خیلی خیلی وقت پیشا، مردم یه دهکدهای بودن خیلی بی اعتنا بودن. هرچقدر کدخدا بهشون میگفت:«عزیزان، از صندوق انتقادات و پیشنهادات نصب شده در میدان اصلی دهکده(نمیدونم دهکده های میدان دارم یا نه. این داره.) استفاده کنید و با من حرف بزنید.» مردمان همچنان بی اعتنایی میکردن. کدخدا به ستوه اومده بود. چند بار صندوق انتقادات رو عوض کرد شاید صندوق مشکل داشت. توفیری نشد که نشد. روی تابلوی اعلانات میدان موضوعات مختلف برای گفتگو نصب میکرد. نشد که نشد.
میدونید تهش چی شد؟
میدونید تهش چی شد؟
بدترین اتفاقی که ممکن بود برای مردم دهکده افتاد... انقدر بد که هیچکس به زبون نمیوورد.
چون هیچکس به زبون نمیوورد منم نمیدونم چیشد.
به چیز خاصی اشاره نداشتم.
چون هیچکس به زبون نمیوورد منم نمیدونم چیشد.
به چیز خاصی اشاره نداشتم.
بدون منظور بود داستان. حالتون چطوره حالا.
https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-726212-NFJUjQv
https://telegram.me/BiChatBot?start=sc-726212-NFJUjQv
Telegram
برنامه ناشناس
بات پیام ناشناس
Forwarded from tiktok ᓚᘏᗢ🖤 (𝗀𝗐𝖾𝗇⋆)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#Earth 😭
انقد موقع درست کردن اینا عصبانی و ناراحتم که حس میکنم اگه هدیشون بدم شخص گیرنده نفرین میشه.
انقد بخاطر استرس همه جام درد میکنه حس میکنم همین الانه الان زایمان کردم.
👾3