حدس بزنید کی ساعت ۵ پاشد درس بخونه ولی نخوند😎 عوامل بیگانه و دخالت کشور های خارجی این اجازه رو بهم نداد😔
درسته امتحان زبانه ولی باید از محتوای کتاب مطلع باشم حداقل.
And hear me out my sons
هروقت فکر کردید یه چیزی بلدید و امتحانشو خوب میدید بدونید قراره از میزان خراب کردنش تا مدت ها توی شوک باشید.
درسته امتحان زبانه ولی باید از محتوای کتاب مطلع باشم حداقل.
And hear me out my sons
هروقت فکر کردید یه چیزی بلدید و امتحانشو خوب میدید بدونید قراره از میزان خراب کردنش تا مدت ها توی شوک باشید.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اما من تسلیم اعمال پلید وی نشدم! طی اقداماتی استراتژیک و هوشمندانه، وی را نرم نرمک تحت سلطه و نفوذ خود دراووردم.
#yuki
#yuki
❤3🥰1
Forwarded from Sorry,What did u say?
موهای کوتاهش توی هوا پریشون بود. تنها چیزی که از اون فاصله ازش دیده میشد همین بود. معلوم نبود داره چیکار میکنه. اولش شبیه یه موجود ترسناک بود ولی وقتی نزدیک میشدی یه موجود با موهای حالت دار کمی پف کرده میدیدی که با جدیت خاصی داره کارش رو انجام میده. هر از چند دقیقه ای عینکش رو در می اورد و اطراف رو نگاه میکرد. بعد دوباره رو چشماش میزاشتش و نگاهش رو به آسمون شب میدوخت.هر بار دستاشو به سمت آسمون میبرد و یکی از ستاره ها رو تو دستش مشت میکرد. ستاره ها میخندیدن. به نظر نمیومد کاری که داره انجام میده اشتباه باشه. بعدش هم با نوازش و به ارومی ستاره ها رو توی شیشه مربای توت فرنگی از قبل خالی شده مینداخت.شیشه مربا رو با چهار تا ستاره پر کرد و درش رو بست. بعدش جلوی چشمش گرفتش و با ذوق به نورش خیره شد.دستاش رو بالا برد و شروع به چرخیدن کرد. صدای خنده خودش و ستاره ها زیادی گوش نواز بود.به سمتش رفتم.
-داری چیکار میکنی؟
حرف نزد و شیشه رو به دست من داد و شروع به چرخوندنم کرد.خندیدم. لذت بخش بود.
+من هم میخوام یه روزی ستاره بشم. قول بده که بهم سر بزنی و باهام بازی کنی.
@Blankforwhile
-داری چیکار میکنی؟
حرف نزد و شیشه رو به دست من داد و شروع به چرخوندنم کرد.خندیدم. لذت بخش بود.
+من هم میخوام یه روزی ستاره بشم. قول بده که بهم سر بزنی و باهام بازی کنی.
@Blankforwhile