بی تفاوت معاصر – Telegram
بی تفاوت معاصر
182 subscribers
486 photos
39 videos
104 links
@BitafavotmoaserBot

نحسی از آنجا اتفاق افتاد که زاده ی روز بدی بودم
Download Telegram
نباید هنوز یه مراجع دیگه داشتیم.
اولین جلسه ی زبان در آموزشگاه جدید چگونه گذشت؟
متد: عاللللییی
تدریس :عااالی
استفاده از زمان :عااالی
جو و صمیمیت کلاس: بد.
باید یکم اکتیو تر میبود.
یه دکتر سر کلاس داریم.
نمیدونم چرا فکر‌میکردم همه ی دکترا باید زبانشون فول باشه.
کاری به این ندارم که بلااستثنا هر چی کلوز فرندز باز کردم عکس فالویینگم بود با دوست پسرش.
سوالم اینه که چرا من اصن باید تو کلوز فرندزشون باشم؟
در ادامه ی زندگی، قطعا به دوره ی کارگردانی، فیلم نامه نویسی و شاید بازیگری میرم.
نه برای کارگردان شدن، نویسنده شدن یا بازیگر شدن؛ برای درست فهمیدن فیلم ها.‌
به خودتون زمان بدید
خودتونو سرزنش نکنید.
یکی الان یه چیزی براش روشن میشه ، از فردا میره باشگاه تا سه سال باشگاه رو ادامه میده.
یکیم امروز توانش اینه که از تخت بره دندوناشو مسواک بزنه. چون دو هفته ست مسواک نزده. چون از زندگی متنفره.
هر دوی این ها به یک اندازه آدمای خفنین.
"Madgal"
Forwarded from Back To Black🖤
اونایی که خانواده های مذهبی ندارن واقعا نصف راه خوشبختی و خوشحالی رو رفتن.
امیدوارم هر چه زودتر مشکلش حل بشه.
چون بوی عن میده.
چون خفه میشم هر وقت میاد اینجا.
جمع زیادی از بچه هایی که میان اینجا به این دلیل میان که پدر و مادر بلد نبودن بهشون "نه" بگن.
الان یکیشون اینجاست و داره درد زایمان میبره.
بوی عن هم میاد.
اگه به بچه ها تون نتونید "نه" بگید، بچه هاتون زبون نفهم میشن.
الان یکیشون اینجاست.
و خداروشکر ستاره اینجا نیست. چون وقتی این مورد از صبر من خارج شده و میتونم گلوشو بگیرم، ستاره اگر بود قطعا خودشو از پنجره(که بازش کردم تا بوی عن بره) پرت میکرد پایین.‌
پروردگار عزوجل طوری مراجع ها رو‌گلچین کرده که هر چی خوشگل و کراشه یا برای مشاوره ازدواج اومده یا برای حل کردن مشکل ازدواجش.
Forwarded from Gabbro
می‌خوای نبوسیده از دنیا بری؟
از واقعیت تلخ زندگی نگذر.‌
درواقع اصلا نمیشه گذشت.‌
وقتی یه چیزی سیاهه، هر چقدرم من به تو بگم: نههه داری اشتباه میکنی!
در نهایت اون سیاه میمونه.
از واقعیت تلخ زندگی نگذر.‌
ولی خودت رو هم سرزنش نکن.
حق داشتی.
بهترین کار رو کردی.
هر کس دیگه ایم جای تو بود همین کار رو میکرد.‌
یه جایی، دیگه ناراحت نیستی از کسایی که دیگه نیستن.
میبخشیشون و میگذری.
یه جایی دیگه دنبال تایید بقیه نیستی.
میخوای ببینی خودت چی دوست داری.
یه جایی دیگه دلت نمیخواد شبیه کسی بشی.
میخوای از هر کس خوبی هاش رو برداری و تایپ خودت رو بسازی.‌
یه جایی دیگه از تنهایی نمیترسی.
از این میترسی که از ترس تنها شدن، خودت رو جا بذاری.‌