گفتم برا اینکه حواسم با نقاشی پرت نشه بجا کاغذ و مداد رو طلق کلاسور و با ماژیک وایتبرد حل کنم مسئله هارو، دو دقیقه بعد:
(سخت بود ولی توانستم.ه ه)
#drawing
(سخت بود ولی توانستم.ه ه)
#drawing
❤3👍1
امروز تلگرامو پاک کرده بودم تازه نصب کردم، یطوری پیام زیاد اومده که دلم میخواد باز حذف کنم... بگذریم
بین درست یمش چرت و پرت کشیدم. Noice
#drawing
بین درست یمش چرت و پرت کشیدم. Noice
#drawing
❤4
Forwarded from Bobo the Angsty Bat (Sherl)
آدمهایی که روی انتخاب کلماتشون فکر و حساسیت به خرج میدن، واقعا جذابن.
👍1
Forwarded from House of Cat
• حالا که فصل امتحاناس و داریم به کنکور نزدیک میشیم، بیاین کرکترای خودتونو سر کنکور یا هر آزمون مهم دیگهای تصور کنید.
برای چه رشتهای دارن امتحان میدن؟ سر جلسه چطور واکنش و رفتاری دارن؟ به نظرتون از پس امتحان بر میان یا نه؟ 🦐
برای چه رشتهای دارن امتحان میدن؟ سر جلسه چطور واکنش و رفتاری دارن؟ به نظرتون از پس امتحان بر میان یا نه؟ 🦐
اهم اهم
خب ایوین کنکور انسانی میده، میخواد بره رشته ادبیات. خب ،از پسش برنمیاد بااینکه علاقش از بچگی بوده و یطورایی از بچگی با ادبیات و این حرفا بزرگ شده، قرار نیست بقیه درسا رو خوب بلده باشه. بیخیالش میشه و به کارش تو کتابفروشی ادامه میده
ادن هم کنکور انسانی چون که قطعا میخواد بره حقوق بخونه(البته همین الانم چیزه، دانشجو حقوقه) خب... زیادی خرخونه ، ازینا که رتبش تک رقمی میشه، میگه: اوه... که اینطور. سر امتحانم ارومه.
ادلر... خب ادلرم که... از بچگی مخ و این حرفا بوده ، تو همچی عالی، کنکور تجربی میده برای رشته روان پزشکی. همچیو کاملا برنامه ریزی کرده و طبق برنامه ریزیش پیش میره. «همه چی تحت کنترله»
و اینجا روان رو داریم که به زور خوندن نوشتن بلده، تو درس و این حرفا خوب نیست چهار پنج بار کنکور هنر میده ، ولی نمیتونه. خیلیم براش مهم نیست. خودش طراحی لباس رو ادامه میده، کارش خوبه.
لیامم میخواد در بره از امتحان دادن، چون... « این چرت و پرتا چین!؟» ولی خب نوئل خفتش میکنه به زور میبرتش ،لیامم سر لجبازی میشینه رو کل برگه پاسخنامه یه پرونده که تازه خونده رو مینویسه. سعی میکنه ازش سر دربیاره.همینطوری رندوم.ولی نوئل میفهمه و با تهدید اینکه از خونه پرتش میکنه بیرون مجبورش میکنه سال بعد کنکور بده باز. تهشم یه رشته الکی میزنه، پنچر گیری تانکی چیزی.
خود نوئلم خیلی شیک و مث ادم امتحانشو میده. نمیدونم چه رشتهای یا کنکور چی، میخواد وارد دانشگاه نظامی شه به هرحال.
الیسان نمیره سر جلسه. رفته بود موزه دوباره.
پاریس خیلی استرس داره، ولی خب وانمود میکنه ریلکسه، ولی انقد🤏 دیگه مونده پس بیفته .سوالارو که میزارن جلوش اصلا نمیفهمه داره چیکار میکنه . ولی خب قبول میشه. رشتش ریاضیه.
+ بعد امتحان الیسان میره دنبال پاریس ، ولی خب دورش خیلی شلوغه . منتظر میمونه دورش خلوت شه، میبرتش بیرون. سعی میکنه از فکر درش بیاره، موفقم هست. میرن ناهار میخورن. دوباره به زور میبرتش موزه. الیسان میره وسایلی رو که میخواد میخره. شبم میرن کنار یه دریاچه. (ولم کنید تا یک ساعت دیگه ادامش میدم. پس نه)
خب ایوین کنکور انسانی میده، میخواد بره رشته ادبیات. خب ،از پسش برنمیاد بااینکه علاقش از بچگی بوده و یطورایی از بچگی با ادبیات و این حرفا بزرگ شده، قرار نیست بقیه درسا رو خوب بلده باشه. بیخیالش میشه و به کارش تو کتابفروشی ادامه میده
ادن هم کنکور انسانی چون که قطعا میخواد بره حقوق بخونه(البته همین الانم چیزه، دانشجو حقوقه) خب... زیادی خرخونه ، ازینا که رتبش تک رقمی میشه، میگه: اوه... که اینطور. سر امتحانم ارومه.
ادلر... خب ادلرم که... از بچگی مخ و این حرفا بوده ، تو همچی عالی، کنکور تجربی میده برای رشته روان پزشکی. همچیو کاملا برنامه ریزی کرده و طبق برنامه ریزیش پیش میره. «همه چی تحت کنترله»
و اینجا روان رو داریم که به زور خوندن نوشتن بلده، تو درس و این حرفا خوب نیست چهار پنج بار کنکور هنر میده ، ولی نمیتونه. خیلیم براش مهم نیست. خودش طراحی لباس رو ادامه میده، کارش خوبه.
لیامم میخواد در بره از امتحان دادن، چون... « این چرت و پرتا چین!؟» ولی خب نوئل خفتش میکنه به زور میبرتش ،لیامم سر لجبازی میشینه رو کل برگه پاسخنامه یه پرونده که تازه خونده رو مینویسه. سعی میکنه ازش سر دربیاره.همینطوری رندوم.ولی نوئل میفهمه و با تهدید اینکه از خونه پرتش میکنه بیرون مجبورش میکنه سال بعد کنکور بده باز. تهشم یه رشته الکی میزنه، پنچر گیری تانکی چیزی.
خود نوئلم خیلی شیک و مث ادم امتحانشو میده. نمیدونم چه رشتهای یا کنکور چی، میخواد وارد دانشگاه نظامی شه به هرحال.
الیسان نمیره سر جلسه. رفته بود موزه دوباره.
پاریس خیلی استرس داره، ولی خب وانمود میکنه ریلکسه، ولی انقد🤏 دیگه مونده پس بیفته .سوالارو که میزارن جلوش اصلا نمیفهمه داره چیکار میکنه . ولی خب قبول میشه. رشتش ریاضیه.
+ بعد امتحان الیسان میره دنبال پاریس ، ولی خب دورش خیلی شلوغه . منتظر میمونه دورش خلوت شه، میبرتش بیرون. سعی میکنه از فکر درش بیاره، موفقم هست. میرن ناهار میخورن. دوباره به زور میبرتش موزه. الیسان میره وسایلی رو که میخواد میخره. شبم میرن کنار یه دریاچه. (ولم کنید تا یک ساعت دیگه ادامش میدم. پس نه)
❤6