همکاری شرکت دانش‌بنیان بهیار با دانشگاه اصفهان – Telegram
همکاری شرکت دانش‌بنیان بهیار با دانشگاه اصفهان
143 subscribers
202 photos
36 videos
5 files
255 links
عرض سلام و احترام
مجالی از جنس دانش بنیان، در جهت تفکر، علم، پژوهش، فراغت و پاسخ به سوالات شما بزرگواران

@B_UI_122⬅️

@joomhoor🔃
Download Telegram
🔶🔹بسم الله الرحمن الرحیم🔹🔶

مرا به رندی و عشق آن فضول، عیب کند
که اعتراض بر اسرارِ علمِ غیب کند
کمالِ سِر محبت ببین، نه نقص گناه
که هر که بی‌هنر افتد، نظر به عیب کند
حافظ

🎙صدا
🎥دوربین
🎬حرکت

🔸 مجموعه‌ی دانش‌بنیان بهیار صنعت سپاهان، بزرگترین مجموعه دانش‌بنیان کشور با ایجاد زمینه‌ی ورود صدها نفر به حوزه‌های مختلف فناوری‌های بالا، مهمترین عاملِ حضورِ موثر در تولید دانش‌بنیان را، نگاهی می‌داند که در هوای آن می‌توانیم به حرکتی موثر در تولید کشور امیدوار باشیم. حرکتی که برآمده از بطن جامعه و مردم است و سودای متکی شدن به بودجه‌های نفتی و دولتی را ندارد.

🔸 در راستای شکل گیری نگاه و تفکری که کار، تولید، دانش‌بنیان و فناوری در آن معنا پیدا می‌کند، سعی کرده‌ایم زمینه‌ای را مهیا سازیم تا تجربه‌ی حضور این مجموعه، در تولیدِ دانش‌بنیان را به بهترین شکل در اختیار آحاد مردم از جمله دانش‌آموزان و دانشجویان، مهندسان، اساتید و اهالی علوم انسانی قرار دهیم و با هم برای خط‌شکنی در حوزه‌های مختلف فناوری مهیا شویم.

🔸 در این راستا، با عرض تبریک سال نو و ماه مبارک رمضان، ارتباط مجازی خود را با دانشگاه اصفهان آغاز می کنیم.

🔶🔸عرض سلام و ادب و احترام🔸🔶
🍃🍃🍃🍃خوش آمدید🍃🍃🍃🍃
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔷️ شرکت بهیار صنعت سپاهان در سال‌های اخیر با توجه به وجود پروژه‌های متعدد تحقیق و توسعه، همکاری‌های مشترک خود را با دانشگاه‌های مختلف نظیر دانشگاه صنعتی اصفهان، دانشگاه اصفهان، دانشگاه علوم پزشکی اصفهان، دانشگاه تهران، دانشگاه شهید بهشتی تهران، دانشگاه شیراز، دانشگاه صنعتی همدان، دانشگاه آزاد خمینی‌شهر، دانشگاه آزاد خوراسگان و دانشگاه آزاد نجف‌آباد آغاز کرده است.

🔷️ این همکاری‌ها در حوزه‌های متنوعی نظیر تعریف پایان‌نامه‌های ارشد و دکتری، ارائه‌ی فرصت‌های مطالعاتی برای اساتید، ارائه‌ی فرصت‌های کارآموزی و استخدامی آغاز شده است.

#دانش_بنیان
#شرکت_بهیار
#دانشگاه_اصفهان
#آغاز_همکاری

📌محل استقرار:
دانشکده علوم و فناوری های زیستی(ساختمان قدیم)، راهرو سمت راست.

📌مسیر ارتباطی:


🆔 @B_UI_122
تلگرام:
https://news.1rj.ru/str/behyaar_UN
ایتا:
https://eitaa.com/UN_behyaar
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔷️ بهیار زیست آیریک، شاخه ای از مجموعه دانش بنیان بهیارصنعت سپاهان است که در سال 1398 پایه گذاری و فعالیت خود را در حوزه بیوتکنولوژی آغاز کرده است.

🔷️ در کلیپ مشاهده شده به برخی پتانسیل ها و دستاورد های بدست آمده توسط شرکت دانش بنیان بهیار زیست پرداخته شده است.

🔷️ بهیار، همکاری‌ خود را با دانشگاه اصفهان در حوزه‌های متنوعی نظیر تعریف پایان‌نامه‌های ارشد و دکتری، ارائه‌ی فرصت‌های مطالعاتی برای اساتید، ارائه‌ی فرصت‌های کارآموزی و استخدامی و... آغاز کرده است.

#دانش_بنیان
#بهیار_زیست_آیریک
#دانشگاه_اصفهان
#آغاز_همکاری
#بیوتکنولوژی

📌محل استقرار ما در دانشگاه:
دانشکده علوم و فناوری های زیستی(ساختمان قدیم)، راهرو سمت راست.

📌مسیر ارتباطی:

@joomhoor
https://news.1rj.ru/str/behyaar_UN
☁️🌥⛅️🌤☀️

💬 یک قدم تا شهر...

🔹 تامل و اندیشه در مسیر کسانی که وارد شهر دانش بنیان شده اند و آن را پیشنهاد می دهند، به ما می گوید که فاصله ما تا عرصه دانش بنیان، شاید بیش از یک قدم نباشد و آن قدم، از جنس لحظه ای درنگ و اندیشه است.

🔹 یک قدم تا شهر فرصتی است تا مسیر دانش بنیان را بهتر بشناسیم و هم قدم شویم به سوی آینده...


تلگرام:
@joomhoor
https://news.1rj.ru/str/behyaar_UN
ایتا:
@B_UI_122
eittaa.com/behyaar
🌑🌒🌓🌔🌕🌖🌗🌘🌑

💭قرار اندیشه...

🔹 پرسش از مسئله

🔸 پرسش از مسئله، اگر با شتاب زدگیِ ساحل پیمایی دریای وجود آدمی تلقی گردد، بدان گونه که گویا در پی رفع مشکلی عاجل از دشواری‌های زندگی روزمره اوست، تنها فراخواندن راه حل هایی از جنس خروج از بحران را به همراه خواهد داشت و با مرتفع شدن مشکل، این پرسش نیز از منظرها برخواهد خاست..

🔹 اما آیا فراخنای تفکر به ما این مجال را می‌دهد که در افقی ماورای "صحنه های امروزین" زندگی، پرسش از مسئله‌ی جانِ انسان را طرح نماییم؟!
و آیا اساسا با فراروی از ساحت پاسخها و راه حل ها، می‌توان به ذات توجه به مسأله و گوش سپردن به اسرار آن، امید گشایش داشت؟!

🔸 و اگر پرسش از مسأله، ما را به امتداد جریانی از سؤالات دیگر بکشاند، قادر خواهد بود دریچه هایی از نور و نگریستن به آینده ای روشن برای انسان متحیر در سیاه‌چال خواستن ها بگشاید؟!

#طلب

تلگرام:
@joomhoor
https://news.1rj.ru/str/behyaar_UN
ایتا:
@B_UI_122
eittaa.com/behyaar
🔸 معمولا R&D پروژه ها_ بسته به طرح و فرد_ در بازه زمانی ۶ ماه تا ۳ سال به طول می انجامد.

🔸 عموما تصور می شود پیچیدگی علمی اصلی ترین عاملِ تعیین کننده زمان پروژه هاست، اما حقیقت چیز دیگری است.

🔸 عبور از پیچیدگی های وجودی افرادی که وارد مسیر دانش بنیان می شوند، گاهی سخت تر از عبور از پیچیدگی های علمی است.

🔸 تولد بهیار زیست، بهانه ی دیگری شد که پروژه ها با فکر و وجودِ مجریانشان، هر دو باهم مسیر دانش بنیان را طی کنند.

🔸 شما شاهد گوشه ایی از مسیری که همچنان ادامه دارد، در پوستر فوق می باشید.


تلگرام:
@joomhoor
https://news.1rj.ru/str/behyaar_UN
ایتا:
@B_UI_122
https://eitaa.com/UN_behyaar
باسمه تعالی

#شاید_شهادتِ_آوینی_شهادت_بر_اینها_بود:

🔹 اینکه ما وقتی عزم سفر می‌کنیم و هنوز از شهر خارج نشده، یاد کارهای نکرده‌مان می‌افتیم اختصاص به سفر ندارد.

🔹 همه ما وقتی از چیزی جدا و کنده می‌شویم یاد نکرده‌هامان می‌افتیم و گذشته مان، همچو ستاره ای در پهنه تاریک، پشت‌ سر سوسو می کند و چشمک می‌زند، که بیا!

🔹 ما گذشته را می‌چسبیم و درواقع به سفر نرفته‌ایم...
می‌خواهیم که نرویم و در سفر هم به‌یاد آن ستاره، به آسمانِ غبارگرفته، دل می‌بندیم و ستاره پرست می‌شویم.
ستاره هایی که ما خلقشان می‌کنیم...

🔹شاید فرق آوینی با من این بود.

🔹 آوینی اما فرزندان دریادل صحرا را برگزید.
آنها و آنجا را که خون سحاب رحمت قلبشان بر آن می‌ریزد
و خاک از آن جان می‌گیرد
و نخلستان به‌بار می‌نشاند
تاعاشقان با عشقشان لابلای آن بچمند
و یا داد غربت سر دهند تا هروقت
که یارشان پسندید
شیرینی از شاخسار بلند نخل‌ها به دامنشان بیافتد

🔹 او از شهر ما رخت بست
از آب‌های مصنوعی
و هوای مصنوعی
و عشق‌های مصنوعی
لابلای درختان مصنوعی
و عکس‌های مصنوعی
از منظره‌های طبیعت
او به هر پوستری که به یادگار مانده بود پشت کرد
و صدای شهیدان را
با پرده‌های گوش خود شنید
و با پرده‌های قلب خود حفظ کرد
و در شهر ما مردگان پخش کرد
و خون‌ های به زمین ریخته را بیشتر از خون‌های بظاهر پرجریان (رگ‌های بادکرده) ما باور داشت و ساغر از دست آنها می‌گرفت و جام به جام سرخ هیچ‌کسی جز آن‌ها نمی‌زد

🔹 او یک‌بار طعم این دنیا را چشید و یک‌بار آن را تف کرد و هر شب خمار تماشای مرگِ یکی ازدانه‌های حلقه‌ی باوفای شبگردان بود.

🔹 انگار لنز دوربینش هم کم‌کم شکل چشمان خودش با نور نوازش هر فریادی روشن و بی‌خواب نمی‌شد.

و نوار فیلمش مثل نوار قلب او، با هر تماشایی به تاپ‌تاپ نمی‌افتاد.

و سرگردان، آواره صحراها شده بود.

🔹 من اما وقتی نگاه به کتاب‌هایش می‌اندازم، می‌مانم و مغزم صوت می‌کشد که چه شوری و چه شرابی و چه چاه عمیقی از غربت برای اینهمه فهمیدن و تاب نیاوردن از نگفتن و تنهاتر شدن...

🔹 من هیچ ‌یک از اینها را ندارم و خونم کرخت‌تر از این‌حرفهاست که با دیدزدن چیزی به خروش و جنب و جوش که هیچ؛ خُردَک موجی، بر آرامِ راکدم افتد.

🔹 وانگهی پیشینیان گویند:
اینکه پیغامی نیاید نیز، پیغامی است
پس بلاتکلیفی ما نیز، تکلیفی است

🔹 و ما می گوییم:
مردن از این زندگیها بهتر است اما
شاید این تکلیف ما باشد...

🔹 فقط می‌دانم باید منتظر باشم تا کامرانم مرتضی شود و چانه لُختم(صورتِ نابالغِ مردان)، صورت شیرمردان بخود بگیرد.

🔹 که تا امروز هرچه خواندم و نوشتم آهویی بود وحشی، از قماش همین جنگلِ سرد و اشباح‌زده که به هیچ کارم نیامد.

و باز باورم نشد که چشمان فریبای این ستارک دروغین، ترس‌های من است که جرات نمی‌کند یک‌بار و برای همیشه باور کند باید از این زندگی که جای عالم و آدم را با شکلک و ایموجی‌هایش پر کرده است دل بکند و سلام و صلات و صیامش به‌هیچ کارش نیامد باید سفر کرد(دینی که به قلب نمی رسد و ظاهری است)
آری
باید سفر کند به جایی که جای خدا در آن خالی باشد نه جای پریز برای شارژ موبایلم

🔹 دوستان من
#صیامِ حقیقیِ این روزگار، بازداری از مصرف هرروزی پستانک‌هایی است که هربار بیقرار شدیم، بیخیالمان می‌ شود.

َجّش، هجرت به صحرای بلا و جان فرسایی است که بوی یار می‌دهد و در آن فقط خدا تنها تکیه‌گاهمان باشد.

#صلاتش، تجدید عهد و پای عهد با یار ماندن است در طوفان‌های سهمگین این روزگار

#زکاتش، بخشیدنِ خواستن‌ها و نخواستن‌ها و همینطور آمال و آرزوهای عافیت جان و خودپرستی است.

#ولایتش، این که ما از جایی محدودیم و باور به این که هر سخنی هر زمانی در نمی‌گیرد و هرکاری هرزمانی ممکن نیست.
و هر چه ما می‌خواهیم همان نمی‌شود
تا اینکه با خودمان و وجودی فراخ‌تر و زبانی بازتر مثل وجود و زبان آوینی مواجه شویم.

شاید شهادت آوینی شهادت بر این ها بود

🔹🔸صلوات🔸🔹

#دیدار_آوینی
#فروردینِ_جان


تلگرام:
@joomhoor
https://news.1rj.ru/str/behyaar_UN
ایتا:
@B_UI_122
https://eitaa.com/UN_behyaar
🌑🌒🌓🌔🌕🌖🌗🌘🌑

داستان زندگی الکترون

دم
بازدم
دم
بازدم
وقتی درگیرِ مسابقه ی زندگی باشیم، دم و بازدم به چشممان نمی آید، ولی کافی است چند لحظه ایی دست از دویدن برداریم، نگاهی به پشت سر انداخته، مسیری که طی کرده ایم را بنگریم...
و از خود بپرسیم:
اصلا مسیری طی کرده ام؟!
🌒
سال های گذشته ی عمرم، مرا به کدامین مقصد رسانده است؟
اینجاست که سینه ها سنگینیِ دم و بازدم را حس می کنند...
🌓
که شاید سنگینیِ عبور لحظاتِ تهی از معنا و مقصد باشد...
🌔
می خواهم داستانِ زندگی #الکترون را تعریف کنم.
🌕
چرا که داستان زندگی خیلی از ما مثلا انسان هاست...
🌖
الکترون سال ها، به دورِ هسته ایی که بدان تعلق دارد، می گردد.
می چرخد و می دود و مثلا طیِ مسیر می کند.
🌘
۹۰٪ الکترون ها سرگرم چرخیدن های خود هستند، چرخیدنِ خود را بیهوده نمی پندارند و اتفاقا کاملا احساس پایداری می کنند.
⚡️
اما ماجرای زندگی برخی از الکترون ها متفاوت است...
اینکه با انتخاب خودشان در مسیرِ موج انرژی قرار می گیرند یا دستِ گرداننده ی هستی، مسیرِ زندگیشان را در معرض موجِ انرژی قرار می دهد، نمی دانم!

اما این برخورد اتفاق می افتد...
همکاری شرکت دانش‌بنیان بهیار با دانشگاه اصفهان
🌑🌒🌓🌔🌕🌖🌗🌘🌑 داستان زندگی الکترون دم بازدم دم بازدم وقتی درگیرِ مسابقه ی زندگی باشیم، دم و بازدم به چشممان نمی آید، ولی کافی است چند لحظه ایی دست از دویدن برداریم، نگاهی به پشت سر انداخته، مسیری که طی کرده ایم را بنگریم... و از خود بپرسیم: اصلا مسیری طی کرده…
سطح انرژیِ الکترون بالا می رود، انقدر که دیگر ماندن در مسیرِ پرتکرارِ چرخشی، پیرامونِ هسته ایی به جاذبه ی کوچک، دیگر امکان پذیر نیست‌...
دیگر در این مدار، نمی تواند پایدار باشد...
باید برود...
باید کنده شود و برود...
به کجا؟؟؟
طبیعی است که خودش هم نداند...
آخر الکترون از وقتی چشم باز کرده بود، خود را مشغولِ دویدن، به دورِ هسته ی تعلقاتش دیده بود و به غیر از آن، حتی لحظه ایی هم فکر نکرده بود.

ادامه دارد
ادامه:
الکترونی که سطح انرژی اش بالا رفته...
ناپایدار است، بی قرار است، آشوب است و البته رها، رها از تعلقاتی که عمرش را صرف دویدن به دورشان کرده بود.

وضعیت خاصی دارد...

اگر حساب نشده به جای نادرستی برخورد کند، حُکمِ رادیکال های آزاد را داشته و تخریب می کند، حتی اگر به نقاط سالم هم برخورد کند، آنرا سرطانی می کند...
اما...
اما مگر دست رحمانِ گیتی، همانکه در نظمِ دقیقِ زندگی میلیاردها نفر، سهمِ این برخورد انرژی را، از میان میلیاردها الکترون، به تعداد محدودی می دهد، او را به حالِ خود رها می کند؟!

او که برای هر چیز #تقدیری در نظر گرفته است و بدان #راهنمایی می کند تا قرارِ معلوم سر رسد، بی شک تقدیرِ الکترونِ سر گشته را، در طیِ مسیر، آنگونه رقم زده است که اگر با غده ی سرطانی هم برخورد کند، آنرا نابود کند و در رسیدن به مقصود، آنگونه رقم زده است که در طوافِ هسته ایی که قدرت جاذبه ی وصف ناپذیری دارد، آرام گرفته و قراریابد و الی الابد پایدار شود.

هسته ایی با چنان قدرت جاذبه ی بالا، که اگر تمام الکترون های گیتی بدان پناهنده شوند، جا کم نمی آورند...
همکاری شرکت دانش‌بنیان بهیار با دانشگاه اصفهان
ادامه: الکترونی که سطح انرژی اش بالا رفته... ناپایدار است، بی قرار است، آشوب است و البته رها، رها از تعلقاتی که عمرش را صرف دویدن به دورشان کرده بود. وضعیت خاصی دارد... اگر حساب نشده به جای نادرستی برخورد کند، حُکمِ رادیکال های آزاد را داشته و تخریب می کند،…
هسته ایی که جاذبه اش از جنسِ تعلقات نیست، بلکه از جنسِ انرژی است و چه انرژی ایی برتر و قوی تر از عشق؟

چقدر زیباست...
از یک طرف جاذبه ی معشوق...
و از طرف دیگر شتابِ الکترونِ فراری از مدار تعلقات...

و البته که جذبه ی عشق، زیباترین، عظیم ترین و قوی ترین جذبه است و اگر نسبتِ عشق نبود، بی شک هسته ها و الکترون ها هم نبودند.

ادامه دارد...
ادامه:

اما ترسی هست...
ازجانبِ الکترونِ سرگشته...
ترسی بس سوزنده، که جانش را می سوزاند، و آن این است که نکند پیش از رسیدن به هسته ی قرار_ به وعده عاشقی، به تنها باقی مانده ی قافله ی عشق_، سطح انرژی پایین آمده و در مدارِ هسته ایی از جنس دیگر تعلقات، اسیر شود...
و بماند...
و جا بماند...؟؟؟

اگر طوافگرِ هسته ی قرار نشود، بی نسبت با عشق، با خاطراتِ امیدِ وصال چه کند؟؟؟
چگونه دِق نکند؟؟؟

#الکترون
َ_الَّذِی_قَدَّرَ_فَهَدى
#إنّا_أنزَلناه_فی_لَیلَةِ_القَدرِ
#شبِ_قدرِ_الکترون
#من_کدام_الکترون_هستم؟


تلگرام:
@joomhoor
https://news.1rj.ru/str/behyaar_UN
ایتا:
@B_UI_122
https://eitaa.com/UN_behyaar