلان عکس را فلان جا بگذار و ... . مهم ترین قابلیت یک موتور بازی سازی یک دور اصلی (loop) درون آن ها است که در هز ثانیه چندین بار چک می کند که عملیات بعدی برای انجام چیست؟ این که آیا کلیکی انجام شده ؟ آیا تغییری نیازمند انجام است؟ و خلاصه این که می شنوید فلان بازی 60 فریم بر ثانیه است یعنی loop اصلی 60 بار در هر ثانیه این چک را انجام می دهد. در بررسی موتورهای جستجو عموما سه رویکرد را داریم :
در ادامه بحث های قبل به این نتیجه رسیدیم که صنعت گیم از چهار بخش اساسی تشکیل شده و ما کامپیوتری ها درست یا غلط بیشترین نزدیکی را با بخش تکنولوژی حس می کنیم. حقیقت این است که بخش تکنولوژی زیرین ترین لایه برای ساخت یک بازی است. مهم ترین دغدغه شما هم عموما از جنس بهبود خواهد بود. یعنی تا جایی که پیشرفت کردید می بینید که از آن به بعد به دنبال ایده های نو برای بهبود عملکرد خواهید گشت.
اما سوال مهم چگونه در این بخش پیشرفت کنم؟
عموما پیشرفت در این بخش با خواندن همراه نیست یا لااقل گام اول آن خواندن نیست. یعنی همان طور که شما برنامه نویسی را عموما از روی کتاب یاد نگرفتید این بخش هم همان حالت را دارد. البته ناگفته نماند بعد از این که به حدی از پیشرفت رسیدید خواندن مقالاتی که در معرفی ایده های جدید به شما کمک خواهند کرد بسیار کارساز خواهند بود. در این جا توضیحاتی کلی در این زمینه می دهم :
مهم ترین ابزار شما برای برنامه نویسی بازی game engine است. موتور بازی سازی در واقع ابزاری است که شما و یا عده ای دیگر فراهم می کنند تا فرایند تولید بازی ساده تر شود و به سطح محتوا نزدیک تر شود. مثلا شما خیلی راحت می گویید فلان عکس را فلان جا بگذار و ... . مهم ترین قابلیت یک موتور بازی سازی یک دور اصلی (loop) درون آن ها است که در هز ثانیه چندین بار چک می کند که عملیات بعدی برای انجام چیست؟ این که آیا کلیکی انجام شده ؟ آیا تغییری نیازمند انجام است؟ و خلاصه این که می شنوید فلان بازی 60 فریم بر ثانیه است یعنی loop اصلی 60 بار در هر ثانیه این چک را انجام می دهد. در بررسی موتورهای جستجو عموما سه رویکرد را داریم :