برکه‌ی کهن – Telegram
برکه‌ی کهن
2.78K subscribers
451 photos
63 videos
205 files
229 links
محورِ اصلیِ کانال، ادبیات است و روانشناسی و تجاربی که به عنوانِ دانش آموز، در این دو مقوله کسب می‌کنم.

به جز متنِ کتاب‌ها، باقیِ نوشته‌ها، صرفا تفکراتی شخصی است و هیچ اصراری به صحتشان ندارم.
Download Telegram


دو مونس، دو هم‌صحبتِ بی‌رقیب
نباشند هرگز به هرجا غریب!

«عضد یزدی / سِندبادنامه‌ی منظوم»

ـ @berkeye_kohan ـ

Forwarded from برکه‌ی کهن (حمید زارعیِ مرودشت)
‌‌
از تمامِ جهات نامرئی، توی آمارِ جرم دیده شدیم!!!
علفِ هرز بوده‌ایم انگار، بی‌صدا، بی‌خیال چیده شدیم

یادمان داده‌اند کم باشیم؛ «علفِ هرز در حقارتِ محض»
تا کمر خم برای خوش‌بادِ بادی از هر طرف وزیده شدیم

زیرِ هر خط که گفته شد هستیم: خطِ فقر و سلامت و بودن
امتحانِ الهی آمد، ما حذفیاتیم و خط کشیده شدیم

گاه می‌شد که رو تُرُش کردیم، گاه تلخی، ولی در آخرِ کار
زیرِ دندانِ تیزِ آقایان، خوب و بد، خشک و تر جویده شدیم

در تکاپوی شهوت و قدرت، پیرهن‌های یوسفیم، آری
پیرهن‌های بی‌خبر که فقط، وسطِ معرکه دریده شدیم

(حمید زارعی مرودشت)

ـ @berkeye_kohan ـ



بخشای بر آن مرغ که خونش گهِ بسمل
بر خاک بریزند و تپیدن نگذارند

«کمال خجندی»


این بیت را «خسرو علیکردی» وکیلِ تازه کشته‌شده‌ی میهن‌دوست، در یک مکالمه‌ی صوتی با دوستش می‌خواند.

واقعاً خیلی فرق است میانِ ذائقه و سلیقه و سطح شعور میهن‌پرستان و دیگران.

یادش گرامی...




🔺ماجرای تن‌فروشی با آگهی کفش در دیوار🔻

مدتی بود شنیده بودم آگهی‌های کفش زنانه در دیوار، رمز و روشی برای تن‌فروشی است. تا امشب که یک آگهی مشکوک دیدم و پیام دادم ‌و جواب زیر را گرفتم. تصویر را ببنید 👇🏼

برکه‌ی کهن
Photo



همانطور که می‌بینید نوشته برای رزرو پیام بده، و اسم آی دی شامل کلمه‌ی «صیغه» است.

من خودم را به نفهمی زدم و پرسیدم «رزروِ چی؟» تا ببینم چه جوابی میدهد و جوابی نداد. نیازی هم به جواب نیست وقتی آی دی تلگرامش صیغه است.

هردم از این باغ بری می‌رسد. وضعیت جامعه هر روز افتضاح تر می‌شود.

به لطف آقایان به مقام انسانیت رسیدیم.

‌‌

حالا سوال این است که وقتی من تشخیص میدهم این آگهی، ربطی به کفش ندارد، چرا کارشناس دیوار چنین آگهی‌ئی را تایید می‌کند؟ جا دارد دیوار، یک تیم مجزا برای بررسی آگهی‌های کفش تشکیل دهد تا از سلامت آگهی مطمئن شود.



این هم پاسخی که در تلگرام برایم فرستادند. یک اپلیکیشن تن‌فروشی راه‌اندازی کرده‌اند.

البته من جرئت جلوتر رفتن و نصب نرم‌افزار را ندارم تا ببینیم در آن چه خبر است. نیازی هم نیست.

اما تصور کنید تحت این عنوان چه خلاف‌های گسترده‌تری می‌تواند شکل بگیرد.

‌و همان‌طور که می‌بینید نوشته حجم فوق بالای پیام.

چقدر به این‌ها پیام می‌دهند؟

واقعاً ترسناک است.





اینترنشنال برنامه گذاشته راجع به حقوق ال جی بی تی ترویج همجنسگرایی. ما نفهمیدیم این رسانه بالاخره راستگرا هست یا چپولِ جفنگ.

دنیا خیلی گه شده.





نزیبد بر ایشان همی تاج و تخت
بباید یکی شاهِ بیدار بخت↓

که باشد بِدو فرّهِ ایزدی
بتابد ز دیهیمِ او بخردی...

«شاهنامه / پادشاهی زوطهماسب»

ـ @berkeye_kohan ـ



نگویید پنجاه و هفتی
بگویید
پنجاه و «هَشَلـ»ـهفتی



بیچاره که در میانِ دریا افتاد
مسکین چه کند که دست و پایی نزند؟

«سعدی / مفردات»


بعد مردمِ بیچاره را که از فرط مشکلات متعدد اعتراض می‌کنند، اغتشاش‌گر می‌نامند. شرافتِ مغول بیش از این جماعت بود.




بخشای بر آن مرغ که خونش گهِ بسمل
بر خاک بریزند و تپیدن نگذارند

«کمال خجندی»




توان نان خورد اگر دندان نباشد
مصیبت آن بوَد که نان نباشد!

«سعدی / مفردات»

ـ @berkeye_kohan ـ

Forwarded from برکه‌ی کهن (حمید زارعیِ مرودشت)
‌‌‌

🔺روحیه‌ی انقلابی در شعرِ سنایی🔻


اندر این زندان، بر این دندان‌زنانِ سگ‌صفت
روزکی چند، _ ای ستمکش! _ صبر کن! دندان فشار!

تا ببینی رویِ این مردم‌کُشان چون زعفران
تا ببینی رنگِ این محنت‌کشان چون گل‌انار

گرچه آدم صورتانِ سگ‌صفت مُستُولی‌اند
هم کنون بینی که از میدانِ دل عیاروار ↓

جوهرِ آدم برون تازد بر آرَد ناگهان
زین سگانِ آدمی‌کیمُخت و خرمردم، دمار 👊🏼

«سنایی»

ـ‌ @berkeye_kohan ـ


اندر این زندان = هم مملکتِ غرق در ظلم را می‌توان زندان گفت، هم جایی را که مبارزانِ علیهِ ظلم، در آن محبوسند. به عبارتی می‌گوید چه آن‌که واقعا در زندان است و چه آن‌که به ظاهر آزاد است، در زندانِ ظلم به سر می‌برد.

دندان‌زن = فردِ آزار رسان، ظالم. کسی که مثلِ سگ دندان می‌گیرد و خونِ مردم را می‌ریزد.

دندان فشردن = کنایه از صبر کردن و صبور بودن است. با آوردنِ «دندان فشردن» در کنارِ «دندان زدن»، موسیقیِ درونیِ ظریفی برقرار کرده است. عده‌ای هم‌چون سگ، مردم را گاز می‌گیرند و دندان می‌زنند، مردم هم در مقابلِ این‌ها ناچارند که روی جگرِ خودشان دندان بفشارند. این تقابل، مثالِ خوبی برای یکی از نمودهای موسیقیِ درونی در ادبیات است.

روی زعفران شدن = زرد روی شدن، کنایه از شکست خوردن

گل‌اناری شدن = شاد شدن، کنایه از پیروز شدن

آدم صورتانِ سگ‌صفت = کسانی که در زمانِ سنایی حکومت دستشان بوده و گرچه ظاهرا همچون آدم به نظر می‌رسیده‌اند، در باطن مانندِ سگ، حیوان‌صفت و وحشی و ظالم بوده‌اند.

مستولی = حاکم، چیره، غالب. بر سرِ کار بودن

عیّار = افرادی جوان‌مرد که از افرادِ ثروت‌مند و ظالم دزدی می‌کرده و به فقرا می‌داده‌اند و به طرق مختلف کمک‌حالِ مردم بوده‌اند. معروف‌ترین عیارِ ادبیات فارسی، «سمکِ عیار» می‌باشد که کتابِ داستانش موجود است و لبربز از قصه‌های زیبا و دل‌نشین.

کیمُخت = چرمِ دباغی شده، اینجا مجازاً به معنای لباس است. یعنی سگ‌هایی که لباس و ظاهرِ انسان دارند.

خرمردم = نوعی ایهامِ دور دارد، چون خر علاوه بر الاغ به معنای بزرگ است و در نتیجه به حاکمان می‌شده لقبِ خر هم داد، چون مردمی مثلا بزرگ بوده‌اند. اما مشخصا جنبه‌ی فحشِ خر، مدِ نظرِ سنایی‌ست.

🔺🔺در کل می‌گوید: «ای ستم‌کش، ای مظلوم! در این زندانِ ظلم، چندروزی تحمل کن تا ببینی که این آدم‌کش‌ها شکست می‌خورند و مظلومان پیروز می‌شوند. اگرچه افرادی که در رأسِ امورند، به ظاهر آدم هستند و در باطن مثل سگ‌هایی وحشی ظلم می‌کنند، اما چیزی نمانده که ذاتِ ظلم‌ستیزِ انسان، برآشوبد و از این سگانی که در پوستِ انسان هستند دمار برآورَد


پس از این توضیحات، جا دارد که دوباره این ابیات را بخوانیم تا از احساس واقعی‌شان لذت ببریم:



اندر این زندان، بر این دندان‌زنانِ سگ‌صفت
روزکی چند، _ ای ستمکش! _ صبر کن! دندان فشار!

تا ببینی رویِ این مردم‌کُشان چون زعفران
تا ببینی رنگِ این محنت‌کشان چون گل‌انار

گرچه آدم صورتانِ سگ‌صفت مُستُولی‌اند
هم کنون بینی که از میدانِ دل عیاروار ↓

جوهرِ آدم برون تازد بر آرَد ناگهان
زین سگانِ آدمی‌کیمُخت و خرمردم، دمار 👊🏼

«سنایی»




شعر اجتماعی، از سرمایه‌هایِ ادبیِ ماست که متاسفانه کم‌تر به آن توجه می‌شود و در اذهانِ اکثریتِ ما، ادبیاتِ کلاسیک، ادبیاتی‌ست مختصِ گل و بلبل.

اما با خواندنِ این دست اشعار، می‌فهمیم که شاعرانِ بزرگ، هرگز از جامعه جدا نبوده و همواره صدای مردم بوده‌اند.

این قصیده‌ی سنایی، قصیده‌ای بسیار خواندنی‌ست که من فقط همین چهار بیت را محض نمونه منتشر کردم ‌خواندنش را به دوستانِ عزیر پیشنهاد می‌دهم.

مصرعِ اولِ قصیده این است:

«ای خداوندان مال الاعتبار الاعتبار»


ـ @berkeye_kohan ـ
‌‌‌

🔺روحیه‌ی انقلابی در شعرِ سنایی🔻


اندر این زندان، بر این دندان‌زنانِ سگ‌صفت
روزکی چند، _ ای ستمکش! _ صبر کن! دندان فشار!

تا ببینی رویِ این مردم‌کُشان چون زعفران
تا ببینی رنگِ این محنت‌کشان چون گل‌انار

گرچه آدم صورتانِ سگ‌صفت مُستُولی‌اند
هم کنون بینی که از میدانِ دل عیاروار ↓

جوهرِ آدم برون تازد بر آرَد ناگهان
زین سگانِ آدمی‌کیمُخت و خرمردم، دمار 👊🏼

«سنایی»

ـ‌ @berkeye_kohan ـ



بر اساس کنوانسیون‌های ژنو، بیمارستان‌ها و مراکز درمانی در زمان جنگ دارای مصونیت هستند و حمله به آن‌ها «جنایت جنگی» محسوب می‌شود.



چه ممکن است که ظالم رسد به اوجِ کمال؟
مگر کشیدنِ دارش کند رسا، گردن!!!!!

«بیدلِ دهلوی»

ـ @berkeye_kohan ـ



سری قبل، خواست مردم رو به حجاب فرو کاستن. ما داد زدیم تا صدای چپول‌هایی مثل استالینینون و مسیخ رو خفه کنیم.

الان میخوان اعتراض رو به نان فرو بکاهن، ولی دیگه داد زدن ما لازم نیست. مردمی که گونی برنج به باد دادن، حرفشونو زدن.

این‌بار فرق داره.