⋆دخترِ رهبرِ سیرک⋆ – Telegram
⋆دخترِ رهبرِ سیرک⋆
162 subscribers
4.02K photos
265 videos
8 files
296 links
Download Telegram
هرچی دارم میدم فقط من رو برگردونید به Au تو خوابم.
یه ترکیبی از کوچه دیاگون و هوای همیشه ابری بود با یه دنیای خیلییی مدرن. مثلا کف خیابون سنگفرش بود، و یه سری مترو تک نفره داشت که شبیه کپسول بود.
الف و انسان باهم زندگی میکردن ولی هممون یه نژاد خاص بودیم‌. تو خونمون یه مقدار کم از یه ماده بود که باعث میشد آسیب هایی که میبینیم زود درمان شه. اسم مادهه یادم نیست ،ولی سمی بود و یه مقدار زیاد ازش باعث میشد یچیزی ابدی شه. تو آزمایشگاه یه رو سری وسیله امتحانش کرده بودن ولی خب خیلی سمی بود و غیر قابل استفاده ‌.
بقیشم شکر خدا یادم نیست. فقط یادمه یه پسره بود میتونست انرژی های طبیعی مثل نورخورشید رو بازسازی کنه.
2
قبلش چند نفر بودیم تو یه خونه حبس بودیم. یا بهتره بگم هیچکی تلاش نمیکرد بره بیرون. من رفتم پیش اون چند نفر که خیلیم آدمای خوبی نبودن تا زنده بمونم. کلا خونهه یه دنیای دیگه بود و شبیه یه survival simulator بود‌.
آخر خونهه اون پسررو پیدا کردم. بعد باهم از ساختمون رفتیم بیرون. بدون هیچ مشکلی. بعد وارد این دنیاعه شدیم‌.
مثل اینکه دنیاعه یه قدمت تاریخی داشته ولی یه سری بخش ها و مردمش ازش جدا شده بودن و یه سری از کشورای امروزی رو تشکیل داده بودن‌ یکیش ایران بود😂. خلاصه دوباره همه مردمشون رو پس گرفته بودن دیگه. ما چند نفرم نتونسته بودیم برسیم به دنیاعه، از دنیای خودمون خارج شده بودیم و یجایی وسط مرز بین این دوتا بودیم.
3
یکم ناراحتم هیچکس هیچوقت بهم نگفته بود کشیدن کاراکترای کونان انقد کیف داره.
#drawing
7
Did you ever find the cooler version of your self, and wanted to be friend with that person so bad but that person didn't want to?
Cough cough
کسی beyond the boundary دیده؟
#drawing
7👍3
Audio
【MV】MARiA 「カフェラテのうた feat. luz」【Moments】

#music
1
عینکم رو گرفتم. چند ماهی میشه اینطوری واضح ندیدم.
هول کردم یه لحظه وقتی عینکو زدم ، دوباره ورش داشتم، عادت نداشتم. فقط یکم مونده بود گریم بگیره.
با ذوق به همه داشتم میگفتم.
وای پسر چقد همچی شفافه!
1
⋆دخترِ رهبرِ سیرک⋆
یکی از کارمندای همینجا نشست اینجا سر خورد پایین. خیلی باحال بود. منم اومدم امتحان کنم ،به طرز مضحکی داشتم میرفتم تو دیوار. سعی کردم عادی جلوه بدم. Mission failed.
ایندفعه ازینجا اومدم پایین😎همه زیادی elegant بودن‌. مخصوصا اینکه طبقه پایین تئار بود. منم با تیشرت و پیرهن داشتم هی از نرده های پله سر میخوردم هی برمیگشتم از اول. خب بیخیال مطمئنم پنجاه درصد ادمای اونجا دلشون میخواسته همچین کاری کنن ولی نکردن😎
but I did.
1
Forwarded from ÆTT
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
You know,There are times when things don't seem real
For me, this time was one of them.
(بله، دستی لرزان)
1
راستی، اینو.
For lil humans
#photo
1