Forwarded from بنبست؛ (°نگار)
اون چنددقیقه نور بازتاب شده از غروب پاییز و زمستون روی تنهی درخت و برگ های نازک درخت کاج رو به روی پنجرهی اتاق خیره نگهم میداره. یه مخلوطی از نارنجی و قرمز آروم.
And my heart’s a mess ‘cause
people can go from people you
know to people you don’t.