بَلْ‌وا – Telegram
بَلْ‌وا
463 subscribers
201 photos
24 videos
14 files
89 links
بَلْ‌وا
دربارهٔ جامعه، آموزش و کودکان
وبلاگ شخصی حسام حسین‌زاده

www.balvaablog.ir
@hesamin
Download Telegram
▪️آخه شما مثل ترکیه‌ای!▪️
حسام حسین‌زاده
#پاره_های_مدرسه

هرچند یک زنگ در طول هفته آن‌قدر کم است که به این سادگی‌ها نمی‌توان با چنین حضور اندکی به مسائل ریشه‌ای و پنهان در مدرسه و کلاس پی برد اما با گذشت دو ماه از آغاز سال تحصیلی کم‌کم متوجه کاستی‌های موجود در محیط می‌شدم. عدم هماهنگی و همبستگی لازم در محیط را به‌سادگی می‌شد از زبان بدن معلمان و کادر مدرسه در زنگ‌های تفریح تشخیص داد. همیشه یکی از تفریحاتم در زنگ‌های تفریح دقت‌کردن به نوع ورود و نشستن معلمان در دفتر است. به‌نظرم می‌رسد تحلیل این رفتارِ ظاهراً ناخودآگاه می‌تواند به ما چیزهایی دربارۀ روابط جاری در هر مدرسه‌ای بگوید. متوجه می‌شدم که نوعی شکاف و چندگانگی در میان کادر آموزشی و اجرایی مدرسه وجود دارد؛ شکاف‌هایی که البته کم‌وبیش در هر محیط کاری دیده می‌شوند اما اگر از حد بگذرند بر افرادی که با آن محیط در ارتباط هستند هم تأثیر خواهند گذاشت. در طول همین دو ماه تأثیر مستقیم و غیرمستقیم این شکاف‌ها و ناهماهنگی‌ها را در رفتار بچه‌ها می‌دیدم. دانش‌آموزانم که در ابتدای سال شوروشوق زیادی برای انجام فعالیت‌های جدید و کسب تجربه‌های جمعی داشتند، رفته‌رفته از پا درمی‌آمدند. به‌وضوح می‌دیدم که تعداد دانش‌آموزان پیگیر در هر کلاس چطور در گذر هفته‌ها کاسته می‌شود و آن‌ها هم به این نظم دست‌وپا شکسته تن می‌دهند. بچه‌هایی که ابتدای سال بیش از دیگران دغدغۀ درگیری در فرایند آموزشی را داشتند، مدام انگیزه‌هایشان را از دست می‌دادند. گاهی در زنگ‌های تفریح یا پس از تعطیلی مدرسه، فرصت اندکی دست می‌داد تا با بچه‌ها دربارۀ این وضعیت صحبت کنم. هم من و هم بچه‌ها می‌دانستیم که چیزی در حال تغییر است. فعالیت‌های خلاقانه‌ای که در دو هفتۀ ابتدایی با کمک یکدیگر طراحی و برنامه‌ریزی کرده بودیم، یکی پس از دیگری شکست می‌خوردند. می‌دانستیم یک جای کار می‌لنگد. موضوع گفت‌وگویم با بچه‌ها در طول آن روزها همین بود که چه اتفاقی افتاده است؟ چرا انگیزه و اشتیاق بچه‌ها هر روز کمتر از دیروز می‌شود؟ آن‌ها از تجاربشان در ساعات زیادی می‌گفتند که من در مدرسه نبودم، از برخوردهای صورت‌گرفته میان خودشان و سایر معلمان و کادر مدرسه، از نارضایتی فزاینده‌شان از وضعیت. آن‌ها مطلعانی بودند که داشتند سخاوتمندانه داده‌هایشان از فضایی که تنها چهار زنگ در هفته فرصت حضور در آن را داشتم، با من به اشتراک می‌گذاشتند. خیلی زود فهمیدم ماجرا به دفتر معلمان و برخوردهای گاه و بی‌گاه میان کادر خلاصه نمی‌شود.

ادامۀ متن:
http://balvaa.blog.ir/post/107

🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
بَلْ‌وا
Ahmad Shamloo – Shabaneh
Shabaneh
Ahmad Shamloo
#پیشنهاد_موسیقی
«شبانه»‌ای دیگر (اگر که بیهده زیباست شب) از آلبوم «ابراهیم در آتش» را با صدای احمد شاملوی عزیز بشنویم!
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
این اطلاعیه‌ایست که پشت میزم در کلاس درس چسبانده‌ام. یک تجربۀ جدید است که هنوز نمی‌دانم تا چه اندازه موفق باشد و بچه‌ها را به خواندن ترغیب کند. به تجربه می‌دانم که بچه‌ها دوست ندارند کاری را از سر «اجبار» انجام دهند و «کتاب‌خوانیِ اجباری» یکی از بدترین ظلم‌هایی است که می‌توانیم در حقشان بکنیم. فعلا دو سه نفری به خواندن «موش کوچولو» ترغیب شده‌اند و همین هم برای شروع کافیست!
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
از سال گذشته در قالب گروهی از معلمان تلاش کردیم با پدیدهٔ قلدری (bullying) در مدرسه بیشتر دست‌وپنجه نرم کنیم. کارزار «این‌بار سکوت نمی‌کنیم» در راستای «فعال‌سازی تماشاچیان» بخشی از همین تلاش جمعی است که پوسترش در مکان‌های مختلف مدرسه داوطلبانه نصب شده و امکان‌هایی برای گفت‌وگوی جمعی همراه دانش‌آموزان را ایجاد می‌کند. بعدها بیشتر از این تجربه می‌نویسم.
پ.ن: عکس از بالای تختهٔ سیاه کلاسم!
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
فعالیت‌های زیست‌محیطی گرتا تونبرگ (دانش‌آموز ۱۶سالهٔ سوئدی) در طول هفته‌های گذشته به مناقشات زیادی دامن زده است. اما در هیچ‌یک از بحث‌ها ندیدم اشاره‌ای به این شده باشد که گرتا تنها یکی از ده‌ها هزار کودکی است که تحت‌تأثیر سیاست‌های کنش اجتماعی (Social Action) که از سال ۲۰١۵ در مدارس برخی کشورهای اروپای غربی و شمالی اجرایی شد، بدل به فعال اجتماعی شده‌اند.
انگلستان از سال ۲۰١۶ این طرح را به‌صورت ملی اجرایی کرد و چشم‌اندازش برای ٢٠٢٠ این بود که نیمی از افراد ۱۰ تا ۲۰سالهٔ انگلیسی به‌صورت منظم در فعالیت‌های اجتماعی مشارکت کنند. یک سال به پایان مرحلهٔ اول این طرح مانده و حالا از هر ۱۰ نفر در این بازهٔ سنی، ۴ نفر فعالیت اجتماعی پیوسته دارند.
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
Lalaee Kordi
Kayhan Kalhor
کیهان کلهر در اعتراض به حملات ترکیه به مناطق کردنشین شمال سوریه، کنسرت آینده‌اش در استانبول را لغو کرد.
کلهر در انتهای کنسرت دیشب خود به همراه «رامبرانت تریو» در لندن، این لالایی را به زبان کردی خواند و آن‌ را به کودکان کرد تقدیم کرد.

#صبح‌به‌خیرمیدان
@meidaandotcom
اکثر کتاب‌های کودک و نوجوانی که این روزها می‌خوانم یا به دانش‌آموزانم پیشنهاد می‌کنم، برگزیدگان «نیوبری» هستند. نیوبری از آن رو برایم ستودنی‌ست که نگاهی سیاسی به ادبیات کودک و نوجوان دارد و در طول این سال‌ها همیشه از کتاب‌هایی که اصطلاحاً «خواندنشان برای کودکان مضر است» است دفاع کرده. نیوبری به‌جای تن‌دادن به ایدۀ سرکوبگرانۀ «کودک معصوم»، تلاش می‌کند آنان را با جهان واقعی و مسائل واقعی آشنا کند. آن‌طور که در صفحۀ ویکی‌پدیای فارسی آن آمده است:
نشان نیوبری (Newbery Medal) نخستین جایزهٔ ادبی کتاب کودکان در دنیا است و به نام جان نیوبری، ناشر سدهٔ ۱۸ نام‌گذاری شده‌است، این جایزه از سال ۱۹۲۲ به پیشنهاد فریدریک میلچر،‏ مدیر مؤسسهٔ انتشارات آر. آر. باکر از سوی انجمن کتابخانه‌های آمریکا «ALA»، هر سال به نویسنده‌ای تعلق می‌گیرد که برجسته‌ترین اثر داستانی را در حوزهٔ ادبیات کودکان آمریکا پدید آورده باشد. وظیفهٔ انتخاب آثار برتر بر عهدهٔ اعضای انجمن خدمات کتابخانه برای کودکان یا «ALSC» است. افزون بر کتاب برتر سال، فهرستی از کتاب‌های برگزیده نیز هر سال از سوی کمیتهٔ جایزهٔ نیوبری اعلام می‌شود. برندگان هر سال در ماه ژانویه اعلام می‌شوند. این جایزه همراه با نشان کالدکوت از با ارزشترین جایزه‌های ادبی در حوزهٔ ادبیات کودک در آمریکا به‌شمار می‌آید. هدف از اهدای این جایزه، تشویق پدیدآورندگان برتر کتاب کودک، تشویق کتابداران به خدمت رسانی بهتر برای کودکان و علاقه‌مندکردن کودکان به ادبیات است.

برای اطلاعات بیشتر، می‌توانید نگاهی به صفحۀ رسمی این نشان:
https://tinyurl.com/7r7kw7g
و همچنین، صفحۀ ویکی‌پدیای انگلیسی آن بیاندازید:
https://en.wikipedia.org/wiki/Newbery_Medal

بسیاری از کتاب‌های برگزیدۀ نیوبری در طول این سال‌ها در قالب مجموعۀ «رمان نوجوان» نشر افق به فارسی ترجمه و منتشر شده‌اند. می‌توانید این مجموعه را اینجا ببینید:
https://tinyurl.com/yxh875u2
البته برخی دیگر از کتب برگزیدۀ نیوبری نیز به‌طور پراکنده توسط ناشران دیگر به فارسی منتشر شده‌اند.
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
همیشه تلاش می‌کنم بچه‌ها بتوانند بدون استرس حقیقت را بگویند، هرچه که باشد! البته این تلاش همیشه هم موفق نیست اما دیدن این جمله بر برگهٔ ارزیابی کتبی «حفظ شعر» یکی از بچه‌هایم، خوشحالم کرد :)
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
▪️اگه کسی نباشه عدالتو اجرا کنه چی؟▪️
حسام حسین‌زاده
#پاره_های_مدرسه

چند هفته پیش از اینکه در سال تحصیلی گذشته (98-97) سر کلاس «تفکر و سبک زندگی» پایۀ هشتم بروم، باید طرح درسی برای آن آماده می‌کردم. خوشبختانه این کتاب که جایگزین «پرورشی» سابق شده است، چنان انعطافی دارد که می‌توانید آن را به‌کلی کنار بگذارید و هم‌زمان رابطه‌ای بسیار کلان با آن را از دست ندهید. بنابراین، تصمیم گرفتم تمرکز را در کلاس بر «روش مواجهۀ با واقعیت» بگذارم. می‌خواستم بچه‌ها از خلال یک پروژۀ پژوهشی کوچک که موضوعش را خودشان در قالب گروه‌های چهار نفره انتخاب می‌کردند، با اصول کلی روش‌شناسانه در مواجهه‌شان با واقعیت آشنا شوند.
سال تحصیلی شروع شد، با این برنامۀ بلندپروازانه به کلاس درس رفتم و با سر زمین خوردم. دو سه هفته که گذشت احساس کردم برنامۀ درسی‌ام در کلاس در حال فروپاشی است. مسئله‌ای اساسی وجود داشت که من آن را در تحلیلم از کلاس پیش از شروع سال تحصیلی نادیده گرفته بودم. فشار فراوانی که فضای مدرسه از نظر روانی و جسمی به دانش‌آموزان وارد می‌کرد، چنان مقاومت ناخودآگاهی را در آنان برمی‌انگیخت که حتی علی‌رغم میل باطنی‌شان نمی‌توانستند از برنامه‌ای آموزشی که به آن علاقه دارند، پیروی کنند. بارها در زنگ‌های تفریح پیشم می‌آمدند و از عملکرد ناامید‌کننده‌شان ابراز نارضایتی می‌کردند. می‌توانستم متوجه شوم که این طرح درس نه‌تنها کمکی واقعی به آنان نکرده است بلکه فشاری را بر فشارهای روانی‌شان افزوده است. باید کاری می‌کردم. اوایل آبان‌ماه یک جلسه سر هر چهار کلاس، اعلام عقب‌نشینی کردم. به اشتباهم در تدوین طرح درس اعتراف کردم و بابتش از آنان عذرخواهی کردم. گفتم حالا بیایید با هم کاری کنیم که بتوانیم از این زنگ لذت ببریم. پیشنهادات خوبی مطرح شد اما اجماع حداکثری را گزینۀ «تماشا و نقد فیلم» کسب کرد. من هم رأی قلبی‌ام به همین گزینه بود اما در مقابل بچه‌ها بروز نمی‌دادم تا رأیم بر رأی آنان تأثیر نگذارد. پاسخی نمی‌دادم، فقط پرسش‌هایی را مطرح می‌کردم.

ادامۀ متن:
http://balvaa.blog.ir/post/108

🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
بَلْ‌وا
Ahmad Shamloo – Shabaneh
Shabaneh
Ahmad Shamloo
#پیشنهاد_موسیقی
یک «شبانۀ» دیگر (مردی چنگ در آسمان افکند) از احمد شاملو را بازهم از آلبوم «ابراهیم در آتش» بشنویم!
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
اظهارنظر_کارشناسی_دربارۀ_حذف_تنوع.pdf
257.7 KB
مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، امروز اظهارنظر کارشناسی خود دربارۀ «حذف تنوع مدارس در نظام آموزش و پرورش ایران» را منتشر کرد. جالب آنکه هرچند بیست‌ویکم مهرماه این طرح در مجلس به تصویب رسیده اما این مرکز در گزارش کارشناسی خود (با وجود تمام نقدهای وارد به آن) معتقد است اجرای این مصوبه منجر به «رشد فزایندۀ خصوصی‌سازی آموزش» و «کاهش عدالت آموزشی» می‌شود و آن را مغایر با «قانون اساسی»، «سیاست‌های کلی نظام قانون‌گذاری»، «سیاست‌های کلان شورای عالی انقلاب فرهنگی»، «سند تحول بنیادین آموزش و پرورش» و «مطالبات رهبر» جمهوری اسلامی می‌داند. در چنین وضعیتی، باید بپرسیم با وجود آگاهی مجلس از همۀ این آسیب‌ها و مغایرت‌ها، چرا چنین قانونی به تصویب رسیده است؟ پاسخ به این پرسش می‌تواند سرنخ ساختار فاسدی باشد که در حال بلعیدن آموزش عمومی و عالی در ایران است.
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Glory Glory Man United,
As the reds go marching on on on!

پ.ن: به گزارشگر شورانگیز بازی توجه کنید!
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
نمایی از کلاس «تفکر و سبک زندگی» سال گذشته‌ام (98-97) در پایۀ هشتم
بچه‌ها در حال آماده‌شدن برای تماشای فیلم هستند :)
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
دیروز اول صبح یکی از بچه‌هایم پیشم آمد و گفت: «آقا به‌نظرم شما یه اثرانگشتی هستید!»
با تعجب پرسیدم: «چی؟!»
در پاسخ این برگه را نشانم داد و گفت: «اگه اینو بخونید متوجه می‌شید»
همان موقع برگه را گرفتم و شروع کردم به خواندنش، کلی ذوق کردم که به‌نظرش یک اثرانگشتی هستم ^_^

پ.ن: برای عکس‌گرفتن از برگه‌اش هم از او اجازه گرفتم
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
عکس بالا مربوط به سخنرانی امروز شهردار تهران در یک مدرسهٔ شاهد به‌مناسبت انتخابات شهردار مدرسه است.
عکس پایین هم نسخهٔ باکیفیت پوستری که در پس‌زمینهٔ عکس بالا در کنار صورت شهردار قرار دارد.
ببینید چگونه ایدئولوژی افشا می‌شود. نماد شهرداری در این پوستر چیست؟ صندلی!
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
تا چند ساعت دیگر در دانشگاه گلستان همراه دانشجویان گفت‌وگویی دربارۀ «کالایی‌سازی آموزش عالی و واکنش‌ها به آن در ایران و جهان» خواهیم داشت. در ابتدای بحث، تلاش می‌کنم طرحی از وضعیت اقتصاد سیاسی آموزش عالی در ایران امروز ارائه دهم و این‌بار به‌جای اینکه بر جهانی‌بودن این منطق تأکید کنم (دیدگاهی درست که اشاره به آن تکرار مکررات است)، جهانی‌بودن واکنش جنبش‌های دانشجویی و اجتماعی به آن را مورد توجه قرار دهم.
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
صبح پنجشنبه، ۷ آذر، در پنل «مشکلات درس و مدرسه» در نهمین همایش سراسری روانپزشکی کودک و نوجوان ارائه‌ای خواهم داشت با عنوان «بازخوانی اجتماعی مسئلهٔ شکست تحصیلی در آموزش عمومی»‌
تلاش می‌کنم نشان دهم چرا و چگونه شکست تحصیلی چیزی جدای از شکست اجتماعی نیست و در جامعه‌ای که گویی همه بازنده هستند، بچه‌ها نمی‌توانند برنده باشند!
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
بَلْ‌وا
صبح پنجشنبه، ۷ آذر، در پنل «مشکلات درس و مدرسه» در نهمین همایش سراسری روانپزشکی کودک و نوجوان ارائه‌ای خواهم داشت با عنوان «بازخوانی اجتماعی مسئلهٔ شکست تحصیلی در آموزش عمومی»‌ تلاش می‌کنم نشان دهم چرا و چگونه شکست تحصیلی چیزی جدای از شکست اجتماعی نیست و در…
Audio
🎙صوت پنل «مشکلات درس و مدرسه» (علیرضا کرمانی، محمود تلخایی، حسام حسین‌زاده، ابراهیم طلائی، محمدعلی صاحبی)

نهمین همایش سراسری روانپزشکی کودک و نوجوان
پنجشنبه، 7 آذر 98، ساعت 8:30 تا 10:30
مرکز همایش‌های سازمان مدیریت صنعتی
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
▪️مصدق و محمدرضاشاه آدمای خوبی بودن!▪️
حسام حسین‌زاده
#پاره_های_مدرسه

به گمانم تدریس علوم انسانی به‌طور کلی و علوم اجتماعی به‌طور خاص همیشه چالش‌برانگیز است. این علوم بیش از علومِ دیگر در معرض دست‌اندازی ایدئولوژی‌ها هستند. نگاهی به کتاب‌های مربوط به این دروس در مقاطع مختلف تحصیلی در نظام آموزشی‌مان بهترین گواه بر این ادعاست. در جریان تألیف این کتاب‌ها، تلاشی مداوم برای تحقیر فرهنگ غرب و اسطوره‌سازی از فرهنگ ایرانی-اسلامی صورت گرفته است؛ تلاشی که دانش‌آموزان نسل جدید را در بسیاری از مواقع (دست‌کم بر اساس تجربۀ شخصی‌ام) خشمگین می‌کند. آنان حتی در مقطع ابتدایی هم متوجه سوگیری‌های کتاب می‌شوند و به آن اعتراض می‌کنند. یادم هست سال گذشته زمانی که به درسی دربارۀ اروپای قرون وسطی رسیدیم، توصیف کتاب آن‌قدر جانب‌دارانه و یک‌سویه بود که داد بچه‌ها درآمد و گفتند کتاب دروغ می‌گوید. مدعای کتاب به‌طور خلاصه آن بود که اروپا هیچ‌چیز از خودش نداشته و در فقر و بدبختی دست‌وپا می‌زده و هرچه دارد حاصل آشنایی‌اش با علوم اسلامی است. اولین پرسشی که بچه‌ها پیش کشیدند و پرسش به‌حقی هم بود، این بود که اگر واقعاً این‌چنین است چه شده که با گذشت چند قرن وضع کاملاً برعکس شده؟ اگر راه خوشبختی اروپا از اسلام (و گاهی از ایران) می‌گذرد، چطور ما امروز خوشبخت‌ترین آدم‌های جهان نیستیم؟

ادامۀ متن:
http://balvaa.blog.ir/post/112

🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
بَلْ‌وا
🎙صوت پنل «مشکلات درس و مدرسه» (علیرضا کرمانی، محمود تلخایی، حسام حسین‌زاده، ابراهیم طلائی، محمدعلی صاحبی) نهمین همایش سراسری روانپزشکی کودک و نوجوان پنجشنبه، 7 آذر 98، ساعت 8:30 تا 10:30 مرکز همایش‌های سازمان مدیریت صنعتی 🔻🔻🔻 @BalvaaBlog
▪️بازخوانی اجتماعیِ مسئلۀ شکست تحصیلی در آموزش عمومی▪️
حسام حسین‌زاده

مسئلۀ شکست تحصیلی (افت تحصیلی) در طول چند دهۀ گذشته همواره (با عناوینی ظاهراً متفاوت) بخشی از نگرانی‌های نظام آموزشی (سیاست‌گذاران آموزشی و معلمان) و والدین دانش‌آموزان بوده است. خواستِ پیشگیری از شکست تحصیلی یا نشان‌دادن بهترین واکنش به رخ‌دادن آن باعث شده حوزه‌های مختلف دانش (به‌ویژه روان‌شناسی) به این مسئله ورود کرده و در این زمینه نظریه‌پردازی کنند. برای پیشگیری از شکست تحصیلی و واکنش نشان‌دادن به آن، اولین گام یافتن علل این ماجرا بوده است. می‌توان با نگاهی کلی‌نگرانه و البته کاربردی برای ما (با توجه به مسئلۀ نوشتار حاضر) کلیت عواملی که روان‌شناسی در پرداختن به ریشه‌های شکست تحصیلی مدنظر قرار داده است را این‌طور خلاصه کرد: 1) عوامل فردی (خودِ دانش‌آموز)؛ 2) عوامل خانوادگی؛ 3) عوامل مربوط به مدرسه؛ 4) عوامل مربوط به نظام آموزش‌وپرورش و 5) عوامل اجتماعی. حال اگر بخواهیم از منظری جامعه‌شناختی به این مسئله نگاه کنیم، نخستین پرسشی که پیشِ روی ما قرار می‌گیرد آن است که کدام دسته از عوامل ذکرشده «اجتماعی» نیستند؟ وقتی «عوامل اجتماعی» به‌عنوان یک دسته از ریشه‌های شکست تحصیلی در دانش‌آموزان مورد اشاره قرار می‌گیرند، بدان معناست که باقی عوامل سرشتی متفاوت از آن دارند؛ به‌ویژه «عوامل فردی». نخستین مدعای این نوشتار آن است که شکست تحصیلی تمام‌وکمال مسئله‌ای اجتماعی است؛ واکنشی اجتماعی به برخی مسائل اجتماعی. هرچند تعداد محدودی از دانش‌آموزان (به نسبت کل دانش‌آموزان) هستند که با شکست تحصیلی روبه‌رو می‌شوند اما آنان در واقع دردنشان جامعه‌ای هستند که شکست‌های دیگری را تجربه کرده است. به عبارت بهتر، افت تحصیلی آخرین حلقۀ زنجیر شکست اجتماعی است. از منظر جامعه‌شناختی، تفاوت‌های اجتماعی و نسبت آن با انسداد فرصت‌ها در جامعه است که منجر به شکست اجتماعی می‌شود. شکست اجتماعی می‌تواند گروه‌های اجتماعی و حتی گاهی، کلیت یک جامعه را هدف قرار دهد. مدعای نهایی ما آن است که هر شکلی از شکست تحصیلی پیوندی ناگسستنی و ضرروی با شکست اجتماعی دارد. بدین ترتیب، شکست تحصیلی شکلی از «ناهماهنگی» در نظام آموزشی نیست، بلکه دقیقاً برعکس، در هماهنگی کامل با جامعه‌ای است که آموزش درون آن رخ می‌دهد.

ادامۀ متن:
http://balvaa.blog.ir/post/113

پ.ن: این نوشتار در «نهمین همایش سراسری روانپزشکی کودک و نوجوان» که 6 تا 8 آذر 1398 در مرکز همایش‌های سازمان مدیریت صنعتی برگزار شد، در قالب پنل «مشکلات درس و مدرسه» ارائه شد.

🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
▪️آقا شما تخصصت چیه؟▪️
حسام حسین‌زاده
#پاره_های_مدرسه

از نخستین روزهایی که وارد مدرسه شده بودم و صحبت‌هایی که با مدیر و دیگر مسئولین داشتم، به این فکر می‌کردم که چگونه می‌توان تجربه‌ای عملی از آموزش خودمراقبتی جنسی (آن هم در دورۀ ابتدایی و برای پایۀ ششم) را شکل داد. در جلسه‌ای که ابتدای سال با اولیاء داریم تا در جریان مواضع و رویکردها و شیوۀ کارمان قرار بگیرند، برایشان توضیح داده بودم که اگر همه‌چیز خوب پیش برود، در زمستان چند هفته‌ای از کلاس «تفکر و پژوهش» را به این بحث اختصاص خواهیم داد. مواجهۀ اولیاء در آن جلسه باعث شد دل و جرئت بیشتری برای پیشبرد این ایده پیدا کنم. در آن جلسه هم از سابقه‌ام در این زمینه برایشان گفتم و هم اینکه محتوای کارم خیلی حداقلی خواهد بود؛ حداقل‌هایی که بچه‌ها برای محافظت از خودشان باید بدانند. پس از پایان آن جلسه، حدود ده نفر از اولیاء در گفت‌وگوهای دونفره از من خواستند که به حداقل‌ها اکتفا نکنم و بیشتر وارد جزئیات بشوم. از مسائلی که در خانه با فرزندشان داشته یا دارند می‌گفتند و کاملاً متوجه بودند که نیاز است بچه‌هایشان در این زمینه آموزش‌هایی را دریافت کنند. البته برای همه‌شان توضیح دادم که بنا به چه دلایلی باید گام‌به‌گام و محتاطانه پیش برویم. در نهایت، برای اینکه اندکی آرامشان کنم، به آن چند نفری که انگار بیش از دیگران نگران بودند گفتم که به‌صورت فردی می‌توانیم دربارۀ فرزندشان و دغدغه‌هایش صحبت کنیم و فرایندهای آموزشی مخصوص به خودش را برایش تدارک ببینیم. از نوع صحبت این دسته از والدین متوجه می‌شدم که تا چه اندازه نگران این مسئله هستند و نمی‌توانستم نسبت به نگرانی‌شان بی‌تفاوت باشم.

ادامۀ متن:
http://balvaa.blog.ir/post/114

🔻🔻🔻
@BalvaaBlog