یچیزی فهمیدم این وسط، طی این همه اقتباس شخصیت شرلوک دچار مبالغهی زیادی شده. شخصیتش تو کتاب خیلی به قول معروف نرمال؟ تر بود . یعنی اونقدراهم غیر اجتماعی نیست.
مثلا وقتی بعد بازنشستگیش از لندن رفت و جان رو کم میدید، تونسته بود دوست پیدا کنه و این حرفا. به غیر از اون برخوردش با مردم بهتر از سریال بود. با ملاحظه تر بود و سرگرمیاش مثل بقیه مردم اون زمان بود، اپرا ، شنا کردن، ماهیگری.
راستش اون شرلوکی که دستخوش مبالغه شده بود رو بیشتر دوست دارم.
ولی همچنان معماهاش رو دوست دارم. یه سادگی خاصی دارن و در عین حال دور از ذهن هستن.
یعنی برا حل کردنشون نباید همچی رو برا خودت پیچیده کنی.
مثلا وقتی بعد بازنشستگیش از لندن رفت و جان رو کم میدید، تونسته بود دوست پیدا کنه و این حرفا. به غیر از اون برخوردش با مردم بهتر از سریال بود. با ملاحظه تر بود و سرگرمیاش مثل بقیه مردم اون زمان بود، اپرا ، شنا کردن، ماهیگری.
راستش اون شرلوکی که دستخوش مبالغه شده بود رو بیشتر دوست دارم.
ولی همچنان معماهاش رو دوست دارم. یه سادگی خاصی دارن و در عین حال دور از ذهن هستن.
یعنی برا حل کردنشون نباید همچی رو برا خودت پیچیده کنی.
👍2❤1
اینو میخواستم به یکی هدیه بدم ولی اونقد که میخواستم خوب نشد پس شما ببینیدش.
❤11🤯1
Forwarded from ⋆دخترِ رهبرِ سیرک⋆
Just don't hurt yourself to receive love and kindness from others.
Instead,Try to be kind with your self, cherish your self
Instead,Try to be kind with your self, cherish your self
❤2
Forwarded from ⋆دخترِ رهبرِ سیرک⋆
Just go and find what you like and what makes you happy .
You're the most precious existence in your own life.
You're the most precious existence in your own life.
❤3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
انگاری با شیلنگ داشتن آب میپاشیدن. الانم هوا افتابیه👍
میگم اگه قراره همینطوری هی فن ارت و ادیت گنشین ببینم، میشه یکی حداقل داستانشو برام تعریف کنه؟
👍5
دوباره یهویی بارون شدید چند دقیقه ای گرفت.دیروز میخواستم برم رو پشت بوم زیر بارون ولی دیر رفتم . بارون قطع شده بود.
امروز زود با همون لباسایی که تنم بود دوییدم رفتم. رسما موش آبکشیده شدم. بعد مه اومد پایین تا رو پشت بوم هم اومد.
دلم نمیخواست بیام ولی داشتم یخ میزدم رسما.
پسر این یکی از بهترین خاطره های زندگیم بود.امیدوارم همه سالم باشن تا همینطوری به عنوان خاطره خوب ازش یاد کنم.
(Being happy but suddenly remember about Flood)
امروز زود با همون لباسایی که تنم بود دوییدم رفتم. رسما موش آبکشیده شدم. بعد مه اومد پایین تا رو پشت بوم هم اومد.
دلم نمیخواست بیام ولی داشتم یخ میزدم رسما.
پسر این یکی از بهترین خاطره های زندگیم بود.امیدوارم همه سالم باشن تا همینطوری به عنوان خاطره خوب ازش یاد کنم.
(Being happy but suddenly remember about Flood)
❤4