بَلْوا
🎙 جاناتان مرغ دریایی نوشتۀ ریچارد باخ، ترجمۀ کاوه میرعباسی بخش سوم #داستان_صوتی 🔻🔻🔻 @BalvaaBlog
Audio
🎙 جاناتان مرغ دریایی
نوشتۀ ریچارد باخ، ترجمۀ کاوه میرعباسی
بخش چهارم (پایان فصل اول کتاب)
#داستان_صوتی
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
نوشتۀ ریچارد باخ، ترجمۀ کاوه میرعباسی
بخش چهارم (پایان فصل اول کتاب)
#داستان_صوتی
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
مروری بر کارنامۀ سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
واحد دبستان (پونک) مجتمع آموزشی رهیار
دی و بهمن ۱۳۹۸
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
واحد دبستان (پونک) مجتمع آموزشی رهیار
دی و بهمن ۱۳۹۸
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
بَلْوا
مروری بر کارنامۀ سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان واحد دبستان (پونک) مجتمع آموزشی رهیار دی و بهمن ۱۳۹۸ 🔻🔻🔻 @BalvaaBlog
▪️تماشای زندگی، تمرین دیدن▪️
حسام حسینزاده
#پاره_های_مدرسه
دو سالی میشود که درگیر کارنامۀ سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان هستم. بخشی از این درگیری ذهنی را هم اردیبهشتماه گذشته در همایش سالانۀ انجمن جامعهشناسی ایران در قالب نوشتاری با عنوان «گرهگاهها در خاستگاه سینمای کودک ایران» ارائه کردم. اما همیشه بهدنبال فرصتی بودم تا بتوانم این فیلمها (مخصوصاً فیلمهای دهههای ۵۰ و ۶۰) را با بچههای خردسال ببینم و پیگیر واکنشها و نظراتشان باشم. پیش از این فقط با دانشآموزانم در مقاطع متوسطه پروژههای تماشای فیلم را پیش برده بودم و یکی دو باری که تلاش کردم فیلمهای قدیمی کانون را همراهشان ببینم، دادشان به آسمان رفت که «آقا این دیگه چیه؟»، «چرا کیفیت تصویرش اینجوریه؟»، «چرا اینجوری حرف میزنن؟ آدم نمیفهمه چی میگن» و خلاصه از کرده پشیمانم کرده بودند. چند هفته پیش اما فرصتی مهیا شد تا همراه دانشآموزان دورۀ دوم ابتدایی (یعنی پایههای چهارم، پنجم و ششم) در مدرسۀ خودمان به تماشای فیلم بنشینیم. از آنجایی که در تصوراتم این پروژه را پروژهای ادامهدار میدیدم و امیدوار بودم بچهها پایه باشند تا بازهم با هم این دست فیلمها را ببینیم، دورۀ اول آن را معطوف به آثار کانون در دهۀ پنجاه (یعنی آغاز نهادیِ سینمای کودک ایران) در نظر گرفتم. بنا شد سه فیلم ساز دهنی (۱۳۵۲) ساختۀ امیر نادری، مسافر (۱۳۵۳) ساختۀ عباس کیارستمی و مدرسهای که میرفتیم (۱۳۵۹) ساختۀ داریوش مهرجویی را همراه یکدیگر تماشا کنیم. سه جلسه را برای تماشای این سه فیلم در نظر گرفتم و جلسۀ چهارم را به گفتوگو دربارۀ فیلمها اختصاص دادم، یعنی بنا شد چهار هفتۀ پیاپی (یکشنبهها) جمع شویم و فیلم ببینیم یا دربارۀ فیلمها گپ بزنیم.
ادامۀ متن:
http://balvaablog.ir/post/124
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
حسام حسینزاده
#پاره_های_مدرسه
دو سالی میشود که درگیر کارنامۀ سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان هستم. بخشی از این درگیری ذهنی را هم اردیبهشتماه گذشته در همایش سالانۀ انجمن جامعهشناسی ایران در قالب نوشتاری با عنوان «گرهگاهها در خاستگاه سینمای کودک ایران» ارائه کردم. اما همیشه بهدنبال فرصتی بودم تا بتوانم این فیلمها (مخصوصاً فیلمهای دهههای ۵۰ و ۶۰) را با بچههای خردسال ببینم و پیگیر واکنشها و نظراتشان باشم. پیش از این فقط با دانشآموزانم در مقاطع متوسطه پروژههای تماشای فیلم را پیش برده بودم و یکی دو باری که تلاش کردم فیلمهای قدیمی کانون را همراهشان ببینم، دادشان به آسمان رفت که «آقا این دیگه چیه؟»، «چرا کیفیت تصویرش اینجوریه؟»، «چرا اینجوری حرف میزنن؟ آدم نمیفهمه چی میگن» و خلاصه از کرده پشیمانم کرده بودند. چند هفته پیش اما فرصتی مهیا شد تا همراه دانشآموزان دورۀ دوم ابتدایی (یعنی پایههای چهارم، پنجم و ششم) در مدرسۀ خودمان به تماشای فیلم بنشینیم. از آنجایی که در تصوراتم این پروژه را پروژهای ادامهدار میدیدم و امیدوار بودم بچهها پایه باشند تا بازهم با هم این دست فیلمها را ببینیم، دورۀ اول آن را معطوف به آثار کانون در دهۀ پنجاه (یعنی آغاز نهادیِ سینمای کودک ایران) در نظر گرفتم. بنا شد سه فیلم ساز دهنی (۱۳۵۲) ساختۀ امیر نادری، مسافر (۱۳۵۳) ساختۀ عباس کیارستمی و مدرسهای که میرفتیم (۱۳۵۹) ساختۀ داریوش مهرجویی را همراه یکدیگر تماشا کنیم. سه جلسه را برای تماشای این سه فیلم در نظر گرفتم و جلسۀ چهارم را به گفتوگو دربارۀ فیلمها اختصاص دادم، یعنی بنا شد چهار هفتۀ پیاپی (یکشنبهها) جمع شویم و فیلم ببینیم یا دربارۀ فیلمها گپ بزنیم.
ادامۀ متن:
http://balvaablog.ir/post/124
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
بَلْوا
🎙 جاناتان مرغ دریایی نوشتۀ ریچارد باخ، ترجمۀ کاوه میرعباسی بخش هفتم #داستان_صوتی 🔻🔻🔻 @BalvaaBlog
Audio
🎙 جاناتان مرغ دریایی
نوشتۀ ریچارد باخ، ترجمۀ کاوه میرعباسی
بخش هشتم (پایان فصل دوم)
#داستان_صوتی
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
نوشتۀ ریچارد باخ، ترجمۀ کاوه میرعباسی
بخش هشتم (پایان فصل دوم)
#داستان_صوتی
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
بَلْوا
یکی از چالشهایی که این روزها بسیاری از معلمان و تسهیلگرانی که مستقیم و غیرمستقیم با کودکان کار میکنند، با آن روبهرو هستند، این است که چگونه دربارۀ ویروس کرونا با بچهها حرف بزنند تا باعث نگرانی و اضطراب بیشازاندازۀ آنان نشود و در معرض آسیب قرارشان ندهد.…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مهرداد محمدی زحمت کشیده و دوبلۀ فارسی این انیمیشن کوتاه را آماده و در پایگاه «آموزک» (وابسته به مؤسسۀ پژوهشی تاریخ ادبیات کودکان) منتشر کرده است. برای دریافت فایل نسخۀ دوبلهشدۀ آن میتوانید به Amoozak.Org یا آدرس زیر مراجعه کنید:
http://balvaablog.ir/post/123
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
@Koodaki_Org
http://balvaablog.ir/post/123
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
@Koodaki_Org
بَلْوا
🎙 جاناتان مرغ دریایی نوشتۀ ریچارد باخ، ترجمۀ کاوه میرعباسی بخش دهم #داستان_صوتی 🔻🔻🔻 @BalvaaBlog
Audio
🎙 جاناتان مرغ دریایی
نوشتۀ ریچارد باخ، ترجمۀ کاوه میرعباسی
بخش یازدهم (پایان کتاب)
#داستان_صوتی
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
نوشتۀ ریچارد باخ، ترجمۀ کاوه میرعباسی
بخش یازدهم (پایان کتاب)
#داستان_صوتی
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
▪️«آیلان» باشیم یا «آنلاین»؟▪️
این روزها آنقدر صبح تا شب «آیلان» هستم و تلاش میکنم بخشی از عقبماندگیها و آسیبهایی که بهواسطۀ تعطیلیهای اخیر برای بچهها ایجاد شده را جبران کنم که وقت نمیکنم چیز خاصی را در فضای مجازی دنبال کنم. میدانم وضع اکثر معلمین نیز کموبیش به همین شکل است. دیشب یکی از همکارانم داباسمشی را برایم فرستاد که یکی از شاخهای همیشه «آنلاین» فضای مجازی تصویر دلقکبازیاش را روی صدای معلم ریاضیای گذاشته بود که بهدلیل آشنایی ناکافی با فضای مجازی، واژۀ «آنلاین» را اشتباهاً «آیلان» تلفظ میکند و از بچهها میخواهد اگر «آیلان» هستند با فرستادن پیامی روی گروه (قاعدتاً در یکی از پیامرسانها) به او اطلاع دهند تا تدریس را شروع کند. کمی که جویا شدم فهمیدم این ماجرا اصطلاحاً در فضای مجازی دسترشته شده است و صغیر و کبیر میخندند که وای! چه معلم بیسوادی که نمیتواند واژۀ فخیمۀ «آنلاین» را درست تلفظ کند.
اگر آن معلم آشنایی کافی با فناوریهای آموزشی ندارد، همچون بسیاری از ما معلمین که چنین آشنایی و آمادگیای را نداریم، همۀ اتهام و خاکبرسریاش برای وزارتخانهای است که در طول همۀ سالهای گذشته و «قطعاً» همۀ سالهای آینده، هیچ بهایی به فناوریهای آموزشی نداده و نخواهد داد. دورههای ضمن خدمت در همۀ نظامهای آموزشی دنیا بناست دقیقاً چنین کارکردی داشته باشند اما در ایران این دورهها بیشتر چیزهایی هستند که باید از سر باز شوند و اغلب با غیرجذابترین و ایدئولوژیکترین فرم و محتوای ممکن برگزار میشوند. کدام یک از شمایی که با صدای این معلم قهقهه میزنید، به چنین مسئلهای اهمیت میدهید؟ ماجرا یک خندیدن و شاد شدنِ ساده نیست و نمیتوان به این تقلیلش داد. نمیتوان گفت معلمان هم عجب قشر بیجنبهای هستند که نمیشود با آنها شوخی کرد. ماجرا اصلاً شوخی نیست. جدیتی که پشت این خندههاست شاید پشت هیچ عصبانیت و اخم دیگری نباشد. شما خواسته یا ناخواسته، انتخاب میکنید به جای اینکه انگشت اتهامتان را بهسوی سیستمی بگیرید که در آموزش معلمان بهشکل آگاهانه و هدفمند کوتاهی میکند و روزبهروز بیشتر و بیشتر همهچیزش را به بنگاههای خصوصی برونسپاری میکند، انگشت اتهام را سمت معلمی میگیرید که تلاش میکند «آیلان» باشد و برای بچههایش کاری بکند. این یک انتخابِ تماماً سیاسی است. اگر به او و تلاش صادقانهاش برای انجام وظیفهاش میخندید، متحد همانهایی هستید که به ریش مردمِ فرودست میخندند. متحد همۀ آن سپهسالاران و وزرایی که همیشه به مردمِ فرودست خندیدهاند. شما که اینقدر آگاهی دارید و واژۀ «آنلاین» را هم درست تلفظ میکنید، نمیدانید زبانِ ما گرهگاه نابرابریهاییست که تجربه کردهایم؟ شما همانهایی هستید که به لهجۀ غیرتهرانیها میخندید. من اما ترجیح میدهم کنار همین معلم بایستم. شما تا میتوانید «آنلاین» باشید!
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
این روزها آنقدر صبح تا شب «آیلان» هستم و تلاش میکنم بخشی از عقبماندگیها و آسیبهایی که بهواسطۀ تعطیلیهای اخیر برای بچهها ایجاد شده را جبران کنم که وقت نمیکنم چیز خاصی را در فضای مجازی دنبال کنم. میدانم وضع اکثر معلمین نیز کموبیش به همین شکل است. دیشب یکی از همکارانم داباسمشی را برایم فرستاد که یکی از شاخهای همیشه «آنلاین» فضای مجازی تصویر دلقکبازیاش را روی صدای معلم ریاضیای گذاشته بود که بهدلیل آشنایی ناکافی با فضای مجازی، واژۀ «آنلاین» را اشتباهاً «آیلان» تلفظ میکند و از بچهها میخواهد اگر «آیلان» هستند با فرستادن پیامی روی گروه (قاعدتاً در یکی از پیامرسانها) به او اطلاع دهند تا تدریس را شروع کند. کمی که جویا شدم فهمیدم این ماجرا اصطلاحاً در فضای مجازی دسترشته شده است و صغیر و کبیر میخندند که وای! چه معلم بیسوادی که نمیتواند واژۀ فخیمۀ «آنلاین» را درست تلفظ کند.
اگر آن معلم آشنایی کافی با فناوریهای آموزشی ندارد، همچون بسیاری از ما معلمین که چنین آشنایی و آمادگیای را نداریم، همۀ اتهام و خاکبرسریاش برای وزارتخانهای است که در طول همۀ سالهای گذشته و «قطعاً» همۀ سالهای آینده، هیچ بهایی به فناوریهای آموزشی نداده و نخواهد داد. دورههای ضمن خدمت در همۀ نظامهای آموزشی دنیا بناست دقیقاً چنین کارکردی داشته باشند اما در ایران این دورهها بیشتر چیزهایی هستند که باید از سر باز شوند و اغلب با غیرجذابترین و ایدئولوژیکترین فرم و محتوای ممکن برگزار میشوند. کدام یک از شمایی که با صدای این معلم قهقهه میزنید، به چنین مسئلهای اهمیت میدهید؟ ماجرا یک خندیدن و شاد شدنِ ساده نیست و نمیتوان به این تقلیلش داد. نمیتوان گفت معلمان هم عجب قشر بیجنبهای هستند که نمیشود با آنها شوخی کرد. ماجرا اصلاً شوخی نیست. جدیتی که پشت این خندههاست شاید پشت هیچ عصبانیت و اخم دیگری نباشد. شما خواسته یا ناخواسته، انتخاب میکنید به جای اینکه انگشت اتهامتان را بهسوی سیستمی بگیرید که در آموزش معلمان بهشکل آگاهانه و هدفمند کوتاهی میکند و روزبهروز بیشتر و بیشتر همهچیزش را به بنگاههای خصوصی برونسپاری میکند، انگشت اتهام را سمت معلمی میگیرید که تلاش میکند «آیلان» باشد و برای بچههایش کاری بکند. این یک انتخابِ تماماً سیاسی است. اگر به او و تلاش صادقانهاش برای انجام وظیفهاش میخندید، متحد همانهایی هستید که به ریش مردمِ فرودست میخندند. متحد همۀ آن سپهسالاران و وزرایی که همیشه به مردمِ فرودست خندیدهاند. شما که اینقدر آگاهی دارید و واژۀ «آنلاین» را هم درست تلفظ میکنید، نمیدانید زبانِ ما گرهگاه نابرابریهاییست که تجربه کردهایم؟ شما همانهایی هستید که به لهجۀ غیرتهرانیها میخندید. من اما ترجیح میدهم کنار همین معلم بایستم. شما تا میتوانید «آنلاین» باشید!
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
پایگاه کتابخانۀ ملی کودکان و نوجوانان امکان استفاده از متن کامل ۲۳ هزار عنوان کتاب و ۵۷ کتاب صوتی را بهشکل رایگان فراهم آورده است. این کتابخانه با هدف ارائۀ خدمات استاندارد به گروه سنی ۷ تا ۱۴ سال ایجاد شده و در صورت عضویت در سایتش، میتوانید کتابخانۀ شخصی ایجاد کنید و کتابهای موردعلاقۀ خود را بهصورت مجازی کنار هم قرار دهید.
آدرس اینترنتی:
http://icnl.nlai.ir/default.aspx
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
آدرس اینترنتی:
http://icnl.nlai.ir/default.aspx
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
این روزها که همهمان در قرنطینۀ خانگی هستیم (دستکم امیدوارم اینگونه باشد) برخی شاگردانم پیام میدهند و گلایه میکنند که حوصلهشان در خانه سر رفته است. من هم در پاسخ این مجموعۀ «۶۰۰ کاردستی کودک و نوجوان» را برایشان میفرستم و اغلب از خوشحالی بال درمیآورند. گفتم با شما هم به اشتراک بگذارم، شاید باعث شد کودک دیگری هم در این روزهای بیلبخند، بخندد.
مجموعۀ «۶۰۰ کاردستی کودک و نوجوان»:
https://tinyurl.com/600-kardasti
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
مجموعۀ «۶۰۰ کاردستی کودک و نوجوان»:
https://tinyurl.com/600-kardasti
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
این نود و هشت لعنتی خیال کوتاهآمدن ندارد. در این آخرین نفسهایش، دیروز صبح جان نویسندهٔ گوشهنشین، غلامحسین فرنود، همراه و رفیق صمد و سعادتی و دهقانی و ساعدی و... (آن نسل طلایی تبریز) را گرفت و امروز صبح، نفس یکی از متعهدترین مدافعان مردمِ فرودست را هم بند آورد. فریبرز رئیس دانا بعد از شش روز دستوپنجه نرمکردن با کرونا درگذشت.
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
Forwarded from میدان
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«حالا من که دیگر صدایم دارد یواشیواش ضعیف و خاموش میشود، صداهای جوانتر و نیرومندتر این مجموعه را میگیرند و میروند جلو ... من به سوسیالیسم اعتقاد دارم»
🔴 فریبرز رئیسدانا ۱۳۹۸-۱۳۲۷
@meidaandotcom
🔴 فریبرز رئیسدانا ۱۳۹۸-۱۳۲۷
@meidaandotcom
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این کلیپ کوتاه میان رفقا و دوستداران فریبرز رئیسدانا دستبهدست میشود. هرچند همه روی جملۀ دیگری از آن تأکید میکنند اما من این یکی را بیشتر دوست دارم:
«مهم نیست... زورمون نرسید دیگه... آدم میره کُشتی هم میگیره... میبازه»
خیلی از ماها میتوانیم مانند چند ثانیه بعدِ او در همین کلیپ، شورمندانه از آرمان برابری صحبت کنیم اما کم هستند آنها که ابتدا شکست و اشتباه و انسداد را بپذیرند و پس از آن، بتوانند چنین شور و امیدی را در قلبشان و در کلام و عملشان زنده نگه دارند. همین ویژگی است که به او قدرت تحلیلیِ فوقالعادهای میبخشد. نه حالا که رفته، پیش از این هم هرکجا صحبت از تحلیل جنبشهای اعتراضی دی ۹۶ به بعد شده، گفتهام که رئیسدانا در فهم وضعیت جامعۀ ایران، خطراتی که جنبش فرودستان را تهدید میکند و فرصتهایی که پیش روی آن است، یکی از بهترینهاست و جزئیاتی را مدنظر قرار میدهد که از دید بسیاری پنهان ماندهاند.
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
«مهم نیست... زورمون نرسید دیگه... آدم میره کُشتی هم میگیره... میبازه»
خیلی از ماها میتوانیم مانند چند ثانیه بعدِ او در همین کلیپ، شورمندانه از آرمان برابری صحبت کنیم اما کم هستند آنها که ابتدا شکست و اشتباه و انسداد را بپذیرند و پس از آن، بتوانند چنین شور و امیدی را در قلبشان و در کلام و عملشان زنده نگه دارند. همین ویژگی است که به او قدرت تحلیلیِ فوقالعادهای میبخشد. نه حالا که رفته، پیش از این هم هرکجا صحبت از تحلیل جنبشهای اعتراضی دی ۹۶ به بعد شده، گفتهام که رئیسدانا در فهم وضعیت جامعۀ ایران، خطراتی که جنبش فرودستان را تهدید میکند و فرصتهایی که پیش روی آن است، یکی از بهترینهاست و جزئیاتی را مدنظر قرار میدهد که از دید بسیاری پنهان ماندهاند.
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
بحران کرونا باید بدل به بهانهای برای طرح عمومی ایدۀ «دانش برای همگان، آزاد و رایگان» شود. وضعیت ضدانسانیِ این روزها یک بار دیگر به همۀ ما یادآوری میکند که چرا دفاع از انسانیترین ایدهها، ضرورتی تاریخی دارد و چرا انحصار دانش (همچون همۀ انواع دیگر انحصار) جهان را به جایی تاریکتر، تحملناپذیرتر و خطرناکتر بدل میکند.
باید از هر فرصتی برای دفاع از جامعهای برابر، آزاد و انسانی استفاده کنیم، از کلاس درس تا محافل شخصی. فراموش نکنیم بسیاری از ایدههایی که امروز دارای مقبولیتی عمومی در جامعۀ ایران هستند، تا همین یک دهۀ پیش بهواسطۀ دستگاه تبلیغاتی عریض و طویل راستگرایان، در حاشیه و نپذیرفتنی مینمودند. تاریخ اما بهترین گواه است تا نشان دهیم مسیرهای کنونی در آموزش و بهداشت (و در سطحی کلیتر، در سیاستگذاری اجتماعی و اقتصادی) نهتنها راهحل نیستند که خود بخشی از مسئلهاند.
نگاهی به یادداشت روشنگر علی معظمی در همین رابطه بیاندازید:
https://meidaan.com/archive/68259
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
باید از هر فرصتی برای دفاع از جامعهای برابر، آزاد و انسانی استفاده کنیم، از کلاس درس تا محافل شخصی. فراموش نکنیم بسیاری از ایدههایی که امروز دارای مقبولیتی عمومی در جامعۀ ایران هستند، تا همین یک دهۀ پیش بهواسطۀ دستگاه تبلیغاتی عریض و طویل راستگرایان، در حاشیه و نپذیرفتنی مینمودند. تاریخ اما بهترین گواه است تا نشان دهیم مسیرهای کنونی در آموزش و بهداشت (و در سطحی کلیتر، در سیاستگذاری اجتماعی و اقتصادی) نهتنها راهحل نیستند که خود بخشی از مسئلهاند.
نگاهی به یادداشت روشنگر علی معظمی در همین رابطه بیاندازید:
https://meidaan.com/archive/68259
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
میدان
پیشنهادی به آموزگاران و نهادهای صنفی معلمان
روزهای غریبی را میگذرانیم. معلوم نیست تا چند ماه دیگر کدامیک از ما زنده باشیم. معلوم نیست اوضاع کشور بعد از عبور از بحران بیماری کرونا چگونه باشد. کشاکشی سریع در جریان است که در آن گویی به واسطه این بیماری واگیردار بخش بزرگی از تضادهای جامعه ایرانی همزمان…
▪️دولتها ترسناکترند یا ویروسها؟▪️
حسام حسینزاده
اول.
چند روز پیش، رسانههای چینی اعلام کردند دولت این کشور بالاخره توانسته بیمار صفر ویروس کرونا (یعنی نخستین کسی که به ویروس مبتلا شده) را پیدا کند. مردی ۵۵ ساله که در تاریخ ۱۷ نوامبر ۲۰۱۹ (یعنی ۲۶ آبان ۱۳۹۸) به بیمارستان مراجعه کرده است. دولت چین بیش از دو ماه بعد پذیرفت که چنین ویروسی در این کشور شیوع پیدا کرده است. در فاصلۀ این دو ماه، دهها هزار نفر میتوانستند به این ویروس مبتلا شوند و همچنین ویروس میتوانست به دهها کشور دیگر نیز منتقل شود. هیچیک از ما نمیدانیم و نمیتوانیم بدانیم در آن دو ماه واقعاً چه اتفاقی افتاده است. اما آیا دولت چین از این ماجرا بیاطلاع بوده؟ قطعاً نه! آنها در طول روزهای نخست شیوع بیماری، دهها شهروند، خبرنگار و فعال اجتماعی چینی را به اتهام تشویش اذهان عمومی یا نشر اکاذیب تحتفشار گذاشتند، بازداشت کردند و از آنان تعهد گرفتند تا دهانشان را بسته نگه دارند. در این بین، دستکم از سرنوشت دو تن از این فعالان رسانهای، یعنی فنگ بین (تاجر اهل ووهان) و چن کیوشی (وکیل و فعال حقوق بشر) اطلاعی در دست نیست. فعالان اجتماعی چین معتقدند دولت این کشور دربارۀ اطلاعات مربوط به ویروس کرونا دست به پنهانکاری گسترده زده است.
دوم.
اما آیا این فقط وضع دولت چین است؟ معلوم است که نه! دستکم در سه مورد ایتالیا، امریکا و ایران میتوان با قاطعیت گفت دولتها و سیاستمداران عملکردی فاجعهبار داشتهاند. در ایتالیا، درگیری و اختلافنظر دو حزب اصلی حاکم بر فضای سیاسی کشور باعث شد قرنطینه و تعطیلی شهرها چندین روز به تأخیر بیافتد و بیماری سرعتی مهارناشدنی و تبعاتی مرگبارتر بیابد. در امریکا هم که دیوانۀ بزرگ حتی قبول نمیکرد آزمایش کرونا بدهد. تا چندین روز معتقد بود سالانه ۵۰، ۶۰ هزار امریکایی بر اثر آنفولانزا میمیرند و تلویحاً میگفت حالا ۵۰، ۶۰ هزار نفر دیگر هم روش! تحلیلگران حوزۀ سلامت در امریکا معتقدند دولت با عملکرد عجیبش همۀ آنچه دستاورد نظام سلامت مدرن در این کشور بوده را بر باد داده (یعنی نتوانسته از بالقوگیهای نظام سلامت بهره ببرد) و مردم را در شرایط یک قرن پیش قرار داده است. در ایران هم که دیگر نیازی به توضیح نیست. همهچیز دربارۀ عملکرد دولت و اختلافنظر جناحهای سیاسی روشن است. فقط جالب آنکه بنا بر گزارش رسانههای رسمی، تاکنون دستکم ۱۰ نفر هم در ایران به اتهام تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب بازداشت شدهاند.
ادامۀ متن:
http://balvaablog.ir/post/126
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog
حسام حسینزاده
اول.
چند روز پیش، رسانههای چینی اعلام کردند دولت این کشور بالاخره توانسته بیمار صفر ویروس کرونا (یعنی نخستین کسی که به ویروس مبتلا شده) را پیدا کند. مردی ۵۵ ساله که در تاریخ ۱۷ نوامبر ۲۰۱۹ (یعنی ۲۶ آبان ۱۳۹۸) به بیمارستان مراجعه کرده است. دولت چین بیش از دو ماه بعد پذیرفت که چنین ویروسی در این کشور شیوع پیدا کرده است. در فاصلۀ این دو ماه، دهها هزار نفر میتوانستند به این ویروس مبتلا شوند و همچنین ویروس میتوانست به دهها کشور دیگر نیز منتقل شود. هیچیک از ما نمیدانیم و نمیتوانیم بدانیم در آن دو ماه واقعاً چه اتفاقی افتاده است. اما آیا دولت چین از این ماجرا بیاطلاع بوده؟ قطعاً نه! آنها در طول روزهای نخست شیوع بیماری، دهها شهروند، خبرنگار و فعال اجتماعی چینی را به اتهام تشویش اذهان عمومی یا نشر اکاذیب تحتفشار گذاشتند، بازداشت کردند و از آنان تعهد گرفتند تا دهانشان را بسته نگه دارند. در این بین، دستکم از سرنوشت دو تن از این فعالان رسانهای، یعنی فنگ بین (تاجر اهل ووهان) و چن کیوشی (وکیل و فعال حقوق بشر) اطلاعی در دست نیست. فعالان اجتماعی چین معتقدند دولت این کشور دربارۀ اطلاعات مربوط به ویروس کرونا دست به پنهانکاری گسترده زده است.
دوم.
اما آیا این فقط وضع دولت چین است؟ معلوم است که نه! دستکم در سه مورد ایتالیا، امریکا و ایران میتوان با قاطعیت گفت دولتها و سیاستمداران عملکردی فاجعهبار داشتهاند. در ایتالیا، درگیری و اختلافنظر دو حزب اصلی حاکم بر فضای سیاسی کشور باعث شد قرنطینه و تعطیلی شهرها چندین روز به تأخیر بیافتد و بیماری سرعتی مهارناشدنی و تبعاتی مرگبارتر بیابد. در امریکا هم که دیوانۀ بزرگ حتی قبول نمیکرد آزمایش کرونا بدهد. تا چندین روز معتقد بود سالانه ۵۰، ۶۰ هزار امریکایی بر اثر آنفولانزا میمیرند و تلویحاً میگفت حالا ۵۰، ۶۰ هزار نفر دیگر هم روش! تحلیلگران حوزۀ سلامت در امریکا معتقدند دولت با عملکرد عجیبش همۀ آنچه دستاورد نظام سلامت مدرن در این کشور بوده را بر باد داده (یعنی نتوانسته از بالقوگیهای نظام سلامت بهره ببرد) و مردم را در شرایط یک قرن پیش قرار داده است. در ایران هم که دیگر نیازی به توضیح نیست. همهچیز دربارۀ عملکرد دولت و اختلافنظر جناحهای سیاسی روشن است. فقط جالب آنکه بنا بر گزارش رسانههای رسمی، تاکنون دستکم ۱۰ نفر هم در ایران به اتهام تشویش اذهان عمومی و نشر اکاذیب بازداشت شدهاند.
ادامۀ متن:
http://balvaablog.ir/post/126
🔻🔻🔻
@BalvaaBlog