⋆دخترِ رهبرِ سیرک⋆ – Telegram
⋆دخترِ رهبرِ سیرک⋆
162 subscribers
4.02K photos
265 videos
8 files
296 links
Download Telegram
دوست داشتید رنگ کنید.
به منم نشون بدید.
(میتونید تو ibis paintبزنید رو extract line همون اول نوتیفش میاد. بعد رنگ کنید.)
سلام. حدس بزنید چی.
ساعت دوازده نصف شب تصمیم گرفتم برم اینو از تو انبار پیدا کنم و سر همش کنم. اشاره نکنم تو انبار همچی داشت میومدم رو سرم که خودم رو نجات دادم.
پس از بدبختی فراوان، تونستم سر همش کنم!
و خب بعدش چی؟
🔥1
داشتم میگفتم، پس از تلاش یکم فراوان سر هم شد. ولی مشکل اصلی شروع شد
ایشون ستاره‌ی هدف بودن. هرکارییی کردم پیداش نکردم. و خب مشخصا کار هر کس نیست خرمن کوفتن پس شاید لنزارو اشتباه گذاشته بودم.
در نتیجه بالاخره رفتم سراغ کاغذ راهنماش
تنها چیزی که دسگیرم شد این بود که باید اول باred dot finder پیداش کنم.
بگذریم که برا سرهم کردنش دستم زخم شد تهشم با دندون پیچشو باز کردم. سفت بود.
پیداش کردم. بعد باید با لنز اصلی پیداش میکردم. یک ساعت تموم داشتم میگشتم، هی لنز عوض کردم.
و درنهایت ، نشد.
2
در نهایت به سیاحت منازل اطراف پرداختم.
این تو لنزس.
خلاصه تهش گشنه و تشنه بعد یک ساعت خورده ای درحالی که فردا ساعت هشت کلاس دارم برگشتم بالا.
و خیلی خاکی شدم. خستم شد رسما کف زمین دراز کشیدم.
اون وسط همسایمون هم اومد یه سرک کشید بعد برگشت در خونشونو شیش قفله کرد.
نایس.
2
Forwarded from Daily name (Asmα)
°یه نقاشی کیوت از گربه بکشم

°با دوستم مسابقه ی زو بدیم

°برم نمایشگاه گل و گیاه

°دستور پخت یه غذای خوشمزه رو یاد بگیرم

°به مامانم تو آب دادن به گیاه ها کمک کنم

𝐔𝐍𝐒𝐀𝐈𝐃
داشتم اهنگ گوش میدادم هیمنطوری اینارو کشیدم.
In the middle of the night کاور ژاپنی
شونصد بار گوشش کردم راستش.
بازم باید گوش بدم.
#drawing
7
Here what you wanted . Alexander the first
بجاش وقتی دیدمت باید بزاری کتت رو بپوشم. منم میخوام کت شلوار.
#drawing
9
مستأجر برقع پوش(البته این برقع نیست ولی حس کردم تور براش بهتره تو اون زمان.)
یکی از داستانای شرلوک بود.
این بانو و شوهرشون قبلا صاحب سیرک بودن.
4👍2🤩1
Forwarded from Anaki's teapot
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فرزندانم متیو و بئاتریس
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من وقتی ساعت دو ظهر تو اوج گرما، وقتی بارون میاد، شبا و صبح زود میرفتم بیرون تا به گربه ها غذا بدم چون میدونستم بجز من احمق هیچکی اون ساعت نمیاد تو کوچه.
👍1
این داستانه از زبون خود شرلوکه . قلبم قلبم. طوری که از جان تعریف میکنه.
خدایا ،شرلوک»»»
میتونم تصور کنم چقد سر نوشتن این داستان جون کنده تا برا بقیه قابل فهم باشه و خوششون بیاد. خدایا کیوت.
(یاد اوری به خودم که فقط یه فکشنال کرکتره.)
1
Forwarded from Suta
اشک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دوتا اوتایته کیوته جدید پیدا کردم. هپی.
And these two are similar to me and my frien- cough cough I mean my enemy.