کشکول اژدری – Telegram
کشکول اژدری
388 subscribers
854 photos
58 videos
121 files
449 links
عمری به جز بیهوده بودن سر نکردیم
Download Telegram
صبح مرا این مطلب ساخت

ایشی گورو در مصاحبه با چارلی رز، نکته بسیار مهمی در فرازی در باب نوستالژی و دلتنگی دارد. می‌گوید: «همواره در این تصور بودم که به ژاپن برخواهم گشت. یک روز به این نتیجه رسیدم ژاپنی که من در ذهنم دارم، صرفا برساخته ذهن من است و وجود عینی ندارد. نه من آن فرد مانده‌ام که متناسب با تصویر آن ژاپن است و نه ژاپن کنونی ربطی به تصویر برساخته ذهن من دارد».
کتاب تشنه صلح را سید عطا الله مهاجرانی نوشته است.

شرح سفرهای او به مناطق مختلف جهان است برای حضور در اجلاس .

به بهانه این سفرها از معاشران خویش می گوید و همسفرانش. بیشتر آنان که نامشان در کتاب می آید اهل آسیای غربی هستند و شمال آفریقا و هند و پاکستان.

صفحات کتاب تصاویری ناب دارند از بازتاب اندیشه آدمیان مختلف و نویسنده گاه گریزی به اتفاقات روز می زند و از اکنون و گذشته خود می گوید.

بحث مفصلی در مورد دن کیشوت دارد و البته الجزایر.
در مورد موسیقی و شعر هم حرفهایی گفته که کمتر می شنوید.
کتاب جذابی بود . خواندم و لذت بردم و البته انسجام کتاب گاهی از دست می رفت و پراکنده گویی سبب شده است که خواننده گاهی رشته بحث را گم کند .
حالا انگار کتابهایی که منظم بودند را یادم هست.
شاه عباس ۱۸ ساله بود که به قدرت رسید و۴۲ سال پادشاه ایران بود.

دوران او از قله های پادشاهی تاریخ ایران است نه تنها از حیث شکل دهی به قدرت متمرکز در ایران بلکه از جهت جلوه های تمدن مادی و ظهور اندیشه های بزرگ فلسفی و مذهبی و هم تحولات اجتماعی حکومت خواسته.

خانم کوئین در کتاب ۱۸۰ صفحه ای خود تصویری مختصر از آن دوران ارایه کرده است.
صفحات ابتدایی کتاب به برآمدن صفویه می پردازد و در ادامه از اقدامات شاه اسماعیل و طهماسب سخن گفته است و پس از آن زندگی و زمانی شاه عباس و شرح اقدامات اوست.

سیاست ورزی و صبوری او را در برخورد با نقطویه، برکشیدن غلامان زاده قفقاز نظیر الله وردیخان در برابر قزلباش ها، برخوردش با حاکمان شیراز و گیلان و معروف‌ترینشان رفتار با عثمانی و گورکانیان در جای جای کتاب آشکار است.

رفتارش با پسران و اقامتش در دهه آخر در مازندران از آن اقداماتی است که دلیلش روشن نیست و سرنوشت ایران را پس از او متأثر ساخت.

کتاب کم حجمی است اما در مورد دوران آن شاه ایران ساز، نکات ارزشمندی گفته است.
تک نگاری ارزشمندی است و چراغی بر دوره ای با شکوه از ایران می افکند که آدمهایش ، نماد نوع خویشند.
نشستم شاهنامه به نثر دبیرسیاقی را خواندم.
تا آخر داستان بهمن

مثل یک داستان بی آنکه لذت شعر فردوسی و حکمتهای نهفته در ابیات نصیبم شود، اما می ارزید.
توصیه می کنم
کشکول اژدری
نشستم شاهنامه به نثر دبیرسیاقی را خواندم. تا آخر داستان بهمن مثل یک داستان بی آنکه لذت شعر فردوسی و حکمتهای نهفته در ابیات نصیبم شود، اما می ارزید. توصیه می کنم
بعدش نشستم به خواندن در مورد شاهنامه و فردوسی. برخی را دوباره ، برخی را اول بار.
به کشف شباهت دارد.

این سرگرمی را مدیون فرزند کوچکم که اشتیاقش به شاهنامه، میل مرا نیز برانگیخت
یکی از وزرا پیش ذوالنّون مصری رفت و همّت خواست؛ که روز و شب به خدمتِ سلطان مشغولم و به خیرش امیدوار و از عقوبتش ترسان. ذوالنّون بگریست و گفت: اگر من خدای را، عَزَّ وَ جَلَّ، چنین پرستیدمی که تو سلطان را، از جملهٔ صِدّیقان بودمی.
گر نه اومید و بیمِ راحت و رنج
پایِ درویش بر فلک بودی

ور وزیر از خدا بترسیدی
هم چنان کز مَلِک، مَلَک بودی
https://ganjoor.net/saadi/golestan/gbab1/sh29
داستان ضحاک داستانی بیش نیست شاه اژدها پیکری به نام ضحاک یا به نامی دیگر، نه هرگز موجود بوده و نه هزار سال بر ایران فرمان رانده است. این ها همه قصه است، اما قصه ها در بطن خود حقیقتی دارند خیانت ایرانیانی که ضحاک را به سرزمین خود دعوت کردند یعنی آن فعل دغلکارانه و سازشگرانه، ابعادی

فرازمانی و پایدار دارد. گرایش برخی از روشنفکران ما به از خودگریزی و انکار نفس خودشان، در طول تاریخ طولانی وطنمان به کرات مخارج سنگینی را بر ایران تحمیل کرده است. مصداق اخیر این پدیده هرزه در ایان بی فکری هستند که در رسانه های ضحاک زمان در مورد حمله به ایران یا منزوی کردن و تحریم وطن آبا و اجدادیشان جیغ و داد میکنند اینها به یاد نمی آورند که خیانت هم پالکی های باستانیشان چه هزینه سنگین هزار ساله ای بر گردن ایران نهاد؛ یا شاید هم الگورا خوب میشناسند و در صددند تا با تکرار آن به آب و نانی برسند.

اژدهای غرب پشت مرزهای ایران کمین کرده است. آمریکا با سربازان ستیزه جویی که از فرهنگ انسانی عاری اما به پهپاد و موشک و جنگنده مسلّحند در اطراف مملکت ما منتظر فرصت است. ضحاک دوران ما نه ملاحظات اخلاقی سرش میشود و نه از آدم کشی ابایی دارد جان ایرانیان، و اصولاً حیات همه کسانی که آمریکایی نیستند در سراسر جهان نه در چشم دولت آمریکا، نه در چشمشرکتهای بزرگ حامی این دولت و نه در نظر اکثر آمریکاییان پشیزی ارزش ندارد تنها چیزی که این اژدها را از سرزمین ما دور نگاه میدارد این امر مسلم است که در صورت تعرض، فرزندان کاوه آهنگر انتقام خونینی از غرب خواهند کشید و ضربه اقتصادی ویران کننده ای بر آن وارد خواهند ساخت. فقط ترس از رویارویی با میهن پرستان جنگ آزموده و نیروهای معتقد ایرانی و علم به این که این آهنگر زادگان هر چه در جنگ افزار فقیر باشند در دلیری، تعهد و وفاداری، و عشق به میهن غنی هستند فقط این آگاهی و ملاحظات اقتصادی مربوط به تبعات جنگ است که اژدها را در کنام خود نگاه داشته است. با این حال «نخبگان» غرب نشین ایرانی همان طریق فرسوده پیشینیان خود را می پویند راه کسانی که ضحاک را به ایران خواندند کسانی که داریوش سوم را کشتند و به اسکندر پیوستند و آنهایی که در سلطنت بهرام گور خود را به آغوش خاقان چین افکندند. اخلاف این نور چشمی های پوسیده بار دیگر بر علیه میهنشان با اژدها دست یکی کرده اند و به حمایت از حقوق بشر حقوق زنان حقوق اقلیتها یا هر حق دیگری که البته حق ایرانیان را به داشتن میهنی که از نظر سیاسی و فرهنگی مستقل باشد شامل نیست تظاهر می کنند.


محمود امید سالار، کتاب حماسه ایران و امپراتوری آمریکا. ۲۰۱۲ منقول از کتاب سخن های دانندگان ، ص ۹۵
سخن های دانندگان و گفتگو با شاهنامه شناسان، عنوان گمراه کننده ای است.

نویسنده چند پرسش یکسان در مورد فردوسی و شاهنامه برای جمعی از محققان و نویسندگان فرستاده است و از آنها خواسته است جواب خود را بدهند و این را کتاب کرده است.
این عبارات خواستاری و اشراف هم از آن عبارات مهمل است که اخیرا رایج شده است.

به جز چند نفر که جوابهای دقیق داده اند بقیه حتی در حد یک پرسش دانشجویی هم تامل نکرده اند و آقای دکتر یاحقی که کتاب به خواستگاری ایشان بوده در مورد مذهب فردوسی گفته اند، این پرسش در مورد امر شخصی است و کسانی که در این مورد تحقیق کرده اند وقت خود را تلف کرده اند.

چهار صفحه پیاده شده از صحبتهای جلال خالقی مطلق به اندازه نصف کتاب نکته دارد و آقایان امیدسالار، آیدنلو ، اردستانی، محققانه جواب داده اند.

پاسخ‌های در کتاب است که به عنوان نمونه جواب پرت می توان تدریس کرد.
بودجه ریزی شرکتی را انتشارات دنیای اقتصاد منتشر کرده است.
کتابهایی از این دست به مثابه یک جعبه ابزار ساده را اگر مبتدیان بخوانند جغرافیای موضوع را برایشان آشکار می کند. حرفه ای ها بخوانند برای تجدید خاطره است و یادآوری برخی جزییات فراموش شده.

کتاب برای دست اندرکاران بودجه ریزی و برنامه ریزی در شرکتها( فرقی نمی کند کوچک و بزرگ یا صنعت فعالیت) مفید است.
تقریبا اغلب مفاهیم کاربردی در بودجه ریزی را هم ذکر کرده است و بهانه خوبی برای گفتگوی دوستانه یا جلسات کاری است.
البته به شرطی که همکاران شما هم تمایل داشته باشند .

کتاب ساده است و کاربردی .
انتظار نظریه و پیچیدگی نداشته باشید.

بحث بودجه ریزی جامع و بودجه ریزی محرک محور را دوست داشتم.
دلایل عدم تحقق استراتژی شرکتها.

کتاب بودجه ریزی شرکتی ، ص ۵۵
«بودجه ریزی شرکتی» را از طاقچه دریافت کنید
https://taaghche.com/book/61671


از اینجا فهرست را ببینید و نیز مطالعه کنید نمونه کتاب را
آ مثل بابا، شرح شوق و درد نویسندگان کتاب است که مهدی قزلی ، نوشته هایشان را کنار هم جمع کرده است.
هر روایت را می خوانی گوشه ای انگار پدرت را می بینی ایستاده است.
تجدید خاطره است و گویی سکانس‌ها ی منتخب زندگی ات را دور تند دارن پخش می کنند.
یکی از نویسندگان جوان باصفایی است به نام حسام حاج فرج اله که آشنای قدیمی انقلاب گردی های من است و تک درخت پر اشتباه زندگی اش را معرفی کرده است .
مقدمه قزلی و روایت طریقی را بیشتر دوست داشتم و سرخوشی پدر درخشان را.
پدرهایی که دوست ندارند خیلی حرف بزنند و دوست داشتن را نمی گویند در کتاب به خوبی توصیف شده اند.

یک نفس می شود کتاب را خواند و البته هر کس جایی دارد برای بغض کردن و یادآوری.

پدرهایی که شبیه هم نیستند ولی به شکلی یکسان دلمان برایشان تنگ می شود.
یک بار دوستی پرسید کوتاه ترین فعل فارسی چیست؟ و خودش جواب داد: «آ، فعل امر آمدن مثلاً خدا ترکیب خود و آ است. یعنی خود برآمده.....

تمام مفهوم برآمدن و بالندگی را در خودش جا داده است. از «آ» خوشم آمد. نزدیک ترین کلمه ای شد که در دل من چراغ مفهوم «بابا» را روشن کرد.

توی ذهنم این ترکیب شکل گرفت آمثل بابا زبان شناس ها می خواهند بپذیرند یا نه آنها که سالهاست حسرت زنگ خوردن گوشی موبایل و نمایان شدن کلمه «بابا» روی صفحه گوشی را دارند، خوب می فهمند که آمثل بابا» است. کسانی که یادشان نمی آید آخرین بارکی از این کلمه استفاده کرده اند خوب میدانند؛ اگر چه نتوانند خوب توضیحش بدهند.

فکر کردم روزی برای این عنوان کاری خواهم کرد.

گاهی یک حیایی بین پدر و پسر هست که نمی گذارد مثل دو نفر که همدیگر را خیلی دوست دارند برای هم آغوش باز کنند و گرم همدیگر را بغل کنند. این حیا برای آدم حسرت درست میکند با با هیبت و هیئتی داشت که نمیشد از این کارها با او کرد نه که منع کند نه ولی نمی شد. همیشه به خودمان زمانی دیگر را حواله میدادیم که بالاخره بهانه اش جور می شود.

مقدمه قزلی بر کتاب آ مثل بابا
در فیلم کتاب سبز، جایی است که تماس با رابرت کندی، قهرمانان فیلم را از زندان نجات می دهد.

رابرت کندی برادر کوچک جان اف کندی که زیر سایه برادر بزرگتر ، کمتر به زندگی و آرای او می پردازند. حتی ترور او نیز

ترور او میانه رقابتهای ریاست جمهوری.
گزند دلبستگی را با این تصور خریدم که روایت رابطه والد ـ فرزندی است. اولش خیلی توجهم به روایت های جسورانه از رابطه نویسنده ها با پدرها و مادرهایشان، جلب نشد.
بعد که بخشهایی را خواندم و دیدم اغلب از فروپاشی خانواده و روابط نامناسب و ویژگی هایی نامطلوب والدین گفته اند. متوجه شدم عنوان فرعی کتاب دقیق بوده است.

لیلا نصیری ها مترجم کتاب علاوه بر مقدمه ، دو جستار در مورد پدر و مادر خود نوشته است که من از این ها بیشتر از مطالب ترجمه شده خوشم آمد شاید چون این نوع پدر و مادر را بیشتر می شناسم و نیز این نوع محبت فرزند به والدین علیرغم ضعفهایشان را.
به جز زیدی اسمیت که پدر خویش را همدلانه توصیف کرده است و نیز مادر در روایت خانه، در بقیه جستارها اغلب با والدین غیر تمجید آمیز برخورد شده است. چهره مهیب واقعیت در آنها بیشتر بیان شده است و حرفهایی زده شده که معمولا کمتر بر زبان می آوریم حداقل در ایران ما.

اصولاً کتاب تلخی است و هر نویسنده ای به شکل خودش ، تو را در دالان تو در توی خاطرات خود می کشاند به مشاهده زخم های ناسور و شنیدن صداهایی که یادآور چیزهایی خوب برای متن نیستند .
تلخ است اما واقعیت دارد
نگرشم به دوستی و دوستان را تغییر می دهیم گام به گام.
تلوتلو خوران از بند رشته های توهم رها می شویم.

آخرین تلاشها ناکام بود و گویا سکه ای که برای ما ضرب کرده اند در این بازار مکاره اعتبار ندارد.

تکیه گاهی نیست و چشم انداز سراب است.
در مسابقه تباهی باید توقف کرد و تنه زدن ها را تاب آورد.

زخمی کهنه که اینک به چرک نشسته است را پالودن، رنج آور است و سرگردانی سخت ؛ اما امید است که آنچه نکشد قوی تر سازد.