توراه که میرفتیم یه پیرزن صدا زد که بیاید چای و گلاب. تازه داشتن وسایلشون رو آماده میکردم عرق گیری کنن. یه پیرمرد و پیرزن با نوشون . خیلی مهربون و گرم بودن، لهجشون هم خیلی شیرین بود. کلی حرف زدیم. چندتا عرقیات هم اووردن بچشیم. چای هم خیلی خوشمزه بود. دیگه چندتا عرق گرفتیم اومدیم. دقیقا پشت مغازشون یه باغ بود. خیلی ناز بودن خلاصه.
همیشه از پیرزن و پیرمردا تو شهرای کوچیک خاطرهی خوبی دارم. خیلی صمیمی هستن.
همیشه از پیرزن و پیرمردا تو شهرای کوچیک خاطرهی خوبی دارم. خیلی صمیمی هستن.
❤10
⋆دخترِ رهبرِ سیرک⋆
بجاش بیاید بگم امروز چخبر. ادامه داره ولی کاغذم تموم شد.
بقیش:
هنوزم تو پنیکم البته. اگه دقیقا اول مدارس سرما بخورم خودمو میکشم
هنوزم تو پنیکم البته. اگه دقیقا اول مدارس سرما بخورم خودمو میکشم
❤4
Forwarded from yama⋆
Our patience is waning, is this entertaining?????
#MAHSAAMINI
#MAHSAAMINI
Forwarded from Archive. (River)
How can you harm a living thing, thinking that it′s your right?
How can you defile a life, deprive it of innocence?
For too long you have gotten away with murder
A fitting justice would be your painful execution
It′s not that I take life for granted
It's only that the good won′t make it
Innocence dies while villainy thrives.
#art❤3
More reactions available now. for ppl who disagree with me or think im a clown.
Or tired ppl.
Or tired ppl.
🥱2🍓2🤔1😱1🤡1💔1