Forwarded from Phantom of soap opera (Suta)
سارا انگشتره با نگین یاقوت کبود، ظریف کاری زیادی داره اما چشم به سمت همون نگین ابی براقش جلب میشه.متعلق به یه بانوی جوان نون فروش که هیچکس گذشتشو نمیدونه و این انگشتر با زنجیر نقره ای همیشه تو گردنشه.
🐳1
Forwarded from Phantom of soap opera (Suta)
الکس یه ساعتِ جیبی که صدای تیک تاک بلندی داره. ولی صدای تیک تاکش آزار دهنده نیست و همه زود به صداش عادت میکنن. فلزش سیاهه و براق و صیقلی بجز پایین درش که یه تاریخ حک شده. ساعت متعلق به یه مرد جوانِ که ساکنِ لندنه. کارش ترجمه هست و با وجود اینکه همیشه این ساعت رو داره بازم برای قرارهای ملاقاتش دیر میرسه.
Forwarded from Phantom of soap opera (Suta)
اتریااا
کفش الستار یه لنگه سفید یه لنگه سیاه با رگه های قرمز. کفشا همیشه رو شلف اتاقن. آخرین جفت ازون مدل بودن. متعلق به یه دختر بیست سالن که تونسته تو یه مزایده بخرتشون خودشم نمیدونه چرا اونارو خریده ولی مطمئنه کار درستی کرده و اگه کاری تو زندگیش باشه که اصلا از انجامش پشیمون نشده خرید همون کفشاست.
کفش الستار یه لنگه سفید یه لنگه سیاه با رگه های قرمز. کفشا همیشه رو شلف اتاقن. آخرین جفت ازون مدل بودن. متعلق به یه دختر بیست سالن که تونسته تو یه مزایده بخرتشون خودشم نمیدونه چرا اونارو خریده ولی مطمئنه کار درستی کرده و اگه کاری تو زندگیش باشه که اصلا از انجامش پشیمون نشده خرید همون کفشاست.
Forwarded from Phantom of soap opera (Suta)
اسکای یه شنل سیاه بلنده.از جنس ساتن ولی ضخیم تر. ولی در واقع سمت دیگه شنل یه کهکشانه. شنل متعلق به یه جادوگره دوره گرد و معروفه. از توی شنل کلی چیز میز در میاره و هرکی ازش میپرسه چطوری، میگه من فقط دستم رو به سمت آسمون دراز میکنم و این آرزو های شماست که باعث میشه من بتونم بهتون هدیهای بدم.
Forwarded from Phantom of soap opera (Suta)
خب. آنا یه جعبست(it sounds weird when I say it like this)
نه فقط یه جعبه، یه جعبه با وسایل توش. توش مجسه های سفالی رنگی رنگیه. کلی زیرورآلاتی رنگارنگی که هیجا ندیدید. گلای خشکی که توی شیشه هستن. حتی اسباب بازیایی که بچه ها براشون میمیرن. چندتا شیشه ابنبات و کلوچه. چندتا کتاب کودک. کلاهای عجیب غریبی که انگاری از مد هتر خریده شدن. اگه خوب بگردید میتونید عینکای خاصی پیدا کنید. خلاصه جعبه هیچوقت شمارو ناامید نمیکنه.
جعبه تو اتاق زیر شیروونیه یه خونه وسط جنگله. یه پسر بچه همیشه سعی میکنه بره سراغش. از نردبون میره بالا، در اتاق زیر شیروونی رو باز میکنه...
و یهو بوم! یه قورباغه میپره رو صورتش!
نه فقط یه جعبه، یه جعبه با وسایل توش. توش مجسه های سفالی رنگی رنگیه. کلی زیرورآلاتی رنگارنگی که هیجا ندیدید. گلای خشکی که توی شیشه هستن. حتی اسباب بازیایی که بچه ها براشون میمیرن. چندتا شیشه ابنبات و کلوچه. چندتا کتاب کودک. کلاهای عجیب غریبی که انگاری از مد هتر خریده شدن. اگه خوب بگردید میتونید عینکای خاصی پیدا کنید. خلاصه جعبه هیچوقت شمارو ناامید نمیکنه.
جعبه تو اتاق زیر شیروونیه یه خونه وسط جنگله. یه پسر بچه همیشه سعی میکنه بره سراغش. از نردبون میره بالا، در اتاق زیر شیروونی رو باز میکنه...
و یهو بوم! یه قورباغه میپره رو صورتش!
🍓1
Forwarded from Phantom of soap opera (Suta)
رعنااا
رعنا یه رول فیلمِ. ازین فیلمای نگاتیو قدیمی. ازین فیلمایی که توی آخر دنیا پیدا میشن. سبز و غبار گرفته. بوی خورشید میده فیلم. گرمای خورشید تو یه روز زمستونی سرد. توی فیلم پر صداهایی که همزمان هم آدم رو ناراحت میکنن هم خوشحال. صدای زندگی وقتی همچی تموم شده.
حلقهی فیلم توی یه سینما جا مونده. آخرین فیلمی بوده که پخش میشده. هنوز همون جاست ولی تماشا چیای نداره.
رعنا یه رول فیلمِ. ازین فیلمای نگاتیو قدیمی. ازین فیلمایی که توی آخر دنیا پیدا میشن. سبز و غبار گرفته. بوی خورشید میده فیلم. گرمای خورشید تو یه روز زمستونی سرد. توی فیلم پر صداهایی که همزمان هم آدم رو ناراحت میکنن هم خوشحال. صدای زندگی وقتی همچی تموم شده.
حلقهی فیلم توی یه سینما جا مونده. آخرین فیلمی بوده که پخش میشده. هنوز همون جاست ولی تماشا چیای نداره.
پیرو شیرکاکائو
یه گردونه شانس. گردونه های شانس معمولا رنگای مختلفی دارن یا روی هر قسمت چیز متفاوتی نوشته شده. ولی این یکی همه قسمت هاش شبیه به هم دیگست. و درواقع هیچوقت نمیتونید بشمارید که دقیقا چند قسمته. یا خساب قسمت ها وسط شمردن از دستتون در میره یا هر دفعه که بشمارید عوض میشه.
این گردونه آخر آخر یه شهربازیه. کنار فنس ها. کنار گردونه یه توضیح نوشته شده: هر قسمتی که بیفته بهتون، فردای اون روز یه اتفاق خوب براتون میفته. شاید یه آرزو براورده شه. شاید پول شاید کسی رو ببینید که همیشه میخواستید ببینید. شاید زندگیتون عوض شه. ولی فقط یدونه قسمت از گردونه هست که باعث میشه یه اتفاق خیلی بد براتون بیفته. یه اتفاقی که شاید باعث شه حتی بعد از مرگ هم آروم نباشید.
حالا چیکار میکنید، آیا گردونه رو میچرخونید؟
یه گردونه شانس. گردونه های شانس معمولا رنگای مختلفی دارن یا روی هر قسمت چیز متفاوتی نوشته شده. ولی این یکی همه قسمت هاش شبیه به هم دیگست. و درواقع هیچوقت نمیتونید بشمارید که دقیقا چند قسمته. یا خساب قسمت ها وسط شمردن از دستتون در میره یا هر دفعه که بشمارید عوض میشه.
این گردونه آخر آخر یه شهربازیه. کنار فنس ها. کنار گردونه یه توضیح نوشته شده: هر قسمتی که بیفته بهتون، فردای اون روز یه اتفاق خوب براتون میفته. شاید یه آرزو براورده شه. شاید پول شاید کسی رو ببینید که همیشه میخواستید ببینید. شاید زندگیتون عوض شه. ولی فقط یدونه قسمت از گردونه هست که باعث میشه یه اتفاق خیلی بد براتون بیفته. یه اتفاقی که شاید باعث شه حتی بعد از مرگ هم آروم نباشید.
حالا چیکار میکنید، آیا گردونه رو میچرخونید؟
Telegram
:3
@insane1ghost
*اگر برای نقاشی امده اید به ان سو بروید👆
t.me/HidenChat_Bot?start=1169331673
لینک ناشناس
یه جمع مستیم یا یا
جواب چالش بهم بگید یادم میره😭
*اگر برای نقاشی امده اید به ان سو بروید👆
t.me/HidenChat_Bot?start=1169331673
لینک ناشناس
یه جمع مستیم یا یا
جواب چالش بهم بگید یادم میره😭
❤1
Ella
یه آویز که به چهارچوب پنجره وصل میشه. بهش یه مَنگوله خیلی خیلی نرم و ابریشمی وصله. با سنگای کریستالیای که تو نور، رنگای متخلف رو منعکس میکنن روی زمین. حتی شب ها هم میدرخشه و انگاری نور نقرهای از خودش ساتع میکنه.
یه خونه سفید و نوساز طبقه آخر یه آپارتمان هست. آپارتمانایی که درشون جداعه و با راه پله از خیابون مستقیم میشه رسید بهشون. پنجره همیشه بازه با یه پرده سفید. صدایی که آویز درست میکنه همیشه باعث میشه رهگذرا یکم وایسن و بالا رو نگاه کنن. دنبال منبع صدا بگردن و با خودشون فکر کنن اون صدارو قبلا کجا شنیدن. ولی صدا طوری آرومشون میکنه که انگار با خودش جادو داره. ولی یادشون نمیاد کجا اون رو شنیدن...
یه آویز که به چهارچوب پنجره وصل میشه. بهش یه مَنگوله خیلی خیلی نرم و ابریشمی وصله. با سنگای کریستالیای که تو نور، رنگای متخلف رو منعکس میکنن روی زمین. حتی شب ها هم میدرخشه و انگاری نور نقرهای از خودش ساتع میکنه.
یه خونه سفید و نوساز طبقه آخر یه آپارتمان هست. آپارتمانایی که درشون جداعه و با راه پله از خیابون مستقیم میشه رسید بهشون. پنجره همیشه بازه با یه پرده سفید. صدایی که آویز درست میکنه همیشه باعث میشه رهگذرا یکم وایسن و بالا رو نگاه کنن. دنبال منبع صدا بگردن و با خودشون فکر کنن اون صدارو قبلا کجا شنیدن. ولی صدا طوری آرومشون میکنه که انگار با خودش جادو داره. ولی یادشون نمیاد کجا اون رو شنیدن...
❤1
https://news.1rj.ru/str/Agujero4
ماشین تایپ. یه ماشین تایپ که همیشه روی یه میز چوبیه. دقیقا جلوی پنجره. متعلق به یه معلمه. از معلمی خوشش نمیاد ولی برای اون زمان بهترین شغلی هست که میتونه به عنوان یه زن داشته باشه. ماشین تایپ رو سالهای سالِ که داره. از وقتی بچه بوده براش پول جمع میکرده تا بالاخره تونسته بخرتش. شب ها خسته برمیگرده ، موهاش رو بالای سرش گوجه میبنده و گرد خاک رو از روی ماشین تایپ پاک میکنه. و شروع میکنه به نوشتن. بعضی وقتا با ماشین تایپ حرف میزنه و از اون نظر میخواد.
امیدوارم یک روز کتابش چاپ بشه ولی اگه نشد، ماشین تایپ تنها کسی هست که داستانش رو میدونه و شنیده.
ماشین تایپ. یه ماشین تایپ که همیشه روی یه میز چوبیه. دقیقا جلوی پنجره. متعلق به یه معلمه. از معلمی خوشش نمیاد ولی برای اون زمان بهترین شغلی هست که میتونه به عنوان یه زن داشته باشه. ماشین تایپ رو سالهای سالِ که داره. از وقتی بچه بوده براش پول جمع میکرده تا بالاخره تونسته بخرتش. شب ها خسته برمیگرده ، موهاش رو بالای سرش گوجه میبنده و گرد خاک رو از روی ماشین تایپ پاک میکنه. و شروع میکنه به نوشتن. بعضی وقتا با ماشین تایپ حرف میزنه و از اون نظر میخواد.
امیدوارم یک روز کتابش چاپ بشه ولی اگه نشد، ماشین تایپ تنها کسی هست که داستانش رو میدونه و شنیده.
❤1
https://news.1rj.ru/str/namitronActivatted
یه جعبه موزیکال. جعبه از فلز ساخته شده و نقره ایه. ساده ساده. رو سرش به ستاره حک شده و قفل داره. این جعبه موسیقی هر وقت که درش رو باز کنید، آهنگی که پخش میکنه بر اساس روح اون فرد هست. البته ممکنه برای هر فرد هم آهنگ عوض شه. یه طورایی با آهنگاش روح هر فرد رو نشون میده ولی روح هر شخص که همیشه یه شکل نیست. وقتی در جعبه رو باز کنید، داخلش یه کاغذ هست که نوت های اون موسیقی رو نوشته و باتوجه به موسیقی عوض میشه.
جعبه متعلق به یه پیرمرد عتیقه فروشه و همیشه توی ویترینه. کلیدش همیشه دور گردنشه. و خب هیچکس نتونسته از ساز و کار جعبه سر در بیاره.
یه جعبه موزیکال. جعبه از فلز ساخته شده و نقره ایه. ساده ساده. رو سرش به ستاره حک شده و قفل داره. این جعبه موسیقی هر وقت که درش رو باز کنید، آهنگی که پخش میکنه بر اساس روح اون فرد هست. البته ممکنه برای هر فرد هم آهنگ عوض شه. یه طورایی با آهنگاش روح هر فرد رو نشون میده ولی روح هر شخص که همیشه یه شکل نیست. وقتی در جعبه رو باز کنید، داخلش یه کاغذ هست که نوت های اون موسیقی رو نوشته و باتوجه به موسیقی عوض میشه.
جعبه متعلق به یه پیرمرد عتیقه فروشه و همیشه توی ویترینه. کلیدش همیشه دور گردنشه. و خب هیچکس نتونسته از ساز و کار جعبه سر در بیاره.
Telegram
」(。。)ior
She/them
So sooo me…
So sooo me…
❤2
https://news.1rj.ru/str/DailyLilian
یه بسته کارت بازی. کارت ها کلی نقاشی مختلف روشونه و رنگارنگن ولی هارمونی خاصی دارن. بازی روش خاصی نداره. میتونید هرجور میخواید باهاش بازی کنید. کارت ها باهاتون همکاری میکنن. کارت ها متعلق به دوتا پسر دوقلو هستن. میتونید باهاشون بازی کنید اوناهم اگه برنده شدید براتون یه لطیفه میگن. اگه ببازید یدونه از کارت هارو بهتون میدن. به هرحال دو سر برده. ولی هر بازی هزینهای داره که برای هرکی فرق داره. معمولا هزینش یه داستانِ. عکس کارت ها عوض میشن. فقط کافیه به عکسی که میخواید فکر کنید.
یه بسته کارت بازی. کارت ها کلی نقاشی مختلف روشونه و رنگارنگن ولی هارمونی خاصی دارن. بازی روش خاصی نداره. میتونید هرجور میخواید باهاش بازی کنید. کارت ها باهاتون همکاری میکنن. کارت ها متعلق به دوتا پسر دوقلو هستن. میتونید باهاشون بازی کنید اوناهم اگه برنده شدید براتون یه لطیفه میگن. اگه ببازید یدونه از کارت هارو بهتون میدن. به هرحال دو سر برده. ولی هر بازی هزینهای داره که برای هرکی فرق داره. معمولا هزینش یه داستانِ. عکس کارت ها عوض میشن. فقط کافیه به عکسی که میخواید فکر کنید.
Telegram
دیلیگاه لیلیان
اینجا سیمپ میکنیم
ناشناس : https://news.1rj.ru/str/DailyLilian/23971
لیست هشتگ : https://news.1rj.ru/str/DailyLilian/23972
ارشیو ناشناسا : https://news.1rj.ru/str/Lilian_archive
گپ : https://news.1rj.ru/str/+NlErqoem9-kzZjY0
جواب چالشا : https://news.1rj.ru/str/Goshnameeeeee
ناشناس : https://news.1rj.ru/str/DailyLilian/23971
لیست هشتگ : https://news.1rj.ru/str/DailyLilian/23972
ارشیو ناشناسا : https://news.1rj.ru/str/Lilian_archive
گپ : https://news.1rj.ru/str/+NlErqoem9-kzZjY0
جواب چالشا : https://news.1rj.ru/str/Goshnameeeeee
👍1
Saman
تابلوی نئون. تابلوی نئون بالای سر یه مغازهی فروش نوار و سیدی فیلم.(نمیدونم مغازه اسم خاصی داره یا نه😭، فیلم فروشی؟)
چراغای نئون بنفش و صورتی. همیشه روشنه و به خیابون حس جالبی میده. آدمایی که از اون خیابون رد میشن معمولا میان تا زیر نورش عکس بگیرن برای همین مغازه اوضاع خوبی داره. گاهی اوقات کمنور میشه ولی تا الان خاموش نشده.
(و هی، چرا سطل زباله. دونت سی ایت.)
تابلوی نئون. تابلوی نئون بالای سر یه مغازهی فروش نوار و سیدی فیلم.(نمیدونم مغازه اسم خاصی داره یا نه😭، فیلم فروشی؟)
چراغای نئون بنفش و صورتی. همیشه روشنه و به خیابون حس جالبی میده. آدمایی که از اون خیابون رد میشن معمولا میان تا زیر نورش عکس بگیرن برای همین مغازه اوضاع خوبی داره. گاهی اوقات کمنور میشه ولی تا الان خاموش نشده.
(و هی، چرا سطل زباله. دونت سی ایت.)
❤1
Miel
چراغقوه. یه چراغ قوه با نور سفید. نه خیلی کوچیک نه خیلی بزرگ. به شکل همون چراغ قوه های کلاسیک و معمولی. ازون الایدی ها نه.
چراغقوهای که مخصوص یه پسر بچهست که شبا باهاش زیر پتو کتاب میخونه چون پدر و مادرش نمیزارن شب رو بیدار بمونه. کل روز منتظره شب شه، تا با نور چراغ قوهش بره سر وقت کتاب جدیدش. خیلی به چراغقوهش افتخار میکنه چون از پدربزرگش هدیه گرفته. به کسی نشونش نمیده چون میترسه خراب شه. ولی خب خیلی چراغقوه محکمی هست. تاحالا چندبار از تو جیب کاپشنش موقع دوچرخه سواری(چراغ قوه بیشتر مواقع همراهمشه) افتاده ولی هنوز سالمه.
چراغقوه. یه چراغ قوه با نور سفید. نه خیلی کوچیک نه خیلی بزرگ. به شکل همون چراغ قوه های کلاسیک و معمولی. ازون الایدی ها نه.
چراغقوهای که مخصوص یه پسر بچهست که شبا باهاش زیر پتو کتاب میخونه چون پدر و مادرش نمیزارن شب رو بیدار بمونه. کل روز منتظره شب شه، تا با نور چراغ قوهش بره سر وقت کتاب جدیدش. خیلی به چراغقوهش افتخار میکنه چون از پدربزرگش هدیه گرفته. به کسی نشونش نمیده چون میترسه خراب شه. ولی خب خیلی چراغقوه محکمی هست. تاحالا چندبار از تو جیب کاپشنش موقع دوچرخه سواری(چراغ قوه بیشتر مواقع همراهمشه) افتاده ولی هنوز سالمه.
Telegram
Miel
Kinda a musician.
My dear Nel
تاس. یه تاس خاکستری که نقطه هاش سفیده. روی تاس فقط عددای زوج وجود داره، و یک. رنگ سفید نقطه هاش چشم رو خیره میکنن انگاری برق میزنن.تاس برای کیه؟
تو کوچه پس کوچه های شهر، یه مرد هست که به شر بودن معروفه. بزرگ شدهی همون خیابونا. یه تاس دستشه که مدام اون رو بالا میندازه و میگیره. تصمیماتش رو بر اساس اون تاس میگیره. خودش برای انتخاباتش یه سیستم خاص داره. ولی از «یک» متنفره. «یک» همیشه با شرایط منطبق میشه، پس یعنی خودش باید تصمیم بگیره و مسئولیت انتخاب رو دوش خودش میافته.
برعکس بزرگترا، بچه ها خیلی دوستش دارن. تنها کسایین که اجازه دارن به تاس دست بزنن. اونارو روی دوشش مینشونه و بچه ها تاس رو زیر نور میگیرن و با دقت بهت نگاه میکنن. توی نور، درخشندگیش رو از دست میده.
تاس. یه تاس خاکستری که نقطه هاش سفیده. روی تاس فقط عددای زوج وجود داره، و یک. رنگ سفید نقطه هاش چشم رو خیره میکنن انگاری برق میزنن.تاس برای کیه؟
تو کوچه پس کوچه های شهر، یه مرد هست که به شر بودن معروفه. بزرگ شدهی همون خیابونا. یه تاس دستشه که مدام اون رو بالا میندازه و میگیره. تصمیماتش رو بر اساس اون تاس میگیره. خودش برای انتخاباتش یه سیستم خاص داره. ولی از «یک» متنفره. «یک» همیشه با شرایط منطبق میشه، پس یعنی خودش باید تصمیم بگیره و مسئولیت انتخاب رو دوش خودش میافته.
برعکس بزرگترا، بچه ها خیلی دوستش دارن. تنها کسایین که اجازه دارن به تاس دست بزنن. اونارو روی دوشش مینشونه و بچه ها تاس رو زیر نور میگیرن و با دقت بهت نگاه میکنن. توی نور، درخشندگیش رو از دست میده.
Telegram
ThE.NeliA.
She/Her
INTJ
( http://t.me/HidenChat_Bot?start=1228179321 )
INTJ
( http://t.me/HidenChat_Bot?start=1228179321 )
❤1
Sim
چتر. یه چتر سفید یکدست با توپ توپای رنگی رنگی. زیر چتر سیاهه. فقط همین یدونه چتر رو تو خونه دارن و کل اعضای خونه ازش استفاده میکنن. بچهی کوچیک خانواده وقتی رفته بودن دریا، اون رو توی مغازه های کنار ساحل دیده بوده. همونجا نشسته و انقدر گریه کرده تا چتر رو براش خریدن. تو کل مسیر برگشت به خونه، چتر رو گرفته بوده تو بغلش. بعدم آویزنش کرده بودن به چوب لباسیِ تو پذیرایی. وقتی بارون میگیره و همه میخوان برن بیرون، هرکی اولین نفر به چتر برسه، خوش شانس تره چون اون روز خیس نمیشه. شاید فقط باید چندتا چتر دیگه بخرن. ولی بچهی کوچیکِ خانواده نمیذاره چتر دیگهای بخرن.
چتر. یه چتر سفید یکدست با توپ توپای رنگی رنگی. زیر چتر سیاهه. فقط همین یدونه چتر رو تو خونه دارن و کل اعضای خونه ازش استفاده میکنن. بچهی کوچیک خانواده وقتی رفته بودن دریا، اون رو توی مغازه های کنار ساحل دیده بوده. همونجا نشسته و انقدر گریه کرده تا چتر رو براش خریدن. تو کل مسیر برگشت به خونه، چتر رو گرفته بوده تو بغلش. بعدم آویزنش کرده بودن به چوب لباسیِ تو پذیرایی. وقتی بارون میگیره و همه میخوان برن بیرون، هرکی اولین نفر به چتر برسه، خوش شانس تره چون اون روز خیس نمیشه. شاید فقط باید چندتا چتر دیگه بخرن. ولی بچهی کوچیکِ خانواده نمیذاره چتر دیگهای بخرن.
Telegram
⛵️✨️Sim for simple✨️⛵️
طبق آخرین اطلاعات پزشکی ۲۲ سالمه☝️
❤1